تازگی گردآوری
تازه- آخرین مشاهده موفق
- 2026-08-15 04:56 UTC
- وضعیت گردآوری
- ok
- نسخه تجزیهگر
- web-v3
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان متوسط · 18 نمونه پست
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. (channel-v1)
هفت روز اخیر
این بخش آنچه دایرکتوری واقعاً مشاهده کرده نشان میدهد و امتیاز ترکیبی اعتبار یا کیفیت تولید نمیکند.
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود.
بازه 2026-08-10 تا 2026-08-16 · ذخیره موقت ۱۵ دقیقه · channel-evidence-7d-v2
تاریخ تاسیس پالایشگاه های ایران از ۱۲۹۱تا۱۴۰۵🆔 @oralhistoryiran
مجله مرخ با اهتمام حسین فیروزه منتشر شد.📖 آنچه در جلد دوم مرخ می توانید بخوانید:🔹پرونده ویژه گفتگو با شاعر گرانقدر علیرضا سپاهی لایین🔹️میزگردی با موضوع هویت و زبان مادری🔹 گزارشی از تاثیر و چالش های ارگ در موسیقی کردهای خراسان🔹 یادداشت هایی از دکتر حمید حسنعلی پور، دکتر اسماعیل حسین پور، دکتر علی رحمتی، غلامرضا آذری خاکستر🔹 یادبود زنده یاد هاشمصادقی باجگیران🔹 آموزش دستور زبان کردی🔹 مجموعه اشعار کردی@oralhistoryiran
راوی و مصاحبهکننده چگونه میتوانند به فهم مشترک برسند؟ ____ غلامرضا آذری خاکستر فهم مشترک به این معناست که راوی و مصاحبهکننده نسبت به اهداف، ماهیت و برنامه تاریخ شفاهی آگاهی و درک یکسانی داشته باشند و در مسیر تحقق هدفی مشترک گام بردارند. چگونگی شکلگیری…تاریخ شفاهی «گفتگوی دوسویه» و فرایند فهم مشترکفائزه توکلی تاریخ شفاهی با استفاده از روش تحقیق کیفی رویکردی علمی در پژوهشهای تاریخی معاصر است تا قرائت های انسانهای کنشگر و تأثیر گذار را تبیین نماید روشی انسانمدارانه است . در این رویکرد ، رسیدن به فهم مشترک میان مصاحبه کننده و مشارکت کننده ، حاصل یک فرایند تدریجی و حساس است . در زیر این فرایند تبیین می شود :این فهم مشترک در بستر «گفتگوی فعال» و نه «پرسش و پاسخ صرف» شکل میگیرد. برای دستیابی به آن، این اقدامات ضروری است:🔺پیشمتن (قبل از مصاحبه): مصاحبهکننده باید پیشینه تاریخی و واژگان تخصصی آن دوره را بشناسد تا سؤال را به زبان راوی بپرسد. همچنین باید «قرارداد مصاحبه» را شفاف توضیح دهد (هدف، مخاطب، و حق راوی برای ناگفتهگذاشتن).🔺همافقی (لغو سلسلهمراتب): مصاحبهکننده نباید نقش «کارشناس مطلق» را داشته باشد. او با فروتنی معرفتی و پذیرش اینکه راوی صاحب «حقیقت زیسته» است، فاصله قدرت را کم میکند.🔺گوش دادن کنشگرانه: یعنی بازخورد لحظهای (تکان سر، تکرار بخشی از جمله راوی) و پرسشهای روشنگرانه مانند «منظورت دقیقاً چه بود؟» یا «آیا میشود این را در فضای آن روزگار توضیح دهی؟» تا راوی احساس کند در حال خلق مشترک یک روایت است، نه فقط پاسخگویی به یک فرم.🔺بازخورد و خلاصهسازی: مصاحبهکننده در حین مصاحبه یا انتهای جلسه، برداشت خود را به راوی بازگو میکند («اگر درست متوجه شده باشم، شما میگویید که...»). این مهمترین مرحله برای تصحیح سوءتفاهمهاست.✍️با توجه به فرایند بالا تاریخ شفاهی در بستر علوم انسانی، «دقتی تفسیری» دارد. درست است که به عینیت محض نمیرسد، اما با روشمندسازی (رعایت اصول اخلاقی، شفافیت در پرسش، و مستندسازی کامل صدا و تصویر)، پیام منتقلشده از اعتبار علمی بالایی برخوردار است؛ چون نه تنها «چه شد» را بیان میکند، بلکه «چگونه تجربه شد» را هم منتقل میکندو دریافت تجربه های زیسته انسانها و رفت و امدهای پی در پی در فهم مشترک این رویکرد دانشی تأثیری بسزادارد .@oralhistoryiran
