
کلیپ وسخنرانی وپست وسرودهای مذهبی واسلامی
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
مشاهده تازه · اطمینان متوسط · 448 نمونه پست · پوشش داده: 2026/06/18 تا 2026/08/18
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 439 پست مشاهدهشده و 1 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-12 تا 2026-08-18
📜🌺📜🌺📜🌺📜🌺📜💞بِسْـمِ اللهِ الـرَّحـْمـنِ الـرَّحِـيـم💞🔸 زندگانـی پیامـبران🔸💢 قســمت ←شصت و هشتم← زندگی حضرت یحیی عليه السلام 📜🌺در سرگذشت حضرت زکریا عليه السلام گفته شد، از این جهت که پسری نداشت تا جانشین او گردد هر چند که خیلی سالخورده و مسن بود و عمر او بالغ به 90 سال بود از خداوند خواست که به او پسری عطا فرماید. در نتیجه خداوند دعای او را قبول کرد و به او پسری عطا فرمود به نام یحیی. چنانکه خداوند میفرماید: 📖﴿فَنَادَتۡهُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ وَهُوَ قَآئِمٞ يُصَلِّي فِي ٱلۡمِحۡرَابِ أَنَّ ٱللَّهَ يُبَشِّرُكَ بِيَحۡيَىٰ مُصَدِّقَۢا بِكَلِمَةٖ مِّنَ ٱللَّهِ وَسَيِّدٗا وَحَصُورٗا وَنَبِيّٗا مِّنَ ٱلصَّٰلِحِينَ٣٩﴾ 🥀[آل عمران: 39]🥀📖«پس فرشتگان، او را در حالی که در محراب عبادت به نماز ایستاده بود، ندا دادند که خدا تو را به یحیی بشارت میدهد که تصدیق کننده کلمهای از سوی خدا [یعنی مسیح] است و سرور و پیشوا، و از روی زهد و حیا نگاهدار خود از مُشتهیات نفسانی، و پیامبری از شایستگان است..»📜🌺فهم و زکاوت حضرت یحیی درایام کودکی نمایان بود و بعد از بلوغ به درجه شامخ نبوت نائل گشت و مروج و مبلغ دین حضرت موسی یعنی کتاب آسمانی «تورات» گردید. چنانکه خداوند در سوره مریم میفرماید: 📖﴿يَٰيَحۡيَىٰ خُذِ ٱلۡكِتَٰبَ بِقُوَّةٖۖ وَءَاتَيۡنَٰهُ ٱلۡحُكۡمَ صَبِيّٗا١٢ وَحَنَانٗا مِّن لَّدُنَّا وَزَكَوٰةٗۖ وَكَانَ تَقِيّٗا١٣ وَبَرَّۢا بِوَٰلِدَيۡهِ وَلَمۡ يَكُن جَبَّارًا عَصِيّٗا١٤ وَسَلَٰمٌ عَلَيۡهِ يَوۡمَ وُلِدَ وَيَوۡمَ يَمُوتُ وَيَوۡمَ يُبۡعَثُ حَيّٗا١٥﴾ 🥀[مریم: 12-15]🥀📖یعنی هنگامی که یحیی متولد شد و بزرگ گردید و به سن رشد رسید خطاب به او گفتیم: «ای یحیی کتاب تورات را با قوت و قدرت هر چه بیشتر و تمامتربرگیر و با جد و جهد هر چه بیشتر بدان عمل کن، ما در کودکی بدو بینش دینی و فهم احکام الهی موجود در تورات دادیم و از فضل خود بدو مهر و محبت فراوان دادیم و بر رحم و عطوفت عظیمش سرشتیم و برکت و پاکی نیک رفتار و نیکوکار بود و زورگو و سرکش نبود. درود بر او باد در سراسر زندگیش آن روز که متولد شده است و آن روز که میمیرد و آن روز که زنده و برانگیخته میشود»📜🌺خداوند بزرگ در این چند آیه مزبور در مورد حضرت یحیی در حدود نه صفت خوب و ویژگی عالی را نسبت به او تصریح فرموده است ، حضرت یحیی به درجهای رسیده بود که خداوند با او سخن گفت و فرمود: ای یحیی این کتاب را بگیر.📜🌺خداوند از دوران کودکی به او فهم و هوش و درایت سرشار بخشیده بود.خداوند از او بسیار مهربان و بسیار دارای رحم یاد میکند.از هر فعل و رفتار بد پاک و دور بوده است.بسیار پرهیزگار بوده است.📜🌺هرگز از فرمان پدر و مادرش سرپیچی نکرده است.بسیار متواضع بوده است.هرگز فکر و خیال گناه از قلب و نیت او سر نزده است.📤 ان شاءالله ادامـه دارد...
🌙 #خلوت_بندگی #قناعتقناعت به این معنا نیست که برای بهتر شدنِ زندگی تلاش نکنیم؛ به این معناست که دلمون رو اسیرِ نداشتههامون نکنیم. آدمِ قانع، هم میتونه پیشرفت کنه، هم میتونه آروم بخوابه؛ چون ارزشِ خودش رو در داراییهاش نمیبینه، بلکه در رضایتِ خدا از خودش میبینه.
#روزشماری_بامحبوب_حجازیﷺ#روز نود (بخش دوم)کودکانی که از گرسنگی ناله میکنند.در تاریکیِ شب برای رساندنِ یک کیسه گندم به عمهاش راه افتاده بود. همان لحظه با ابوجهل روبرو شد. ابوجهل بر سرش فریاد زد و گفت:«تو داری برای خانوادهٔ پیامبر مواد غذایی میبری؟ اگر این کار را بکنی، تو را پیشِ همه رسوا خواهم کرد.»در همین هنگام، رهگذری آنها را دید. نزدیک شد و از ابوجهل پرسید:«چه خبر است؟ میخواهی مانع انسانی شوی که میخواهد برای عمهاش یک کیسه گندم ببرد؟!»ابوجهل توجهی به این شخص نکرد و همچنان مانع رفتنِ حاکم میشد و اجازه نمیداد برود. صدای نالهٔ کودکانِ گرسنهٔ محلهٔ ابوطالب بلند بود. درحالیکه حاکم همهٔ توانش را به کار میبست تا گندم را برساند، ابوجهل مانع میشد. آن رهگذر سیلی محکمی به صورت ابوجهل زد و ابوجهل بر زمین افتاد. در این درگیری، حاکم موفق شد خودش را به سرعت به عمهاش برساند و کیسهٔ گندم را تقدیم کند.نقشهٔ ابوجهل و یارانش نتیجهٔ معکوس داده بود. آنها در حیرتی عظیم بهسر میبردند. سه سال از آغازِ تحریم و محاصره میگذشت؛ اما با وجود آن همه سختی، کسی علیه پیامبرمانﷺ شورش نکرده بود. همهٔ نقشهها نقش بر آب شد و یک بار دیگر مشرکان مغلوب شدند.در این مدت، پیامبرمانﷺ در وظیفهٔ رسالتش اصلاً کوتاهی نفرمود. شب و روز کار میکرد و ذرهای عقب ننشسته بود. او شجاعانه به خدایش اعتماد داشت و هرگز ناامید نمیشد.به اطرافیانش هم امید، محبت و خشنودی میداد و با دعا و صبر منتظرِ یاریِ الله متعال بود.ادامه دارد انشاءالله.
⚖️ #آئینهی_نبوی #قناعت💰 فکر میکنی ثروتمندی یعنی داشتنِ مالِ زیاد؟ پیامبر ﷺ معیارِ دیگهای رو نشون دادن.📜 عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ عَنِ النَّبِيِّ ﷺ قَالَ:«لَيْسَ الْغِنَى عَنْ كَثْرَةِ الْعَرَضِ، وَلَكِنَّ الْغِنَى غِنَى النَّفْسِ»📚 (صحیح بخاری: ۶۴۴۶ | صحیح مسلم: ۱۰۵۱)ترجمه: «ثروتمندی به فراوانیِ دارایی نیست، بلکه ثروتمندیِ [حقیقی]، ثروتمندیِ دل است.»💡 درسِ اخلاقی: خیلی از آدمهایی که مالِ زیادی دارن، هنوز دلشون گرسنهی بیشتره؛ و خیلی از آدمهای سادهزیست، دلی سیر و آروم دارن. ثروتِ واقعی، رضایتِ درونیه، نه رقمِ حساب.
حضرت بی بی هاجره را فراموش نکن ...او در دلِ بیابان ناممکنترین چیز رامیجست: «آب»! خداوند به تلاششپاسخ داد و به او بخشید 🧡✨تو چرا با فکر کردن به ناممکن بودنِچیزیاز تلاش کردن دست میکشی؟!
حتی خوابها هم حسودانی دارند !ببین که یعقوب به یوسف گفت : « قالَ يا بُنَيَّ لا تَقصُص رُؤياكَ عَلىٰ إِخوَتِكَ فَيَكيدوا لَكَ كَيدًا » فرزند عزیزم! خواب خود را برای برادرانت بازگو مکن، (چرا که مایهی حسد آنان میشود، و اهریمن ایشان را بر آن میدارد) که برای تو نیرنگ بازی و دسیسهسازی کنند.#ادهم_شرقاوی
🌴🕋🕌7⃣6⃣زندگانی پیامبر اسلامﷺ ﴿۶۷﴾وفات ابوطالب و خدیجهؓ:«ابوطالب» و «خدیجهؓ» هر دو در یک سال یعنی سال دهم بعثت چشم از جهان فرو بستند ۔ آنها در حمایت و وفاداری به رسول خدا ﷺ «لحظهای فروگذار نکردند ۔ البته «ابوطالب» مشرف به اسلام نشد ۔ بعد از وفات او، مشکلات زیادی بر رسول اکرم ﷺ هجوم آورد»۔(¹)تأثیر قرآن بر دلهای پاک:«طفیل بن عمرو دوسیؓ» وارد «مکه» شد ۔ او مردی شریف و شاعری فهمیده بود ۔ «قریش» او را از ملاقات با رسول خداﷺ و گوش دادن به سخنانش برحذر میداشتند و میگفتند: ما میترسیم تو و قومت مانند ما مبتلای مصیبت گردید ۔ پیشنهاد میکنیم که با او سخن نگویی و حرفش را گوش نکنی ۔ «طفیلؓ» میگوید:«سوگند به خدا! آنها به قدری اصرار نمودند که من تصمیم گرفتم حرفی از او نشنوم و با وی سخن نگویم؛ حتی در گوشهایم پنبه گذاشتم و بعد به مسجد رفتم ۔ دیدم رسول خداﷺ «در کنار کعبه مشغول خواندن نماز است ۔ من نزدیک آنحضرت ﷺ ایستادم ۔ خواست خدا این بود که قسمتی از گفتارش به گوش من برسد ۔ واقعاً سخن دلنوازی بود ۔ با خود گفتم: مادرم به عزایم بنشیند(²) قسم بخدا! من که مردی خردمند و شاعر هستم و میتوانم خوب را از بد تشخیص بدهم، با این وصف چه مانعی دارد سخن این مرد را بشنوم ۔ اگر حرفهای او خوب باشد، میپذیرم و اگر بد باشد، رد میکنم» ۔ همین که رسول اکرم ﷺ«وارد خانه شد، «طفیلؓ» نیز به خدمت آنحضرت ﷺ» رسید و داستان خود را بازگو کرد ۔ حضرت رسول خداﷺ، آیین اسلام را بر او عرضه داشت و مقداری از قرآن مجید را برای او تلاوت نمود ۔ «طفیلؓ» مشرف به اسلام گردیده و به سوی قبیلهاش، به عنوان داعی اسلام برگشت و همه افراد خانواده خود را به اسلام دعوت کرد و گفت: تا زمانی که شما اسلام نیاورید من در میان شما سکونت نمیکنم که همگی به اسلام گرویدند ۔ بعد قبیله «دوس» را به اسلام دعوت کرد؛ در نتیجه فعالیت او اسلام در میان آن قبیله رواج یافت(³)۔حضرت «ابوبکرؓ» در خانه خود پروردگارش را عبادت میکرد ۔ بدین جهت نمازش آشکار نمیشد ۔ بعد به فکرش رسید که مسجدی در حیاط خانهاش بسازد ۔ لذا مسجدی ساخت و در آن به خواندن نماز و تلاوت قرآن میپرداخت ۔ زنان و فرزندان مشرکین نزد او جمع میشدند و ازدحام میکردند و به سوی او مینگریستند و متأثر میشدند، او مردی رقیق القلب بود و زیاد گریه میکرد ۔ هنگام خواندن قرآن از چشمانش اشک میبارید، دیدن این منظره، سران «قریش» را به وحشت انداخت ۔ به «ابن دغنه» که حضرت «ابوبکرؓ» را تأمین داده بود، پیام فرستادند و او را نزد خود فرا خوانده، و خطاب به وی چنین گفتند: ما «ابوبکرؓ» را به امان تو تأمین دادهایم مشروط بر این که در داخل خانهاش خدای خود را عبادت کند، اما «ابوبکرؓ» این شروط را رعایت نکرده و مسجدی در حیاط خانهاش ساخته و آشکارا به خواندن نماز و تلاوت قرآن میپردازد ۔ ما میترسیم که مبادا زنان و فرزندان ما را به سوی خود جلب کند ۔ از شما میخواهیم که او را از این کار باز دارید ۔ اگر دوست دارد که در خانهاش خدا را عبادت کند اجازه دارد ولی اگر اصرار ورزد که حتماً آشکارا عبادت کند و قرآن را با صدای بلند بخواند، شما امان خود را از وی پس بگیرید ۔ چرا که ما دوست نداریم عهد شما را بشکنیم و نیز حاضر نیستیم به «ابوبکرؓ» اجازه دهیم که در انظار مردم به طور علنی و آشکارا عبادت کند ۔وقتی «ابن دغنه» این سخنان تهدیدآمیز و متعرضانه «قریش» را به حضرت «ابوبکر صدّیقؓ» رسانید، حضرت در پاسخ گفت: «از امروز از حمایت و پناهندگی شما بیرون میروم و به پناه خداوند روی میآورم و راضی به پناهندگی خداوند (عزّوجل) هستم»(⁴) منابع: (¹) - سيرة ابن هشام: ج: ١ ص: ۴۱۵-۴۱۶ ۔(²) - وَاثُكْلَ أُمِّي ۔ عربها این تعبیر را هنگام سرزنش و تعجب میگفتند «مترجم» ۔(³) - همان منبع ص: ۳۸۲-۳۸۴ با تلخیص ۔(⁴) - رواه البخاري في الصحيح عن عائشة، في كِتَابُ الْكَفَالَةِ؛ بَابُ جُوَارِ أَبِيْ بَكْرٍ الصِّدِّيقِ فِيْ عَهْدِ النَّبيِّ صَلَّی اللّٰهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ وَعَقْدِهِ، برقم: (٢٢٩٧)، وعبد الرزاق في المصنف برقم: (٩٧٤٣) ، وأحمد في المسند (۳۴۶/۶) ۔
حکایت: ابوطلحه رضیاللهعنه و باغ محبوبش ابوطلحه انصاری رضیاللهعنه در مدینه باغی بسیار زیبا داشت که به آن بَیرُحاء میگفتند. این باغ برایش بسیار ارزشمند بود و آب گوارایی نیز داشت.روزی این آیه نازل شد:📖 «لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّىٰ تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ»ترجمه:«هرگز به نیکی واقعی نمیرسید تا زمانی که از آنچه دوست دارید، انفاق کنید.»📚 سوره آلعمران، آیه ۹۲وقتی ابوطلحه رضیاللهعنه این آیه را شنید، نزد پیامبر ﷺ رفت و گفت:«ای رسول الله! محبوبترین مال من همین باغ است و آن را در راه الله صدقه میکنم؛ به امید اینکه نزد الله برایم ذخیره شود.»پیامبر ﷺ از این کار خوشحال شدند و فرمودند که این مالی سودمند است و پیشنهاد کردند آن را میان خویشاوندانش تقسیم کند.ابوطلحه رضیاللهعنه نیز چنین کرد و باغ محبوبش را برای رضای الله و کمک به نزدیکانش بخشید.📚 منبع حکایت: صحیح بخاری، حدیث ۱۴۶۱؛ صحیح مسلم، حدیث ۹۹۸.✨ پیام حکایت:محبت واقعی به الله فقط با حرف ثابت نمیشود؛ گاهی انسان باید از چیزی که بسیار دوست دارد، برای رضای الله بگذرد.🌸 «ارزش بخشش فقط به مقدار چیزی نیست که میبخشی؛ گاهی ارزشمندترین بخشش، چیزی است که خودت بیشتر از همه دوستش داری.»
*شب، وقتی که خواب را از خود میرانیم*✍️ عبیدالله شکریشب، آرام و بیصدا از راه میرسد؛ چراغها یکییکی خاموش میشوند و جهان، خسته از هیاهوی روز، آغوشش را به روی خواب میگشاید. اما گاهی ما در برابر این دعوت دلنشین مقاومت میکنیم؛ ساعتها در گوشی میچرخیم، فیلم میبینیم، درس میخوانیم یا در فکرهای بیپایان خود غرق میشویم و خواب را به فردایی نامعلوم موکول میکنیم. غافل از اینکه شببیداری، فقط بیدار ماندن چند ساعت اضافه نیست؛ آرامآرام بهایش را از جسم و جان ما میگیرد.خواب، استراحت سادهی بدن نیست؛ فرصتی است برای بازسازی. مغز در هنگام خواب، اطلاعات و خاطرات روز را سامان میدهد، بدن فرصت ترمیم پیدا میکند و انرژی لازم برای روز بعد فراهم میشود. وقتی این فرصت را از خود میگیریم، صبح ممکن است با چشمانی سنگین، ذهنی خسته و حوصلهای کم از خواب برخیزیم؛ گویی بخشی از توانمان را در تاریکی شب جا گذاشتهایم.شببیداری مداوم میتواند تمرکز و حافظه را ضعیف کند و توانایی یادگیری و تصمیمگیری را کاهش دهد. کسی که شبها دیر میخوابد، ممکن است روز بعد در کلاس، محل کار یا هنگام مطالعه احساس کند ذهنش با او همراه نیست. حتی سادهترین کارها گاهی دشوار و خستهکننده به نظر میرسند.زیان شببیداری تنها به ذهن محدود نمیشود. کمبود خواب میتواند بر سلامت جسم نیز اثر بگذارد و با افزایش خطر برخی مشکلات مانند افزایش وزن، اختلالات متابولیک و بیماریهای قلبیعروقی ارتباط داشته باشد. از سوی دیگر، کمخوابی میتواند خلقوخو را تغییر دهد؛ آدمی که خواب کافی ندارد، ممکن است زودتر عصبانی، بیحوصله یا غمگین شود.شاید تلخترین بخش ماجرا این باشد که شببیداری گاهی به عادتی خاموش تبدیل میشود. شب اول میگوییم «فقط امشب»، شب دوم «کار دارم»، و پس از مدتی، دیر خوابیدن بخشی از سبک زندگیمان میشود. در حالی که بدن، هر شب بیصدا پیام میدهد: برای ادامه دادن، به استراحت نیاز دارم.البته گاهی بیدار ماندن تا دیروقت اجتنابناپذیر است؛ اما آنچه اهمیت دارد، تبدیل نشدن آن به یک عادت همیشگی است. کنار گذاشتن تلفن همراه پیش از خواب، داشتن ساعت خواب منظم، کاهش مصرف کافئین در ساعات پایانی روز و فراهم کردن محیطی آرام و تاریک میتواند به بهتر شدن خواب کمک کند.شب برای بیداری بیپایان آفریده نشده است. شب، فرصتی است برای آرام گرفتن، برای آنکه ذهن از هیاهوی روز فاصله بگیرد و بدن دوباره توان خود را به دست آورد. شاید گاهی تصور کنیم با نخوابیدن، ساعتهای بیشتری به دست میآوریم؛ اما اگر این ساعتها فردای ما را خستهتر و کمتوانتر کنند، واقعاً چیزی به دست آوردهایم؟خواب، دزدی از وقت نیست؛ سرمایهگذاری برای فرداست. پس بهتر است پیش از آنکه خستگی، تمرکز، سلامتی و شادابیمان را آرامآرام از ما بگیرد، به صدای خاموش شب گوش دهیم و اجازه دهیم خواب، مهمان همیشگی خانهی شبهای ما باشد.
گاهی جهان، در چشمهای ما خاکستری و مبهم میشود طوری که مرز میان راه و بیراهه گم میشود و افق در مه تردید ناپدید میشود. گاهی آنقدر در تاریکی گرفتار میشویم که حتی نشانی از نور در دوردستترین نقطهٔ نگاهمان پیدا نیست.گاهی زندگی از ما نمیخواهد تمام مسیر را بدانیم فقط میخواهد قدم بعدی را برداریم.حرکت کنیم، حتی با دلی لرزان ادامه دهیم حتی با چشمانی خسته و ایمان داشته باشیم که هر قدم اندکی از تاریکی را پشت سر میگذارد.شب، هرچقدر هم طولانی باشد، سرانجام تسلیم سپیده میشود. ابرها هرچقدر آسمان را بپوشانند، نمیتوانند خورشید را برای همیشه پنهان کنند.و هیچ زمستانی آنقدر قدرتمند نیست که آمدن بهار را برای همیشه به تأخیر بیندازد.شاید امروز رنگهای زندگی را نبینی اما این به معنای نبودنشان نیست گاهی رنگها فقط در انتظار نخستین شعاع نورند تا دوباره خودشان را آشکار کنند. پس اگر در میانهٔ یک راه خاکستری ایستادهای، اگر نمیدانی فردا چه چیزی در انتظارت است، اگر نور امید برایت کمسو شده است،باز هم قدم بردار. لازم نیست همیشه قوی باشی گاهی همین که تسلیم نشوی، خودش بزرگترین شکل شجاعت است.{أَلَيْسَ الصُّبْحُ بِقَرِيبٍ}آیا صبح نزدیک نیست؟
✵#تفسیر_سوره_نازعات✵✺آیه: ❻﴿يَوۡمَ تَرۡجُفُ ٱلرَّاجِفَةُ ٦﴾.روزی که دمیدن نخستین صورت میگیرد و از اثرش زمین در اضطراب میآید، اهلش را میلرزاند، با همه موجوداتی که بر روی آن است به سختی تکان میخورد و به طور ناگهانی و طرز دهشتآوری به جنبش میآید.
✵#تفسیر_سوره_نازعات✵✺آیه:❺﴿فَٱلۡمُدَبِّرَٰتِ أَمۡرٗا ٥﴾.و به فرشتگانی سوگند یاد کرده که فرمان خداوند (عزوجل) را در زمنیۀ باران و بادها، نوشتن اعمال، نگهبانی مردم و انجام هر دستوری در زمینۀ رحمت و عذاب به اجرا میگذارند.
✵#تفسیر_سوره_نازعات✵✺آیه:❹﴿فَٱلسَّٰبِقَٰتِ سَبۡقٗا ٤﴾.الله (عزوجل) به فرشتگانی سوگند یاد کرده که ارواح مؤمنان را با شتاب به سوی جایگاهشان میبرند تا از نعمتها بهرهمند شوند و از آنچه حقتعالی برایشان وعده داده به تأخیر نیفتند.
