
.اینجـا... حـریـم عـاشـقـاسـعـاشـــق بـاشـتـا عـاشـقـانـهــبـخـوانـے وبنـویسـیزیباترین پیام های #عاشقانه #آموزنده بهترین #شعرهای نغز و شیرین #پارسیسپاس از حضور 💚 سبز 💚 شماپریسارستمی پیام ناشناس:https://t.me/Harfmanrobot?start=96804745773
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
مشاهده تازه · اطمینان متوسط · 747 نمونه پست · پوشش داده: 2026/06/21 تا 2026/08/17
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 747 پست مشاهدهشده و 3 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-12 تا 2026-08-18
@mixmusiccaffe ♥️♥️♥️
بتی دارم که یک ساعت مرا بیغم بنگذاردغمی کز وی دلم بیند فتوح عمر پنداردنصیحتگو مرا گوید که برکن دل ز عشق اونمیداند که عشق او رگی با جان من دارددلم چون آبله دارد دگر عشق فدا بر کفمگر از جان به سیر آمد دلم کش باز میخاردمرا گوید بیازارم اگر جان در غمم ندهیچگویی جان بدان ارزد که او از من بیازاردنتابم روی از او هرگز اگرچه در غم رویشمرا چرخ کهن هردم بلایی نو به روی آرد@Kaaffeh🕯#انوری
گفتم یا جات پیش منه یا تابوته.@payamkhooneh
تو رو داشتن یعنی انگار دنیابا من راه اومده میدونی حسش چیه؟انگار بالاخره همهی تلاشام جواب دادنبالاخره یه نفر اومد کهبا نگاش دلم قرص شدبا خندیدنش ، روزم ساخته شدبا سکوتشم ، آروم شدمتو فقط بودن نیستیتو 'بودنِ درست'ای
میدونی همیشه میگن بهترین چیزا زمانی اتفاق میوفته که انتظارش نداری. اون اتفاق تو زندگی من تو بودی ماهه من! دقیقا زمانی اومدی که از همه چیز نا امید و خسته بودم مثل طلوع خورشید بعد از سیاهی شب مثل نور تو دل تاریکی مثل یه معجزه تو اومدی تا من همه دردام یادم بره تو اومدی تا دوباره متولد شم تو اومدی تا من تنها نباشم، تو اومدنی تا من جون دوباره بگیرم.
.دوستانم شما بی عرضه نیستید ، شما دارید گران ترین تورم بعد جنگ جهانی دوم رو در تاریخ بشریت نسبت به درآمد افراد جامعه تجربه میکنید...
فقط یه بار دیگه ...@payamkhooneh
." یه بغلِ محکم به سبکِ خودم! "از یه جایی به بعد آدمایِ زندگیم و محکم بغل کردم و لبخند زدم که حس خوبش بره زیر پوستم و آروم آروم ببوسه روحم و لبریز بشم از دوست داشتن،ارزش قائل شدن...از یه جایی به بعد آدمایِ زندگیم و محکم بغل کردم و لبخند زدم که فراموش کنم تموم افرادی و که سم بودن برای لحظه هام و جزء مسموم شدن چیزی برام نداشتن....از یه جایی به بعد آدمایِ زندگیم و محکم بغل کردم و لبخند زدم که صدای قلب شون و یادم بمونه و مرورشون کنم و هروقت غصه ها اومدن سراغم و"قلب خودم نزد تپش های اونا رو به یاد بیارم" و قند آب بشه توی دلم...از یه جایی به بعد آدمایِ زندگیم و محکم بغل کردم و لبخند زدم که یه بغل به سبک خودم داشته باشم و یه دنیایِ امن باشه برای ترمیمِ "من" ...از یه جایی به بعد آدمای زندگیت و محکم بغل کن و لبخند بزن که گم نشی لا به لای کاش و اگر و حسرت و نتونی یه بغل به سبک خودت داشته باشی تا خستگی هات و جا بذاری توش و استخوان سختی هات و خرد کنی و منبع انرژی بشی!از یه جایی به بعد... بیا بغلم❤️ #آناهيتا_محلفى
منویادت نره #علی_عبدالمالکی۲۶ مرداد ۱۳۶۳@payamkhooneh
هرگزم نقش تو از لوحِ دل و جان نرودهرگز از یاد من آن سرو خرامان نرود#حافظ
.زندگی جز نفسی نیست، غنیمت شمُرَشنیست امّیدکه همواره نفس بر گردد#پروین_اعتصامی
همیشه که نباید حرف زد.گاهی وقتام باید سکوت کرد.باید شنید.باید نگفته ها رو شنید.