راوی و مصاحبهکننده چگونه میتوانند به فهم مشترک برسند؟____غلامرضا آذری خاکسترفهم مشترک به این معناست که راوی و مصاحبهکننده نسبت به اهداف، ماهیت و برنامه تاریخ شفاهی آگاهی و درک یکسانی داشته باشند و در مسیر تحقق هدفی مشترک گام بردارند. چگونگی شکلگیری این فهم مشترک، از موضوعات مهم و قابل تأمل در فرایند مصاحبه تاریخ شفاهی است. دستیابی به فهم مشترک، پیامدهای مثبتی برای کیفیت مصاحبههای تاریخ شفاهی به همراه دارد. هنگامی که راوی و مصاحبهکننده درک درستی از چیستی و هدف مصاحبه داشته باشند، گفتوگو با انسجام بیشتری پیش میرود و در مسیر صحیح هدایت میشود. در بسیاری از موارد، این فهم از خلال گفتوگویی تدریجی و طرح پرسشهای پیدرپی شکل میگیرد و در جریان مصاحبه تکامل مییابد. با این حال، نبود فهم مشترک نیز لزوماً به معنای بیثمر بودن مصاحبه نیست. حتی در چنین شرایطی، ثبت روایتها میتواند بهتنهایی بخش مهمی از فرایند تاریخ شفاهی را تشکیل دهد.حسن بهشتیپوردر تاریخ شفاهی، فهم مشترک به معنای توافق کامل میان راوی و مصاحبهکننده نیست، بلکه به معنای نزدیکشدن افقهای فهم آنان نسبت به تجربهای تاریخی است؛ فرایندی که گادامر آن را «امتزاج افقها» مینامید. این فهم در جریان گفتوگویی شکل میگیرد که بر اعتماد، آمادگی علمی، پرسشگری، گوشسپاری فعال، بازخورد مستمر، توجه به زمینه تاریخی، بهرهگیری از اسناد، صداقت در برابر عدمتوافق، و شفافیت در نهاییسازی روایت استوار است. در چنین فرایندی، راوی همچنان صاحب تجربه و حافظه خویش باقی میماند و مصاحبهکننده نقش پژوهشگری را ایفا میکند که با روشمندی، روایت را روشنتر و قابلفهمتر میسازد. حاصل این تعامل، روایتی است که در بستر یک گفتوگوی علمی و انسانی شکل گرفته و درست به همین دلیل، منبعی معتبر برای شناخت تاریخ است. چنین متنی صرفاً روایتی متعلق به راوی یا متنی ساختۀ ذهن مصاحبهکننده نیست.محمدمهدی عبداللهزادهشرط لازم در رسیدن به اهداف در تاریخشفاهی تفاهم دو طرف مصاحبه است و نقش مصاحبهکننده در این فرایند اساسیتراست. زیرا وی باید گفتوگوی هدفمند را طرح و اجرا کند. باید نگرش مصاحبهکننده به مصاحبهشونده مثبت باشد. وی را فردی محترم و صاحب شخصیت قابل قبول و تجارب ارزشمند بداند که شایسته است برای دستیابی به خاطرات او هزینه شود. برای تفاهم بیشتر مصاحبهکننده، در جلسۀ اول باید خودش را مختصر و مفید معرفی کند. از اهداف و وظایف خود در برابر راوی و دادههای حاصل از مصاحبه بگوید و از راوی هم بخواهد خود را تا اندازهای معرفی کند. مصاحبهکننده برای پرسش از سؤالات باز استفاده کند. ادبیاتش در حد ادبیات راوی باشد و ضمن خوب گوشدادن به پاسخها و تأیید و تشویق مناسب وی، در به یادآوردن خاطرات همیار راوی گردد. پس از تکمیل پاسخها در صورت نیاز درباره ابهامات از راوی توضیح