✨🕋✨پیامبر ﷺ، معلمِ آرامش:آرامش در میانهٔ آشوب جهان!جهان، از آغاز آفرینش، آمیخته با صداهای بلند، اضطرابهای پنهان، و طوفانهای آشکار بوده است؛ و انسان، در این میان، همواره در جستوجوی ساحلی بوده که بتواند بر آن بیاساید. در چنین جهانی، خداوند پیامبری را برانگیخت که وجودش، خود، ساحلِ آرامش بود؛ آرامشی که نه از خاموشی و کنارهگیری، بلکه از حضور در میان مردم و از نور ایمان سرچشمه میگرفت.پیامبر اعظم ﷺ دلهایی را آرام میکرد که در طوفانهای زندگی گرفتار بودند؛ دلهایی که از سنگینی روزگار خمیده شده بودند، اما با یک نگاه او، دوباره راست میایستادند. آرامش او، آرامشِ کسی بود که جهان را در قبضهٔ ربّ مهربان میدید؛ آرامشِ کسی که میدانست هیچ حادثهای بیاذن خداوند رخ نمیدهد و هیچ رنجی بیحکمت نیست.سرچشمهٔ آرامش نبوی:آرامش پیامبر ﷺ از ایمان میجوشید؛ ایمانی که نه در سطح زبان، بلکه در ژرفای جان ریشه داشت. ایمانی که در خلوتهای شبانه، در سجدههای طولانی، در اشکهای نیمهشب، و در نجواهای عاشقانه با خداوند قوت میگرفت.او به خداوند بهگونهای ایمان داشت که گویی هر لحظه، دست رحمت الهی بر شانهٔ اوست. از همین رو، هیچ حادثهای او را نمیلرزاند؛ نه سختیهای مکه، نه جنگهای مدینه، نه دشمنیها، نه غربتها. آرامش او، آرامشِ کسی بود که به صاحبِ جهان تکیه دارد؛ و دلِ تکیهکرده بر خدا، چگونه میتواند مضطرب باشد؟آرامش در نگاه، گفتار و رفتار:۱. آرامش در نگاه:نگاه پیامبر ﷺ، نگاهِ رحمت بود؛ نگاهی که انسان را به یاد خدا میانداخت، نه به یاد ترس. نگاهی که دل را نرم میکرد و جان را به سوی نور میکشاند. هرکس به او نزدیک میشد، احساس امنیت میکرد؛ زیرا نگاهش، نگاهِ قضاوت نبود، بلکه نگاهِ پذیرش و مهربانی بود.۲. آرامش در گفتار:سخن او، سخنِ آرامش بود؛ کلامی که از دلِ مطمئن برمیخاست و بر دلهای لرزان مینشست. نه تند بود، نه تلخ، نه آشفته؛ بلکه موزون، روشن، و هدایتگر. هر جملهٔ او، همچون نسیمی بود که غبار اضطراب را از دلها میزدود.۳. آرامش در رفتار:رفتار او، رفتارِ وقار بود؛ وقاری که از درونِ آرام برمیخاست. در راهرفتنش، در نشستن و برخاستنش، در برخورد با مردم، در تصمیمهای بزرگ و کوچک، آرامش موج میزد. وقار او، وقارِ کسی بود که به خدا تکیه دارد؛ نه به قدرت، نه به جمعیت، نه به دنیا.۴. آرامش در تصمیم:تصمیمهای او، تصمیمهای عجولانه نبود؛ بلکه تصمیمهایی بودند که از دلِ حکمت و آرامش برمیآمدند. او پیش از هر تصمیم، به خدا مینگریست؛ و دلِ کسی که به خدا مینگرد، چگونه میتواند شتابزده باشد؟دعوت به آرامش محمدیربیعالأول، ماهِ یادآوریِ آرامش پیامبر ﷺ است؛ ماهی که دلها را به سکینهٔ محمدی فرا میخواند. در این ماه مبارک، بیاییم آرامش را از سیرهٔ او بیاموزیم:آرامش در گفتار؛آرامش در رفتار؛آرامش در نگاه؛آرامش در تصمیم؛آرامش در ایمان و توکل؛آرامش در محبت و بندگی.بیاییم دلهایمان را به مدرسهٔ آرامش نبوی بسپاریم؛ مدرسهای که در آن، هر درس، درسِ رحمت است؛ و هر لحظه، لحظهٔ نور.-حمـزه خـان بیگـی. کانال داعیان اسلام @dahyain_isalam
