گفتم چه علاج است مرا گفت وصال استگفتم به وصال تو رسم گفت خیال استدر هجر رخ دوست مرا عمرفزون شدروزیش…
انتشار: 2026/08/16 17:36 UTCدریافت: 2026/08/16 18:30 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/16 18:30 UTC
گفتم چه علاج است مرا گفت وصال استگفتم به وصال تو رسم گفت خیال استدر هجر رخ دوست مرا عمرفزون شدروزیش چوماهی شده ماهیش چو سال استگفتم که صبوری کنم از هجر دلم گفتاز من مطلب صبر که این امر محال استلب تشنه چنانم به وصالش که توگوئیمستسقیم و او به مثل آب زلال استاز کوکب بختم نشد آگاه منجمکورا چه بود نام که دایم به وبال استاز زهره جبینی است که چشمم چو سهیل استز ابروی هلالی است که قدم چوهلال استآشفته دلی های من آمدهمه زان زلفگر حال و حظی هست مرا ز آن خط وخال استگیرد خبر ازحال من ار یار بگوئیدکز مویه چو موئی شده از ناله چو نال استاقبال من از عشق رخ دوست بلند استنه از زر و سیم است نه ازمنصب و مال است@Kaaffeh🕯#بلند_اقبال