*با توجه به فرارسیدن فصل بازگشایی مدارس*نیازمندان و دانش آموزان تنگدست را از یاد نبریم شاید چند جلد دفتر و چندتا قلم و خودکاری که به دست یک نوجوان میرسانیم در آینده به تیغ جراحی در دست یک پزشک یا خط کش طراحی یک مهندس یاتبدیل شود*امروزمان هرچه باشد فردایمان بیشتر از پیش نیازمند همین بچه های مدرسه ای هستیم با تشکر و دعای قبولی حسنات شما خانم ریگی ۵۸۹۲۱۰۱۶۶۱۳۲۶۶۷۴راضیه،ریگی بانک سپه
💢 پاداشی بی حساب برای صابران !✨إِنَّمَا يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُم بِغَيْرِ حِسَابٍ✨"جز این نیست ڪه صابران ، پاداش خود را بیشمار و تمام دریافت میکنند". ✍ زمر ۱۰☑️ حافظ ابن جوزی رَحِمهُ اللّٰهُ میفرماید: یعنی به آنان چنان بخشش عظیمی داده میشود ڪه قابل شمارش و اندازه گیری نیست و از مرز اعمالشان فراتر می رود. آنان کسانی هستند ڪه بخاطر خدا ، بر تمام مشکلات و مصیبتهایی ڪه به آنان رسید ، صبر پیشه کردند. حال پاداشی به آنان تعلق میگیرد ڪه نه به اندازهٔ کارهای نیکشان ، بلکه بسیار بیشتر از آن است.📚 منبــع : تفسیر زاد المسیر ابن جوزی حنبلی☑️ خداوند پاداش صبرکنندگان را نه بر اساس اندازه اعمالشان ، بلکه فراتر از هر حسابی و بی نهایت می بخشد. هر کس بخاطر خدا بر سختیها صبر کند ، اجر و پاداشی خواهد یافت ڪه گنجایش شمارش ندارد و از تصور انسان بیرون است.☑️ منظور از « صبر » در این آیه ، فقط تحمل سختی نیست ، بلکه شامل سه نوع صبر میشود ڪه پاداش بی حساب دارند:⦿ صبر بر اطاعت و عبادت : مانند نماز خواندن در سختی (سرما و گرما ، خستگی روز ، بی حالی و ... ) روزه گرفتن در گرمای طاقت فرسا ، جهاد در راه خدا با وجود ترس و سختی ، و انفاق مال با وجود نیاز و دوست داشتن آن.⦿ صبر بر معصیت ( ترک گناه ) : مانند نگاه نکردن به نامحرم در جامعه امروزی ، ترک غیبت وقتی همه مشغول بدگویی هستند، پرهیز از رشوه و حرام در محیط کاری آلوده ، ترک دروغ حتی به نفع خود ، و ترک لهو و لعب وقتی همه دوستان اصرار دارند.⦿ صبر بر بلا و مصیبت: مانند صبر بر مرگ عزیزان و نگفتن « اف » و ناشکری ، صبر بر بیماری سخت و طولانی ، صبر بر فقر و تنگدستی ، صبر بر ظلم دیگران و نیندیشیدن به انتقام ، و صبر بر خیانت دوستان و نامردی مردم.⚫️ چرا این صبرها « بی حساب » پاداش دارند؟ چون صبر ، ریشه همه خوبی هاست. کسیکه صبر دارد ، میتواند:● نماز بخواند → به برکت صبر.● روزه بگیرد → به برکت صبر.● از گناه دوری کند → به برکت صبر.● در بلاها نشکند → به برکت صبر.پس صبر ، کلید همه خیرات است ، به همین دلیل اجر آن بی حساب و بی نهایت است.با انتشار مطالب کانال ، در ثواب آن شریک شویدکانال داعیان اسلام @dahyain_isalam
📜🌺📜🌺📜🌺📜🌺📜💞بِسْـمِ اللهِ الـرَّحـْمـنِ الـرَّحِـيـم💞🔸 زندگانـی پیامـبران🔸💢 قســمت ←شصت و هفتم←زندگی حضرت زکریا عليه السلام 📜🌺زکریا گفت: پروردگارا نشانهای دال برتحقق این مژده برایم بگذار. خدا به او فرمود: نشانه به جا آمدن آرزوی تو این است که سه شبانه روز تمام نمیتوانی با مردم سخن بگوئی با وجود این که تو از لحاظ اعضاء و حواس سالم و تندرست خواهی بود»📜🌺بعد از این بشارت، زکریا از محراب عبادت بیرون آمد و به پیش قوم خود رفت و با رمز و اشاره بدیشان گفت: بامدادان و شامگاهان به شکرانه این نعمت که در سرنوشت آینده همه شما تأثیر بسزا دارد به تسبیح و تقدیس خدا بپردازید.📜🌺بعد از نه ماه و نه روز یعنی شش ماه قبل از تولد حضرت عیسی، حضرت یحیی متولد شد ولی حضرت زکریا بعد از تولد عیسی و تکلف سرپرستی او و مادرش حضرت مریم، خداوند او را به بلای بزرگی ابتلاء و آزمون کرد، حضرت مریم حامله گردید و بعد از نه ماه و نه روز حضرت عیسی متولد گردید. 📜🌺ولی از آنجا که حضرت زکریا سرپرستی مریم و فرزندنش را به عهده داشت و به نزد آنها رفت و آمد داشت، اسرائیلیها نسبت به حضرت زکریا بهتان ورزیدند و در میان خودشان میگفتند که چگونه یک زن بدون شوهر دارای فرزند میگردد، حتماً زکریا «العیاذ بالله» با او جمع شده است. 📜🌺از این جهت قصد کشتن او را داشتند و میخواستند او را بکشند. حضرت زکریا از این خبر آگاه شد و فرار کرد تا به درختی رسید با اراده الهی درخت به صدا درآمد و شکمش را بازکرد و گفت: ای زکریا بیا داخل شکم من شو و خودت را پنهان کن.📜🌺در این هنگام حضرت جبرئیل به نزد او آمد و گفت: خدای تعالی میفرماید چرا مرا فراموش کرد؟ و به درخت پناه برد در حالی که پناه دهنده واقعی و حقیقی همه مبتلایان و مضطران تنها من هستم.📜🌺بالآخره اسرائیلیها او را تعقیب میکردند تا اینکه شیطان در صورت یک آدم پیش آنها حاضر شد و گفت زکریا در میان این درخت خودش را پنهان کرده است. اسرائیلی ها آمدند و درخت را قطع کردند، سر زکریا همراه با قطع درخت دو نیمه شد و در نتیجه حضرت زکریا درسن یکصد و سی سالگی به مقام شامخ شهادت عظمی نایل گردید.📤 ان شاءالله ادامـه دارد...کانال داعیان اسلام @dahyain_isalam
اگر « سمیه بنت خیاط » با ابوجهل مواجه بود ، بدانید که ما امروز با هزاران ابوجهل مواجهیم ...ابوجهلها امروز در رسانهها ، سایتها ، شبکههای اجتماعی ، خیابانها و ... حضور فعال دارند که به سختی میتوان از دایرهی وسوسهها و شبهات آنان رهایی یافت. ابوجهلها در کارند که ما را از پایبندی به دینمان بازدارند.پس بر دین خود ثابت قدم باشیم و به یاد آوریم که رسول الله ﷺ در مورد شکنجه سمیه ، یاسر و فرزندشان عمار چه فرمود: صبر پیشه دارید ای آل یاسر ، که وعدگاه شما بهشت است ...با انتشار مطالب کانال ، در ثواب آن شریک شویدکانال داعیان اسلام @dahyain_isalam
عن ابو هریره رضیاللهعنه؛ قَالَ: جَاءَ رجلٌ إِلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و سلم فَقَالَ: يَا رسولَ الله مَا لَقِيْتُ مِنْ عَقْرَبٍ لَدَغَتْنِي البَارِحَةَ! قَالَ: «أمَا لَوْ قُلْتَ حِيْنَ أمْسَيْتَ: أعُوذُ بِكَلِمَاتِ اللهِ التَّامَّاتِ مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ، لَمْ تَضُرَّك»مسلم(۲۷۰۹)از ابوهریره رضي الله عنه ر ایت است که مردی نزد رسولالله صلى الله عليه و سلم آمد و گفت: ای رسولالله صلیاللهعلیهوسلم از عقربی که دیشب مرا نیش زد، چه همه درد کشیدم! رسولالله صلى الله عليه و سلم فرمود: «اگر شامگاهان میگفتی:أعُوذُ بِكَلِمَاتِ اللهِ التَّامَّاتِ مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ، آسیبی به تو نمیرساند»کانال داعیان اسلام @dahyain_isalam
🍂🍂🍂🍂🍂❣مرگ تاخیری ندارد🌼🍃اسکندر مقدونی در سی و سه سالگی در گذشت روزی که او اين جهان را ترک ميکرد ميخواست يک روز ديگر هم زنده بماند - فقط يک روز ديگر - تا بتواند مادرش را ببيند ، آن 24 ساعت فاصله ای بود که بايد طی ميکرد تا به پايتختش برسد. 🌼🍃اسکندر از راه هند به يونان بر ميگشت و به مادرش قول داده بود وقتيکه تمام دنيا را به تصرف خود درآورد باز خواهد گشت و تمام دنيا را يکپارچـه به او هديه خواهد کرد ، بنابراين اسکندر از پزشکانش خواست تا 24 ساعت مهلت برای او فراهم کنند و مرگش را به تعويق اندازند. 🌼🍃پزشکان پاسخ دادند که کاری از دستشان بر نمی آيد و گفتند که او بيش از چـند دقيقه قادر به ادامهء زندگي نخواهد بود ، اسکندر گفت: "من حاضرم نيمی از تمام پادشاهی خود را - يعنی نيمي از دنيا را در ازای فقط 24 ساعت بدهم" 🌼🍃آنها گفتند :" اگر همه دنيا را هم که از آن شماست بدهيد ما نميتوانيم کاری برای نجاتتان صورت بدهيم امری غير ممکن است" آن لحظه بود که اسکندر بيهوده بودن تمامی کوششهايش را عميقا" درک کرد با تمام داراييش که کل دنيا بود نتوانست حتی 24 ساعت را بخرد. 🌼🍃سي و سه سال از عمرش را به هدر داده بود براي تصاحب چـيزی که با آن حتی قادر به خريدن 24 ساعت هم نبود!کانال داعیان اسلام @dahyain_isalam❣از قناعت هیچکس بی جان نشد ❣از حریصی هیچکس سلطان نشد.
💠 راه محبت با الله متعال، اتباع از پیامبر اکرم ﷺ است 💠﴿اَعُوْذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیْطٰنِ الرَّجِیْمِ، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِیْمِ﴾﴿قُلْ اِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّوْنَ اللهَ فَاتَّبِعُوْنِیْ یُحْبِبْکُمُ اللهُ﴾🔸 الله متعال در آیة بالا میفرماید: ای پیامبر! به امت خود بگویید که اگر شما با الله متعال محبت دارید، پس از من پیروی کنید؛ یعنی راه محبت با الله متعال این است که از سنتهای پیامبر اکرم ﷺ پیروی کنید.🔸 من میگویم که هر اندازه قدم ارزشمند باشد، نقش قدم هم همانقدر ارزش پیدا میکند و این هم واضح است که در کل جهان، قدم هیچ مخلوقی باارزشتر از قدم پیامبر اکرم ﷺ نیست. به همین خاطر، خدایی که با او میخواهید محبت کنید، خودش در قرآن آیه نازل میفرماید و توسط محبوبش میگوید که ﴿فَاتَّبِعُوْنِیْ﴾؛ از من پیروی کنید؛ یعنی هر آنچه پیامبر اکرم ﷺ به شما میدهد، آن را بر سر چشمهای خود بگذارید و از هر آنچه که پیامبر اکرم ﷺ منع میفرماید، دوری کنید.🔸 هرکس میان ارشادات پیامبر اکرم ﷺ و ارشادات الله متعال فرق کند، او ناقدری ارشاد الله متعال را کرده است؛ زیرا الله متعال میفرماید: ﴿مَآاٰتٰکُمُ الرَّسُوْلُ فُخُذُوْهُ﴾؛ پیامبر من هر حکمی که به شما میدهد، آن را بر سر چشمان خود قرار دهید، ﴿وَمَانَهَاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوْا﴾؛ و از هر چیزی که شما را منع میکند، از آن باز بیایید.🔸 الله متعال در آیة بالا مقام پیامبر اکرم ﷺ را بیان نموده است که هر حکمی که من دادهام، آن را انجام بدهید و هر حکمی که پیامبرم داده، آن را نیز انجام بدهید. همچنین از چیزهایی که من منع کردم، دوری کنید و از چیزهایی که پیامبرم منع کرده، از آنها هم دوری کنید.🔸 در میان احکام من و احکام پیامبرم فرق نکنید، چرا که پیامبرم از طرف خود هیچی نمیگوید، او سفیر و ناقل دستورات من است، دستور او دستور من است. او از طرف خود هیچ چیزی نمیگوید، هرچه خدا میگوید، همان از زبان مبارک پیامبر اکرم ﷺ بیرون میشود. ماخذ: آداب عشق رسول ﷺ کانال داعیان اسلام @dahyain_isalam
💧 #پناهگاه_دل #خوش_خلقی😤 وقتی حس کردی رفتارت داره تند و خشک میشه، این آیه رو با خودت زمزمه کن:﴿ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ﴾«[بدی را] با آنچه نیکوتر است دفع کن؛ آنگاه کسی که میانِ تو و او دشمنی بود، گویی دوستی گرم و صمیمی میشود.» (فصلت: ۳۴)🌿 گاهی یه پاسخِ نرم، دشمنی رو به دوستی تبدیل میکنه.کانال داعیان اسلام @dahyain_isalam
💠 *همهٔ صحابهٔ کرام رضیاللهعنهم عادل و مورد اعتمادند*💠🔹حضرت تهانوی رحمهالله میفرمایند:*«الصحابةُ کلُّهم عدول»*یعنی: تمام صحابهٔ کرام رضیاللهعنهم، همگی عادل، راستکردار و معتبرند.🔸با آشکار شدن و پذیرفتن این فضیلتِ بزرگِ صحابهٔ کرام رضیاللهعنهم، تنها این نتیجه حاصل نشده است که *دین اسلام محفوظ مانده؛* بلکه حقیقت آن است که پس از اقرار به فضیلت صحابه، *محبت نسبت به رسول اکرم ﷺ نیز افزایش مییابد.*🔸به هر اندازه که *اعتقاد و اعتماد انسان به صحابهٔ کرام رضیاللهعنهم بیشتر میشود،* به همان اندازه *محبت او نسبت به رسول اکرم ﷺ فزونتر میگردد؛*و به هر اندازه که کسی نسبت به صحابهٔ کرام رضیاللهعنهم دچار *بیاعتمادی و بدگمانی* شود، به همان میزان *محبت او نسبت به رسول خدا ﷺ کاهش مییابد.*🔸زیرا روشن است که اگر گفته شود *شاگردان یک مکتب ناتوان یا ناصالحاند،* بهطور طبیعی در *شایستگی استاد* آن مکتب نیز تردید ایجاد میشود.به همین معناست که گفته شده است:*«چون روح چنین است، فرشتگان نیز چنیناند»؛*یعنی اگر *یاران نزدیک پیامبر ﷺ متهم* شوند، در حقیقت *تربیت و هدایت پیامبر اکرم ﷺ مورد تردید قرار میگیرد.*و این وضعیت، حالتی *بسیار خطرناک، تباهکننده و وصفناپذیر* است.🔸حضرت تهانوی رحمهالله میفرمایند:در همین روزگار ما نیز افرادی یافت میشوند که نسبت به صحابهٔ کرام رضیاللهعنهم *بیاعتقادی و سوءظن* دارند؛ کافی است به *وضعیت دینی* آنان نگریسته شود تا روشن گردد که *ایمان، پایبندی و استواری دینیشان* تا چه اندازه *سست و ضعیف* شده است.*📚 منبع:*الجلاء للابتلاء، مواعظِ اشرفیه، جلد ۵، صفحهٔ ۱۵۴(بازنشر)کانال داعیان اسلام @dahyain_isalam
🌿 حکایت: مرد و درِ باز خانه 🌿روزی مردی در کنار راه، خانهای کوچک دید که همیشه درِ آن باز بود.از صاحب خانه پرسید:«چرا درِ خانهات را همیشه باز میگذاری؟ آیا نمیترسی کسی چیزی بردارد؟»مرد لبخند زد و گفت:«من چیزی در این خانه ندارم که از دست بدهم؛ اما اگر کسی خسته، گرسنه یا غمگین باشد، شاید همین درِ باز باعث شود وارد شود و آرامش پیدا کند.»سالها گذشت و مردم آن روستا همیشه از مهربانی آن مرد یاد میکردند؛ چون خانهاش کوچک بود، اما قلبش بزرگ بود.✨ پیام حکایت:ارزش انسان به بزرگی خانه و دارایی او نیست؛ بلکه به بزرگی قلب، مهربانی و خیررسانی اوست.🌸 «گاهی یک درِ باز، نشانه یک قلبِ باز است.» 🌿کانال داعیان اسلام @dahyain_isalam
🌴🕋🕌6⃣6⃣زندگانی پیامبر اسلامﷺ ﴿۶۶﴾نقض پیمان و پایان محاصره اقتصادی: عدهای از جوانمردان با شعور «قریش» که در رأس آنها «هشام بن عمرو بن ربیعه» قرار داشت، علیه این پیمان به پا خاستند و ناخرسندی خود را نسبت به آن ابراز داشتند ۔ «هشام» فردی انساندوست و در میان قومش دارای وجاهت بود ۔ او نزد بعضی از رجال نرمدل و با مروت «قریش» رفته، غیرت و جوانمردی شان را برای شکستن آن پیمان ظالمانه تحریک نمود، تا این که پنج تن از آنان برای نقض پیمان متعهد شدند ۔روز بعد در جلسه علنی «قریش»، «زُهَیْر بْن أبی اُمَیة» که مادرش «عَاتِکَةُ بِنْت عَبْدِالْمُطَّلِب» بود به پاخاست و رو به مردم کرده، چنین گفت:«ای مردم «قریش»! آیا این منصفانه است که ما غذا بخوریم و لباس بپوشیم و فرزندان «هاشم» از گرسنگی هلاک شوند و کسی با آنها خرید و فروش ننماید؟ قسم بخدا! من اصلاً سر جایم نمینشینم تا این که این پیمان ظالمانه پاره شود!» ۔«ابوجهل» خواست دخالت کند، امّا سودی نبخشید ۔ در این اثنا «مُطْعِم بْن عَدِیّ» بلند شد تا پیمان نامه را پاره کند، امّا دید که موریانه آن را خورده است و فقط جمله: «بِاسْمِكَ اللَّهُمَّ» محفوظ مانده است ۔ حضرت رسول اکرم ﷺ «نیز قبلاً به «ابوطالب» خبر داده بود که موریانه پیمان نامه را خورده است ۔ سرانجام این پیمان ظالمانه نقض و محتوای آن لغو گردید۔(¹) منبع:(¹) - فتح الباري: (۱۹۴/۷)کانال داعیان اسلام @dahyain_isalam
✵#تفسیر_سوره_نازعات✵✺آیه:❸﴿وَٱلسَّٰبِحَٰتِ سَبۡحٗا ٣﴾.و به فرشتگانی سوگند یاد نموده که به امر و حکم پروردگار در آسمان صعود و نزول مینمایند و هر صنفی از ایشان در پیشگاه عظمت و نیروی پادشاه و سلطان جهان به کاری مصروف اند.کانال داعیان اسلام @dahyain_isalam
*با توجه به فرارسیدن فصل بازگشایی مدارس*نیازمندان و دانش آموزان تنگدست را از یاد نبریم شاید چند جلد دفتر و چندتا قلم و خودکاری که به دست یک نوجوان میرسانیم در آینده به تیغ جراحی در دست یک پزشک یا خط کش طراحی یک مهندس یاتبدیل شود*امروزمان هرچه باشد فردایمان بیشتر از پیش نیازمند همین بچه های مدرسه ای هستیم با تشکر و دعای قبولی حسنات شما خانم ریگی ۵۸۹۲۱۰۱۶۶۱۳۲۶۶۷۴راضیه،ریگی بانک سپه
🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂❣اندکی تأمل🌼🍃رسولﷲ ﷺ فرمودند:«در دنیا چنان باش که گویی مسافر یا رهگذری هستی»❣«صحيح بخارى» 🌼🍃سبحان ﷲ! ﷲ متعال به پیامبرشﷺ سخنان جامع، کامل و شیوا عطا کرد.لذا این دو جمله، میتواند چراغی فراروی انسان در مسیر زندگیاش باشد.❣مسافر و رهگذر با هم تفاوت دارند؛ 🌼🍃رهگذر از آبادی یا مسیری میگذرد و آنجا توقف نمیکند. اما مسافر، برای مدتی کوتاه، مثلاً دو یا سه یا ده روز و یا یک ماه در جایی اقامت مینماید و سپس از آنجا کوچ میکند.🌼🍃اما رهگذر و مسافر، محلّ گذر یا اقامتگاه موقّت خود را محل اقامت دایمی یا محل سکونت همیشگی قرار نمیدهند.🌼🍃از اینرو رسولاللّٰه ﷺ فرمودند: ❣«در دنیا چنان باش که گویی مسافر یا رهگذری هستی.»🌼🍃هر مسافر و رهگذری میخواهد به وطن یا نزد خانوادهی خویش بازگردد.لذا اگر انسان در دنیا چنین رویکردی داشته باشد، یعنی خود را در جایگاه یک مسافر یا رهگذر بداند، چیزی جز آخرت نمیخواهد و همواره برای آخرت خود تلاش میکند و چیزی جز آخرت در برابر دیدگانش نیست؛ 🌼🍃از اینرو بهگونهای به سوی آخرت حرکت میکند که به خواستههای ارزشمند اخروی و سعادت همیشگی آن میرسد.کانال داعیان اسلام @dahyain_isalam
📜🌺📜🌺📜🌺📜🌺📜💞بِسْـمِ اللهِ الـرَّحـْمـنِ الـرَّحِـيـم💞🔸 زندگانـی پیامـبران🔸💢 قســمت ←شصت وششم← زندگی حضرت زکریا عليه السلام 📜🌺حضرت زکریا عليه السلام از نوادگان حضرت سلیمان است. خداوند بزرگ او را برای تبلیغ و تشریح تورات و شریعت موسی به قوم بنیاسرائیل به عنوان پیامبر برگزید. شغل او نجاری بود. نام همسر او «إساع» که خواهر مادر حضرت مریم بود یعنی إساع خاله حضرت مریم بود. 📜🌺سن حضرت زکریا بالغ به نود سال بود که هنوز دارای فرزندی از إساع نبود. عمران پدر حضرت مریم نیز از همسرش که «حنه» نام داشت و خواهر إساع و مادر حضرت مریم بود پسری نداشت. فقط دختری داشت به نام مریم که با اراده و مشیئت الهی بدون اینکه ازدواج کند به جهت کرامت برای حضرت مریم به حضرت عیسی حامله گردید وحضرت زکریا ایشان را سرپرستی میکرد.📜🌺حضرت زکریا هرچندکه خیلی سالخورده ومسن بودولی ازخداوندی که بر هر چیز تواناست درخواست کرد که فرزندی را به او عطاء کند تا بعد از اوبرای ترویج و تبلیغ شریعت حضرت موسی به بنی اسرائیلیها جانشین او گردد. چنانکه خداوند در سوره «مریم» میفرماید: 📖﴿قَالَ رَبِّ إِنِّي وَهَنَ ٱلۡعَظۡمُ مِنِّي وَٱشۡتَعَلَ ٱلرَّأۡسُ شَيۡبٗا وَلَمۡ أَكُنۢ بِدُعَآئِكَ رَبِّ شَقِيّٗا٤ وَإِنِّي خِفۡتُ ٱلۡمَوَٰلِيَ مِن وَرَآءِي وَكَانَتِ ٱمۡرَأَتِي عَاقِرٗا فَهَبۡ لِي مِن لَّدُنكَ وَلِيّٗا٥﴾ 🥀[مریم: 4-5]🥀📖«پروردگارا استخوانهای من که ستون پیکر من و محکمترین اعضای تن من است، سستی گرفته است و شعلههای پیری تمام موهای سر مرا فرا گرفته است. پروردگارا من هرگز در دعاهایی که کردهام از درگاه کرم تومحروم و ناامید بازنگشتهام هم اینک نیز مرا دریاب. پروردگارا من از بستگانم بعد از خود بیمناکم چرا که در ایشان شایستگی و بایستگی به دست گرفتن کار و بار دین را نمیبینم و همسرم هم از اول نازا بوده است، پس از فضل خویش جانشینی به من بخش تا از من دین و دانش و از آل یعقوب ثروت و قدرت را ارث ببرد و او را پروردگارا در گفتار و کردار مورد رضایت گردان»📜🌺خداوند تعالی فرمود: 📖﴿يَٰزَكَرِيَّآ إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلَٰمٍ ٱسۡمُهُۥ يَحۡيَىٰ لَمۡ نَجۡعَل لَّهُۥ مِن قَبۡلُ سَمِيّٗا٧﴾ 🥀[مریم: 7]🥀📖«ای زکریا ما ترا به پسری مژده میدهیم که نام او یحیی است وپیش از این کسی را همنام او نکردهایم و شبیه او در صفات فضل و کمال و تقوی و صلاح نیافریدهایم»📜🌺در ادامه خداوند میفرماید: حضرت زکریا گفت: «پروردگارا چگونه مرا پسری خواهد بود با این که همسرم نازا است و من نیز به نهایت پیری رسیدهام و افتاده و فرتوت شدهام؟ خداوند فرمود: مطلب همین گونه است که پیام داده است. 📜🌺پروردگار تو گفته است این کار برای من که خدایم و از هیچ همه چیز را آفریدهام و از جمله خود تو را که قبلاًهیچ نبودی، هستی بخشیدم، آسان است. 📤 ان شاءالله ادامـه دارد...کانال داعیان اسلام @dahyain_isalam
