حکایت: ابوطلحه رضیاللهعنه و باغ محبوبش ابوطلحه انصاری رضیاللهعنه در مدینه باغی بسیار زیبا داشت…
انتشار: 2026/08/18 09:49 UTCدریافت: 2026/08/18 18:00 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/18 18:00 UTC
حکایت: ابوطلحه رضیاللهعنه و باغ محبوبش ابوطلحه انصاری رضیاللهعنه در مدینه باغی بسیار زیبا داشت که به آن بَیرُحاء میگفتند. این باغ برایش بسیار ارزشمند بود و آب گوارایی نیز داشت.روزی این آیه نازل شد:📖 «لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّىٰ تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ»ترجمه:«هرگز به نیکی واقعی نمیرسید تا زمانی که از آنچه دوست دارید، انفاق کنید.»📚 سوره آلعمران، آیه ۹۲وقتی ابوطلحه رضیاللهعنه این آیه را شنید، نزد پیامبر ﷺ رفت و گفت:«ای رسول الله! محبوبترین مال من همین باغ است و آن را در راه الله صدقه میکنم؛ به امید اینکه نزد الله برایم ذخیره شود.»پیامبر ﷺ از این کار خوشحال شدند و فرمودند که این مالی سودمند است و پیشنهاد کردند آن را میان خویشاوندانش تقسیم کند.ابوطلحه رضیاللهعنه نیز چنین کرد و باغ محبوبش را برای رضای الله و کمک به نزدیکانش بخشید.📚 منبع حکایت: صحیح بخاری، حدیث ۱۴۶۱؛ صحیح مسلم، حدیث ۹۹۸.✨ پیام حکایت:محبت واقعی به الله فقط با حرف ثابت نمیشود؛ گاهی انسان باید از چیزی که بسیار دوست دارد، برای رضای الله بگذرد.🌸 «ارزش بخشش فقط به مقدار چیزی نیست که میبخشی؛ گاهی ارزشمندترین بخشش، چیزی است که خودت بیشتر از همه دوستش داری.»