.عزیزانتان را از ته دل و سفت در آغوش بگیرید؛که فردا به دیر شدن معروف است...#نوریپاکدل@payamkhooneh
وحرف آخر چون ز شب نیمی بشد؛مستان همه بیخود شدندما بماندیم و شب و شمع و شراب و آن نگارهمین....تا درودی دیگر بدرودشب خوش🪷🪷🪷🪷
از یک جایی به بعدهیچ چیزی حالت را خوب نمیکند !به جز سلامِ کسی کهبه خاطرش با دنیا خداحافظی کردی ...!
اونجا که هوشنگ ابتهاج میگه: نگاهت میكنم، خاموش و خاموشی زبان داردزبانِ عاشقان، چشم است و چشم، از دل نشان دارد.
بسی شب با مهی بودم کجا شد آن همه شبهاکنون هم هست شب، لیکن سیاه از دود یاربهاخوش آن شبها که پیشش بودمی گه مست و گه سرخوشجهانم میشود تاریک چون یاد آرم آن شبهاهمیکردم حدیث ابرو و مژگان او هردمچو طفلان سوره نونوالقلمخوانان به مکتبهاچه باشد گر شبی پرسد که در شبهای تنهاییغریبی زیر دیوارش چگونه میکند شبهابیا، ای جان هر قالب که تا زنده شوند از سربه کویت عاشقان کز جان تهی کردند قالبهااگر چه دل بدزدیدی و جان، اینک نگر حالمچه نیکو آمد آن خنده، درین دیده ازان لبهامرنج از بهر جان، خسرو، اگرچه میکشد یارتکه باشد خوبرویان را بسی زین گونه مذهبها@Kaaffeh🕯#امیرخسرو_دهلوی
بار دیگـــــر آمـــــدی مبهــــوت و حیـرانــم کنـیدر ازاء دیــــــدنت ســــــر در گـــریبــــانـــم کنـیدل پریشــان تو بـــودم در تمــــام عمـــر خویـشباز میــخواهی که آن ســـان دل پریشـانــم کنـیدیــده ام از بس کشیــده انتظارت روز و شـبقطــــره ی اشـکـی نـدارد گـر که گـریانــم کنـیانتظــــار مـــن نه ایــن بودســت ای آرام جــانخواستــــم تـا رو گشــــایـی ، رو نمـــایانـــم کنـیگوشه ی چشمت بس اسـت این عالمم ویران کُنَدتا بخــواهی با نگــاهت خـــــانه ویـــرانـــم کنـیآنچـــان رنجــور و بیمـــارم از ایــن فقـــدان تـوآسی ام تـا بـا نگـاهـــــت دیــــده درمانـــم کنــیهجــر طــــولانی و آه و ، هر دعــای بــی ثمـــــرمُلحـدم کــــرده که میخـــواهم پشیمـــانــم کنـیسجــدگاهــم باشــــد آن آغوش و آنگـــه در بغـلدر حـــــریم بـازوان خــــــود مسلمـــــانـم کنـیمست سازی آن لب و چشمانِ نرگـس را ، پس آنبــر لبـــان مسـت خـود بر بوســه مهمــانم کنــیتا به حیرت آیــم از لعـــل لب و چشمــانِ حـورمسـت گــردانی مــرا همـــواره مستـــانـم کنــیدیـــده بـر حُســن تو بنـــدم وُ بـه استثنـاء تـوتا نگـــاهِ نرگســت پیــوستــه احســـانــم کنــیاین مبــاهـات و عطــــا هرگــز دریــغ از مـن مکنتا بـه آداب مسلمــــــانـی فـــــراخـوانـــــم کنـی
@mixmusiccaffe ♥️♥️♥️