عدالت خداوند در تفاوت ارزاق و ابتلائات کجاست؟بخش ۱ از ۲پاسخ: ریشه این شبهه، خلط بین دو مفهوم «عدالت» و «مساوات» (برابری) و محدود کردن نگاه به «یک تکجلوه» از نوار طولانی زندگی (دنیا) و نادیده گرفتن تصویر کامل (آخرت) است. عدالت الهی اقتضا میکند که هر چیز بر اساس حکمت در جای خود قرار گیرد، نه اینکه اشیاء به صورت یکسان توزیع شوند. تفاوت در روزیها و سختیها، جوهر «امتحان» دنیوی است که نتایج آن و عدالت مطلقش تنها در سرای جزا (آخرت) آشکار میشود؛ جایی که به رنجدیده پاداش داده شده و متنعم، بازخواست میشود.مرحله اول: تخریب منطقی (واکاوی اشکال)۱. مغالطه «مساوات همان عدالت است»:معترض گمان میکند عدالت یعنی همه باید به یک اندازه پول، سلامتی و زیبایی داشته باشند. این یک خطای عقلی فاحش است؛ زیرا اگر خداوند همه را در همه چیز برابر میآفرید، چرخ زندگی از حرکت میایستاد.مثال: اگر همه پزشک بودند، چه کسی نان میپخت؟ اگر همه ثروتمند بودند، چه کسی در ساختوساز کار میکرد؟نتیجه: تفاوت، «سوختِ حرکت» و تکامل در جهان و ضرورتی برای تداوم زندگی اجتماعی است، نه ضدِ عدالت.۲. مغالطه «امتحان یکسان»:دنیا یک سالن امتحان است. در یک امتحان عادلانه، شرط نیست که «سوالات یکسان» باشند، بلکه شرط «عدالت در تصحیح» است.امتحان ثروتمند: شکرگزاری، بخشش و طغیان نکردن.امتحان فقیر: صبر، رضایت و تلاش عزتمندانه.اشکال: معترض در سرایی که ذاتا دارِ «آزمون» است، توقع «پاسخهای یکسان» (نعمت برای همه) دارد.۳. مغالطه «بریدن از سیاق» (دنیا پایان کار نیست):قضاوت درباره عدالت خدا فقط با نگاه به دنیا، مانند قضاوت درباره یک فیلم سینمایی تنها از روی یک سکانس دردناک است.اسلام معادله را اینگونه مطرح میکند: (دنیا + آخرت = عدالت مطلق).حذف «آخرت» از این معادله، زندگی را پوچ میکند، اما اسلام اثبات میکند که هر محرومیت دنیوی، پاداشی اخروی و عظیم دارد که رنج انسان را از یادش میبرد.مرحله دوم: تبیین شرعی۱. دلیل بر حکمتِ تفاوت (تسخیر و تکامل):خداوند میفرماید: «آیا آنان رحمت پروردگارت را تقسیم میکنند؟ ما معیشت آنها را در حیات دنیا میانشان تقسیم کردیم و برخی را بر برخی برتری دادیم تا بعضی، بعضی دیگر را به خدمت گیرند (و کارها پیش رود)...» (زخرف: ۳۲).وجه استدلال: تفاوت برای خدمت متقابل انسانها به یکدیگر (تسخیر) و سامان یافتن زندگی است.۲. دلیل خطر ثروت مطلق (فساد):میفرماید: «و اگر خداوند روزی را برای بندگانش وسعت میبخشید، در زمین سرکشی میکردند، ولی به اندازهای که بخواهد نازل میکند...» (شوری: ۲۷).وجه استدلال: خدا به «شیمیِ روح» انسانها آگاه است؛ برخی را جز ثروت اصلاح نمیکند و برخی را جز فقر. اگر به همه هر چه میخواستند داده میشد، طغیان و فساد میکردند.۳. پاداش شگفتانگیز اخروی:پیامبر ﷺ فرمودند: «روز قیامت بدحالترین فرد دنیا را که اهل بهشت است میآورند و لحظهای در بهشت فرو میبرند. سپس به او میگویند: ای فرزند آدم، آیا هرگز سختی دیدهای؟ میگوید: به خدا قسم خیر پروردگارا، هرگز رنجی بر من نگذشته است.» (روا مسلم).وجه استدلال: یک لحظه (غوطهوری) در نعیم عدالت الهی، رنج یک عمر را از یاد میبرد.کانال داعیان اسلام @dahyain_isalam
۴. میوههای شیرین حیا در زندگیاگر حیا در وجود ما باشد، چه اتفاقی میافتد؟الف) حیا، انسان را به بهشت میرساند:در صحیح بخاری از عمران بن حصین رضی الله عنه روایت است که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند:«الْحَيَاءُ لَا يَأْتِي إِلَّا بِخَيْرٍ»(حیا جز خیر و خوبی به ارمغان نمیآورد.)ب) حیا، زینت و وقار میآورد:امام ترمذی از انس بن مالک روایت میکند که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند:«مَا كَانَ الْفُحْشُ فِي شَيْءٍ إِلَّا شَانَهُ، وَمَا كَانَ الْحَيَاءُ فِي شَيْءٍ إِلَّا زَانَهُ»(فحش و بیادبی هر جا باشد، آن را زشت و بیارزش میکند و حیا هر جا باشد، آن را زیبا و آراسته میسازد.)ج) حیا، از ویژگیهای خداوند است:در سنن ابی داود و نسائی آمده است که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند:«إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ حَيِيٌّ سِتِّيرٌ يُحِبُّ الْحَيَاءَ وَالسَّتْرَ»(خداوند با حیا و پردهپوش است و حیا و پردهپوشی را دوست دارد.)پس اگر خداوند خودش حیا دارد، آیا سزاوار است بندهای که خلیفه خداست، بیحیا و پردهدر باشد؟۵. خطرناکترین پیامد بیحیاییدر مقابل، وقتی حیا از بین برود، همه چیز فرو میریزد. یکی از جملات باقیمانده از کلام انبیای پیشین که به ما رسیده، این است:امام بخاری در صحیح خود از ابومسعود انصاری روایت میکند که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند:«إِنَّ مِمَّا أَدْرَكَ النَّاسُ مِنْ كَلَامِ النُّبُوَّةِ الْأُولَى: إِذَا لَمْ تَسْتَحْيِ فَاصْنَعْ مَا شِئْتَ»(از جمله سخنان پیامبران پیشین که به مردم رسیده این است: هر گاه شرم نداشتی، پس هر کاری میخواهی بکن!)معنای این حدیث تهدیدی است. یعنی وقتی پرده حیا دریده شد، انسان هیچ مانعی برای دزدی، خیانت، فحشا و گناه نمیبیند. بیحیایی، کلیدِ باز شدن درِ همه گناهان است.متأسفانه امروزه دشمنان اسلام با ترویج فیلمها، موسیقیها، پوششهای زننده و فضای مجازیِ بیمرز، دقیقاً روی همین نقطه دست گذاشتهاند. آنها میخواهند حیا را از جوانان ما بگیرند تا به راحتی ایمانشان را غارت کنند.جمعبندی و وصیت پایانیای مسلمانان!حیا، هدیهای الهی و لباس عفت است. در قرآن دیدیم که دختر شعیب با حیا راه میرفت و خداوند او را به ازدواج با پیامبرش موسی مفتخر کرد. در سنت دیدیم که حیا، شعبهای از ایمان و خُلُقِ اسلام است.بیایید اینگونه باشیم:· در خلوت و جلوت، از خدا شرم کنیم. قبل از هر گناه بگوییم: اگر خدا مرا ببیند، شرمنده نمیشوم؟· در رفتار و پوشش، حیا بورزیم. حیا برای مردان غیرت میآورد و برای زنان عفت و وقار.· در گفتار، زبانمان را از فحش و بددهنی حفظ کنیم. پیامبر صلی الله علیه وسلم هرگز فحش نمیداد و بددهن نبود.از پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم روایت شده که در وصف حیا فرمودند:«الْحَيَاءُ وَالْإِيمَانُ قُرِنَا جَمِيعًا، فَإِذَا رُفِعَ أَحَدُهُمَا رُفِعَ الْآخَرُ»(حیا و ایمان به هم گره خوردهاند؛ اگر یکی برداشته شود، دیگری هم برداشته میشود.)(روایت حاکم در مستدرک)پس اگر ایمانمان را میخواهیم، مراقب حیایمان باشیم.نسأل الله العظيم أن يرزقنا الحياء والعفة والتقوى، وأن يسترنا فوق الأرض وتحت الأرض ويوم العرض عليه.از خداوند بزرگ میخواهیم حیا، عفت و پرهیزگاری روزی ما بفرماید و ما را در روی زمین، زیر زمین و در روز قیامت بپوشاند.کانال داعیان اسلام @dahyain_isalamوآخر دعوانا أن الحمد لله رب العالمین.
پیام امروز 📮 :📱 استفاده بیش از حد از تلفن همراه نه تنها وقت را تلف میکند، بلکه عمر، انگیزه و حضور ذهن را نیز از بین میبرد. 🥹💔📸 چه ساعاتی که در ورق زدن عکسها و ویدیوها هدر رفته است، چه کارهای نیک که به تعویق افتادهاند، و چه فرصتهایی که از دست رفته و دیگر باز نخواهند گشت. 📉⚠️ اگر تلفن همراه به پناهگاه در هر فرصتی تبدیل شود، نفس از تلاش در برابر امیال ضعیف میشود، انسان لذت موفقیت را از دست میدهد و شیرینی نزدیکی به خدا را فراموش میکند. 🤲🏻🍃🪞 چقدر خوب است که انسان خود را مورد بازبینی قرار دهد و از خود بپرسد: ❓ چه مقدار از وقتم را صرف کارهایی میکنم که به نفعم هستند؟ ❓ و چه مقدار از آن به هدر میرود و نه دانشی به ارمغان میآورد، نه قلبی را اصلاح میکند و نه درجهای را ارتقا میدهد؟💌 روزها به سرعت میگذرند، و عاقل کسی است که فناوری را به عنوان خادم برای خود قرار دهد، نه به عنوان ارباب، و وقت خود را در کارهایی سرمایهگذاری کند که در دین و دنیای او مفید باشند.کانال داعیان اسلام @dahyain_isalam
💠 *دین، بدون طلب به دست نمیآید*💠👈🏻حضرت مولانا پیر ذوالفقار احمد نقشبندی مجددی رحمهالله فرمودند:🔸 *دنیا* را الله تعالی گاهی حتی بیآنکه *بنده درخواست کند* نیز *عطا* میفرماید؛اما *دین* چنین نیست.برای *رسیدن به دین، طلب و خواستن ضروری* است.اگر *طلب* نباشد، دین هم *نصیب* نمیشود؛چراکه این نعمت، به *بیقدرها و بیخواهان* داده نمیشود.🔸الله تعالی میفرماید: *«أَنُلْزِمُكُمُوهَا وَأَنْتُمْ لَهَا كَارِهُونَ»**(سوره هود، آیه ۲۸)*«آیا میتوانیم آن را به زور بر شما تحمیل کنیم،در حالی که شما نسبت به آن ناخشنود و کراهت دارید؟»🔸چگونه ممکن است که ما *هدایت* را به شما بچسبانیم،در حالی که شما از آن *بیزاری* دارید و آن را *نمیپسندید؟*📖 خطباتِ فقیر، جلد ۴۳، صفحه ۲۱۷(بازنشر)کانال داعیان اسلام @dahyain_isalam
🌴🕋🕌5⃣6⃣زندگانی پیامبر اسلامﷺ ﴿۶۵﴾محاصره اقتصادی: اسلام در میان قبایل مختلف درحال انتشار بود ۔ «قریش» چون این وضعیت را دیدند، با هم به مشورت نشسته و تصمیم گرفتند که علیه «بنی هاشم» و «بنی المطلب» با هم پیمان ببندند که هیچگونه پیوند زناشویی با آنان برقرار نکنند ۔ و به آنها چیزی نفروخته و از آنها نیز چیزی خریداری ننمایند ۔ «قریش» این پیمان را بر روی کاغذ نوشته و همگی بر اجرای آن عهد و پیمان بستند و پیمان نامه نوشته شده را داخل کعبه آویزان کردند تا بهتر به آن ملزم شوند ۔در شعب أبی طالب: وقتی «قریش» تصمیم قطعی بر محاصره اقتصادی «بنی هاشم» و «بنی المطلب» گرفتند، آنها نزد «ابوطالب» گرد آمده و همراه وی به درّهای که در میان کوههای «مکه» قرار داشت و به شعب(¹) «ابیطالب» معروف بود، نقل مکان کردند ۔ این واقعه در ماه محرم اولین سال بعثت اتفاق افتاد، و از میان «بنی هاشم» فقط «ابولهب» خارج شد و به «قریش» پیوست ۔ «بنی هاشم» از این محاصره و قطع روابط سخت تحت فشار قرار گرفتند ۔ شدت فشار چنان بود که اقدام به خوردن برگهای درختان کردند ۔ و ناله و فریاد کودکان از شدت گرسنگی از دور شنیده میشد ۔ «قریش» نمیگذاشتند که «بنی هاشم» از بازار چیزی بخرند ۔ هرگاه خبر میشدند که «بنی هاشم» میخواهند چیزی بخرند، قبلاً آن چیز را با نرخ بیشتری میخریدند ۔ این وضعیت تا سه سال طول کشید۔ در این دوران هر چیزی به «بنی هاشم» میرسید، پنهانی بود۔(²) امّا حضرت رسول اکرم ﷺ در همین اوضاع مرتباً شب و روز، پنهان و آشکار به دعوت قومش مشغول بود و «بنی هاشم» همچنان صبور و شکیبا بودند ۔منابع:(¹) - سيرة ابن هشام، ج: ۱ ص: ۳۵۰-۳۵۱ ۔(²) - فتح الباري: ۳۷۳/۷-۳۷۷ ۔کانال داعیان اسلام @dahyain_isalam
حکایت: سلمان فارسی رضیاللهعنه و مهماننوازی روزی مردی مهمان سلمان فارسی رضیاللهعنه شد. سلمان برای پذیرایی، غذایی آماده کرد؛ اما در خانه چیزی جز نان و نمک نداشت.مهمان با احترام نشست و سلمان نیز همان غذای ساده را با او خورد.مهمان گفت:«چه خوب است که انسان برای مهمانش غذای بیشتری داشته باشد.»سلمان رضیاللهعنه لبخند زد و گفت:«اگر چیزی بیشتر داشتیم، حتماً برایت میآوردیم؛ اما ارزش مهمان به سفرهٔ رنگین نیست، به محبت و احترام صاحبخانه است.»مهمان از برخورد سلمان بسیار خوشحال شد.✨ پیام حکایت:مهماننوازی به ثروت و سفرهٔ پرزرقوبرق نیست. گاهی یک غذای ساده، وقتی با محبت و اخلاص تقدیم شود، از سفرهای بزرگ ارزشمندتر است.🌸 «اگر توان پذیرایی زیاد نداری، با روی خوش پذیرایی کن؛ محبت، چیزی است که قیمت ندارد.»کانال داعیان اسلام @dahyain_isalam
مردم از قرآن دور شدند؛ ما چه کردیم؟برادران عزیز، علما، طلاب و همه کسانی که خداوند نعمت فهم قرآن را به آنان عطا کرده است!لحظهای با خود بیندیشیم...اگر فردای قیامت خداوند از ما بپرسد:«من قرآنم را به تو آموختم، فهم کتابم را به تو دادم، تو برای رساندن پیام من به بندگانم چه کردی؟»چه پاسخی خواهیم داشت؟آیا خواهیم گفت: پروردگارا! سالها درس خواندم، دورههای تفسیر گذراندم، دفترها نوشتم و مدرکها گرفتم؟یا خواهیم گفت: پروردگارا! آنچه آموختم به بندگانت رساندم؛ مردم را با کلامت آشنا کردم؛ تلاش کردم قرآن را از کتابخانهها به زندگیها بیاورم؟برادر عزیز!قرآن برای آن نازل نشده که فقط در سینهها حفظ شود؛ نازل شده تا در زندگیها زنده شود. و علم قرآن تنها یک افتخار نیست؛ امانتی است که خداوند درباره آن از ما سؤال خواهد کرد. چه بسا افرادی در روز قیامت از کسانی شکایت کنند که علم قرآن داشتند، اما آنان را با پیامهای هدایتبخش قرآن آشنا نکردند.امروز جامعه ما بیش از هر زمان دیگری تشنه هدایت قرآن است. فسادها، اختلافها، ظلمها، اضطرابها و سرگردانیها فریاد میزنند که مردم از قرآن فاصله گرفتهاند.از خود بپرسیم:اگر مردم با قرآن زندگی میکردند، آیا این همه گناه و فساد در جامعه دیده میشد؟اگر جوانان ما با پیامهای قرآن آشنا بودند، آیا این همه در دام فتنهها گرفتار میشدند؟اگر خانههای ما با نور قرآن روشن بود، آیا این همه مشکلات اخلاقی و خانوادگی وجود داشت؟امروز امت به کسانی نیاز دارد که قرآن را برای مردم بخوانند، بفهمانند و به زندگی مردم پیوند بزنند.شاید هدایت یک جوان، اصلاح یک خانواده و نجات یک انسان از گناه، نتیجه همان جلسه کوتاه هفتگی باشد که امروز برگزاری آن را کوچک میشماریم. چه کسی میداند خداوند چه خیر عظیمی را در یک حلقه کوچک تفسیر قرآن قرار داده است؟پس بیایید پیش از آنکه حسرت بخوریم، قدمی برداریم؛ در مسجدی، در خانهای، در مکتبی، کلاس کوچکی برای فهم قرآن آغاز کنیم و مردم را با پیامهای نجاتبخش پروردگارشان آشنا سازیم.✍️خادم القرآن عبدالحمیدکانال داعیان اسلام @dahyain_isalam
✵#تفسیر_سوره_نبأ✵✺آیه: ㊵﴿إِنَّآ أَنذَرۡنَٰكُمۡ عَذَابٗا قَرِيبٗا يَوۡمَ يَنظُرُ ٱلۡمَرۡءُ مَا قَدَّمَتۡ يَدَاهُ وَيَقُولُ ٱلۡكَافِرُ يَٰلَيۡتَنِي كُنتُ تُرَٰبَۢا ٤٠﴾.به راستی که ما شما را از وقوع عذاب نزدیکی ترساندیم؛ از عذاب روزی که انسان عملکرد نیک و بدش را مشاهده میکند. در آن هنگام کافر به علّت بازگشت بدی که دارد آرزو میبرد که کاش خاک میبود تا مورد محاسبه و عذاب قرار نمیگرفت و مسلّماً کسی که آرزوی مرگ نماید، به بلا و محنت بزرگی گرفتار آمده است.کانال داعیان اسلام @dahyain_isalam
✵#تفسیر_سوره_نبأ✵✺آیه: ㊴﴿ذَٰلِكَ ٱلۡيَوۡمُ ٱلۡحَقُّۖ فَمَن شَآءَ ٱتَّخَذَ إِلَىٰ رَبِّهِۦ مََٔابًا ٣٩﴾.روز قیامت روزی است که وعده بدان راست، وقوعش حقّ و وقتش ثابت است. پس هر که میخواهد عمل صالحی را در پیش گیرد که در نزد پروردگار برایش نفعی برساند و او را از عذاب و مجازات دشوار پروردگار نجات بخشد.کانال داعیان اسلام @dahyain_isalam
✵#تفسیر_سوره_نبأ✵✺آیه: ㊳﴿يَوۡمَ يَقُومُ ٱلرُّوحُ وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ صَفّٗاۖ لَّا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنۡ أَذِنَ لَهُ ٱلرَّحۡمَٰنُ وَقَالَ صَوَابٗا ٣٨﴾.در آن روز جبرئیل علیه السلام برای تعظیم و توقیر خداوند (عزوجل) با سایر فرشتگان برمیخیزند و صف زدهاند. هیچ کسی به منظور شفاعت سخن زده نمیتواند؛ مگر آنگاه که اوتعالی برایش اجازه دهد و از کسی که برایش شفاعت میشود راضی باشد.کانال داعیان اسلام @dahyain_isalam
✅تدبر در قرآن و نکته ای جالب از اعجاز سوره مسد👤 دکتر "گری میلر" فردی کانادایی تبار است که پس از مطالعه ی قرآن در سالهای اخیر مسلمان شد👈او می گوید:🔶 در قرآن سوره ای وجود دارد بنام" مسد" که بحث ابولهب عموی حضرت پیامبر ﷺرا کرده است.🔷در این سوره صراحتا" اعلام شده که او فردی جهنمی است . 🔹زیرا یکی از بزرگترین دشمنان حضرت پیامبرﷺبود،اگر حضرت پیامبرﷺ می فرمود چیزی سیاه است او می گفت خیر سفید است، 🔹اگر حضرت پیامبر ﷺمی فرمود این کار خوب است می گفت خیر مردم این کار بد است ،🔹در کوچه ها حضرت پیامبر ﷺرا دنبال می کرد و او را مورد اذیت و آزار قرار می داد و ...👌 اما نکته ای که توجه دکتر میلر را به خود جلب کرده این است که : 🌟 این سوره 10 سال قبل از مرگ ابولهب نازل شده است.❗️ ⛔️ اگر در این 10 سال حتی او بصورت منافقانه اسلام را می پذیرفت تمام قرآن زیر سوال می رفت،❓ ولی چرا این کار را نکرد...؟؟ ✅ جالب آنکه حضرت پیامبرﷺ به ایه که نازل شده بود کاملا" ایمان داشت و همیشه قاطعانه از آن سخن می گفت.❌ ولی ابولهب همان راه کفر را در پیش گرفت و عظمت و بیان قرآن به حال خود باقی ماند☝️ و حقّا که این کلام خداست،به این خاطر تا این اندازه دقیق و حساب شده نازل شده است.📖﴿﷽﴾ تبَّتْ يَدَا أَبِي لَهَبٍ وَتَبَّ (١) مَا أَغْنَى عَنْهُ مَالُهُ وَمَا كَسَبَ (٢) سَيَصْلَى نَارًا ذَاتَ لَهَبٍ (٣) وَامْرَأَتُهُ حَمَّالَةَ الْحَطَبِ (٤) فِي جِيدِهَا حَبْلٌ مِنْ مَسَدٍ.به نام خداوند رحمتگر مهربانبريده باد دو دست ابو لهب، و مرگ بر او باد. (1) دارايى او و آنچه اندوخت، سودش نكرد. (2) به زودى در آتشى پُرزبانه درآيد. (3) و همسرش، آن هيزم كش [آتش فروز]، (4) بر گردنش طنابى از ليف خرماست(5)کانال داعیان اسلام @dahyain_isalam
🔸 هر کس از فروتنی در برابر خداوند سر باز زند، یا از صرف مال در راه رضای او دریغ کند، یا نخواهد خود را در طاعت خداوند به زحمت اندازد، ناگزیر در برابر کسی که هیچ ارزشی ندارد خوار میشود، مالش را در راه او خرج میکند و جسم و جانش را در مسیر اطاعت و خشنودی او فرسوده میسازد؛ و این، کیفر و مجازاتِ اوست.📙 إغاثة اللهفان، ابن القيم. کانال داعیان اسلام @dahyain_isalam
در خانه ای که اهلش برای نماز صبح بیدار نشوند، خیر وبرکتی نیست. . .🥲🩶یا الله.. برایِ ادایِ نماز صبح همیشه مارا ثابت قدم قرار بده و به كسانى كه در آن كوتاهى مىكنند، هدایت و نصرت عطا کن. اى پروردگار جهانيان !🕊🪷🌿کانال داعیان اسلام @dahyain_isalam