بخواهد. ابوالفضل حسنآبادییکی از مبانی اصلی موفقیت در یک مصاحبه تاریخ شفاهی که بر خروجی آن تأثیر مستقیم دارد رسیدن به فهم مشترک در تاریخ شفاهی بین مصاحبهکننده با مصاحبهشونده است. این درک راه را برای تعامل بیشتر بین این دو مؤلفه اصلی تاریخ شفاهی فراهم میکند. البته از منظر نظری، فهم مشترک در تاریخ شفاهی یک وضعیت ثابت یا توافق کامل نیست، بلکه فرایندی تعاملی، تدریجی و تکوینی است که در آن مصاحبهکننده و مصاحبهشونده از طریق گفتوگوی فعال تلاش میکنند با روشنسازی مفاهیم و توجه به زمینه تاریخی به درکی نزدیک از موضوع مورد مصاحبه دست یابند.حمید قزوینیمصاحبهکننده پیش از مصاحبه باید طرف مقابل را به خوبی بشناسد و با افکار و فضای ذهنی او آشنا باشد. در گام بعدی تعریفی مناسب از موضوع مصاحبه و مسائل مرتبط با آن را به شکلی روشن با ادبیات ساده و قابل فهم بیان کند و توضیحات طرف مقابل را بشنود تا مطمئن شود که او به میزانی از شناخت پیرامون مسائل مورد نظر که مناسب مصاحبه است، رسیده است. در این مرحله باید به پیشفرضها، تجارب و زمینههای فرهنگی و اجتماعی و سیاسی مصاحبهشونده و توضیحاتی که ارائه میکند توجه کرد و از او خواست که خاطرات خود را با حفظ همان زمینهها در چارچوبهای تعریف شده بیان کند.سید محمدصادق فیضرسیدن به فهم مشترک، لاجرم دوسویه است؛ هم راوی و هم مصاحبهکننده باید در پی تعامل با هم باشند. باید میان آنان هم اعتماد حاکم باشد و هم بستر لازم برای درک متقابل فراهم باشد. البته این از مقدمات برپایی جلسات هر مصاحبهای است تا ذهنیتهای منفی راوی از مصاحبهکننده زدوده شود و مصاحبهکننده نیز به وضوح دریابد که راوی در گفتارش صادق است و کتمانکننده نیست. در این صورت مصاحبهکننده میتواند با پرسشهایی که نشان از فهم و دقت در گفتههای راوی است، او را به بیان بیشتر و کاملتر ترغیب کند.مطالعه متن کامل🆔 @oralhistoryiran
🌹نوستالژیگوینده های رادیو ایران در گذر زمان🌸 @oralhistoryiran
فهم مشترک راوی و مصاحبهکننده درباره گذشته چه اهمیتی در تاریخ شفاهی دارد؟____حسن بهشتیپورفهم مشترک بین راوی و مصاحبهکننده در تاریخ شفاهی مهم است. چون مصاحبه را از پرسش و پاسخ ساده به گفتوگوی تفسیری تبدیل میکند. این فهم، اعتماد ایجاد میکند و به راوی اجازه میدهد تجربههایش را دقیقتر و عمیقتر بیان کند. در حالی که مصاحبهکننده با پرسشهای پیگیرانه میتواند به لایههای پنهانتر معنا، احساس و زمینه تاریخی دست یابد. با این حال، همین فهم مشترک اگر بر پیشفرضهای نادرست یا سوگیریهای امروزین استوار شود، میتواند روایت را به سمت تأیید ذهنیت مصاحبهکننده سوق دهد. بنابراین، ارزش اصلی آن در تاریخ شفاهی، نه همفکری کامل، بلکه شکلدادن به یک رابطه انتقادی و انعطافپذیر است که در آن گذشته هم بهتر فهمیده میشود و هم کمتر تحریف میشود.