در جوانی نه همی کرده غمت پیر مراکرده عشق رخ تو صورت تصویر مراز ابرو ومژه گرفته است چرا تیر وکمانگر نخواهد که کندترک تو نخجیر مراوصل دلبر دل من خواهد وبیند همه هجرپیش تقدیر خداوند چه تدبیر مراغم ندارم ز بدونیک وکم و بیش که نیستغیر تسلیم ورضا چاره ز تقدیر مرادامن آلوده نیم من ز ریا و ز رباگو به زاهد نکند این هم تکفیر مراگفتم ای دل ز چه دیوانه شدی گفت از آنکه دهی جای در آن زلف چو زنجیر مرابا همه زیرکی وهوش و بلنداقبالیآخر آن ترک درآورد به تسخیر مرا@Kaaffeh🕯#بلند_اقبال
@mixmusiccaffe ♥️♥️♥️
صبر کن ای تن که آن بیداد هجران بگذردراحت تن چون که بگذشت آفت جان بگذردخویشتن در بند نیک و بد مکن از بهر آنکزشت و خوب و وصل و هجران درد و درمان بگذردروزگاری میگذار امروز از آن نوعی که هستکانچه مردم بر خود آسان کرد آسان بگذردتا در این دوری ز داروی و ز درمان چاره چیستصبر کن چندان که این دوران دونان بگذردگرچه مهجورم تن اندر درد هجران کی دهمروزی آخر یاد ما بر یاد جانان بگذردگرچه در پیمان تست این دم چنان غافل مباشکین جهان مختصرآباد ویران بگذردماهرویا تکیه بر عشق من و خوبی خویشبس مکن زیرا که هم این و هم آن بگذردشرم دار آخر که هردم الغیاث انوریتازه بر سمع بزرگان خراسان بگذرد@Kaaffeh🕯#انوری
.حافظ زِ دو چشمان قشنگ تو غزل ساخت،هر کس که تو را دید به چشمان تو دل باخت،نقاش غزل تا که به چشمان تو پرداخت،دیوانه شد از طرز نگاهت قلم انداخت.@payamkhooneh
.همه چیزم شده و هیچ مرا یادش نیست...#کاظم_بهمنی
.من بی تو امشب دلم شادمان نیست اینجابی من تو هرجا که هستی دلت شاد امشب#حسین_منزوی
واسه چشمای قشنگت که دلم رفتش😍@payamkhooneh
.عشق،تعریف سادهای دارد؛«چشمانت»#علی_سید_صالحی
دلفروشی مست هستم، قلب صادق می خری ؟خسته از عشقم، بگو این قلب عاشق می خری؟شاعری دریاییم، دل را به دریا می زنمغرق دارم میشوم، پاروی قایق می خری؟گل فروشی می کنم، گلدانِ «گل با شاعری»یک کلامم؛ «شاعری» را با شقایق میخری ؟چون تلف شد زندگی، ساعت نمی بندم به دستسالها را می فروشم، با دقایق می خری؟سادگی بسیار دارم ، می کنم ارزانیتبا صداقت میفروشم، با حقایق می خری ؟با غزل ها می شود هر درد را درمان کنیمرهمش را می فروشم، طبع ِحاذق می خری؟کوه غم را می شکافد دردهای شاعریشاه بیتی می فروشم، طبع خالق می خری؟❤️❤️❤️
زحمت دارد ! آدم بودن را میگویم ...!این را میشود از مترسکها آموخت : آنها تمام عمر میایستند تا آدم حسابشان کنند !
فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَنَجَّيْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ ۚ وَكَذَٰلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَپس ندایش را اجابت کردیم و از اندوه نجاتش دادیم؛ و این گونه مؤمنان را نجات می دهیم.سوره انبیا آیه۸۸
سعے نڪن متفـــــاوت باشےفقط خـــــوب باشاین روزها خــــوب بودن بہ اندازه ڪافے متفـــــاوت است . . . 💔🍷💔🍷💔🍷💔
چقدر مرد شریفی که در شرافت تو هنوز ذره قدر شک و اختلافی نیست...