اگر خداوند در آغازِ مصیبت یوسف را آسوده می کرد، گنج های مصر به او نمی رسید..💛مصیبت ممکن است طولانی شود تا بخشش زیاد شود.. پس بر الله توکل کن و عجله نکن.🌱کانال داعیان اسلام @dahyain_isalam
عَنِ عبدالله ابْنِ عُمَرَ ـ رضى الله عنهما ـ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم قَالَ لَعَنَ اللَّهُ الْوَاصِلَةَ وَالْمُسْتَوْصِلَةَ، وَالْوَاشِمَةَ وَالْمُسْتَوْشِمَةَبخاری(۵۹۳۷_۵۹۳۳)ابوداود (۴۱۶۸)نسائی(۵۰۹۶)ابنماجه(۱۹۸۷)از عبدالله بن عمر رضی الله عنهما روایت است که رسول الله صلى الله عليه وسلم پيوند زننده و زنی که درخواست پيوند مو می کند و نيز زنی که خالکوبی می نمايد و زنی که درخواست خالکوبی می کند، لعنت نمود.کانال داعیان اسلام @dahyain_isalam
⚖️ #آئینهی_نبوی #حسن_ظن🗣️ فکر میکنی گمانِ بد یه فکرِ بیضرره که فقط تو ذهنت میمونه؟ پیامبر ﷺ هشدارِ جدیتری دادن.📜 عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ﷺ قَالَ:«إِيَّاكُمْ وَالظَّنَّ، فَإِنَّ الظَّنَّ أَكْذَبُ الْحَدِيثِ، وَلَا تَحَسَّسُوا، وَلَا تَجَسَّسُوا، وَلَا تَبَاغَضُوا، وَلَا تَدَابَرُوا، وَكُونُوا عِبَادَ اللَّهِ إِخْوَانًا»📚 (صحیح بخاری: ۶۰۶۴ | صحیح مسلم: ۲۵۶۳)ترجمه: «از گمانِ بد بپرهیزید، زیرا گمان [بد] دروغترین سخن است؛ و [در امورِ دیگران] کنجکاوی نکنید، و جاسوسی نکنید، و کینهتوزی نکنید، و از هم روی برنگردانید، و بندگانِ برادرِ خدا باشید.»💡 درسِ اخلاقی: پیامبر ﷺ گمانِ بد رو نه یه لغزشِ کوچیک، بلکه سرچشمهی خیلی از مشکلاتِ اجتماعی معرفی کردن — از قطع رابطه گرفته تا کینه. وقتی یه پیامِ نامفهوم از یه همکار یا دوست میبینیم، پیش از قضاوت، بهتره حسنِ ظن رو انتخاب کنیم.کانال داعیان اسلام @dahyain_isalam
📜🌺📜🌺📜🌺📜🌺📜💞بِسْـمِ اللهِ الـرَّحـْمـنِ الـرَّحِـيـم💞🔸 زندگانـی پیامـبران🔸💢 قســمت ←شصت و پنجم← زندگی حضرت الیاس عليه السلام 📜🌺خداوند در سوره «الصافات» میفرماید: 📖﴿وَإِنَّ إِلۡيَاسَ لَمِنَ ٱلۡمُرۡسَلِينَ١٢٣﴾ 🥀[الصافات: 123]🥀📖«همانا الیاس یکی از پیغمبران بود»📜🌺حضرت الیاس عليه السلام از نوادگان حضرت هارون برادر حضرت ابراهیم است. خداوند بزرگ به او مقام پیغمبری داد و به او فرمان داد که به شهر «بعلبک» که مردن آن بتی را به نام «بعل» میپرستیدند، برود و مردم آنجا را برای دست کشیدن از بتپرستی و روی آوردن آنها به خداشناسی دعوت نماید به همین مناسبت به آن شهر بعلبک گفته شده است📜🌺 هنگامی که حضرت الیاس وارد شهربعلبک گردیدآنها را به سوی پرستش خداوند دعوت کرد. چنانکه خداوند میفرماید: 📖﴿إِذۡ قَالَ لِقَوۡمِهِۦٓ أَلَا تَتَّقُونَ١٢٤﴾ 🥀[الصافات: 124]🥀📖«زمانی به قوم خود گفت: آیا پرهیزگاری پیشه خود نمیکنید»📜🌺و همچنان خداوند میفرماید: 📖﴿أَتَدۡعُونَ بَعۡلٗا وَتَذَرُونَ أَحۡسَنَ ٱلۡخَٰلِقِينَ١٢٥﴾ 🥀[الصافات: 125]🥀📖«آیا بت بعل را به فریاد میخوانید؟ و نیازمندیهای خود را از او میخواهید و بهترین آفرینندگان را رها میسازید؟»📜🌺و همچنان حضرت الیاس گفت: بدانید خدا معبود شما و معبود نیاکان پیشین شما است ولی مردم آن شهر حضرت الیاس را تکذیب کردند، پس ایشان توسط فرشتگان در دوزخ گرد آورده میشوند مگر بندگان مخلص خدا که ایشان رستگار و کامکارند.خداوند میفرماید: 📖﴿وَتَرَكۡنَا عَلَيۡهِ فِي ٱلۡأٓخِرِينَ١٢٩﴾ 🥀[الصافات: 129]🥀📖«نام نیک الیاس را در میان ملتهای بعدی باقی گذاردیم»📜🌺همچنان خداوند در مورد حضرت الیاس میفرماید: 📖﴿سَلَٰمٌ عَلَىٰٓ إِلۡ يَاسِينَ١٣٠﴾ 🥀[الصافات: 130]🥀📖«درود و سلام بر آل یاسین»📜🌺و همچنین خداوند میفرماید: ما این چنین پاداش نیکوکاران را خواهیم داد همانا الیاس از زمره بندگان با ایمان ما بود.📜🌺در دوران نبوت حضرت الیاس، پادشاه شهر بلعبک شخصی بود به نام لاجب که او هم بتپرست بود بالآخره حضرت الیاس از ترس بتپرستان آن شهر فرار کرد و خود را پنهان کرد. روزی حضرت الیاس به خانه پیرزنی رفت و مهمان او شد. 📜🌺پیرزن پسری داشت به نام الیسع که مریض بود. حضرت الیاس برایش دعا کرد و شفا یافت. الیسع یکی از یاران حضرت الیاس گردید در نتیجه خداوند مقام نوبت را به الیسع عطا فرمود و به جای حضرت الیاس مردم آن شهر را به سوی توحید و یکتا پرستی دعوت کرد.📤 ان شاءالله ادامـه دارد...کانال داعیان اسلام @dahyain_isalam
دقیقاً همینطور است؛ وقتی انسان «القدیر» بودن الله را به درستی بشناسد، دیگر در برابر مشکلات و سختیها زود تسلیم ناامیدی نمیشود؛ چون یقین دارد خدایی که بر هر چیزی قادر است، میتواند در یک لحظه شرایطی را که سالها دشوار و غیرقابل تغییر به نظر میرسیده، دگرگون کند.چه بسیار اوقات که انسان راهی پیش روی خود نمیبیند، اما قدرت الله محدود به اسباب و امکاناتی نیست که ما میبینیم. او میتواند گناهکار را هدایت کند، بیمار را شفا دهد، غمگین را آرامش بخشد و پس از سختی، گشایشی عطا کند که حتی تصورش را هم نداشتهایم.اگر این حقیقت در دل ما زنده باشد، هیچگاه نباید اجازه دهیم ناامیدی بر ما غلبه کند. شاید همین تکرار «إِنَّ اللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ» در قرآن، تلنگری باشد که مؤمن در هیچ شرایطی قدرت و رحمت پروردگارش را فراموش نکند. چه زیباست که در اوج گرفتاری، دل انسان به این یقین آرام باشد که «الله قادر است»؛ و برای قدرت او هیچ بنبستی وجود ندارد.کانال داعیان اسلام @dahyain_isalam
چه بسیار فتنههایی که با یک نگاه و تصویر آغاز شد!چه بسیار روابط حرامی که با یک پیام شروع شد!چه بسیار گناهانی که با یک «سلام» آغاز گردید و به وابستگی، دلبستگی و نابودی قلبها انجامید!چه بسیار دخترانی که سقوط کردند و جوانانی که هلاک شدند؛ و چه بسیار خانههایی که بهسبب یک رابطه حرام، یک پیام پنهانی و یک خیانت ویران شدند!شیطان انسان را یکباره به گناه بزرگ نمیکشاند؛ بلکه قدمبهقدم نزدیک میشود؛ با یک نگاه، یک تصویر، یک پیام و یک گفتوگوی بهظاهر ساده…و خداوند متعال میفرماید:﴿وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ ۚ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ﴾«و از گامهای شیطان پیروی نکنید؛ زیرا او دشمن آشکار شماست.کانال داعیان اسلام @dahyain_isalam
💧 #پناهگاه_دل #حسن_ظن😟 وقتی حس کردی داری دربارهی کسی بدگمان میشی، این دعا رو بخون:«رَبِّ اغْفِرْ لِي وَلِوَالِدَيَّ وَلِمَنْ دَخَلَ بَيْتِيَ مُؤْمِنًا وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ»«پروردگارا، مرا و پدر و مادرم را و هر کس با ایمان به خانهام درآید، و مردان و زنانِ مؤمن را بیامرز.» (نوح: ۲۸)🌿 وقتی برای همهی مؤمنان طلبِ آمرزش میکنی، دلت جایی برای بدگمانی باقی نمیذاره.کانال داعیان اسلام @dahyain_isalam
هرگاه بیمار درمان با قرآن را نیکو به کار بندد و آن را با صدق و ایمان و پذیرش کامل و باوری استوار و رعایت همه شرایطش بر درد خود بگذارد هرگز بیماری در برابرش تاب نمیآورد. چگونه بیماریها در برابر کلام پروردگارِ زمین و آسمان تاب بیاورند، کلامی که اگر بر کوهها نازل میشد، آنها را از هم میشکافت یا اگر بر زمین فرود میآمد، آن را پارهپاره میکرد.زاد المعادکانال داعیان اسلام @dahyain_isalam
نیت آمده، مقدمش را گرامی میداریم و قصدش را برآورده میکنیم و اگر نیت بدی داشته باشد با شمشیر خودش او را میکشیم ۔حضرت رسول اکرم ﷺ فرمود: به او اجازه ورود بدهید، بالآخره به او اجازه ورود دادند، همین که «عمرؓ» وارد شد، حضرت رسول اکرم ﷺ برخاست و گریبانش را گرفت و با قدرت او را به سوی خود کشید و فرمود:«ای پسر «خطاب» چه چیزی تو را به اینجا کشانده است؟ قسم بخدا، مثل این که دست نمیکشی تا این که خداوند مصیبتی بزرگ بر تو فرود آورد» «عمرؓ» گفت: «یا رسول اللّٰه ﷺ! اینک آمادهام که به خدا و رسولش و آنچه از جانب خدا آورده ایمان بیاورم۔» راوی میگوید: حضرت رسول اکرم ﷺ با صدای بلند تکبیر گفت ۔ طوری که همگی أصحاب داخل خانه پی بردند که حضرت «عمرؓ» مشرف به اسلام گردید ۔(³) مسلمانان با مشرّف شدن حضرت «عمرؓ» به اسلام، احساس سربلندی نمودند ۔ حضرت «حمزهؓ» هم قبلاً اسلام آورده بود ۔ و مسلمانان متوجه شدند که این واقعه تأثیر بزرگی در دلهای «قریش» و اثرات چشمگیری در اجتماع «مکه» پدید خواهد آورد ۔ در این پندار حق به جانب مسلمانان بود ۔ چرا که مشرکین، اسلام آوردن هیچ کسی را به اندازه اسلام آوردن حضرت «عمرؓ» مهم نمیدانستند و برای آن حساب باز نمیکردند ۔ {رضیاللّٰه عن عمر و ارضاه} حضرت «عمرؓ» اسلام آوردن خود را آشکار ساخت، این خبر در میان «قریش» منتشر گشت ۔ با او به مقابله برخواستند،(⁴) ولی نتیجهای نگرفته و سرانجام از او ناامید شدند(⁵)منابع:(¹) - بعضی گفته اند «سعد بن ابی وقاص رضی اللّٰه عنه» از قبيلهٔ «زهره» بوده است و برخی شخصی دیگری را ذکر کرده اند (واللّٰه اعلم) بهرحال حضرت عمر الفاروق رضی اللّٰه عنه در مکه ایمان آورد و با اسلام آوردن او اسلام بمشیئت الله عزت یافت ۔ چه قبل از هجرت و چه بعد از هجرت و چه بعد از وفات رسول اللّٰهﷺ، عمر الفاروق موجب عزت اسلام بود، و زمان خلافتش از دوران پر افتخار تاریخ اسلام محسوب میشود(انجمن سپاه صحابه)(²) - اللَّهُمَّ أَيِّدِ الْإِسْلَامَ بِأَبِي الْحَكَمِ بْنِ هِشَامٍ (یعنی ابوجهل) أَوْ بِعُمَرَ بْنِ الْخَطَّابِ فَاللَٰهَ اللّٰهَ يَا عُمَرُ. أخرج هذه القصة ابن سعد في الطبقات (۲۶۷/۳-۲۶۹) والبيهقي في الدلائل: (۲۱۹/۲) سيرة ابن کثیر ج: ۲ ص: ۳۵۔(³) - سيرة ابن هشام، ج: ۱ ص: ۳۴۲-۳۴۶(⁴) - أخرج ابن حبان قصة مقاتلة عمر لقريش، في الإحسان، برقم (۶۸۴۰) وقال الهيثمي في المجمع (۶۵/۹): رَوَاهُ الْبَزَّارُ وَالطَّبَرَانِيُّ بِاخْتِصَارٍ، وَرِجَالُهُ ثِقَاتٌ إِلَّا أَنَّ ابْنَ إِسْحَاقَ مُدَلِّسٌ. وَلَكِنَّهُ صَرَّحَ بِالتَّحْدِيثِ، فإذا إِسْنَادَهُ صَحِيحٌ ۔کانال داعیان اسلام @dahyain_isalam(⁵) - سيرة ابن هشام: ج: ١ ص: ۳۴۹
🌴🕋🕌زندگانی پیامبر اسلامﷺ ﴿۶۴﴾اسلام آوردن عمر بن الخطّاب:خداوند متعال، اسلام و مسلمانان را با اسلام آوردن حضرت «عمر بن الخطاب العدوی القریشیؓ»، تقویت نمود ۔ «حضرت عمرؓ» مرد با هیبت و نیرومندی بود ۔ پیامبر اسلامﷺ «به اسلام آوردن او بسیار علاقهمند بود و از خداوند متعال برای این منظور دعای میخواست ۔ ماجرای اسلام آوردن حضرت «عمرؓ» جالب و شنیدنی است، خواهرش «فاطمه بنت الخطابؓ» و شوهر او «سعید بن زیدؓ» قبلاً مسلمان شده بودند ۔ البته اسلام آوردن خود را بنابر خشونت «عمرؓ»، از وی پنهان میکردند ۔ «خبّاب بن الأرتؓ» نزد «فاطمه» (رَضِیَ اللّٰهُ عَنْهَا) میآمد و به او قرآن آموزش میداد ۔ روزی حضرت «عمرؓ» در حالی که شمشیرش را حمائل کرده بود به قصد رسول اکرم ﷺ و گروهی از یارانش بیرون آمد ۔ به او خبر رسیده بود که آنها نزدیک «صفا» در خانهای گرد آمدهاند ۔ در راه، «نعیم بن عبداللّٰهؓ»(¹) که از قوم «بنی عدی»، و فامیل حضرت «عمرؓ» بود، با او ملاقات کرد ۔ او که مسلمان شده بود به «عمرؓ» گفت: کجا میروی؟ «عمرؓ» گفت: قصد دارم به سوی «محمّدﷺ» بروم که به دین ما اعتقاد ندارد و در میان «قریش» تفرقه انداخته و از آنها انتقاد میکند و خردمندان را سفیه و نادان میشمارد و خدایان ما را بد میگوید، میخواهم او را به قتل برسانم ۔«نعیمؓ» گفت: «عمرؓ»! تو را نفست فریب داده است ۔ اگر راست میگویی چرا نزد افراد خانواده خود نمیروی و جلوی آنها را نمیگیری؟ «عمرؓ» با تعجب پرسید: کدام یک از افراد خانواده؟ «نعیمؓ» گفت: منظورم خواهر و پسر عمویت «سعید بن زیدؓ» هستند که به راستی اسلام آوردهاند و از حضرت «محمدﷺ» پیروی مینمایند ۔ اگر قدرت داری جلوی آنها را بگیر! ۔«عمرؓ» از شنیدن این سخن عصبانی شد و به قصد خواهر و دامادش به سوی خانه آنها شتافت ۔ حضرت «خبّاب بن الأرتؓ» آنجا بود، صحیفهای با خود به همراه داشت که در آن سورهٔ «طه» نوشته شده بود و از روی آن «فاطمهؓ» را آموزش میداد ۔ همین که آنها متوجه شدند، «عمرؓ» دارد میآید، «خبابؓ» خود را در اتاقک کوچکی پنهان کرده، و خواهر «عمرؓ» هم صحیفه را زیر زانوی خود مخفی ساخت ۔ «عمرؓ» که هنگام نزدیک شدن به خانه، صدای قرائت «خباب بن الأرتؓ» را شنیده بود؛ وقتی وارد خانه گردید، پرسید: این چه صدایی بود که شنیده میشد؟ خواهر و دامادش در جواب گفتند: چیزی نبود ۔ «عمرؓ» گفت: نه خیر، قطعاً چیزی بود ۔ قسم به خدا! به من خبر رسیده که شما از دین «محمدﷺ» پیروی میکنید ۔سپس داماد خود «سعید بن زیدؓ» را مورد ضرب قرار داد، خواهرش بلند شد تا او را از زدن همسرش باز دارد، امّا «عمرؓ» سیلی محکمی به صورت خواهرش زد که بر اثر آن خون جاری گشت ۔ وقتی خواهر و دامادش این منظره را دیدند، به صراحت گفتند: بلی! ای «عمرؓ»! ما اسلام را پذیرفته و به خدا و رسولش ایمان آوردهایم ۔ هرچه میخواهی بکن! ۔وقتی نگاه «عمرؓ» به وضعیت خون آلود خواهرش افتاد، از کارش سخت پشیمان گشت ۔ کمی درنگ کرد و سپس به خواهرش گفت: صحیفهای را که داشتید میخواندید آن را به من بدهید تا ببینم که محمّد ﷺ چه چیزی آورده است؟ «عمرؓ» فردی با سواد و درس خوانده بود ۔ خواهرش گفت: میترسم که مبادا آن را پاره کنی؟ «عمرؓ» به خدایان خود سوگند خورد و گفت: خیر، نترسید ۔ خواهرش با شنیدن این سخن به اسلام آوردن «عمرؓ» امیدوار شد ۔ سپس به او گفت: برادر! شما به دلیل مشرک بودن، ناپاک هستید و این صحیفه را تنها کسی میتواند دست بزند که پاک باشد ۔ «عمرؓ» بلند شده، استحمام نمود ۔ آنگاه خواهرش صحیفه را به دست او داد ۔ در این صحیفه سورهٔ «طه» نوشته شده بود ۔ «عمرؓ» چند آیه از ابتدای سوره، قرائت کرد و گفت: «به به! چه کلام زیبا و عظیم الشأنی» است! با شنیدن این سخن، «خبّابؓ» از مخفی گاه خود بیرون آمد و به سوی او رفت و گفت: ای «عمرؓ»! امیدوارم که خداوند متعال دعای پیامبرش را در حق تو قبول کرده باشد، قسم بخدا که من دیروز از رسول اکرم ﷺ شنیدم که میگفت: «بار الها! اسلام را یا بوسیلهٔ «ابوالحکم بن هشام» (ابوجهل) و یا بوسیله «عمر بن الخطابؓ» مؤیّد بگردان»(²)«خبابؓ» ادامه داد: «ای عمرؓ! به سوی اللّٰه بشتاب» ۔ در این هنگام بود که «عمرؓ» به «خبابؓ» گفت: ای «خبابؓ» مرا به محضر «محمدﷺ» ببر تا اسلام بیاورم ۔ «خبابؓ» گفت: حضرت محمد ﷺ «به همراه چند تن از یارانش در خانهای در حوالی کوه «صفا» حضور دارند ۔ «عمرؓ» شمشیرش را حمائل کرده و به سوی رسول اللّٰه ﷺ و یارانش حرکت نمود ۔ وقتی آنجا رسیدند ۔ «عمرؓ» درِ خانه را زد ۔ یکی از أصحاب رسول اللّٰه ﷺ برخاست و از شکاف درِ نگاه کرد، دید «عمرؓ» شمشیر خود را حمائل نموده و ایستاده است ۔ فوراً برگشت و در حالی که وحشت زده بود، گفت: یا رسول خدا ﷺ! «عمر بن الخطابؓ» است که شمشیرش را حمائل کرده و پشت در منتظر است ۔ «حمزه بن عبدالمطلبؓ» گفت: به او اجازه بدهید، اگر با حسن
✨🕋✨ویژه برنامه نور؛ تدبر و عمل به یک آیه از قرآن مجید: «وَلَا تَجْعَلُوا۟ ٱللَّهَ عُرْضَةً لِّأَيْمَٰنِكُمْ أَن تَبَرُّوا۟ وَتَتَّقُوا۟ وَتُصْلِحُوا۟ بَيْنَ ٱلنَّاسِ ۗ وَٱللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ»[بقره: ۲۲۴جزء دوم]آنچه از آیه ۲۲۴ سوره مبارکه البقره آموختم:۱- شیطان از درهای مختلف برای دور کردن انسانها از نیکی کردن و تقوا استفاده میکند.۲- خداوند ما را از هر کاری که باعث دور شدن از نیکوکاری و تقوا باشد منع میکند.۳- قسم خوردن به الله برای ترک نیکوکاری و اصلاح بین مردم حرام است و لازم است با کفاره قسم، آن را لغو کرد.۴- اصلاح بین مردم از صفات بارز یک فرد نیکوکار و متقی است. ۵- خداوند خودش به تمام سخنان همه ما آگاه است و نیاز به بهانه آوردن نیست. آنچه شایسته است به آن عمل کنیم:۱- در حد امکان تلاش کنیم برای مسائل روزانه قسم یاد نکنیم علی الخصوص قسم به الله برای ترک خوبیها. ۲- اگر نادانسته از روی غضب قسم یاد کردیم که به کسی خوبی نکنیم، یا دست از اصلاح بین مردم بکشیم، بلافاصله قسم خود را با دادن کفاره لغو کنیم. ۳- به قلب خود رجوع کنیم قضاوتهای ناحقی در مورد اطرافیان، در آنجا جاخوش نکرده باشد.۴- به اطرافیان توجه کنیم (همسایگان اقوام و دوستان) در صورت نگرانی بین آنها صلح و صفا برقرار کنیم.۵- خداوند آگاه به سخنان ماست. تقوای الهی را بیشتر پیشه راه همیشگی خود گردانیم تا به ناحق از کسی طرفداری نکنیم و از کسی نرنجیم. آیا می دانید کفاره قسم چیست؟کفاره قسملَا يُؤَاخِذُكُمُ ٱللَّهُ بِٱللَّغْوِ فِىٓ أَيْمَٰنِكُمْ وَلَٰكِن يُؤَاخِذُكُم بِمَا عَقَّدتُّمُ ٱلْأَيْمَٰنَ ۖ فَكَفَّٰرَتُهُۥٓ إِطْعَامُ عَشَرَةِ مَسَٰكِينَ مِنْ أَوْسَطِ مَا تُطْعِمُونَ أَهْلِيكُمْ أَوْ كِسْوَتُهُمْ أَوْ تَحْرِيرُ رَقَبَةٍ ۖ فَمَن لَّمْ يَجِدْ فَصِيَامُ ثَلَٰثَةِ أَيَّامٍ ۚ ذَٰلِكَ كَفَّٰرَةُ أَيْمَٰنِكُمْ إِذَا حَلَفْتُمْ ۚ وَٱحْفَظُوٓا۟ أَيْمَٰنَكُمْ ۚ كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ ٱللَّهُ لَكُمْ ءَايَٰتِهِۦ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ﴿٨٩﴾ مائدهطعام دادن به ۱۰ نفر مسکین،یا پوشاندن لباس به ۱۰ نفر مسکین،یا آزاد کردن یک اسیر، (سطح متوسط غذا یا لباس خود فرد قسم خورده)اگر هیچکدام از موارد فوق امکان نداشت، سه روز روزه گرفتن متوالی.«والله اعلم بالصواب»-فاطمه شاکری. کانال داعیان اسلام @dahyain_isalam
✵#تفسیر_سوره_نبأ✵✺آیه: ㊱﴿جَزَآءٗ مِّن رَّبِّكَ عَطَآءً حِسَابٗا ٣٦﴾.این پاداش نیکو در برابر اعمالی که انجام دادهاند از جانب پروردگار برایشان آماده شده و نعیم مقیم را در برابر التزام راه مستقیم به دست آوردند. الله تعالی بر ایشان عطا و بخشش کرده و ایشان را در نیکوترین جای و بهترین مقام استقرار بخشیده است.کانال داعیان اسلام @dahyain_isalam
✵#تفسیر_سوره_نبأ✵✺آیه: ㉟﴿لَّا يَسۡمَعُونَ فِيهَا لَغۡوٗا وَلَا كِذَّٰبٗا ٣٥﴾.سخنان بیفایده و کلام باطلی را در بهشت نمیشنوند، بلکه همه تقدیم سلام و حسن کلام با خوبی و مجالس انس است و عزّت و حلاوت منطق وجود دارد.کانال داعیان اسلام @dahyain_isalam
✵#تفسیر_سوره_نبأ✵✺آیه: ㉞﴿وَكَأۡسٗا دِهَاقٗا ٣٤﴾.جامههای لبریز از شرابی برایشان مهیّاست که نشهآور نیست، ایجاد درد سر نمیکند، صاحبش را دچار هذیان. کانال داعیان اسلام @dahyain_isalam نمینماید، و عقلش را نمیرباید؛ با وجودی که نهایت لذّتبخش و سرور آور است.