غلامرضا آذری خاکستروجود فهم مشترک میان مصاحبهکننده و مصاحبهشونده درباره گذشته، یکی از عوامل اساسی در موفقیت گفتوگوهای تاریخ شفاهی است. این فهم مشترک، نخست، مسیر مصاحبه را هدفمند و منسجم میکند و به طرح پرسشهای دقیقتر و مؤثرتر میانجامد. دوم، اگر اهمیت گذشته و ارزش روایت آن برای راوی بهدرستی تبیین نشود، ممکن است او نتواند خاطرات و رویدادهای تاریخی را با دقت، انسجام و عمق کافی بیان کند. در نتیجه، روایت تاریخی دچار کاستی یا ابهام خواهد شد. بنابراین، شکلگیری درک مشترک از گذشته، زمینهای مناسب برای بازگویی دقیق فراز و فرودهای روایت فراهم میآورد و به ثبت تجربههای تاریخی بهصورت مستند و قابل اعتماد کمک میکند.محمدمهدی عبداللهزادهیکی از مهارتهای مهم مصاحبهکننده تاریخ شفاهی، برقراری ارتباط مؤثر با مصاحبهشونده است. این مهارت به ایجاد فهم مشترک درباره گذشته کمک میکند، حتی اگر دو طرف در ارزشها تفاوت داشته باشند. فهم مشترک، فضای مطلوبی برای مصاحبه ایجاد میکند و باعث میشود مصاحبهشونده بتواند خاطرات خود را بهتر و با ارتباط علت و معلولی به یاد آورد و به چرایی و چگونگی آنها دست یابد. همچنین، این تفاهم به مصاحبهکننده کمک میکند راوی و خاطراتش را دقیقتر درک کند، از سوءتفاهم دور بماند و سؤالات مناسبتری بپرسد. در نتیجه، مصاحبهشونده نیز اهداف سؤالات و روند مصاحبه را بهتر درمییابد و مصاحبهکننده بر جریان وقایع تسلط بیشتری خواهد داشت.ابوالفتح مؤمندر تاریخ شفاهی، رسیدن به نقطه مشترک و ایجاد درک متقابل میان مصاحبهکننده و مصاحبهشونده اهمیت بسیاری دارد. فهم مشترک درباره وقایع گذشته، روند مصاحبه را بهبود میبخشد و موجب همکاری بیشتر، یادآوری جزئیات و شکلگیری همدلی میان دو طرف میشود. در این شرایط، راوی بهتر میداند درباره چه موضوعی و با چه هدفی سخن میگوید و با انگیزه بیشتری روایت خود را ادامه میدهد. ایجاد حس تعلق زمانی و مکانی نیز کمک میکند زوایای کمتری از رویداد ناگفته باقی بماند. همچنین، این درک متقابل به مورخ در مدیریت زمان، طراحی سؤالات دقیق و هدایت مصاحبه کمک میکند. در نهایت، راوی با آگاهی از اهمیت روایت خود برای حال و آینده، مشارکت مؤثرتری خواهد داشت.ابوالفضل حسنآبادیدر تاریخ شفاهی، فهم مشترک و نه همسانسازی دیدگاه میان راوی و مصاحبهکننده، یکی از مهمترین عوامل در تولید یک روایت معتبر، عمیق و قابل تحلیل است. البته منظور از فهم مشترک، رسیدن به درک مشترک از موضوع مورد مصاحبه برای برقراری ارتباط مؤثر است. به هر نسبتی که تعامل بیشتری صورت پذیرد، رسیدن به درک صحیح از معنای روایت، تولید دادههای عمیقتر، هدایت مناسب مصاحبه و همافزایی اطلاعات بین مصاحبهکننده با مصاحبهشونده امکانپذیرتر است. در نهایت، اعتبار علمی تاریخ شفاهی تا حد زیادی در گرو تعامل و تعادل ارتباط بین مصاحبهکننده و مصاحبهشونده در یک بستر مشترک فکری است.غلامرضا عزیزیشاید در وهله نخست چنین به ذهن برسد که «فهم مشترک راوی و مصاحبهکننده درباره گذشته»، برای پرهیز از اختلاف و شناخت همدلانه تاریخ مهم باشد، اما گمان میکنم این فهم مشترک (تفهیم و تفاهم)، میتواند بیشتر از «فهم متفاوت راوی و مصاحبهکننده از گذشته» به پروژههای تاریخ شفاهی آسیب برساند. زیرا «فهم مشترک»، اشتراک عقیده را در دل خود دارد؛ اشتراکی که از همفکری به همدلی و همخوانی گذشته منجر خواهد شد. راوی و مصاحبهکننده، هر دو از یک زاویهدید به گذشته مینگرند. با این فرض آنچه مصاحبهکننده میپرسد همان نیست که راوی میخواهد درباره آن سخن بگوید؟ یا آنچه راوی میگوید همان نیست که مصاحبهگر خود بر همان نظر و رأی است و میداند و میخواهد بشنود؟ در این صورت نه فقط امکان تعارض و تضارب آرا منتفی است، بلکه پرسش جدیدی نیز از این منظر خلق شده و به هیچ زاویه تاریکی، نور روشنگری تابانده نخواهد شد.مطالعه متن کامل دیدگاه ها@oralhistoryiran