بهترین سن ازدواج ۸۰ سالگیه؛ چون دیگه دعوا نمیکنید، حتی یادتون نمیاد سر چی میخواستین دعوا کنید! 😂😂
کاش عشقم به دلت رخنه کند جا بشودگرهیِ چشمِ تو با دست دلم وا بشودکاش روزی برسد لب بنهم بر لب توو در آن لحظهیِ خوش، آخرِ دنیا بشودیا که روزی برسد واژه به واژه به دلمرازِ چشمـانِ غـزلخیز تـو افشا بشودکاشکی سر برسد دورهی دوری، پس از آنمنِ من، با منِ تو جمع شود، "ما" بشودکاش عشقت به دلِ قافیه هایم بِوَزدتا که شعر و غزلم عاشقِ شیدا بشود کاشکی هر غزلم با نفس و بوسهی تو روی هر واژه و هر قافیه امضا بشودکاش بـر روی حـریـر تـن دریـایـیِ تـونقشی از بوسهی لبهای تنم جا بشود
سایه ای دور و برت دیدم و حرفی نزدممات و مبهوت تو خشکیدم و حرفی نزدمقصه ها پشت سرت بود ولی هر دفعهبا دلی خون شده خندیدم و حرفی نزدمعطر بیگانه ای از گونه ی تو می آمدباز هم روی تو بوسیدم و حرفی نزدمبین ابلیس و تو یک رابطه بود اما منسیب دلخواه تو را چیدم و حرفی نزدمهمه در فکر مجازات تو بودند ولیهمه را یک شبه بخشیدم و حرفی نزدماین همه حرف،تلنبار شده در دل منولی از قهر تو ترسیدم و حرفی نزدم
کجایین زشتوکهااا
میل دارم ڪہ ببوسم رخ همچون قمرت رابِمڪم با لبِ خود آن لبِ همچون شڪرت راتا غبارے ننشیند بہ رخ و زلف تو جانا!آب پاشے ڪنم از اشڪ بصر، رهگذرت راممڪنم نیست ڪہ آیم بہ سر ڪوے تو روزیتا ڪہ بر دیدہ ڪشم سرمہ صفت، خاڪ درت را
شیرین تری از آنکه بخواهی عسل شویزیباتری از آنکه بخواهی غزل شویمعشوقهای نداشته تاریخ مثل توباید خودت بیایی و ضرب المثل شویزیبا و باوقارتری زیر چادرتچیزی نمانده حضرت عز و جل شویلبخند! بازگرد به لبهای یار منای چای! خوب تر که تو در قند حل شوی...گاهی نیاز نیست برای تو شعر گفتگاهی نیاز هست که تنها بغل شویبانو بیا و قید همین شعر را بزنحیف تو نیست خرج من و این غزل شوی؟
بودنت حس عجیبی ست که دیدن داردناز چشمــــــان قشنگ تو کشیدن داردآتش از هرم تنت سخت به خود می پیچد"دل من شوق در آغــــوش پریدن دارد"لب تو کهنه شرابی ست و من می دانمبوسه از طعم دهــان تــو چشیدن داردچشم تو ریخته بر هم منِ معمولی را یک نـگاه تــــو به من جامه دریـدن داردسر و سامان بدهی یا سر و سامان ببریقلــب من ســــوی شما میل تپیدن داردوصل تو خواب و خیال است ولی باور کنبودنت حس عجیبی ست که دیدن دارد🖤🥀
من لحظه لحظه بودنت را دوست دارمهر جا که باشد دیدنت را دوست دارمدر خلوت کافه یا توی خیابانیکمرتبه بوسیدنت را دوست دارمماه منی،من برکه ای آرام هستمدر آغُوشم خوابیدنت را دوست دارم گاهی اسیر عشوه هایت می شوم و اینگونه من دل بردنت را دوست دارمباشد تو سیب سرخ و ممنوعه ولی من تبعید بعد از خوردنت را دوست دارمهر چند می خندی به احوال خرابماما همین خندیدنت را دوست دارمبگذار پایان غزل را هم بگویمحتی خیالِ بودنت را دوست دارم
#ایران_زیبا ❤️❤️تصویری از مسیر اسب سواریاز لیسار به سوباتان ، ییلاقات گیلان
@mixmusiccaffe ♥️♥️♥️
گفتم چه علاج است مرا گفت وصال استگفتم به وصال تو رسم گفت خیال استدر هجر رخ دوست مرا عمرفزون شدروزیش چوماهی شده ماهیش چو سال استگفتم که صبوری کنم از هجر دلم گفتاز من مطلب صبر که این امر محال استلب تشنه چنانم به وصالش که توگوئیمستسقیم و او به مثل آب زلال استاز کوکب بختم نشد آگاه منجمکورا چه بود نام که دایم به وبال استاز زهره جبینی است که چشمم چو سهیل استز ابروی هلالی است که قدم چوهلال استآشفته دلی های من آمدهمه زان زلفگر حال و حظی هست مرا ز آن خط وخال استگیرد خبر ازحال من ار یار بگوئیدکز مویه چو موئی شده از ناله چو نال استاقبال من از عشق رخ دوست بلند استنه از زر و سیم است نه ازمنصب و مال است@Kaaffeh🕯#بلند_اقبال