حکایت: عبدالله بن مبارک رحمهالله و کاروان روزی عبدالله بن مبارک رحمهالله با کاروانی به سفر حج رفت. در مسیر، پرندهای مرده را دید که کودکی آن را برداشت و به گوشهای برد.عبدالله بن مبارک متوجه شد که آن خانواده چیزی برای خوردن ندارند. به صورت پنهانی مقداری از اموالش را به آنان داد و گفت:«این را برای سفر و نیازهای خود استفاده کنید.»وقتی کاروان به مکه رسید، همراهانش دیدند که او برای سفر حج هزینه زیادی کرده است؛ اما خودش تمام آنچه را که میتوانست، برای کمک به آن خانواده خرج کرده بود.پس از بازگشت، یکی از دوستانش خواب دید که ندایی میگوید:«حج عبدالله بن مبارک پذیرفته شد و گناه اهل کاروان بخشیده شد.»✨ پیام حکایت:گاهی یک کمک پنهانی میتواند از عبادتی که فقط ظاهرش بزرگ است، نزد الله ارزشمندتر باشد؛ زیرا الله به اخلاص و نیت نگاه میکند.📚 منبع: این حکایت با نقلهای گوناگون در کتابهای مناقب و شرح حال عبدالله بن مبارک، از جمله صفة الصفوة و حلیة الأولیاء، آمده است؛ بنابراین جزئیات آن را نباید در حد یک حدیث قطعی دانست.🌸 «هیچ کار خیر را کوچک نشمار؛ شاید همان کاری که مردم نمیبینند، نزد الله بزرگترین عمل تو باشد.»کانال داعیان اسلام @dahyain_isalam
⚖️ #آئینهی_نبوی #روز_جمعه⏳ میدونستی یه لحظهی مخفی تو روزِ جمعه هست که هیچ دعایی توش رد نمیشه؟عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ﷺ ذَكَرَ يَوْمَ الْجُمُعَةِ فَقَالَ:«فِيهِ سَاعَةٌ لَا يُوَافِقُهَا عَبْدٌ مُسْلِمٌ وَهُوَ قَائِمٌ يُصَلِّي، يَسْأَلُ اللَّهَ تَعَالَى شَيْئًا، إِلَّا أَعْطَاهُ إِيَّاهُ»(صحیح بخاری: ۹۳۵ | صحیح مسلم: ۸۵۲)ترجمه: «در آن [روزِ جمعه] ساعتی است که هیچ بندهی مسلمانی، در حالی که ایستاده و نماز میگزارد، با آن مصادف نمیشود و از خدای متعال چیزی درخواست کند، مگر آنکه خدا آن را به او عطا میکند.»💡 درسِ اخلاقی: علما این ساعت رو معمولاً بینِ نشستنِ امام روی منبر تا پایانِ نماز، یا آخرین ساعتِ قبل از غروبِ آفتاب دونستن. پس امروز، بعد از نمازِ عصر تا اذانِ مغرب، وقتی برای دعا کردن اختصاص بده — این لحظهها رزقِ نایابیه که نباید از دستش داد.کانال داعیان اسلام @dahyain_isalam
#همیشه دعا کنیدچشمانی داشته باشید #که بهترین ها را در آدم ها ببیند#قلــبی که خطاکارترین ها را ببخشدذهنی که بدیها را فراموش کندو روحی که هیچ گاه#ایمانش به خــُدا را از دست ندهدکانال داعیان اسلام @dahyain_isalam
#بگذار بزرگترین بهرهی تو از رمضان اصلاح قلب و تزکیهی نفس باشد، نه #صرفا اعمال بسیار...بزرگترین پروژهی زندگی تو که ارزش دارد برایش وقت بگذاری این است که با #دلی پاک به نزد الله بروی.کانال داعیان اسلام @dahyain_isalam
...💥ِ جوانی با قصد مزاحمت به یک دختر پیام داد: ♻ممکن هست خودرامعرفي کنید؟ 🌷دختر گفــت بله چراممڪن نیست: 🍃من حواء هستم ڪه با تو از یڪ خاک آفریده شدم تا اذيّتم نکنی و فراموش نکنی قطعه ای ازوجودتم! 💫من هدیه الهی هستم که به تو ارزانی شد تا بعد ازخروج از بهشت تنهاوافسرده نباشی. 💠وقتی دنبال همدم بودی مونس تنهائی تو شدم، ⚡ من مـــادر ، خـــواهر ، دختـــر ، همـــسر و دوشيـــزه شـــدم تا پاسدار ڪيان خانواده ات باشم! 🌷 🌸 من همـــانم ڪه وقــتی مادر شدم بهشت در زير پايم قرارمیگيرد من همانی هستم ڪه نصف میراث ات را برایم تعیین ڪرده اند نه بابت ڪسرشأنم بلڪــه، برای اینڪه مسؤليت تمام هزینه و امورمالي ام را تو عــهده دارهستــي! ♻ من همــانی هستم ڪه پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: 💐شما راسفارش میڪنم به زنان نیکی کنــید؛ 💥حال جناب محترم شما که هستيد؟ ✅جوان پاســـخ داد من توبه ڪننده بسوی اللّه هــستم آفرین به مــادری ڪه تو را تربیت داد💝خود سازی خدا شناسی. کانال داعیان اسلام @dahyain_isalam
✍تلنگـرکسی که تنها به عقلش اعتماد کند،گمراه میشودکسی که تنها به مالش اعتماد کند،کم می آوردکسی که تنها به منصبش اعتماد کند،خوار میشودکسیکه تنها به مردم اعتماد کند، خسته می شودامّا کسی که تنها بر خــدا اعتماد کند؛ نه گمراه میشود.. نه کم می آورد... نه خوار میشود و نه خسته ميشودکانال داعیان اسلام @dahyain_isalam
عن أَبِي هُرَيْرَةَ رضي الله عنه ، أَنَّ النَّبِيَّ صلى الله عليه و سلم قَالَ: مَا مِنْ يَوْمٍ يُصْبِحُ العِبَادُ فِيهِ، إِلَّا مَلَكَانِ يَنْزِلاَنِ، فَيَقُولُ أَحَدُهُمَا: اللَّهُمَّ أَعْطِ مُنْفِقًا خَلَفًا، وَيَقُولُ الآخَرُ: اللَّهُمَّ أَعْطِ مُمْسِكًا تَلَفًابخاری(۱۴۴۲)از ابو هریره رضي الله عنه روایت است که رسولالله صلى الله عليه و سلم فرمودند: «هیچ روزی نیست که بر بالای بندگان صبح شود، مگر آنکه دو ملک نازل میشوند، یکی آنها میگوید: یاالله برای آن کسی که مالش را نفقه کرده است، عوض بده، و دیگری میگوید: یاالله آن کسی که از دادن نفقه بخالت نموده است، مالش را[و یا عمر و یا اعمال نیکش را] تلف کن.کانال داعیان اسلام @dahyain_isalam
بی دلیل ابراهیم خلیل خدا نبود.«إِنَّ إِبْرَاهِيمَ لَحَلِيمٌ أَوَّاهٌ مُّنِيبٌبی گمان، ابراهیم بردبار و نرم دل و بازگشت کننده بود.هود|75 خداوند متعال، موقعی که از انبیأ خود در کلام پاکش که همانا قرآن باشد یاد میکند، اغلبا در کنار صفات شانرا نیز ذکر میکند:-محمد مصطفیﷺ رحمتی برای عالمیان بود.-یوسف مقبول ع صادق و راستگو بود.-نوح ع شاکر و شکرگزار بود.-ایوب ع شکیب و صبر کننده بود...و اما خداوند متعال نرمی، بردباری و گذشت را از طریق ابراهیم خلیل برای ما میآموزاند، امروزه اکثریت ما، لفظ انتقام همواره بر زبان ما در چرخش است، با اینکه قدرت ضربه زدن متقابل را داریم، اما این در شأن و مبنای مؤمن نیست که اینگونه عمل کند، در آیهی فوق درس بردباری، نرم دلی دیده میشود که تاکید بر صبر و گذشت در همه حالات دارد.قابل درک است؛ در بعضی مواقع انسان کاسهی صبرش لبریز و آتش خشماش فوران میشود، اما چه نیک و ستوده که ابراهیم گونه تعصب و خشم خویش را فرو برده و خلیل خدا بشویم.گُذشت در اوج قدرت یعنی ابهت،احترام در اوج بُلندی یعنی فروتنی...کانال داعیان اسلام @dahyain_isalam
📜🌺📜🌺📜🌺📜🌺📜💞بِسْـمِ اللهِ الـرَّحـْمـنِ الـرَّحِـيـم💞🔸 زندگانـی پیامـبران🔸💢 قســمت ←شصت و چهارم←زندگی حضرت سلیمان عليه السلام 📜🌺هنگامی که بدان جا رسید وتخت خود را با وجود آن همه مسافت ودرهای بسته و محافظان کاخ سلطنت، مشاهده کرد و بدان خیره شد، از سوی یکی از همراهان بدو گفته شد آیا تخت تو این گونه نیست؟ و این همان تخت نیست؟ 📜🌺گفت: انگار این همان است. ما پیش از این معجزه هم با مشاهده کار هدهد و شنیدن چیزهایی از قاصدان خود از حقانیت سلیمان آگاهی یافتیم و از زمره منقادان و تسلیمشدگان بودهایم و چندان نیازی به این معجزه جدید نبود و معبودهایی که به جای خدا میپرستید او را از پرستش خدا باز داشته بود. او هم از قوم کافر خود بود. 📜🌺بعد از مشاهده تخت خود بدو گفته شد داخل کاخ عظیم سلیمان شو. هنگامی که صحنه شیشهای آن را دید گمان برد که آب عمیقی است، زیرا که ماهیان در آن شنا میکردند. ساق پاهای خود را برهنه کرد تا از آب عبور کند و جامههای درازش تر نشود. 📜🌺سلیمان بدو گفت: حیات قصر از بلور صاف ساخته شده است. بلقیس از دم و دستگاه سلیمان شگفتزده شد و سلطنت و قدرت مادی و معنوی خود را در برابر فرمانروایی و توانایی و دارایی سلیمان ناچیز دید. 📜🌺دل خود را متوجه خالق جهان کرد و گفت: من به خود ستم کردهام و گول کفر و غرور شاهی را خوردهام و هم اینک پشیمانم و با سلیمان خویشتن را تسلیم پروردگار جهانیان میدارم و به پیغمبری او اقرار مینمایم و ترا به یگانگی میستایم.📜🌺«ما سلیمان را دچار بیماری ساختیم و وی را همچون کالبدی بیجان بر تخت سلطنت انداختیم تا به ابهت خود ننازد و به نیروی خویش تکیه نکند و بداند که عظمت و قدرت انسان با کمترین ناخوشی و کوچکترین بیماری متزلزل و چه بسا نابود میشود.سلیمان آن گاه که امتحان خدا را دید توبه و استغفار سر داد و به درگاه الله بازگشت».📜🌺زمانی که بر سلیمان که سمبول قدرت و عظمت بود مرگ را مقرر داشتیم، جنیان را از مرگ نیاگاهانید مگر موریانه و چوبخوارههایی که مدتها بود به عصای سلیمان رخنه کرده بودند و عصای او را میخوردند. 📜🌺هنگامی که سلیمان در میان جنیان بر عصای خود تکیه زده بود و کارهای ایشان را میپایید فرو افتاد، فهمیدند که اگر آنان از غیب مطلع میبودند و در عذاب خوارکننده بیگاری و اسارت باقی نمیماندند و راه خود را در پیش میگرفتند.📜🌺 مسجد بیتالمقدس به فرمان حضرت سلیمان و به وسیله جنیان ساخته شد.کانال داعیان اسلام @dahyain_isalam📤 ان شاءالله ادامـه دارد...