درخواست از هوش مصنوعی: تصویر را رنگی کن چون عکس اصلی شامل افرادی است که ممکن است کودک یا نوجوان تشخیص داده شوند و در این موارد اجازه رنگیسازی یا ویرایش را نمیدهد. س:این عکس منتشر شده و مشکل ندارد در ضمن یک واقعیت تاریخی است که کودکان در کارخانجات کار میکردن…سوال: شما که دم از قوانین حقوق کودکان می زنید چرا درجنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران بعضی از اهداف کودکان و دانش آموزان بودند؟پاسخ: این پرسش مهمی است و پاسخ آن از منظر حقوق بینالملل روشن است:اگر در هر جنگی—چه توسط آمریکا، چه اسرائیل، چه ایران، چه روسیه، چه اوکراین یا هر طرف دیگر—کودکان، دانشآموزان یا دیگر غیرنظامیان عمداً هدف حمله قرار بگیرند، یا حملهای بدون رعایت اصل تفکیک میان اهداف نظامی و غیرنظامی انجام شود، این موضوع میتواند نقض جدی حقوق بینالملل بشردوستانه و حتی در شرایطی جنایت جنگی محسوب شود. مدارس و کودکان از حمایت ویژه برخوردارند و اصل کلی این است که نباید هدف حمله قرار گیرند. در مورد جنگ میان آمریکا، اسرائیل و ایران، گزارشهای سازمان ملل، یونیسف و نهادهای حقوق بشری از کشته و زخمی شدن کودکان و آسیب دیدن مدارس و زیرساختهای غیرنظامی ابراز نگرانی کردهاند و خواستار تحقیقات مستقل درباره حملات شدهاند. در عین حال، برای اینکه بتوان با اطمینان گفت یک حمله مشخص «عمداً کودکان را هدف قرار داده است»، معمولاً نیاز به تحقیقات مستقل و بررسی شواهد وجود دارد. در بسیاری از موارد، طرفهای درگیر روایتهای متفاوتی ارائه میکنند و نهادهای بینالمللی خواستار تحقیق بیطرفانه برای تعیین مسئولیت میشوند. در مورد اینکه گفتید «شما دم از قوانین حقوق کودکان میزنید»، این قوانین موضع من یا یک کشور نیست؛ بلکه بخشی از حقوق بینالملل و کنوانسیونهای پذیرفتهشده جهانی است. این اصول باید نسبت به همه طرفهای درگیر، بدون استثنا، اعمال شوند. اگر هر طرفی این قوانین را نقض کند، آن نقض باید بررسی و در صورت اثبات، پاسخگو باشد
کارخانه نخریسی و نساجی خسروی خراسان در ۱۱ اسفند ۱۳۱۶ در مشهد افتتاح شد، نخستین و بزرگترین کارخانه نساجی مدرن شرق ایران به شمار میرفت که نقش مهمی در توسعه صنعتی و اشتغالزایی داشت. با آغاز فعالیت این کارخانه، زنان و کودکان نیز بخش قابل توجهی از نیروی کار…درخواست از هوش مصنوعی:تصویر را رنگی کنچون عکس اصلی شامل افرادی است که ممکن است کودک یا نوجوان تشخیص داده شوند و در این موارد اجازه رنگیسازی یا ویرایش را نمیدهد.س:این عکس منتشر شده و مشکل ندارد در ضمن یک واقعیت تاریخی است که کودکان در کارخانجات کار میکردنج:درست میگویید که این یک عکس تاریخی منتشرشده است و حضور کودکان در کارخانهها نیز یک واقعیت مستند تاریخی است. با این حال، من نمیتوانم محدودیتهای ابزار تولید تصویر را نادیده بگیرم.