.در مذهب عاشقان قرار دگر استوین باده ی ناب را خمار دگر استهر علم که در مدرسه حاصل گردیدکار دگرست و عشق کار دگر است#مولوی
«شانه» پیانو نوازی زیبا از #فریبرز_لاچینی@payamkhooneh
قطعاتی در جهان موسیقی وجود دارد که گویی متعلق به قوم و زبان خاصی نیستند.کار هنر همین است؛ از بین بردن مرزهای میان انسانها...«بنتالشلبیه» از مشهورترین قطعات جهان عرب به شمار میرود که در مقام نهاوند که مقامی نزدیک به بیات اصفهان است ساخته شده است.نام این ترانه (دختر شلبیه)، ممکن است به ناحیه سیلوس در جنوب کشور پرتغال اشاره کند که در عربی «شلب» نامیده میشود. @payamkhooneh
.این بار زنده می خواهمتنه در رویا ،نه در مجازاین که خسته بیایی بنشینی در برابرم در این کافه پیرنه لبخند بزنی آن گونه که در رویاست ونه نگاه عاشقانه بدوزی در نگاهمصندلی ات را عوض کنیدر کنارم بنشینیسر خسته ات را روی شانه ام بگذاری وبه جای دوستت دارم بگویی" گم کرده ام تو را، کجایی؟"...#کلوناریسشاعر یونانی@payamkhooneh
رسید #لب به لب و بوسههای ناب زدیمدو جام بود که با نیت شراب زدیمدو گل که با عطش بوسههای پیدرپیبه روی پیرهن سرخشان گلاب زدیمنه از هوس که ز جور زمانه! لب به شراباگر زدیم برای دل خراب زدیم...مؤذنا ... به امید که میزنی فریاد؟!تو هم بخواب که ما خویش را به خواب زدیممگرد بیسبب ای ناخدا که غرق شده استجزیرهای که به سودای آن به آب زدیم!#فاضل_نظری#خوانش : #حس_برتر
@mixmusiccaffe ♥️♥️
. بزن که سوز دل من به ساز می گوئیز ساز دل چه شنیدی که باز می گوئیمگر چو باد وزیدی به زلف یار که بازبه گوش دل سخنی دلنواز می گوئیبه یاد تیشه فرهاد و موکب شیرینگهی ز شور و گه از شاهناز می گوئیکنون که راز دل ما ز پرده بیرون شدبزن که در دل این پرده راز می گوئی#شهریار
.آدما از یه جایی به بعد واسه هم تکراری میشن، اگر از اون به بعد هنوزم بتونن از تکرار هم لذت ببرن، اونجاست که معلوم میشه آدم درستی رو انتخاب کردن!
.جمله هایی را که آخر آن ها نقطه می گذارند، دوست دارم به نقطه که می رسی انتظار به پایان می رسد، همه چیز تمام می شود خیالت راحت است نه دلهره ای، نه دغدغه ای نه نگرانی و نه اضطرابی. حتی خودت می مانی و آخر خط و یک نقطه که تکلیف همه چیز را روشن کرده است .نه بلا تکلیف می مانی که کسی بیاید یا نیاید که بخواهد توضیحی بدهد یا ندهد ، دلشوره ی اما و اگرش را نداری دیگر...دل نگران نیستی که هر کس به میل خود ، هر جور که دلش خواست تفسیرش کند و هربار دلت هری بریزد پایین ...گیج نمی شوی ،کلاف سردرگمی را نمی مانی .نقطه ها روراست اند و بی ریا تو را مثل نقطه ای که بعد از "دوستت دارم" می گذاری ، دوستت دارم.#بهنام_محبی_فر
رسوای زمانم @Kaaffeh🕯با صدای ماهور تنظیم داریوش چاووشی
چون تو گویی سخن، این دلشده را گوش کجادل کجا عقل کجا فهم کجا هوش کجاپای بوسی زسگت گر دهدم دست بس استمن کجا وصل کجا بوسه و آغوش کجاتا تو در جلوه حسنی چو گل ای سرو سهیبلبل دل بود از شوق تو خاموش کجاجوی خون میرود از دیدهام ای باد بگوکه شد از دیدهام آن سرو قباپوش کجااهلی از وصل به هجران شدهایی قانع، لیکتلخی زهر کجا چاشنی نوش کجا@Kaaffeh🕯#اهلی_شیرازی