📜🌺📜🌺📜🌺📜🌺📜💞بِسْـمِ اللهِ الـرَّحـْمـنِ الـرَّحِـيـم💞🔸 زندگانـی پیامـبران🔸💢 قســمت ←شصت و هشتم← زندگی حضرت یحیی عليه السلام 📜🌺در سرگذشت حضرت زکریا عليه السلام گفته شد، از این جهت که پسری نداشت تا جانشین او گردد هر چند که خیلی سالخورده و مسن بود و عمر او بالغ به 90 سال بود از خداوند خواست که به او پسری عطا فرماید. در نتیجه خداوند دعای او را قبول کرد و به او پسری عطا فرمود به نام یحیی. چنانکه خداوند میفرماید: 📖﴿فَنَادَتۡهُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ وَهُوَ قَآئِمٞ يُصَلِّي فِي ٱلۡمِحۡرَابِ أَنَّ ٱللَّهَ يُبَشِّرُكَ بِيَحۡيَىٰ مُصَدِّقَۢا بِكَلِمَةٖ مِّنَ ٱللَّهِ وَسَيِّدٗا وَحَصُورٗا وَنَبِيّٗا مِّنَ ٱلصَّٰلِحِينَ٣٩﴾ 🥀[آل عمران: 39]🥀📖«پس فرشتگان، او را در حالی که در محراب عبادت به نماز ایستاده بود، ندا دادند که خدا تو را به یحیی بشارت میدهد که تصدیق کننده کلمهای از سوی خدا [یعنی مسیح] است و سرور و پیشوا، و از روی زهد و حیا نگاهدار خود از مُشتهیات نفسانی، و پیامبری از شایستگان است..»📜🌺فهم و زکاوت حضرت یحیی درایام کودکی نمایان بود و بعد از بلوغ به درجه شامخ نبوت نائل گشت و مروج و مبلغ دین حضرت موسی یعنی کتاب آسمانی «تورات» گردید. چنانکه خداوند در سوره مریم میفرماید: 📖﴿يَٰيَحۡيَىٰ خُذِ ٱلۡكِتَٰبَ بِقُوَّةٖۖ وَءَاتَيۡنَٰهُ ٱلۡحُكۡمَ صَبِيّٗا١٢ وَحَنَانٗا مِّن لَّدُنَّا وَزَكَوٰةٗۖ وَكَانَ تَقِيّٗا١٣ وَبَرَّۢا بِوَٰلِدَيۡهِ وَلَمۡ يَكُن جَبَّارًا عَصِيّٗا١٤ وَسَلَٰمٌ عَلَيۡهِ يَوۡمَ وُلِدَ وَيَوۡمَ يَمُوتُ وَيَوۡمَ يُبۡعَثُ حَيّٗا١٥﴾ 🥀[مریم: 12-15]🥀📖یعنی هنگامی که یحیی متولد شد و بزرگ گردید و به سن رشد رسید خطاب به او گفتیم: «ای یحیی کتاب تورات را با قوت و قدرت هر چه بیشتر و تمامتربرگیر و با جد و جهد هر چه بیشتر بدان عمل کن، ما در کودکی بدو بینش دینی و فهم احکام الهی موجود در تورات دادیم و از فضل خود بدو مهر و محبت فراوان دادیم و بر رحم و عطوفت عظیمش سرشتیم و برکت و پاکی نیک رفتار و نیکوکار بود و زورگو و سرکش نبود. درود بر او باد در سراسر زندگیش آن روز که متولد شده است و آن روز که میمیرد و آن روز که زنده و برانگیخته میشود»📜🌺خداوند بزرگ در این چند آیه مزبور در مورد حضرت یحیی در حدود نه صفت خوب و ویژگی عالی را نسبت به او تصریح فرموده است ، حضرت یحیی به درجهای رسیده بود که خداوند با او سخن گفت و فرمود: ای یحیی این کتاب را بگیر.📜🌺خداوند از دوران کودکی به او فهم و هوش و درایت سرشار بخشیده بود.خداوند از او بسیار مهربان و بسیار دارای رحم یاد میکند.از هر فعل و رفتار بد پاک و دور بوده است.بسیار پرهیزگار بوده است.📜🌺هرگز از فرمان پدر و مادرش سرپیچی نکرده است.بسیار متواضع بوده است.هرگز فکر و خیال گناه از قلب و نیت او سر نزده است.📤 ان شاءالله ادامـه دارد...