╭━━━❖ حجاب و پوشاندن چهره زنان در قرآن و سنت ❖━━━╮📖 احکام حجاب در قرآن کریمدر قرآن کریم درباره حجاب زنان و جزئیات آن، هفت آیه نازل شده است. همچنین در بیش از هفتاد حدیث، احکام حجاب، هم به صورت گفتاری و هم عملی، بیان شده است.در قرآن کریم همان حکمی که مخاطب آن همسران مطهرات رضیالله عنهن هستند، به زنان مسلمان نیز داده شده است. چنانکه در سوره احزاب، آیه ۵۹، برای دختران پاک رسولالله ﷺ، همسران مؤمنان و «نساء المؤمنین» (زنان مؤمن) ذکر شده و با این تعبیر، همه زنان مؤمن در حکم حجاب چهره شامل گردیدهاند:🌿 آیه مبارکه:> يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلَابِيبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَى أَنْ يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا📌 (سوره احزاب: ۵۹)ترجمه: «ای پیامبر! به همسرانت، دخترانت و زنان مسلمان بگو که چادرهای خود را بر خویش فروتر گیرند؛ این کار به اینکه آنان شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند، نزدیکتر است، و الله بسیار آمرزنده و مهربان است.» (آسان ترجمه قرآن)━━━━━━━━━━━━━━🌸 تفسیر آیه مبارکه بر اساس اقوال صحابه کرام🔹 (۱) حضرت ابن عباس رضیالله عنهمادر تفسیر این آیه میفرمایند: الله تعالی به زنان مسلمان دستور داده است که هنگامی که برای انجام کاری از خانههای خود بیرون میشوند، چادرهای خود را از بالای سر آویزان کرده و چهرههای خود را بپوشانند و تنها به اندازه جای یک چشم را باز بگذارند.تفسیر صحابی حجت است؛ بلکه نزد برخی از علما در حکم حدیث مرفوع است؛ یعنی گویی خود رسولالله ﷺ این تفسیر را بیان فرمودهاند.🔹 (۲) حضرت امسلمه رضیالله عنهابیان میکند که هنگامی که این آیه نازل شد، زنان انصار هنگام خروج از خانه با چنان آرامش و وقاری حرکت میکردند که گویا پرندگان بر سرهایشان نشستهاند و چادرهای سیاهرنگ بر خود پیچیده بودند.🔹 (۳) عبیده سلمانی رحمهاللهاز شاگردان حضرت علی رضیالله عنه، بیان میکند که زنان مسلمان چادرهای خود را از بالای سر به گونهای میپوشیدند که چیزی جز چشمهایشان ظاهر نمیشد و آن هم به این دلیل بود که بتوانند راه را ببینند.🔹 (۴) روایت حضرت انس رضیالله عنهدر روایتی از حضرت انس رضیالله عنه آمده است که گروهی از زنان نزد رسولالله ﷺ آمدند و گفتند: ای رسولالله! مردان با جهاد در راه الله، درجات و فضیلت بسیار بزرگی به دست آوردهاند؛ آیا عملی وجود دارد که ما نیز به وسیله آن به فضیلت مجاهدان در راه الله دست یابیم؟رسولالله ﷺ فرمودند: «هر زنی از میان شما که در خانه خود بنشیند، به عمل کسانی که در راه الله جهاد میکنند، دست خواهد یافت.»━━━━━━━━━━━━━━⚠️ حجاب و اختلاط زن و مرداین مطلب روشن است که اختلاط بیپرده و بدون ملاحظه میان زنان و مردان، در سراسر تاریخ بشر، از زمان حضرت آدم علیهالسلام تا خاتمالانبیاء ﷺ، در هیچ دورهای صحیح و پسندیده دانسته نشده است.نه تنها در میان پیروان ادیان و شریعتها، بلکه حتی در خانوادههای شریف و محترم جوامع مختلف نیز، پیش از نزول حکم حجاب، اختلاط بیپرده میان زنان و مردان و ملاقات و گفتوگوی بدون تکلف، معمول و رایج نبوده است.━━━━━━━━━━━━━━🧕 مراتب حجاب🔸 درجه اول حجاباین است که وجود و رفتوآمد زنان از دید نامحرمان پوشیده باشد و این امر میتواند از طریق دیوارهای خانه و ماندن در داخل خانه تحقق یابد.اما شریعت اسلام یک نظام جامع و کامل است که در آن تمام نیازهای انسان به طور کامل در نظر گرفته شده است.بنابراین، هنگامی که زن با ضرورتی مواجه شود که به سبب آن ناچار باشد از خانه بیرون برود، درجه دوم حجاب این است که از سر تا پا تمام بدن خود را در برقع یا چادر بلند بپوشاند و بیرون برود؛ برای دیدن راه، تنها یک چشم خود را از میان چادر باز بگذارد، یا از شبکهای که در برقع مقابل چشمها قرار داده میشود، استفاده کند.🔸 درجه دوم حجابدر مواقع ضرورت، درجه دوم حجاب نیز مانند درجه اول، مورد اتفاق همه علما و فقهاست؛ اما در احادیث صحیح، حتی برای بیرون رفتن در هنگام ضرورت با پوشیدن برقع یا چادر، چند محدودیت نیز تعیین شده است؛ از جمله اینکه زن عطر و خوشبوکننده استفاده نکرده باشد، زیورآلاتی که صدا ایجاد میکنند نپوشیده باشد، در کنار راه حرکت کند، وارد ازدحام مردان نشود و مانند آن.🔸 درجه سوم حجابدرجه سوم این است که چهره و کف دستها باز باشد و باقی بدن پوشیده باشد.این شیوه در دورهای مورد نظر برخی از علما بوده است؛ اما بعداً همه فقها بر این اتفاق نظر پیدا کردند که امروزه برای هیچ زنی جایز نیست با چهره باز در برابر مردان نامحرم ظاهر شود.کانال داعیان اسلام @dahyain_isalam
✨🕋✨پیامبر ﷺ، معلمِ آرامش:آرامش در میانهٔ آشوب جهان!جهان، از آغاز آفرینش، آمیخته با صداهای بلند، اضطرابهای پنهان، و طوفانهای آشکار بوده است؛ و انسان، در این میان، همواره در جستوجوی ساحلی بوده که بتواند بر آن بیاساید. در چنین جهانی، خداوند پیامبری را برانگیخت که وجودش، خود، ساحلِ آرامش بود؛ آرامشی که نه از خاموشی و کنارهگیری، بلکه از حضور در میان مردم و از نور ایمان سرچشمه میگرفت.پیامبر اعظم ﷺ دلهایی را آرام میکرد که در طوفانهای زندگی گرفتار بودند؛ دلهایی که از سنگینی روزگار خمیده شده بودند، اما با یک نگاه او، دوباره راست میایستادند. آرامش او، آرامشِ کسی بود که جهان را در قبضهٔ ربّ مهربان میدید؛ آرامشِ کسی که میدانست هیچ حادثهای بیاذن خداوند رخ نمیدهد و هیچ رنجی بیحکمت نیست.سرچشمهٔ آرامش نبوی:آرامش پیامبر ﷺ از ایمان میجوشید؛ ایمانی که نه در سطح زبان، بلکه در ژرفای جان ریشه داشت. ایمانی که در خلوتهای شبانه، در سجدههای طولانی، در اشکهای نیمهشب، و در نجواهای عاشقانه با خداوند قوت میگرفت.او به خداوند بهگونهای ایمان داشت که گویی هر لحظه، دست رحمت الهی بر شانهٔ اوست. از همین رو، هیچ حادثهای او را نمیلرزاند؛ نه سختیهای مکه، نه جنگهای مدینه، نه دشمنیها، نه غربتها. آرامش او، آرامشِ کسی بود که به صاحبِ جهان تکیه دارد؛ و دلِ تکیهکرده بر خدا، چگونه میتواند مضطرب باشد؟آرامش در نگاه، گفتار و رفتار:۱. آرامش در نگاه:نگاه پیامبر ﷺ، نگاهِ رحمت بود؛ نگاهی که انسان را به یاد خدا میانداخت، نه به یاد ترس. نگاهی که دل را نرم میکرد و جان را به سوی نور میکشاند. هرکس به او نزدیک میشد، احساس امنیت میکرد؛ زیرا نگاهش، نگاهِ قضاوت نبود، بلکه نگاهِ پذیرش و مهربانی بود.۲. آرامش در گفتار:سخن او، سخنِ آرامش بود؛ کلامی که از دلِ مطمئن برمیخاست و بر دلهای لرزان مینشست. نه تند بود، نه تلخ، نه آشفته؛ بلکه موزون، روشن، و هدایتگر. هر جملهٔ او، همچون نسیمی بود که غبار اضطراب را از دلها میزدود.۳. آرامش در رفتار:رفتار او، رفتارِ وقار بود؛ وقاری که از درونِ آرام برمیخاست. در راهرفتنش، در نشستن و برخاستنش، در برخورد با مردم، در تصمیمهای بزرگ و کوچک، آرامش موج میزد. وقار او، وقارِ کسی بود که به خدا تکیه دارد؛ نه به قدرت، نه به جمعیت، نه به دنیا.۴. آرامش در تصمیم:تصمیمهای او، تصمیمهای عجولانه نبود؛ بلکه تصمیمهایی بودند که از دلِ حکمت و آرامش برمیآمدند. او پیش از هر تصمیم، به خدا مینگریست؛ و دلِ کسی که به خدا مینگرد، چگونه میتواند شتابزده باشد؟دعوت به آرامش محمدیربیعالأول، ماهِ یادآوریِ آرامش پیامبر ﷺ است؛ ماهی که دلها را به سکینهٔ محمدی فرا میخواند. در این ماه مبارک، بیاییم آرامش را از سیرهٔ او بیاموزیم:آرامش در گفتار؛آرامش در رفتار؛آرامش در نگاه؛آرامش در تصمیم؛آرامش در ایمان و توکل؛آرامش در محبت و بندگی.بیاییم دلهایمان را به مدرسهٔ آرامش نبوی بسپاریم؛ مدرسهای که در آن، هر درس، درسِ رحمت است؛ و هر لحظه، لحظهٔ نور.-حمـزه خـان بیگـی. کانال داعیان اسلام @dahyain_isalam
🌿 صدقهای که اشتباهی به سه نفر رسیدمردی تصمیم گرفت در راه خدا صدقه بدهد.شب از خانه بیرون رفت و صدقهاش را به کسی داد؛اما نمیدانست آن شخص دزد است.صبح که مردم فهمیدند، به او گفتند:«دیشب صدقهات را به یک دزد دادهای!»مرد گفت:«خدایا، تو را شکر میکنم.»و با خودش گفت شاید این بار اشتباه شده باشد؛پس دوباره صدقهای برداشت و شبانه بیرون رفت.این بار صدقهاش را به زنی داد؛اما صبح فهمید که آن زن زناکار بوده است.مرد باز گفت:«خدایا، تو را شکر.»و تصمیم گرفت یک بار دیگر صدقه بدهد.شب سوم، صدقهاش را به مردی داد که نمیدانست ثروتمند است.صبح مردم گفتند:«این بار هم اشتباه کردی؛ صدقهات را به یک ثروتمند دادهای!»مرد گفت:«خدایا، تو را شکر؛به دزد، زناکار و ثروتمند صدقه دادم.»اما سپس به او گفته شد:شاید صدقهای که به دزد دادی، باعث شود دست از دزدی بکشد؛شاید آنچه به زن زناکار دادی، او را از گناه بازدارد؛و شاید آنچه به مرد ثروتمند دادی، او را متوجه کند که از مالش در راه خدا خرج کند.📚 صحیح بخاری، حدیث ۱۴۲۱؛ صحیح مسلم، حدیث ۱۰۲۲مرد گمان میکرد هر سه بار اشتباه کرده است؛اما شاید خداوند، در هر سه بار، خیر دیگری را پنهان کرده بود.پس کار خیرت را فقط به خاطر اینکه نتیجهاش را نمیبینی، رها نکن.تو مأمور به نیکی هستی؛ نه مأمور به دانستن تمام نتایج آن. 🤍اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَعَلَىٰ آلِ مُحَمَّدٍ، وَبَارِكْ وَسَلِّمْ تَسْلِيمًا كَثِيرًا
#دلنوشته ای رسول مهربانیها!ای که نامت آرامش دلهای بیپناه است،ای که خاک قدمت قبلهی اشکهای شبانهام...شبها که دلم برای دیدنت تنگ میشود،به آسمان خیره میشوم و گمان میبرمکه پشت ابرهای این دل تاریک،چهرهی مهربانت پنهان است.چه غریبانه زیستیم در این روزگار،که از سنتهایت جز نامی بر دیوارها نمانده،و از سیرهات جز خاطرهای در گوشهی کتابها.ای کاش صدای اذانات هنوز در کوچههای دلمان طنینانداز بود،ای کاش مهربانیات را در رفتارمان جاری میکردیم،ای کاش در نمازهایمان خشوع تو را،و در بخششمان کرم تو را،و در عشقمان صداقت تو را به یاد میآوردیم.اما ما...ما در گرداب دنیا چنان غرق شدیم،که یاد تو را به مهمانی دلهایمان راه ندادیم.تنها ماندهام با شرمی بزرگ،با دلی که از قساوت سنگیتر شده،با چشمانی که از اشک توبه تهی گشته...خدایا!آه ای خدای مهربانتر از مادر،چه کردیم با امانتهایت؟چه کردیم با پیامبرت؟مرا ببخش که در سادهترین سنتهایش کوتاهی کردم،مرا ببخش که در کوچههای شلوغ زندگی،قدمهایش را گم کردم،مرا ببخش که دلام را از یادش تهی ساختم...اللهم صل علی محمد و آل محمد،و اغفر لنا ما مضی،و ارحم تقصیرنا،و اهدنا سبیل حبیبک المصطفی.ای رسول رحمت!دلام غرق در حسرت دیدار توست،و جانام مشتاق بوی خاک قدومت.از دور دستی بر سرمان بکش،که بیتو، این دلهای خسته،راهی جز گمراهی نمیدانند...و خدایا...باز هم میگویم و باز هم تکرار میکنم:ببخش مرا ببخش مراببخش مرا...که جز تو پناهی نیست،و جز راه محمد صلیاللهعلیهوسلم رهایی نیست💫 و آخر دعوانا أن الحمد لله رب العالمین
┈•••◈❈﴿ عقیده به فرشتگان - ۵ - ﴾◈❈•••┈فرشتگان تابع فرمان خداوند هستند ۸ - بَلْ عِبَادٌ مُكْرَمُونَ لَا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَهُمْ بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ (الانبیاء: ۲۶ - ۲۷)ترجمه: بلکه فرشتگان بندگان گرامی هستند که از خداوند جلوتر سخنی نمیگویند و همواره به فرمان او عمل میکنند.۹ - وَالْمَلَائِكَةُ وَهُمْ لَا يَسْتَكْبِرُونَ يَخَافُونَ رَبَّهُمْ مِنْ فَوْقِهِمْ وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ (النحل: ۵۰ - ۵۱)ترجمه: و فرشتگان نیز تکبر نمیکنند؛ از پروردگار خود که بر فراز آنان است میترسند و آنچه را فرمان داده میشوند انجام میدهند.این آیات نشان میدهند که فرشتگان هیچگاه نافرمانی نمیکنند و همیشه تنها به فرمان خدا عمل میکنند؛ این ویژگی ذاتی و فطرت آنهاست.عقیدۀ ما این است که انسان از فرشتگان برتر است و پیامبر خدا صلیاللّہعلیهوسلم از همۀ فرشتگان، همۀ پیغامبران و همۀ رسولان افضل/برتر است. و پس از خداوند، بزرگترین مقام از آن پیامبر خدا صلیاللّہعلیهوسلم است. بعد از خدا بزرگ توئی قصه مختصرجزئیات این عقیده را تحت عنوان «نور و بشر» ملاحظه کنید. دربارۀ این موضوع، ۹ آیه و ۳ حدیث درج گردید.
🌴🕋🕌3⃣6⃣زندگانی پیامبر اسلامﷺ ﴿۶۳﴾عدم موفقیت هیأت فرستاده شده قریش: «نجاشی» گفت: به راستی که این مطلب و آنچه حضرت «عیسیؑ» آورده است هر دو از یک منبع سرچشمه میگیرند ۔ سپس رو به فرستادگان «قریش» کرده گفت: «برخیزید و بروید، سوگند به خدا که من اینها را به دست شما نخواهم سپرد» ۔اینجا بود که «عمرو بن العاص» آخرین تیر را از ترکش رها کرد، آن هم تیری بسیار مسموم، صبح روز بعد نزد «نجاشی» آمد و گفت: پادشاها! اینها در مورد حضرت «عیسی بن مریمؑ» حرفهای عجیب و باور نکردنی میگویند ۔ پادشاه رو به مسلمانان کرد و گفت: بفرمایید بگویید عقیده شما درباره «عیسی بن مریمؑ» چیست؟ حضرت «جعفر بن ابیطالب» گفت: «ما همان چیزی را درباره «عیسی بن مریمؑ» میگوییم که پیامبر ما خبر داده است ۔ حضرت «عیسی بن مریمؑ» بنده خدا و فرستاده او بود ۔ روح و نشانه قدرت آفریدگار و از جانب خدا بود که او را به «مریمؑ» پاکدامن و بتول عطا فرمود» ۔«نجاشی» با شنیدن این مطلب دستش را به زمین زد و تکّه چوبی از زمین برداشت و گفت: «قسم بخدا «عیسی بن مریمؑ» بر آنچه شما گفتید به اندازه این تکّه چوب نیز سخنی اضافه نکرده است۔» «نجاشی» بعد از این گفتگوها مسلمانان را در مملکت خود با اطمینان پناه داد، فرستادگان «قریش» ناکام بر گشتند و مسلمین با آرامش اقامت گزیدند ۔ یکبار دشمنان «نجاشی» علیه او دست به شورش زدند، مسلمانان نیز به پاس خدماتش از وی دفاع نمودند(¹) این اقدام شجاعانه و انساندوستانه مسلمین کاملاً با تعالیم اخلاقی اسلام مطابقت داشت و مقتضای اخلاق مسلمین بود۔(²)هجرت مسلمانان به «حبشه» در سال پنجم بعثت اتفاق افتاد، حضرت «جعفر بن ابیطالب» با تعدادی از یاران خود تا سال هفتم هجری در «حبشه» باقی ماند و هنگام جنگ «خیبر» خدمت رسول اکرم ﷺ حاضر شد ۔ بدین ترتیب، اقامتش در کشور «حبشه» ۱۵ سال به طول انجامید ۔حضرت «جعفر بن ابیطالب» در این مدت طولانی باتوجه به موقعیت کشور «حبشه» و زمامدار عادل آن، تلاشهای زیادی در زمینه دعوت مردم به سوی اسلام مبذول نمود ۔ امّا متأسفانه چون در آن زمان، وقایع نگاری مرسوم نبوده، نمیتوانیم در این مورد با یقین چیزی بگویم ۔ البته مقتضای قیاس نیز همین است ۔ منابع:(¹) - سيرة ابن هشام، ج: ۱ ص: ۳۳۴-۳۳۸ با تلخیص.(²) - راجع مسند الإمام أحمد بن حنبل: (۲۰۳/۱)و(۲۹۰/۵-۲۹۲)
﷽ بِــــسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِیــــم ﷽♥️لیستی از بهترین کانال های اسلامی تلگرامی@tabadlateazim❥══❥🩷❥══❥
🌴🕋🕌2⃣6⃣زندگانی پیامبر اسلامﷺ ﴿۶۲﴾سخنرانی جعفر بن ابیطالب وتصویر جاهلیت ومعرفی اسلام،در دربار نجاشی: در این اثنا «جعفر بن ابیطالبؓ» پسر عموی رسول خداﷺ از میان مجلس به پاخاست و چنین گفت: «شاها! ما گروهی بودیم نادان و بتپرست از خوردن مردار اجتناب نمیکردیم ۔ از ارتکاب فحشا و بیبندوباری باکی نداشتیم ۔ رشته خویشاوندی را میبریدیم، همسایه پیش ما احترام نداشت، ضعیف و درمانده محکوم زورمندان بود ۔ روزگاری بدین منوال بسر بردیم ۔ تا این که خدای تعالی از میان ما پیامبری برگزید که ما نسب او را میدانیم و از درستکاری و امانتداری و پاکی او کاملاً آگاهیم ۔ او ما را به توحید و یکتاپرستی دعوت نمود و دستور داد تا از عبادت بتها و سنگها که ما و پدران ما میپرستیدند، پرهیز کنیم ۔ او ما را به راستی و راستگویی، امانتداری و خوشرفتاری با خویشاوندان و همسایگان، و اجتناب از کارهای ناروا و خونریزی توصیه نمود و از ارتکاب فحشا و دروغگویی و خیانت در اموال یتیمان و نسبت دادن زنان پاکدامن به کارهای زشت بازداشت ۔بہ ما دستور داد که تنها خدای یگانه را عبادت کنیم ۔ با او احدی را شریک نسازیم ۔ نماز بخوانیم، زکات مال را بپردازیم، و روزه بگیریم(کلیه امور اسلام را ذکر کرد) ما به او ایمان آوردیم ۔ سخنش را پذیرفتیم ۔ روشی را که از جانب خدا آورده بود، پیروی کردیم ۔ فقط به عبادت اللّٰه روی آوردیم و از شرک دوری نمودیم ۔ آنچه را حرام شمرده بود، حرام شمرده و حلالهای او را حلال دانستیم ۔ ولی قوم ما در مقابل ما قیام کردند و ما را مورد شکنجه قرار دادند ۔ مزاحم دین ما شدند و میخواهند که ما از عبادت خدای واحد دست برداریم و بتها را پرستش کنیم و به انجام خباثتها و زشتیها مشغول شویم ۔وقتی آنها بر ما فشار آوردند، ما را مورد ستم قرار دادند، عرصه را بر ما تنگ کردند و مزاحم آیین ما گردیدند، ناچار به کشورتان پناه آوردیم و شما را از دیگران برتر دانستیم و هم اکنون امیدواریم که در پناه شما از ظلم و تجاوز آنها در امان باشیم۔»«نجّاشی» این سخنان را با آرامش و متانت گوش کرد ۔سپس گفت: آیا چیزی از کتاب آسمانی پیامبرتان همراه دارید؟ حضرت «جعفر» گفت: آری، «نجاشی» گفت: آن را برای من بخوانید ۔ حضرت «جعفر» آیاتی چند از آغاز سورهٔ «مریم» قرائت کرد ۔ «نجاشی» سخت متأثر شد و چنان گریه کرد که قطرات اشک، محاسن او را تر نمود ۔ اسقفها هم آن قدر گریستند که کتابهایی که جلویشان قرار داشت، خیس شدند ۔ سخنرانی «جعفر بن ابیطالب» در محضر پادشاه «حبشه» و تصویر او از اسلام چنان پرشور و حکمت آمیز بود که به موقع و در مکان مناسب ایراد گردید ۔ اینگونه سخنان قبل از این که به نیروی بلاغت و قدرت بیان گوینده دلالت کند به بلاغت خرد و عقل او دلالت مینماید ۔ به راستی که تنها با الهام از خداوند متعال میتوان چنین سخنانی را در چنین مواقع و مواضع حساس و مهم ایراد کرد؛ خداوندی که میخواهد نور این دین را به کمال برساند و آن را بر کلیه ادیان سیطره بخشد۔(¹)گفتار حضرت «جعفر» دلیل بر سلامتی فطرت و خردمندی فوق العاده او بود، به علت همین دو صفت بود که «بنی هاشم» بر سایر «قریش» و «قریش» بر سایر عربها ارجحیّت داشتند ۔ «جعفر» به جای این که سُخن دیگری بگوید، ترجیح داد، وضعیت مردم شبه جزیره را در زمان جاهلیت با وضعیت متحول آنان بعد از بعثت رسول اکرم ﷺ مقایسه نماید و نشان دهد که دعوت رسول اکرم ﷺ به سوی اللّٰه و دین خالص و مکارم اخلاق و ایمان آوردن مردم به رسول گرامی چه تحول ریشه داری در جامعه به وجود آورده است ۔اظهار نظر حضرت «جعفر» مبنی بر واقع بینی، و دور از جدل و مناظره بود ۔ این نحوه بحث و بررسی بهتر میتوانست اهداف مورد نظر را در ذهن مخاطب غرس نماید و او را به حسن توجه و رعایت انصاف وادار کند۔منابع:(¹) - أخرجه أحمد في المسند (١/ ٢٠٢) و (۵/ ٢٩٠-٢٩٢) والبزار (۱۷۴۰) وانظر في مجمع الزوائد (۶/ ۲۴- ٢٧) ۔کانال داعیان اسلام @dahyain_isalam
لحظهای که روز به شب بدل شد!خورشیدگرفتگی امروز در اروپا؛ منظرهای شگفتانگیز که عظمت و قدرت خداوند در آفرینش را به ما یادآوری میکند. پاک و منزه باد آن یگانهای که همه چیز را آفرید و به کمال رساند.کانال داعیان اسلام @dahyain_isalam