بغض ها چاره ندارند، گلوگیر شدنداشک ها تاب ندارند، سرازیر شدندجاده هایی که پر از شوق رسیدن بودنددر پس حادثه ها سخت نفسگیر شدندگرگ ها سیطره دارند به جنگل، وقتیشیرها زخمی و درمانده به زنجیر شدندحق پرواز ندارند کبوترهاییکه اسیر قفس کینه و تزویر شدندو زمان تلختر از قهوهی تلخ من و توستفال ها غمزده و فاجعه تعبیر شدند شعرها درد ندارند اگر، شاعرهابا غزلوارهی بیدغدغه درگیر شدندروزها در گذر و خاطرهها میمانندو چه زود آمدن ثانیهها دیر شدند...#خوانش : #حس_برتر
نمی رنجم اگر کاخ مرا ویرانه می خواهدکه راه عشق آری طاقتی مردانه می خواهدکمی هم لطف باید گاه گاهی مرد عاشق راپرنده در قفس هم باشد آب و دانه می خواهد چه حسن اتفاقی! اشتراک ما پریشانی استکه هم موی تو هم بغض من، آری شانه می خواهدتحمل کردن قهر تو را یک استکان بس نیستتسلی دادن این فاجعه میخانه می خواهداگر مقصود تو عشق است پس آرام باش ای دلچه فرقی می کند می خواهدم او یا نمی خواهد#خوانش : #حس_برتر
آورده ام شفیع دل زار خویش راپندی بده دو نرگس خونخوار خویش راای دوستی که هست خراش دلم ز تومرهم نمیدهی دل افگار خویش را؟مُردم که نازکی و گرانبار میشویجانم که بر تو میفگند بار خویش را؟از رشک چشم خویش نبینم رخ تو منتو هم مبین در آینه رخسار خویش راآزاد بندهای که به پایت فتاد و مردو آزاد کرد جان گرفتار خویش رابنمای قدّ خویش که از بهر دیدنتسر بر کنیم بخت نگونسار خویش راسرها بسی زدی سر من هم زن از طفیلاز سر رواج ده روش کار خویش رادشنامی از زبان توام می کند هوستعظیم کن به این قدری یار خویش راچون خسرو از دو دیده خورد خون، سزد، اگرسازد نمک دو چشم جگر خوار خویش را@Kaaffeh🕯#امیرخسرو_دهلوی
.روانشناسی میگه بعد از ۵۰۰ ساعت گفتگوی دو نفره، شناخت درستی به وجود میاد و بعد از اون میتونی ادعا کنی عاشق طرف شدی.یعنی اگه روزی ۲ ساعت جدی حرف بزنین، ۲۵۰ روز یا به عبارتی ۸ماه زمان لازمه.بعد شما تو دیت اول به طرف میگین عشقم؟پ ن ؛ بفرست برای اونی که لازمه😉
@mixmusiccaffe ♥️♥️♥️
خرم آن عاشق که آشوب دل و دینش توییکارفرمایش محبّت، مصلحت بینش توییشورش عشّاق در عهد لب شیرین لبتای خوشا عهدی که شورش عشق و شیرینش توییعاشق روی تو مینازد به خیل عاشقانپادشاهی میکند صیدی که صیّادش توییمستی عشق تو را هشیاری از دنبال هستبر نمیخیزد ز خواب آن سر که بالینش توییگاو، جولان مینیاید بر زمین از سرکشیپای آن توسن که اندر خانهٔ زینش توییمیبرم رشک نظربازی، که از بخت بلنددر میان سرو قدّان سرو سیمینش توییگر ببارد اشکِ گلگون دیدهٔ من دور نیستکاین گل رنگین دهد باغی که گلچینش توییبوستانِ حسن را یارب خزان هرگز مبادتا بهار سنبل ریحان و نسرینش توییزندگی بهر فروغی در محبّت مشکل استتا به جرم مهربانی بر سر کینش تویی@Kaaffeh🕯#فروغی_بسطامی
بهر عمر جاودان شد هر که را چیزی سببخضر را آب حیات و رند را آب عنبگفتهای یک تیره شب تا روز همدم باشمتتیرهتر از روز هجر ما نباشد هیچ شبمعنی مجموعه خوبی بخط و روی تستدفتری را خوب در یک صفحه کردی منتخبدر ملامت صد چو یوسف بنده ات شد ای حبیبچون تویی کان نمک چون سازمت یوسف لقب!باعث عیش است هر چ از درد دارد چاشنیگریه روز وصال آرد بغمنا کان طربگرچه وصل دوست را کس از طلب کردن نیافتلیک آن کو یافت بود از زمره اهل طلبکی عجب باشد تعجب از خواص باده امآب کش خاصیت آتش برد باشد عجبحالت مجنون کجا فهمند جز اهل جنونزانکه قول خود بقانون خرد دارد عربرسم جور یار را فانی سبب از ما مپرسنیست چون اهل فنا را رسم پرسیدن سبب@Kaaffeh🕯#امیرعلیشیر_نوایی
