اگر قدرت هرگز کاری جز سرکوب نکرده باشد؛ اگر هرگز جز نه گفتن کار دیگری نکرده باشد، چهطور انتظار دار…
انتشار: 2026/08/16 13:22 UTCدریافت: 2026/08/18 20:50 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/18 20:50 UTC
اگر قدرت هرگز کاری جز سرکوب نکرده باشد؛ اگر هرگز جز نه گفتن کار دیگری نکرده باشد، چهطور انتظار دارید که مردم از آن پیروی کنند؟ این که قدرت خوب جلوه میکند؛ این که قدرت پذیرفته میشود ناشی از این واقعیت است که قدرت صرفاً در حکم نیرویی که نه میگوید بر ما اعمال نمیشود، بلکه برانگیزندهی لذت است، به دانش شکل میدهد و تولید کنندهی گفتمانهاست. باید به قدرت همچون شبکهی مولدی بنگریم که در کل بدنهی جامعه گسترش یافته است.(فوکو ۱۹۸۰: ۱۱۹)ما از قدرت پیروی میکنیم، به آن وفاداریم، حتی تا حد اعمال نظارت انتظامی بر خود و سرکوب خود؛ زیرا قدرت باعث میشود احساس کنیم و دریابیم که چه هستیم، یعنی به ما شکل میدهد. اما روشن نیست که ما تا چه حد میتوانیم در برابر قدرت مقاومت کنیم. اگرچه فوکو این بحث را مطرح میکند که قدرت همیشه برانگیزندهی مقاومت است، اما معلوم نیست که این گفته را چه طور باید تفسیر کرد. برای مثال فوکو اضافه میکند که قدرت به واسطهی مقاومت به توش و توان خود میافزاید. برخی اوقات به نظر میرسد که فوکو موضعی آلتوسری اتخاذ میکند و به کلی مقاومت را برای هر نوع هدف عملی مردود میداند، و گاهی نیز به نظر میرسد رویکردی گرامشییایی در پیش میگیرد و مقاومت را - دیدگاهها و اعمال ضدهژمونی - امکانی واقعگرایانه میداند. در هر حال، قدرت از طریق گفتمانها و شکلبندیهای برهانی عمل میکند. قدرت علوم انسانی در برخورد انتظامی به رفتار «نابهنجار»، ناشی از ادعای دانش است؛ ناشی از ادعای تخصص است. این زنجیرهی ادعاهای مربوط به دانش را فوکو «گفتمان» مینامد. به بیان دقیقتر، گفتمان ساختار نامنسجمی است از فرضیات درهمتنیده که دانش را ممکن میکند. فوکو در کتاب دیرینه شناسی دانش (۱۹۷۲) میگوید که گفتمان «مجموعهای از جملهها یا گزارههاست» و «میتوان آن را در حکم مجموعهی بزرگی از گزارهها تعریف کرد که به یک نظام واحد متعلقاند»- که اصطلاحاً یک شکلبندی برهانی نامیده میشود. در ادامه می نویسد «بنابراین، میتوان از گفتمان بالینی (کلینیکی)، گفتمان اقتصادی، گفتمان تاریخ طبیعی و گفتمان روانپزشکی سخن گفت» (فوکو ۱۹۷۲ : ۱۰۷-۱۰۸). هر گفتمانی، برای مثال گفتمان جنسیتشناسی در قرن نوزدهم، یک حوزه را به وجود میآورد - که در این مورد به خصوص روابط و تمایلات جنسی است - که در آن میتوان «گزارههای» مربوط به جنسیت را مدون کرد و بدون وجود آن، این تدوین ناممکن میشود: شکلگیری حوزه امکان مرتبط کردن پدیدههایی را به وجود میآورد که به ظاهر نامرتبط و متمایز به نظر میرسیدند. به این ترتیب، چنین گفتمانی تولید کنندهی ادعاهایی در باب دانش است، و این ادعاهاست که ما میپذیریم و مبنای قدرت آن گفتمان است. به این ترتیب رابطهای نزدیک بین دانش و قدرت وجود دارد. دانش روشی است برای تعریف و مقولهبندی دیگران. دانش به جای رها کردن ما از جهل،راه مراقبت و نظارت انتظامی را باز میکند.➖➖➖➖➖➖📜 مقالهی «فوکو و برخی مفاهیم بنیادی» از «فرزان سجودی»➖➖➖➖➖➖✅@PhilosophyCafe✅