📜🌺📜🌺📜🌺📜🌺📜💞بِسْـمِ اللهِ الـرَّحـْمـنِ الـرَّحِـيـم💞🔸 زندگانـی پیامـبران🔸💢 قســمت ←شصت وسوم←زندگی حضرت سلیمان عليه السلام 📜🌺هنگامی که رئیس و گوینده فرستادگان به پیش سلیمان رسید و هدیه را تقدیم داشت سلیمان شاکرانه گفت: میخواهید مرا از لحاظ دارائی و اموال کمک کنید و با آن فریبم دهید؟ 📜🌺چیزهایی را که خدا به من عطا فرموده است بس ارزشمند و بهتر از چیزهایی است که شما برایم آوردهاید و من نیازی به این اموال ندارم بلکه این شمائیدکه نیازمند دارائی و اموال هستید و به هدیه خود شادمان و خوشحال هستید 📜🌺زیرا شما تنها به بودن این دنیا معتقدید و سخت به وسایل زندگی ورفاه آن دل بستهاید ولی ما بدین جهان و آن جهان باور داریم و این جا را پلی برای رسیدن به سعادت آنجا میدانیم به سوی ایشان بازگرد و بدیشان بگو که ما با لشکرهایی به سراغ آنان میآییم که قدرت مقابله با آنها را نداشته باشند و ایشان را از آن شهر و دیار «سبا» به گونه خوار و زار و در عین حقارت بیرون میرانیم.📜🌺حضرت سلیمان خطاب به حاضران گفت: ای بزرگان کدام یک از شما میتواند تخت او را پیش من حاضر آورد؟ قبل از آنکه آنان نزد من بیایند و تسلیم شوند. تا بدین وسیله با قدرت شگرفی رویاروی گردند و دعوت ما را بپذیرند. 📜🌺جنی که نیرومندترین جنیان بود گفت: من آن را برای تو حاضر میآورم پیش از این که مجلس به پایان برسد و تو از جای برخیزی و من بر آن کار توانا و امین هستم.کسی که علم و دانش از کتاب داشت گفت: تخت بلقیس را پیش از آنکه چشم برهمزنی نزد تو خواهم آورد. 📜🌺هنگامی که سلیمان تخت بلقیس را پیش خود آماده دید گفت: این ازلطف و فضل پروردگارمن است این همه قدرت و نعمت به من عطا فرموده است تا مرا بیازماید که آیا شکر نعمت او را به جا میآورم یا ناسپاسی میکنم. 📜🌺هر کس که سپاسگزاری کند تنهابه سود خویش سپاسگزاری میکند و هر کس که ناسپاسی کند، پروردگار من بینیاز از سپاس اوست و خداوندصاحب کرم است و سفره کریمانه انعام خود را از شکرگزار و ناشکر قطع نمیکند، چنانکه سعدی میفرماید:ای کریمی که از خزانه غیبکبر و ترسا وظیفه خور داریدوستان را کجا کنی محرومتو که با دشمنان نظر داری📜🌺حضرت سلیمان گفت: تخت او را با تغییرات محل برخی از زینتآلات و رنگ و روغن ظاهری ناشناخته کنید تا ببینم متوجه میشود که تخت او است یا جز کسانی خواهد بود که پی نمیبرند که این خود آن تخت است.📤 ان شاءالله ادامـه دارد...کانال داعیان اسلام @dahyain_isalam
*♦️ارزش وقت نزد علما**امام فخر الدین رازی بر اوقاتی که به غذا خوردن سپری میشود، تأسف میکند*مؤرخ ابن ابی اصیبعه در کتاب «عیون الأنباء» در شرح حال امام فخرالدین رازی (متولد۵۴۳ هـ و متوفای۶۰۶ هـ) میآورد: *حکی لنا القاضي شمس الدين الخوئي عن الشيخ فهر الدين أنه قال: "والله إنني أتأسف في الفوات عن الاشتغال بالعلم وقت الأكل فإن الوقت و الزمان عزيز."* *ترجمه:* قسم به خداست من از اوقاتی که به غذا خوردن سپری میشود و از علم باز میمانم، خیلی افسوس میکنم.📚 قیمة الزمن عند العلماء ص١١٦ *✍️ نوشته:*@~عبدالقدیر عثمانی عثمانی*📝مراجعه:*عبدالواحد انصاری *نشر:*کانال داعیان اسلام @dahyain_isalam
💠 *یک اصل بنیادین در شیوهٔ انجام کارها*💠🔹حضرت تهانوی رحمهالله فرمودند:🔸کاری را که امکان انجام آن بهصورت فردی وجود دارد، هرگز بههمراه جمع انجام ندهید؛ زیرا تجربه نشان داده است که کارها در جمع، غالباً دچار اختلال و نابسامانی میشود. نهتنها در بسیاری از موارد، موفقیت دنیوی نیز حاصل نمیگردد، بلکه اگر هم احیاناً بهرهای از دنیا بهدست آید، معمولاً به بهای آسیبدیدن و تباهشدن *دین* تمام میشود.🔸اما کاری که اساساً بهتنهایی ممکن نیست و ناگزیر باید بهصورت جمعی انجام شود؛ اگر برای آن، جمعی از دینداران فراهم آید، انجام آن جایز است، به این شرط که همه دیندار باشند یا دستکم غلبه و جهتگیری با دینداران باشد.ولی اگر اکثریت و غلبه با دنیاگرایان باشد و دینداران در موضع ضعف، تابعیت یا اقلیت قرار گیرند، در این صورت همراهی با چنین جمعی برای انجام آن کار واجب نخواهد بود؛ بلکه در چنین وضعی، انسان اصولاً مکلّف به انجام آن کار محسوب نمیشود.🔸زیرا اینگونه گردهماییها تنها در ظاهر «جمع» هستند، اما در حقیقت دچار پراکندگی و تفرقهاند؛ همان وضعیتی که قرآن کریم از آن تعبیر میکند:*«تحسبهم جميعًا وقلوبهم شتّى»*آنان را یکپارچه میپنداری، در حالی که دلهایشان پراکنده است.🔸بنابراین، باید چنین گفت که در واقع اصلاً جمعی تحقق نیافته است؛ و هنگامی که انجام کاری متوقف بر وجود جمع باشد، در چنین شرایطی آن کار چگونه میتواند واجب یا فرض بهشمار آید؟📚 منبع: الانسداد للفساد، مواعظِ اشرفیه، جلد ۹، صفحهٔ ۳۸۱کانال داعیان اسلام @dahyain_isalam
حکایت: کعب بن مالک رضیاللهعنه و صداقت کعب بن مالک رضیاللهعنه از اصحاب پیامبر ﷺ بود. در ماجرای غزوه تبوک، با وجود اینکه توانایی رفتن داشت، به دلیل سستی و امروز و فردا کردن، از سپاه عقب ماند.وقتی پیامبر ﷺ از تبوک برگشتند، کسانی که همراه نشده بودند، نزد ایشان آمدند و برای غیبت خود عذرهایی آوردند.اما کعب رضیاللهعنه تصمیم گرفت دروغ نگوید. نزد پیامبر ﷺ رفت و گفت که هیچ عذر واقعیای نداشته و تنها سستی و تأخیر باعث شده است که از رفتن باز بماند.پیامبر ﷺ سخنان او را پذیرفت، اما به مسلمانان دستور داده شد تا مدتی با کعب و دو صحابی دیگر که راست گفته بودند، سخن نگویند.این دوران برای کعب بسیار سخت بود؛ حتی زمین با آن همه وسعت، برایش تنگ و سنگین به نظر میرسید.پس از پنجاه روز، الله توبه آنان را پذیرفت و این آیه نازل شد:📖 «وَعَلَى الثَّلَاثَةِ الَّذِينَ خُلِّفُوا...»ترجمه:«و نیز بر آن سه نفر که [از جنگ] بازمانده بودند، [لطف و رحمت فرمود...]»📚 منبع آیه: قرآن کریم، سوره توبه، آیه ۱۱۸.کعب رضیاللهعنه بعدها گفت که پس از نعمت اسلام، هیچ نعمتی برایش بزرگتر از این نبود که آن روز راست گفت؛ زیرا اگر دروغ میگفت، خودش را به هلاکت میانداخت.📚 منبع حکایت: صحیح بخاری، حدیث ۴۴۱۸؛ صحیح مسلم، حدیث ۲۷۶۹.✨ پیام حکایت:گاهی صداقت در لحظه اول سخت است و ممکن است انسان را با مشکلات روبهرو کند؛ اما پایان صداقت، عزت و نجات است. دروغ شاید انسان را برای مدتی از مشکل دور کند، اما حقیقت سرانجام آشکار خواهد شد.🌸 «راست بگو، حتی وقتی گفتن حقیقت برایت سخت است؛ زیرا نجاتی که از صداقت میآید، ارزشمندتر از آسایشی است که با دروغ به دست میآید.»کانال داعیان اسلام @dahyain_isalam
ایدههایی صالحه برای اعمال خیر پنهانی تقدیمتان می کنمپرداخت بدهیهای معوقه: پرداخت بدهی افراد نیازمند در دفترهای حسابداری داروخانهها، سوپرمارکتهای محلی یا پرداخت شهریه دانشآموزان یتیم، بدون اینکه آنها بدانند.وقف کفن:خرید ماهانه یک کفن (بهصورت چرخشی: مردانه، زنانه، بچگانه) و تحویل آن به مساجد یا انجمنهای خیریه با نیت پوشاندن و تکریم اموات مسلمانان.آموزش سوره حمد: آموزش سوره فاتحه به یک کودک؛ تا زمانی که او زنده است و نماز میخواند، ثواب آن در نامه اعمال شما نوشته میشود.خرید از دستفروشان: عمداً از دستفروشان و مغازههای کوچک خرید کنید با نیت توسعه رزق آنها و شاد کردن دلشان، به جای خرید از فروشگاههای بزرگ.جبران گناه با خیرات: بعد از هر لغزش یا گناهی، آن را با یک صدقه پنهانی، دو رکعت نماز یا استغفار بسیار دنبال کنید تا گناه را با حسنه محو کنید، به امید مغفرت الهی.آموزش مهارتها: آموزش مهارتها یا علوم نافع به دیگران، بدون ترس از اینکه رقیبی در رزق شما ایجاد شود.صدقه برای اموات:به ازای شنیدن خبر فوت هر فرد (آشنا یا غریبه)، صدقهای پنهانی بدهید تا شاید خداوند پس از مرگ شما، کسی را برای انجام این کار برای شما مسخر کند.توزیع قرآنهای کوچک:خرید و توزیع بخشهای پایانی قرآن (مانند جزء ۳۰) در مهدکودکها و مدارس، تا به تعداد هر حرفی که در طول زندگیشان تلاوت و حفظ میکنند، برای شما اجر نوشته شود.اطعام و ملاطفت: خرید خوراکی از کودکی که با سختی آن را میفروشد، سپس هدیه دادن بخشی از آن به خودِ کودک؛ با این کار، هم ثواب انفاق را بردهاید و هم دل کودکی را شاد کردهاید.وقف سجاده و قرآن: قرار دادن سجاده و قرآن در محل کار یا دانشگاه، تا در ثواب هر رکعت نماز و هر تلاوتِ نمازگزاران و قاریان شریک باشید.چاپ ادعیه و اذکار:چاپ و نصب ادعیه خروج از منزل، اذکار صبح و شام، یا تذکر برای صلوات بر پیامبر (ص) در مکانهای عمومی تا دیوارها به منبعی برای جریان اجر تبدیل شوند.هدیه کتابهای علمی: هدیه دادن کتابهای تفسیر و علوم دینی به طلاب و دانشجویانِ نیازمند و حمایت از آنها.توزیع سایهبان و آب: توزیع چتر و بطریهای آب در خیابان میان کارگران و رهگذران برای کاهش گرمای آفتاب برای آنها.* پرداخت قبوض فقرا: پرداخت قبض آب یا برق خانوادهای فقیر که در معرض قطع شدن خدمات هستند.و در آخر:به یاد داشته باش که هیچکس جز خودت دغدغه آخرت تو را ندارد. منتظر نمان که دیگران پس از مرگ برایت کار خیری انجام دهند؛ خودت تا زندهای پیشقدم شو، چه کسی میداند بعد از مرگت چه کسی تو را به یاد خواهد آورد؟کانال داعیان اسلام @dahyain_isalam
ممکن است روزهایی را تجربه کنید که احساس کنید همه چیز برخلاف خواستههای شما پیش میرود و درهایی که به آنها کوبیدهاید، یکی پس از دیگری بسته میشوند، و این احساس را داشته باشید که راه به پایان رسیده است...اما خداوند هیچ دری را جز با حکمت نمیبندد، و هیچ امری را جز برای خیر به تأخیر نمیاندازد، و هیچ چیز را جز اینکه میداند آنچه را که ما نمیدانیم، منع نمیکند.پس اجازه ندهید تأخیر در برآورده شدن آرزویتان، باعث ناامیدی شما شود، و اجازه ندهید سختی راه، شما را از این حقیقت غافل کند که شما ربوبی دارید که همه امور را تدبیر میکند.شاید آنچه را که شما ضرر میدانید، در واقع محافظت باشد، و آنچه را که تأخیر میبینید، در واقع آمادهسازی باشد، و آنچه را که پایان میدانید، در واقع شروع چیزی بهتر باشد.پس آرام باشید... و امور زندگی خود را به کسی بسپارید که از خودتان مهربانتر است. 🤍پروردگارا، ما را با ایمانی بیامرز که درک ما را از چیزهایی که نمیفهمیم، آسان کند، و با صبر و شکیبایی زیبا در برابر چیزهایی که به آنها نرسیدهایم، یاری کن، و ما را راضی به آنچه که نصیبمان شده است، گردان، و درهای خیر را برای ما بگشا، درهایی که حتی به ذهن ما هم خطور نکرده است.#به_خدا_تکیه_کن. کانال داعیان اسلام @dahyain_isalam
✵#تفسیر_سوره_نبأ✵✺آیه: ㉝﴿وَكَوَاعِبَ أَتۡرَابٗا ٣٣﴾.برایشان همسرانی زیبا و دوشیزه از حوران بهشتی آماده شده که در حسن خویش بیهمتا و از هر عیبی پاک اند، اخلاق نیکو دارند و با حرمت و حشمت اند.کانال داعیان اسلام @dahyain_isalam
✵#تفسیر_سوره_نبأ✵✺آیه: ㉜﴿حَدَآئِقَ وَأَعۡنَٰبٗا ٣٢﴾.باغستانهایی برایشان مهیّاست که دارای درختان انبوه و تاکهای انگوری است؛ همچنان که شاخههای فرود آمده و نزدیک دارد. ذکر انگور از میان سایر میوهها به خاطر منافع بسیار و مزّۀ نیکوی آن است.کانال داعیان اسلام @dahyain_isalam
✵#تفسیر_سوره_نبأ✵✺آیه: ㉛ ﴿إِنَّ لِلۡمُتَّقِينَ مَفَازًا ٣١﴾.به راستی که رستگاری آخرت، نجات از آتش دوزخ و بهرهمندی به بهشت برای پرهیزگاران آماده است. این همه به سبب انجام اوامر و اجتناب از نواهی در نزد پروردگار برایشان مهیّا شده است.کانال داعیان اسلام @dahyain_isalam
﷽ بِــــسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِیــــم ﷽♥️لیستی از بهترین کانال های اسلامی تلگرامی@tabadlateazim❥══❥🩷❥══❥
*🌸 صدق و اخلاص، شرط موفقیت در کار است*حکیم الامت حضرت مولانا محمد اشرف علی تهانوی رحمهالله فرمودند:«صدق و اخلاص، امر بسیار بزرگی است؛ بدون آن، پیش رفتن و به نتیجه رساندن کار بسیار دشوار است. بسیاری از ناکامیهایی که امروزه مشاهده میشود، علتش همین نبودِ اخلاص است.اگر اخلاص وجود داشته باشد، بزرگترین کارها و دشوارترین امور نیز آسان میشوند. 🌿شیخ الهند حضرت مولانا محمود حسن دیوبندی رحمهالله حکایتی نقل فرموده بودند:که شخصی قصد حج کرد، در حالی که حتی یک سکه هم همراه نداشت. تنها هنری که داشت این بود که میتوانست صدای حیوانات را تقلید کند. یکی از ثروتمندان او را در حال تقلید صدای حیوانات دید و برای سرگرمیِ خود، او را در سفر حج همراه خویش برد.پس از آنکه حج به پایان رسید، همین هنر و توانایی او سبب شد با بادیهنشینان (بدوی ها) ارتباط و الفت پیدا کند و به همراه آنان خود را به مدینه منوره برساند. 🕋🌹ببینید که او با نیت و ارادهای خالصانه قصد حج کرد؛ پس خداوند متعال تمام اسباب را برایش آسان ساخت. 🤲✨📚 منبع: حضرت تهانوی رحمهالله کے اصول و ضوابط، ص ۶۸بازنشر کانال داعیان اسلام @dahyain_isalam
عَنُ اَبوکَبشه عمرو بُن سَعد اَنماري رَضی الله عنهُ یقول يَقُولُ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم قَالَ ثَلاثَةٌ أُقْسِمُ عَلَيهِنَّ، وَأُحَدِّثُكُم حَدِيثًا فَاحْفَظُوه: مَا نَقَصَ مَالُ عَبدٍ مِن صَدَقَةٍ، وَلا ظُلِمَ عَبْدٌ مَظْلَمَةً صَبَرَ عَلَيهَا إِلاَّ زَادَهُ اللَّهُ عِزًّا، وَلا فَتَحَ عَبْدٌ باب مَسأَلَةٍ إِلاَّ فَتَحَ اللَّه عَلَيْهِ باب فَقْرٍ، - أَوْ كَلِمَةً نَحْوَهَا - وَأُحَدِّثُكُم حَدِيثًا فَاحْفَظُوه: إِنَّمَا الدُّنْيَا لأَرْبَعَةِ نَفَر: عَبدٍ رَزَقَه اللَّه مَالاً وَعِلْما، فَهُو يَتَّقي فِيهِ رَبَّه، وَيَصِلُ فِيهِ رَحِمَه، وَيَعْلَمُ لِلَّهِ فِيهِ حَقًّا فَهذَا بأَفضَل المَنازل. وَعَبْدٍ رَزَقَهُ اللَّه عِلْمًا، وَلَمْ يَرْزُقهُ مَالاً فَهُوَ صَادِقُ النِّيَّةِ، يَقُول: لَو أَنَّ لِي مَالاً لَعمِلْتُ بِعَمَل فُلان، فَهُوَ بِنِيَّتِهِ، فَأَجْرُهُمَا سَوَاء. وَعَبْدٍ رَزَقَهُ اللَّهُ مَالا، وَلَمْ يرْزُقْهُ عِلْما، فهُوَ يَخْبِطُ في مالِهِ بِغَير عِلم، لا يَتَّقي فِيهِ رَبَّهُ وَلا يَصِلُ فیه رَحِمَه، وَلا يَعلَمُ للَّهِ فِيهِ حَقًّا، فَهَذَا بأَخْبَثِ المَنَازِل. وَعَبْدٍ لَمْ يرْزُقْهُ اللَّه مَالاً وَلا عِلْما، فَهُوَ يَقُول: لَوْ أَنَّ لِي مَالاً لَعَمِلْتُ فِيهِ بِعَمَل فُلانٍ، فَهُوَ بِنِيَّتِهِ، فَوِزْرُهُمَا سَوَاءٌترمذي (۲۳۲۵)أحمد (۱۸۰۶۰)از ابوکبشه عمرو بن سعد انماری رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند: سه چيز هست که من درباره ی آنها سوگند می خورم و سخنی به شما می گويم که آن را به ياد داشته باشيد: ثروت هيچکس به خاطر صدقه دادن کم نمی شود. به هر بنده ای ستم شود و او بر آن صبر نمايد، الله بر عزتش می افزايد. و هيچ بنده ای دربِ گدايی را نمی گشايد مگر اينکه الله دروازه ی فقر را به رويش باز می کند. يا چنين سخنی فرمود. و سخنی به شما می گويم، آن را حفظ کنيد: دنيا برای چهار نفر است: بنده ای که الله متعال ثروت و عملی به او داده است و او در اين باره تقوای الهی پيشه می سازد و بدين وسيله رابطه ی خويشاوندی اش را حفظ می کند و می داند که الله در آن حقی دارد. چنين بنده ای در بالاترين درجه و بهترين جايگاه می باشد. و بنده ای که الله دانشی به او داده، اما ثروتی به او نداده است و در نيتش صادق است می گويد: اگر ثروتی داشتم، مانندِ فلان کس رفتار می کردم. لذا مطابق نيتش پاداش می يابد و اجر و ثواب هر دو برابر است. و بنده ای که الله ثروتی به او داده، اما دانشی به او نداده است و او بدون علم و دانش در ثروتش تصرف می کند و درباره ی اين ثروت، تقوای الهی را رعایت نمی کند و صله ی رحم به جا نمی آورد و در اين ثروت حقی برای الله نمی شناسد. چنين شخصی در پايين ترين و بدترين جايگاه است. و بنده ای که الله ثروت و دانشی به او نداده است و می گويد: اگر ثروتی داشتم، مانندِ فلان کس رفتار می کردم. لذا مطابق نيتش مجازات می شود و گناه شان يکسان است. کانال داعیان اسلام @dahyain_isalam
🔸 "اللهم إني أسألك يا الله الأحد الصمد الذي لم يلد ولم يولد، ولم يكن له كفوًا أحد أن تغفر لي ذنوبي، إنّك أنت الغفور الرحيم..."🔹 رسولاللهﷺ وارد مسجد شدند و مردی را دیدند که به تشهد نشسته و میگوید: "بارالها ...ای پروردگارِ یکتا و بینیازو ای آنکه کسی او را بدنیا نیاورده و فرزند و زادهای نداری...و ای کسی که همتا و همگونی برایش نمیباشد، گناهانم را ببخشای همانا که تو بخشندهی مهربانی"✨ پیامبرﷺ سه بار فرمودند: به حقیقت خداوند او را بخشید.کانال داعیان اسلام @dahyain_isalam
┈•••◈❈﴿ عقیده به فرشتگان - ۴ - ﴾◈❈•••┈كِرَامًا كَاتِبِينَ كِرَامًا كَاتِبِين دو فرشته هستند، یکی در سمت راست و دیگری در سمت چپ. این دو فرشته همۀ اعمال ما را ثبت میکنند؛ فرشتۀ سمت راست اعمال نیک را و فرشتۀ سمت چپ اعمال بد را مینویسد. آیۀ مربوطه این است:۷- وَإِنَّ عَلَيْكُمْ لَحَافِظِينَ كِرَامًا كَاتِبِينَ يَعْلَمُونَ مَا تَفْعَلُونَ (الانفطار:۱۰-۱۲)ترجمه: و همانا بر شما نگهبانانی (فرشته) مقرر شدهاند که مُعَزَّز و نویسندهاند و همۀ کارهائی را که انجام میدهید، میدانند.این آیه به فرشتگان كِرَامًا كَاتِبِينَ تصریح دارد.منکر و نکیروقتی انسان در قبر قرار داده میشود، این دو فرشته میآیند و از میت سه سؤال میپرسند. حدیث مربوطه این است:۳- عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللّہِ ﷺ: إِذَا قُبِرَ الْمَيِّتُ أَتَاهُ مَلَكَانِ أَسْوَدَانِ أَزْرَقَانِ يُقَالُ لِأَحَدِهِمَا الْمُنْكَرُ وَالْآخَرُ النَّكِيرُ. ترجمه: پیامبر صلیاللّہعلیهوسلم فرمودند: وقتی میت در قبر گذاشته میشود، دو فرشتۀ سیاه با چشمان آبی به سوی او میآیند. یکی از آنها منکر و دیگری نکیر نام دارد. این حدیث به فرشتگان منکر و نکیر تصریح دارد..........................کانال داعیان اسلام @dahyain_isalam....¹ سنن الترمذی: حدیث ۱۰۷۱ کتاب الجنائز؛ باب ما جاء في عذاب القبر
📜🌺📜🌺📜🌺📜🌺📜💞بِسْـمِ اللهِ الـرَّحـْمـنِ الـرَّحِـيـم💞🔸 زندگانـی پیامـبران🔸💢 قســمت ←شصت و دوم← زندگی حضرت سلیمان عليه السلام 📜🌺چندان طول نکشید که هدهد برگشت و گفت: من بر چیزی آگاهی یافتهام که تو از آن آگاه نیستی. من برای تو از سرزمین سبا یک خبر قطعی و مورد اعتماد آوردهام.من دیدم که زنی برآنان حکومت میکند و همه چیز لازم برای زندگی بدو داده شده است وتخت بزرگی دارد و دربار بسیار مجللی.📜🌺 من او و قوم او را دیدم که به جای خدا برای خورشید سجده میبرند و شیطان اعمالشان را در نظرشان آراسته است و ایشان را از راه راست بدر برده است و آنان به خدا و یکتاپرستی راهیاب نمیگردندو پرستش ایشان برای خورشید است. 📜🌺شیطان آنان را از راه بدر برده است تا اینکه برای خداوندی سجده نبرند که نهانیهای آسمانها و زمین را بیرون میدهد و میداند آنچه را پنهان میدارد و آنچه را که آشکار میسازد. جز خدا که صاحب عرش عظیم حکمفرمائی برکائنات است معبودی نیست پس چرا بایدجز او بپرستند؟📜🌺سلیمان به هدهدگفت: تحقیق میکنم تا ببینم راست گفتهای یا از زمره دروغگویان بودهای؟ این نامه مرا ببر وآن را به سویشان بینداز و سپس ازایشان دور شو و در کناری بایست و بنگر که به یکدیگر چه میگویند و واکنش آنان چه خواهد بود.📜🌺بلقیس گفت:ای سران قوم نامه محترمی به سویم انداخته شده است. این نامه از سوی سلیمان آمده است و سرآغاز آن چنین است:بنام خداوند بخشنده مهربان برای این نامه رافرستادم تا برتری جوئی در برابر من نکنید و تسلیم شده به سوی من آئید.📜🌺بلقیس با اعضای مجلس مشورت کردو گفت: این بزرگان و صاحب نظران رأی خود را در این کار مهم برای من ابراز داریدکه من هیچ کارمهمی رابدون حضور و نظر شما انجام ندادهام. 📜🌺گفتند: ما از هر لحاظ قدرت وقوت داریم و درجنگ تندوسرسخت میباشیم. فرمان فرمان تو است،بنگر که چه فرمان میدهی📜🌺بلقیس گفت: پادشاهان هنگامی که واردمنطقه آبادی شوندآن را به تباهی و ویرانی میکشانند و اهل آنجا را خوار و پست میگردانندو پیوسته شاهان چنین میکنند 📜🌺من برای صلح و سازش و جلوگیری از خرابیها وخونریزیها هیأتی را به پیش آنان میفرستم همراه با تحفهای تا ببینم فرستادگان ما از پذیرش ارمغان یا نپذیرفتن آن و چیزهای دیگر چه خبری با خود میآورند تا برابر آن عمل کنیم.📤 ان شاءالله ادامـه دارد...کانال داعیان اسلام @dahyain_isalam