@mixmusiccaffe ♥️♥️
@mixmusiccaffe ♥️♥️
گوشه میخانه امن و مستی یاران خوش استچون صراحی گریههای تلخ میخواران خوش استواعظ افسرده از غوغا رماند مرغ حالاز هجوم عشق فریاد دلافکاران خوش استجام لعل کامکاران نیست آن مقدار خوشدر سفال کهنه خوناب جگرخواران خوش استای که داری تندرستی شکر صحت را گهیاز ترحم پرسش احوال بیماران خوش استجام جم اهل فنا نوشند کاندر میکدهنشئه رطل گران بهر سبکباران خوش استچند خواب ناز اگر باید چو شمعت روشنیدان که شبها گریه پرسوز بیداران خوش استفانیا چون در خرابات آمدی از خانقهزهد را بگذار کاینجا رسم خماران خوش است@Kaaffeh🕯#امیرعلیشیر_نوایی
مُهم نیست که شانه هایَت تجسم استو آغوشت خیالهمه یادت اینجاستنگاهَت..صدایَت..خنده هایَت..دیگر چه میخواهَم..؟
دنیـا بـدونِ عشق که دنیـا نمی شـوددل بی نگاهِ یـار کـه شیـدا نمی شـودتـا آخریـن نفس بنویسم بـرای عشقاوصـافِ آن میـانِ غزل جـا نمی شودآنقـدر عشق در تـنِ من ریشه کرد تاشد او شبیهِ سَرو و قَدش تا نمی شوددل را به عشق بسته ام وعشق را به دلدیگـر زِ بنــد بنــدِ دلـم، وا نمی شودشیرینتر ازعسل شده در کام تلخی اشماننـدِ عشق نیست، و پیدا نمی شود
🌹بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ 🌹آغاز کنم به نامت ای حضرت دوستهر آنچه شود به نامت آغاز، نکوستدفترچهٔ عشق را اگر بگشاییمسطر از پی سطر، آیتی از تو در اوستالهی به امید لطف ورحمتت⃟ٖ☆ باماهمــراه باشید🍃🌺🍃🌺🍃
زبونِ خَلق ز خُلقِ نکوی خویشتنمچو غنچه تنگدل از رنگ و بوی خویشتنمبه عیب من چه گشاید زبان طعنه حسود؟که با هزار زبان عیبجوی خویشتنممرا به ساغر زرّین مهر حاجت نیستکه تازهروی چو گل از سبوی خویشتنمنه حسرت لب ساقی کشد نه منّت جامبه حیرت از دل بیآرزوی خویشتنم!به خواب از آن نرود چشم خستهام تا صبحکه همچو مرغِ شب افسانه گوی خویشتنمبه روزگار چنان رانده گشتم از هر سویکه مرگ نیز نخواند به سوی خویشتنمبه تابناکی من گوهری نبود رهیگهرشناسم و در جستجوی خویشتنم@Kaaffeh🕯#رهی_معیری
."هیچکس بیشتر از کسی که ترکت کرده تماشات نمیکنه.چون میخواد ببینه اشتباه کرده یا نه!"
.دیڪَران مانع اُنسند، خوش آنخلوتـ ِوصلڪہ همین ما و تو باشیم و نباشد دڪَرے#هلالی_جغتایی
.گفتند: او را توصیف کُن.!گفتم: او جآن میدهد به تَنِ خَستهیِ مَن...🫂
.آشفته دلان را هوس خواب نباشدشوری که به دریاست به مرداب نباشدهرگز مژه بر هم ننهد عاشق صادقآن را که به دل عشق بوَد خواب نباشددر پیش قدت کیست که از پا ننشیندیا زلف تو را بیند و بیتاب نباشدچشمان تو در آینهٔ اشک چه زیباستنرگس شود افسرده چو در آب نباشدگفتم شب مهتاب بیا نازکنان گفتآنجا که منم حاجت مهتاب نباشد#مهدی_سهیلی
در میکده آنرا که به کف جام شراب استعیبش مکن ار شام و سحر مست و خراب استبرداشتن از می نتواند سر خود رااز باده هوا در سر آن کو چو حباب استسر رشته کارش کشد آخر به خرابیهر مست که افتاد درین دیر خراب استمیکشی می کوثر ز کف حور بهشتیدر دوزخ مخموریت ای دل که عذاب استدر دیر فنا جام یقین جوی که مطلوباز پرده پندار تو بر بسته نقاب استای مغبچه چون روی تذروست عذارتزانروی که چون خون تذروت می ناب استاین دور به یک چشم زدن گشته دگرگونای عمر به رفتن ز بر ما چه شتاب است؟در میکده گر غرق میم توبه شکستهای شخ ز ما در گذران عالم آب استفانی چه شوی شیفته دهر که کونیندر دشت فنا جمله نمودار سراب است@Kaaffeh🕯#امیرعلیشیر_نوایی
