بسی شب با مهی بودم کجا شد آن همه شبهاکنون هم هست شب، لیکن سیاه از دود یاربهاخوش آن شبها که پیشش…
انتشار: 2026/08/17 20:36 UTCدریافت: 2026/08/17 23:24 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/17 23:24 UTC
بسی شب با مهی بودم کجا شد آن همه شبهاکنون هم هست شب، لیکن سیاه از دود یاربهاخوش آن شبها که پیشش بودمی گه مست و گه سرخوشجهانم میشود تاریک چون یاد آرم آن شبهاهمیکردم حدیث ابرو و مژگان او هردمچو طفلان سوره نونوالقلمخوانان به مکتبهاچه باشد گر شبی پرسد که در شبهای تنهاییغریبی زیر دیوارش چگونه میکند شبهابیا، ای جان هر قالب که تا زنده شوند از سربه کویت عاشقان کز جان تهی کردند قالبهااگر چه دل بدزدیدی و جان، اینک نگر حالمچه نیکو آمد آن خنده، درین دیده ازان لبهامرنج از بهر جان، خسرو، اگرچه میکشد یارتکه باشد خوبرویان را بسی زین گونه مذهبها@Kaaffeh🕯#امیرخسرو_دهلوی