کارخانه نخریسی و نساجی خسروی خراسان در ۱۱ اسفند ۱۳۱۶ در مشهد افتتاح شد، نخستین و بزرگترین کارخانه نساجی مدرن شرق ایران به شمار میرفت که نقش مهمی در توسعه صنعتی و اشتغالزایی داشت. با آغاز فعالیت این کارخانه، زنان و کودکان نیز بخش قابل توجهی از نیروی کار آن را تشکیل دادند. بر اساس آمار سال ۱۳۱۸، از مجموع ۴۴۸ کارگر، ۱۵۲ نفر را زنان و دختران و ۵۴ نفر را پسران زیر ۱۵ سال تشکیل میدادند. اسناد نشان میدهد که زنان، با وجود انجام کاری مشابه مردان، دستمزدی بهمراتب کمتر دریافت میکردند و کودکان نیز با مزد اندک در بخشهای مختلف کارخانه، بهویژه ریسندگی، مشغول به کار بودند. در سال ۱۳۲۴ شمار زنان و کودکان شاغل افزایش یافت و بسیاری از کودکان از دارالتربیه شاپور به کارخانه فرستاده میشدند. گزارش روزنامه راستی در سال ۱۳۲۳ نیز از شرایط دشوار کار، ساعات طولانی، دستمزد ناچیز و محرومیت دختران کمسن از تحصیل انتقاد کرده است. با وجود این مشکلات، کارخانه اقدام به برگزاری کلاسهای سوادآموزی و اکابر برای کارگران زن و کودک کرد.@oralhistoryiran
نوستالژی (احساس عاطفیِ دلپذیر همراه با نوعی دلتنگی نسبت به موقعیتی در گذشته) چه تأثیری بر تداعی خاطرات و شکلگیری روایت دارد؟____غلامرضا آذری خاکستردر مصاحبههای تاریخ شفاهی، نوستالژی نقش کلیدی در زنده کردنِ خاطرات و فعالسازی حافظه بلندمدت ایفا میکند. یادآوری گذشته معمولاً بازگویی احساسات و تجربههای عاطفی را همراه دارد. گاهی پرسشهای مصاحبهکننده سبب برانگیخته شدن خاطرات و احساساتی میشود که ممکن است خوشایند یا آزاردهنده باشند. همچنین مشاهده آلبومهای خانوادگی، فیلمهای مراسم و.... میتواند بهعنوان محرک حافظه عمل کرده و جزئیات فراموششده را آشکار سازد. ازاینرو، مصاحبهکننده باید با حساسیت فضایی را فراهم کند تا موجب شکلگیری خاطرات مصاحبهشونده یا کمکی در جهت یادآوری گذشتههای دور باشد.حسن بهشتیپوراگر تعریف نوستالژی را هیجانی پیچیده و آمیخته از اشتیاق، دلتنگی و لذت بدانیم که در اثر احساس فاصله یا فقدان نسبت به شخص، مکان، زمان، رابطه، فرهنگ یا تجربهای ارزشمند پدید میآید و معمولاً با یادآوری آن، احساس تداوم هویت و معنای زندگی را نیز در فرد برمیانگیزد؛ نه واقعیت را از میان میبرد و نه الزاماً روایت را غیر واقعی میسازد، بلکه شیوۀ بازنمایی و تفسیر گذشته را تحت تأثیر قرار میدهد. تأثیر نوستالژی در انتخاب خاطرات، برجستهسازی یا آرمانیسازی گذشته، بازسازی معنای رویدادها، افزایش انسجام روایت، تقویت بار عاطفی، پیوند دادن تجربۀ فردی با حافظۀ جمعی و داوری دربارۀ گذشته دیده میشود. پس، نوستالژی بخشی از دادههای تاریخ شفاهی است و وظیفۀ پژوهشگر حذف یا بیاعتبار دانستن روایت نوستالژیک نیست، بلکه وظیفه او تحلیل آن از طریق تفکیک سه لایۀ روایت: گزارش رویداد، تفسیر کنونی راوی از رویداد، و عناصر برخاسته از احساس نوستالژیک است.