ظاهرم قصر است. اما از درون، ویرانهاممن صدای خستهی پروانهای بیخانهامعاشق صیادم و عمدا به دام افتادهامآه...او پنداشت من دنبال آب و دانهامباد، میزد شانه مویش را ... تلافی میکنمگیسوان او، فقط مال من است و شانهامباد در مویش روان و من روانی میشوم...با همین عاشق کشیها میکند دیوانهامعاشقم... دیوانگیهای مرا جدی بگیرآنقدر دیوانه، حتی با خودم بیگانهام...#دکلمه : #حس_برتر
مزیّن می کند وقتی که با قالیچه ایوان رافراهم میکنم من هم بساط چای و قندان رابرایم چای میریزد، دو بیتی شعر میخواندلبش با قند میبخشد، به من طعمی دو چندان رادو چشمش سنگ نیشابور را در یاد میآردتراش قامتش اسلیمیِ قالیِ کاشان رااز او یک کام میگیری و قل قل…سرخ میگرددببین این شهوتِ افتاده بر شریانِ قلیان راچه جادویی است در اندام موزونش؟ نمیدانمهوایی کرده لبهایش، همین قلیان بی جان رابه پشتیبانی چشم تو، در اشراق شعر خودسرِ انگشت میخواهم بچرخانم خراسان را!و نم نم… فرصتی شد تا پناه آرد به آغوشمچه بعد از ظهر زیبایی! فقط کم داشت باران را#علیرضا_بدیع#دکلمه : #حس_برتر
.به خودم " قول "داده امکه دیگر دوستت نداشته باشماما چه کنم عزیز مناین روزها همه چیز فرق کردهدیگر قولها هم قول نیست !!#نعیمه_المولی
.فصلِ اولِ زندگى خودت را با فصلِ پانزدهمِ زندگى کسی ديگر مقايسه نكن...مسير خودت را برو، داستان زندگى خودت را بنويس و هرگز جا نزن ...#مارک_تواین@payamkhooneh
@mixmusiccaffe ♥️♥️
گر تو خلوتخانهٔ توحید را محرم شویتاج عالم گردی و فخر بنی آدم شویسایهای شو تا اگر خورشید گردد آشکارتو چو سایه محو خورشید آیی و محرم شویجانت در توحید دایم معتکف بنشسته استتو چرا در تفرقه هر دم به صد عالم شوی؟بودهای همرنگ او از پیش و خواهی بد ز پساین زمان همرنگ او شو نیز تا همدم شویچون نداری ز اوّل و آخر خبر جز بیخودیگر بکوشی در میانه بیخود اکنون هم شویرنگ دریا گیر چون شبنم ز خود بیخود شدهتا شوی همرنگ دریا گرچه یک شبنم شویچیست شبنم یک نم از دریاست ناآمیختهگر بیامیزی تو هم در بحر کل بیغم شویور در آمیزی ز غفلت با هزاران تفرقهچون نتابد بحر صحبت بو که تو محرم شویدل پراکنده روی از جام جم در آینهجز پراکنده نبینی از پی ماتم شویهیچ بودی هیچ خواهی شد کنون هم هیچ باشزانکه گر تو هیچ گردی تو ز هیچی کم شویگر تو ای عطار هیچ آیی همه گردی مدامور همه خواهی چو مردان هیچ در یک دم شوی@Kaaffeh🕯#عطار_نیشابوری
تا سیل نزائیده ز رگبار حوادثبرخیز که خود را پناهی برسانیماین کاغذ رنگین ببر ای دوست به بازاریک شیشهٔ می گیر که دل سوختگانیمآدینه و ابر است و جهان تنگ و دلم تنگبرخیز که تا داد دل از غم بستانیمبا جام نخستین چو شود گرم رگ و پیاز چنگ زمستان ستم دل برهانیمگیریم ز لب مُهر خموشی به دوم جاموز جام سوم پردهٔ اندوه بدرانیمو ز چهارم و پنجم چو گذر کرد شمارهسرمست(من) از (ما) نشناسیم و ندانیمیا به شود احوال و بگوئیم و بخندیمیا بیش شود غصه و اشکی بفشانیم@Kaaffeh🕯#عماد_خراسانی
نسلی هستیم که دوستت دارم ها رو نگفتیمتایپ کردیم گاهی فرستادیم و گاهی ارسال نشده پاک کردیم ..
اسم اکانتش مریم، تو بیو زده سارا، خودش میگه اسم اصلیم صدفه. باهاش قرار میذاری میری بیرون میبینی محمد جواده....😑😂