🌙 #خلوت_بندگی#قناعتقناعت به این معنا نیست که برای بهتر شدنِ زندگی تلاش نکنیم؛ به این معناست که دلمون رو اسیرِ نداشتههامون نکنیم. آدمِ قانع، هم میتونه پیشرفت کنه، هم میتونه آروم بخوابه؛ چون ارزشِ خودش رو در داراییهاش نمیبینه، بلکه در رضایتِ خدا از خودش میبینه.
#روزشماری_بامحبوب_حجازیﷺ#روز نود (بخش دوم)کودکانی که از گرسنگی ناله میکنند.در تاریکیِ شب برای رساندنِ یک کیسه گندم به عمهاش راه افتاده بود. همان لحظه با ابوجهل روبرو شد. ابوجهل بر سرش فریاد زد و گفت:«تو داری برای خانوادهٔ پیامبر مواد غذایی میبری؟ اگر این کار را بکنی، تو را پیشِ همه رسوا خواهم کرد.»در همین هنگام، رهگذری آنها را دید. نزدیک شد و از ابوجهل پرسید:«چه خبر است؟ میخواهی مانع انسانی شوی که میخواهد برای عمهاش یک کیسه گندم ببرد؟!»ابوجهل توجهی به این شخص نکرد و همچنان مانع رفتنِ حاکم میشد و اجازه نمیداد برود. صدای نالهٔ کودکانِ گرسنهٔ محلهٔ ابوطالب بلند بود. درحالیکه حاکم همهٔ توانش را به کار میبست تا گندم را برساند، ابوجهل مانع میشد. آن رهگذر سیلی محکمی به صورت ابوجهل زد و ابوجهل بر زمین افتاد. در این درگیری، حاکم موفق شد خودش را به سرعت به عمهاش برساند و کیسهٔ گندم را تقدیم کند.نقشهٔ ابوجهل و یارانش نتیجهٔ معکوس داده بود. آنها در حیرتی عظیم بهسر میبردند. سه سال از آغازِ تحریم و محاصره میگذشت؛ اما با وجود آن همه سختی، کسی علیه پیامبرمانﷺ شورش نکرده بود. همهٔ نقشهها نقش بر آب شد و یک بار دیگر مشرکان مغلوب شدند.در این مدت، پیامبرمانﷺ در وظیفهٔ رسالتش اصلاً کوتاهی نفرمود. شب و روز کار میکرد و ذرهای عقب ننشسته بود. او شجاعانه به خدایش اعتماد داشت و هرگز ناامید نمیشد.به اطرافیانش هم امید، محبت و خشنودی میداد و با دعا و صبر منتظرِ یاریِ الله متعال بود.ادامه دارد انشاءالله.
حضرت بی بی هاجره را فراموش نکن ...او در دلِ بیابان ناممکنترین چیز رامیجست: «آب»! خداوند به تلاششپاسخ داد و به او بخشید 🧡✨تو چرا با فکر کردن به ناممکن بودنِچیزیاز تلاش کردن دست میکشی؟!
حتی خوابها هم حسودانی دارند !ببین که یعقوب به یوسف گفت : « قالَ يا بُنَيَّ لا تَقصُص رُؤياكَ عَلىٰ إِخوَتِكَ فَيَكيدوا لَكَ كَيدًا » فرزند عزیزم! خواب خود را برای برادرانت بازگو مکن، (چرا که مایهی حسد آنان میشود، و اهریمن ایشان را بر آن میدارد) که برای تو نیرنگ بازی و دسیسهسازی کنند.#ادهم_شرقاوی