بتی دارم که یک ساعت مرا بیغم بنگذاردغمی کز وی دلم بیند فتوح عمر پنداردنصیحتگو مرا گوید که برکن دل ز عشق اونمیداند که عشق او رگی با جان من دارددلم چون آبله دارد دگر عشق فدا بر کفمگر از جان به سیر آمد دلم کش باز میخاردمرا گوید بیازارم اگر جان در غمم ندهیچگویی جان بدان ارزد که او از من بیازاردنتابم روی از او هرگز اگرچه در غم رویشمرا چرخ کهن هردم بلایی نو به روی آرد@Kaaffeh🕯#انوری
تو رو داشتن یعنی انگار دنیابا من راه اومده میدونی حسش چیه؟انگار بالاخره همهی تلاشام جواب دادنبالاخره یه نفر اومد کهبا نگاش دلم قرص شدبا خندیدنش ، روزم ساخته شدبا سکوتشم ، آروم شدمتو فقط بودن نیستیتو 'بودنِ درست'ای