یکی از دردناکترین تجربهها اینه که احساس کنیم خانواده حرفمونو نمیفهمهو گاهی مسئله این نیست که حرف تو اشتباهه، مساله اینه که اونها ظرفیت شنیدن مخالفت یا نظر متفاوت تو رو ندارنو این دو با هم فرق دارنگاهی آدمها نمیتونن چیزیو بفهمن و درک کنن که سالها برخلافش زندگی کردنو اینکه خیلی از مواقع چون ما از مهارت ارتباطی ضعیفی برخورداریم اون موضوعی که درون ذهنمون هست و نمیتونیم به روش صحیح بیان بکنیم باعث ناراحت کردن غیر عمد دیگران خواهیم شد..کانال داعیان اسلام @dahyain_isalam
📜 تحقیقی مستند در ردّ باور به نحوستِ «چهارشنبهی آخر صفر»بسم الله الرحمن الرحیممقدمهبا فرارسیدن پایان ماه صفر، باوری کهن در میان بخشی از عامهی مسلمانان دوباره رواج مییابد: پرهیز از سفر و ازدواج، خواندنِ نمازها و اورادِ خاص، و اعتقاد به اینکه آخرین چهارشنبهی این ماه، روزی شوم و نحس است. این نوشتار، با استناد به نصوصِ صریح نبوی و فتاوای معتبر فقه حنفی، این باور را از حیث سندی و فقهی مورد بررسی قرار میدهد.—بخش اول: نصّ نبوی در ابطال نحوستپیامبر ﷺ فرمودند:«لَا عَدْوَى وَلَا طِيَرَةَ وَلَا هَامَةَ وَلَا صَفَرَ»«نه واگیریِ خودبهخودیِ بیماری [بدون اذن الهی]، نه فال بد، نه شگون هامه (جغد)، و نه نحوستِ صفر [وجود دارد]»▪ راوی: ابوهریره رضیاللهعنه▪ تخریج: صحیح البخاری (ح ۵۷۵۷) | صحیح مسلم(ح ۲۲۲۱)حافظ ابن حجر عسقلانی در فتحالباری، دو تفسیر برای «صفر» در این حدیث نقل میکند: یا بیماریِ واگیردار شکمی که جاهلیت آن را نحس میشمرد، یا خودِ باور به نحوستِ ماه صفر — که همان تفسیرِ مورد اشارهی امام نووی در شرح صحیح مسلم است. در هر دو تفسیر، حکمِ نهایی یکسان است: ابطالِ کاملِ این باور از سوی شارع.حدیثِ مکمل در همین باب:«الطِّيَرَةُ شِرْكٌ» (سه بار) «وَمَا مِنَّا إِلَّا، وَلَكِنَّ اللَّهَ يُذْهِبُهُ بِالتَّوَكُّلِ»«فال بد، شرک است... و هیچکس از ما نیست [که گاه این وسوسه به دلش نیفتد]، اما خداوند آن را با توکل از میان میبرد»▪ راوی: عبدالله بن مسعود رضیاللهعنه▪ تخریج: سنن ابیداود (ح ۳۹۱۰) | جامع ترمذی (ح ۱۶۱۴) | سنن ابنماجه (ح ۳۵۳۸)—بخش دوم: مستندات فقه حنفی۱) فتاوای عالمگیری (مرجعِ رسمیِ فقه حنفی، تدوینشده به دستور اورنگزیب):دربارهی کسانی که در ماه صفر از سفر و ازدواج پرهیز میکنند، سؤال شده و پاسخ آمده که این باور از میراث اهل نجوم است که آن را رواج دادهاند تا سخنی دروغین را که به پیامبر ﷺ نسبت میدهند، تثبیت کنند؛ و این «دروغی آشکار» است (۵/۴۶۱).۲) ملا علی قاری، شارح حنفیِ مشکاة المصابیح:روایتِ رایج «مَنْ بَشَّرَنِي بِخُرُوجِ صَفَرَ بَشَّرْتُهُ بِالْجَنَّةِ» را چنین حکم میدهد: «لَا أَصْلَ لَهُ» — هیچ ریشهای ندارد (الأسرار المرفوعة، ح ۴۳۷). این حکم را علامه عجلونی در کشفالخفاء (ح ۲۴۱۸)، امام شوکانی در الفوائد المجموعة (ح ۱۲۶۰)، و علامه طاهر پتنی در تذکرة الموضوعات (ص ۱۱۶) نیز تکرار کردهاند.۳) علامه عبدالحی لکنوی، از اکابر فقهای حنفیِ هند:در القول الفیصل (۵/۱۰۳-۱۰۴)، ضابطهای دقیق برای هرگونه نمازِ منسوب به مناسبتهای غیرمستند ارائه میدهد: چنین عملی تنها زمانی از حیطهی «مباح» خارج نمیشود که برخاسته از شریعت دانسته نشود، بدان اهتمامِ عبادات واجب داده نشود، و التزامِ آن بهگونهای نباشد که شریعت از آن نهی کرده است؛ در غیر این صورت، نتیجهاش به تعبیرِ فقهای متأخر «نیکیِ برباد، گناهِ لازم» خواهد بود.۴) اجماعِ مفتیان حنفیِ معاصر (شبهقاره):- مفتی محمد شفیع (بنیانگذار دارالعلوم کراچی)، در امداد المفتین، روزه و اعمالِ خاصِ این روز را «کاملاً غلط و بیاصل» و التزامِ آن را «بدعت و ناجایز» میداند (ص ۴۱۶).- فتاوای رشیدیه (ص ۱۷۱)، کفایة المفتی (۲/۳۰۲)، و احسن الفتاویٰ (۱/۳۶۰) هر یک با عباراتی مشابه، این رسوم را «بیاصل» و عمل بدان را «گناه» اعلام کردهاند.- فتاوای حقانیه (۲/۸۴) و فتاوای رحیمیه (۲/۶۸-۶۹)، با استناد به منابع سیره (شمسالتواریخ)، نشان میدهند در ۲۸ صفرِ سال ۱۱ هجری، بیماریِ پیامبر ﷺ نه بهبود یافت بلکه شدت گرفت — و همان شب، حضرت ابوبکر رضیاللهعنه مأمور امامتِ نماز شدند. جشنگرفتنِ این روز، بنابراین، وارونهکردنِ واقعیتِ تاریخی است.—بخش سوم: تنبیهی بر استنادِ نادرستِ قرآنیبرخی برای اثبات نحوستِ «چهارشنبه» به آیاتِ مربوط به هلاکتِ قومِ عاد استناد میکنند (سورهی قمر: ۱۹؛ سورهی فصلت: ۱۶). بررسیِ دقیقِ متنِ این آیات نشان میدهد که قرآن کریم هیچجا نامِ روزِ هفته را مشخص نکرده است؛ انتساب این رخداد به «چهارشنبه» تنها در برخی روایاتِ تفسیریِ متأخر و بدون سندِ معتبر آمده و نمیتواند مستندِ شرعی قرار گیرد.—نتیجهگیریاجماعی کمنظیر میان محدثان (بخاری، مسلم، ابوداود، ترمذی، ابنماجه) و فقهای حنفی (از فتاوای عالمگیری تا مفتیان معاصر) بر یک نکته گواهی میدهد: نحوستِ چهارشنبهی آخر صفر نه در قرآن ریشه دارد، نه در سنتِ صحیح، و نه در فقه معتبر — بلکه میراثی از باورهای نجومیِ جاهلیت است که با احادیثِ جعلی به دین نسبت داده شده است. وظیفهی هر مسلمانی است که خود از این خرافه دوری کند و در حدّ توان، دیگران را نیز از آن آگاه سازد.والله أعلم بالصواب. کانال داعیان اسلام @dahyain_isalam
#صلاح_الدین_ایوبی🗡️ روزی که یک سردار، تاریخ یک شهر مقدس را برای همیشه تغییر داد...نزدیک به نود سال بود که بیتالمقدس در دست صلیبیون بود. امیدی برای بازپسگیری آن نمیرفت، تا اینکه سرداری از تکریت ظهور کرد که نامش با «اصلاح دین» گره خورد: سلطان صلاحالدین ایوبی.📜 روایت مستندصلاحالدین یوسف بن ایوب، تربیتیافته دربار نورالدین زنگی، بهتدریج مصر و شام را زیر یک پرچم گرد آورد. در سوم ژوئیه ۱۱۸۷ میلادی، در نبرد حطین، لشکر صلیبی را بهسختی شکست داد و راه بازپسگیری بیتالمقدس را هموار کرد. قاضی ابنشداد، همراه نزدیک سلطان، نقل میکند که او درباره قدس چنان اندوه عمیقی در دل داشت که «حتی کوهها نیز تاب تحمل آن را نداشتند».سرانجام در شب جمعه، بیستوهفتم رجب سال ۵۸۳ هجری قمری، بیتالمقدس فتح شد؛ به روایت همان قاضی ابنشداد، از حسن اتفاق، سلطان دقیقاً در همان تاریخی وارد شهر شد که پیامبر ﷺ به معراج مشرف شده بودند.آنچه صلاحالدین را در تاریخ ماندگار کرد، نه فقط پیروزی نظامی، بلکه رفتارش پس از پیروزی بود: برخلاف کشتار گسترده صلیبیون هنگام تصرف شهر در سال ۱۰۹۹، او به سپاهیانش دستور داد از قتلعام خودداری کنند و به اهل کتاب اجازه داد با پرداخت فدیه، جان و مال خود را حفظ کرده و شهر را ترک کنند. رأفتش حتی از این هم فراتر رفت: فرقههای تامپلیه و هوسپیتالیه را مجبور کرد فدیه هفتهزار نفر از فقیران شهر را که توان پرداخت نداشتند، خودشان بپردازند؛ و وقتی زنان و دخترانی که همسران یا پدرانشان در حطین اسیر شده بودند نزدش گریستند، دلش به رحم آمد و آن اسیران — از جمله پادشاه اورشلیم — را آزاد کرد.🧭 تحلیل رفتاری و مدیریتی۱. پیروزی نظامی بدون اخلاق، ناپایدار است — صلاحالدین میدانست فتح شهر تنها نیمی از راه است؛ نیمه دیگر، نحوه رفتار با مغلوب است. رأفتش پس از حطین و بیتالمقدس، اعتبار سیاسی و اخلاقی او را در سطح جهانی تثبیت کرد، تا جایی که حتی دشمنانش او را ستودند.۲. رحم، ضعف نیست، انتخاب است — او میتوانست بر اساس قدرت و حق فاتح عمل کند؛ اما آزادسازی اسیران بهخاطر اشک چند زن، نشان داد قدرت واقعی در توانایی بخشیدن است، نه فقط در توانایی مجازات.۳. زهد در اوج قدرت — با وجود حکمرانی بر مصر، شام، یمن و عراق، از بیتالمال برای خود چیزی نیندوخت؛ زندگی سادهاش الگویی از مدیریت بدون طمع بود.💡 درس عملی برای زندگی امروزدر محل کار، خانواده یا فضای مجازی، اغلب «برنده شدن» یک بحث یا رقابت را هدف نهایی میپنداریم. سیره صلاحالدین یادآوری میکند که چگونگی رفتار ما با طرف مقابل، پس از پیروزی، همان چیزی است که واقعاً ماندگار میشود. مدیری که در تعارض با همکار پیروز میشود اما او را تحقیر نمیکند، یا کاربری که در یک بحث آنلاین برنده میشود اما با احترام برخورد میکند، همان منطق صلاحالدین را در مقیاس کوچکتر به کار میگیرد.کانال داعیان اسلام @dahyain_isalam
داستان اصحاب سبت؛ هنگامی که حیله، جای اطاعت را گرفتدر میان بنیاسرائیل، گروهی در شهری ساحلی زندگی میکردند که روزیِ آنان با دریا و ماهی گره خورده بود. خداوند آنان را با فرمانی ویژه آزمود: روز شنبه را حرمت بگذارند و دست از کار و صید بکشند.آزمون، ساده به نظر میرسید؛ اما درست در همان روزی که نباید ماهیگیری میکردند، ماهیها فراوانتر از همیشه به سوی ساحل میآمدند. ماهیها چنان آشکار و نزدیک بودند که وسوسه، دلها را میآزمود.اما در روزهای دیگر، ماهیها کمتر دیده میشدند. این آزمایشی آشکار از سوی خداوند بود تا معلوم شود چه کسی در برابر فرمان الهی پایدار میماند.گروهی از آنان به جای تسلیم شدن، به فکر حیله افتادند. آنان در روز شنبه مستقیماً ماهی صید نمیکردند؛ بلکه راههایی میساختند تا ماهیها وارد محلهایی شوند و سپس در روز بعد آنها را بگیرند. ظاهر کار شاید با فرمان الهی مخالفت مستقیم نداشت، اما حقیقت آن چیزی جز گریز از فرمان خدا نبود.در میان مردم، گروهی نیز آنان را از این کار نهی میکردند و میگفتند: «چرا قومی را اندرز میدهید که خداوند آنان را هلاک یا به عذابی سخت گرفتار خواهد کرد؟»پاسخ آنان زیبا و عمیق بود: «برای آنکه نزد پروردگارتان عذری داشته باشیم و شاید آنان تقوا پیشه کنند.»اما سرانجام، کسانی که از فرمان خدا سرپیچی کردند و از پندها روی گرداندند، گرفتار عذاب شدند.قرآن میفرماید هنگامی که آنان از آنچه نهی شده بودند سرکشی کردند، خداوند به آنان فرمود: «بوزینگانی خوار و راندهشده باشید.»اما در همان ماجرا، قرآن از گروهی یاد میکند که از گناه بازمیداشتند و میفرماید خداوند کسانی را که نهی از منکر میکردند، نجات داد.این داستان تنها درباره ماهیگیری یا یک فرمان در روز شنبه نیست؛ درباره حقیقتی عمیقتر است: خداوند ظاهرِ حیله را معیار اطاعت قرار نمیدهد. اگر انسان فرمانی را عمداً دور بزند و تنها شکل ظاهری کار را تغییر دهد، حقیقت نافرمانی با تغییر ظاهر از میان نمیرود.گاهی انسان میتواند دیگران را با توجیههای خود قانع کند؛ اما نمیتواند حقیقت نیت خویش را از خدا پنهان سازد.📖 منبع: قرآن کریم، سوره اعراف، آیات ۱۶۳ تا ۱۶۶؛ همچنین سوره بقره، آیات ۶۵ و ۶۶.کانال داعیان اسلام @dahyain_isalamاللَّهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَعَلَىٰ آلِ مُحَمَّدٍ، وَبَارِكْ وَسَلِّمْ تَسْلِيمًا كَثِيرًا.
🌴🕋🕌1⃣6⃣زندگانی پیامبر اسلامﷺ ﴿۶۱﴾قریش مسلمانان مهاجر را تعقیب میکنند: وقتی «قریش» دیدند که مسلمانان در سرزمین «حبشه» امنیت دارند، دو نفر از سوی خود بنامهای «عبداللّٰه بن أبي ربيعه» و «عمرو بن العاص بن وائل» را به «حبشه» فرستادندو هدایای گران بهایی از اشیای «مکه» برای «نجاشی» و دولتمردان «حبشه» ارسال کردند ۔ این دو نفر فرستاده نزد «نجاشی» رفته با درباریان تماس گرفتند و حمایت آنان را جلب نمودند، و با تقدیم هدایا دلهای شان را بدست آوردند ۔ سپس در مجلس پادشاه حاضر شده، چنین گفتند: چند نفر از مردم نادان و کم خرد ما به کشور شما پناهنده شدهاند ۔ اینها آیین قوم خود را رها کردهاند و آیین شما را نیز قبول ندارند ۔ دارای دین جدیدی هستند که نه ما آن را میدانیم و نه شما از آن اطلاعی دارید ۔ اینک ما را بزرگان قوم، فامیلها، پدرها و عموهای آنان به سوی شما فرستادهاند و تقاضا نمودهاند که این افراد را به سوی قومشان برگردانید ۔ آنان، این افراد را بهتر می شناسند ۔ درباریان نیز گفتند: شاها! اینها راست میگویند، افراد مذکور را به دست اینها بسپارید ۔«نجاشی» عصبانی شده و پیشنهاد آنان را رد کرد و حاضر نشد، مسلمانانی را که به او و کشورش پناهنده شده بودند، به فرستادگان «قریش» بسپارد ۔ آنگاه مسلمانان را فرا خواند و از دانشمندان مسیحی نیز دعوت نمود ۔ «نجاشی» خطاب به مسلمانان گفت: این چه آینی است که شما به آن معتقد شدهاید که با دین من و سایر ادیان دیگر نیز متفاوت است و به سبب آن از قوم خود جدا شدهایدکانال داعیان اسلام @dahyain_isalam
ناامید کردن از رحمت خدا؛ شاید همان یک جمله، امید یک انسان را بکشددختری گوشهای نشسته بود و گریه میکرد...اشتباهاتی در زندگیاش کرده بود که حالا از یادآوریشان شرمنده میشد.با خودش میگفت:«کاش میتوانستم از گذشته برگردم...»«کاش خدا مرا ببخشد...»با همین امید، تصمیم گرفته بود دوباره به سوی خدا برگردد.اما وقتی درد دلش را با کسی در میان گذاشت، به او گفتند:«تو؟ توبه؟»«بعد از این همه گناه، فکر میکنی خدا تو را میبخشد؟»«دیگر از تو گذشته...»او چیزی نگفت...فقط ساکت شد.اما شاید آن شب، چیزی در دلش شکست؛ امیدی که تازه داشت دوباره زنده میشد.⚠️ گاهی ما یک جمله را خیلی ساده میگوییم...اما نمیدانیم آن جمله در قلب یک انسان چه اثری میگذارد.وقتی کسی از گناهش پشیمان است، او را بیشتر به سوی خدا نزدیک کن، نه اینکه با حرفت او را از خدا دور کنی.📖 خداوند متعال میفرماید:﴿لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ﴾ترجمه:«از رحمت خدا ناامید نشوید.»این پیام خداوند برای کسی است که فکر میکند دیگر راه برگشتی ندارد.پس ما با چه حقی به بندهای بگوییم:«خدا تو را نمیبخشد»؟ما از پایان زندگی خودمان هم خبر نداریم؛ چگونه درباره رحمت خدا برای دیگری حکم کنیم؟💔 شاید کسی که امروز گناه میکند، فردا چنان توبه کند که از بسیاری از ما بهتر شود.شاید همان دختری که امروز گذشتهای سخت دارد، فردا با اشک در سجدهاش یکی از نزدیکترین بندگان خدا باشد.شاید خداوند او را ببخشد...و شاید ما به خاطر شکستن امید او، نیازمند بخشش خدا باشیم.🌱 اگر کسی نزدت آمد و گفت:«من خیلی اشتباه کردم...»نگو:«تو دیگر درست نمیشوی.»بگو:«بلند شو... هنوز دیر نشده. خداوند از تو خواسته که به سویش برگردی.»اگر نمیتوانی مشکلش را حل کنی، حداقل امیدش را از او نگیر.اگر نمیتوانی دستش را بگیری، با یک جمله هلش نده.💡 و اگر خودت همان کسی هستی که احساس میکنی خیلی از خدا دور شدهای...این را به یاد داشته باش:گذشتهات هرچقدر سنگین باشد، رحمت خدا از گناهانت بزرگتر است.امروز میتوانی دوباره شروع کنی...یک وضو...یک سجده...یک «یا الله» از ته دل...گاهی همین قدم کوچک، آغاز برگشتن یک انسان به سوی خداست.📌 پیام آخر:هیچوقت خودت یا دیگری را از رحمت خدا ناامید نکن.ما نمیدانیم خداوند چه کسی را بخشیده...و نمیدانیم چه کسی در یک لحظه، با یک توبه صادقانه، تمام مسیر زندگیاش را تغییر میدهد.اگر کسی به سوی خدا برگشت، راهش را نبند؛ شاید همان بازگشت، زیباترین قسمت زندگی او باشد. 🤍کانال داعیان اسلام @dahyain_isalam
✵#تفسیر_سوره_نبأ✵✺آیه: ㉚﴿فَذُوقُواْ فَلَن نَّزِيدَكُمۡ إِلَّا عَذَابًا ٣٠﴾.جزای تکذیب و کفر خویش به پروردگار را بچشید، دیگر چیزی جز زیادت عذاب و سختیهای مجازات را نخواهید یافت، نه بر شما مهربانی صورت میگیرد و نه از آتش بیرون میشوید.کانال داعیان اسلام @dahyain_isalam
✵#تفسیر_سوره_نبأ✵✺آیه: ㉙﴿وَكُلَّ شَيۡءٍ أَحۡصَيۡنَٰهُ كِتَٰبٗا ٢٩﴾.همه اعمال و کارکردها را در کتاب کارهای نیک و کتاب کارهای بد ثبت نمودیم و نوشتیم. بنابراین همه اعمال محفوظ و مضبوط است؛ بدون اینکه زیادت و نقصانی در آن راه یابد.کانال داعیان اسلام @dahyain_isalam
✵#تفسیر_سوره_نبأ✵✺آیه: ㉘کانال داعیان اسلام @dahyain_isalam﴿وَكَذَّبُواْ بَِٔايَٰتِنَا كِذَّابٗا ٢٨﴾.از آیات الهی که بر پیامبرش نازل شده انکار کردند، به وحیی که حقتعالی بر آن حضرت فرستاده تکذیب نمودند، به ردّ آن پرداختند و از آن رو گشتاندند، در نتیجه اینگونه عذابی جزای آنان مقرّر داشته شد.
عَنْ رُوَيْفِعَ بْنَ ثَابِتٍ، يَقُولُ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم قَالَ يَا رُوَيْفِعُ لَعَلَّ الْحَيَاةَ سَتَطُولُ بِكَ بَعْدِي فَأَخْبِرِ النَّاسَ أَنَّهُ مَنْ عَقَدَ لِحْيَتَهُ أَوْ تَقَلَّدَ وَتَرًا أَوِ اسْتَنْجَى بِرَجِيعِ دَابَّةٍ أَوْ عَظْمٍ فَإِنَّ مُحَمَّدًا بَرِيءٌ مِنْهُ نسائی(۵۰۶۷) ابوداود(۳۶)از رویفع روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم به من فرمود: «ای رویفع، چه بسا عمری طولانی کنی، به مردم خبر بده که هرکس ریشش را گره بزند یا قلاده ببندد یا با سرگین حیوانی یا استخوانی استنجا کند، محمد از او بری می باشد»کانال داعیان اسلام @dahyain_isalam
این شش مورد، از سطح "احترام اولیه" (سلام) شروع شده، به "همدلی در رنج" (بیماری و مرگ) رسیده و در نهایت به "عشق و فداکاری" (خیرخواهی مطلق) ختم میشود. اجرای این موارد باعث میشود جامعه از حالت رقابت و تضاد، به حالت همکاری و مهرورزی تغییر کند.کانال داعیان اسلام @dahyain_isalam
آیا از حق مسلمان برمسلمان آگاه هستید؟1_سلام کردن:سلام کلید شکستن یخهای رابطهها و جاری کردن جریان محبت است.شروع سلام،نشانه تواضع و ادای احترام به طرف مقابل است.3_تشمیت(دعا برای عطسکننده):شاید در نگاه اول این مورد ساده به نظر برسد، اما هدف آن توجه به کوچکترین نیازهای انسان و جاری کردن دعای خیر در لحظات عادی است تا رابطهی عاطفی تقویت شود.3_عیادت بیمار:حضور درکنار فرد بیماراثر روانی عمیقی دارد و به او احساس میکند که تنها نیست.این کاریکی از قویترین ابزارهای تقویت پیوند اجتماعی است.4_ پاسخ به دعوت:پذیرفتن دعوت دیگران،نشانه احترام به دعوتکننده و ارج نهادن به میل او برای دیدار است.این کار باعث ایجاد حس ارزشمندی درطرف مقابل میشود.5_حضور درتشییع جنازه: این وظیفه هم حمایت ازبازماندگان درسختترین لحظات زندگی است و هم یادآور فناپذیری انسان برای کسانی است که در مراسم حضور دارند6_ خیرخواهی و ایثار:این بخش جامعترین قسمت حدیث است.جمله «هر چه را برای خودمیپسندد برای دیگران نیز بپسندد»اساس اخلاق دردین اسلام است. همچنین نصیحت درغیاب، یعنی در پشت سردیگران بدگویی نکنیم در نبود آنها،خیر وصلاحشان را بخواهیم.