غلامرضا عزیزیبه نظر میرسد نوستالژی میتواند تأثیرات مهمی بر تداعی و بازآفرینی خاطرات داشته باشد. این تأثیرات به دلیل همان «احساس عاطفیِ دلپذیر همراه با نوعی دلتنگی نسبت به موقعیتی در گذشته» است. همچنان که در لابهلای این عبارت مشخص است، نوستالژی از آنجا که با روح و روان آدمی سروکار دارد، در موارد بسیاری غیرآگاهانه حادث میشود. تجارب شخصی نشان داده است احساس تعلق خاطر میتواند قسمتی از خاطرات ناخوشایند را (که رویدادها و افراد و اماکن و ... مرتبط با آن احساس دلپذیر را کمرنگ میسازد)، از ذهن بزداید و قسمتی دیگر را پررنگ ساخته و حتی شاخ و برگی در راستای تجلیل از گذشته در ذهن بیافریند و بدان خاطرات بیفزاید. گاه این تلاش، آگاهانه و برای پیرایش و آرایش موضوع نوستالژی صورت میپذیرد.محمدمهدی عبداللهزادهمصاحبهگران تاریخشفاهی، موارد جالبی برای گفتن دارند. گاهی یک سؤال یا بخشی از پاسخ راوی، او را یکباره به دنیای جدیدی از غم و شادی میبرد. پس از سکوت، گاه با اشک و لبخند، داستانهای تازهای از تجارب پیشین خود روایت میکند. نوستالژی احساسی پیچیده است. ترکیبی از یادآوری گذشته، احساسات گرم و دلتنگی. مصاحبهگر حرفهای این تغییر رفتار را میبیند. با ظرافت، احترام و موقعیتشناسی از آن استفادۀ مطلوب میکند تا روایت را عمیقتر و معنادارتر کند این مکانیسم دفاعی روانی، آرامشی در فرد ایجاد میکند تا احساس ثبات و پیوستگی کند و دریابد که توانسته از موقعیتهای دردآور با سرافرازی عبور کند و روایتهای پراکندهاش را در قالب داستانی پیوسته بازگو کند.حمید قزوینینوستالژی همیشه میتواند در تحریک حافظه و یادآوری خاطرات نقش داشته باشد و در بیشتر مواقع همراه با حس و انرژی مثبت است. از این طریق احساس شکست و بیثمر بودن زندگی از وجود فرد دور میشود و دایرۀ ارتباطی او احیا خواهد شد. نوعی از اعتماد به نفس هم تقویت میشود و به باز آرایی هویت راوی کمک میکند که گذشتة خود را راحتتر مرور کند و سعی در کتمان یا نادیده گرفتن بعضی خاطرات نداشته باشد. همینها موجب حس رضایت در بیان خاطرات خواهد بود. از این جهت پرسشگر تاریخ شفاهی باید بتواند در زمان مقتضی حس نوستالژی راوی را احیا کند. البته این کار تا آنجا باید باشد که راوی غرق در نوستالژیها نشود و به لایههایی از زندگی که حس منفی یا شکست هم دارد، توجه کند.🌸مطالعه متن کامل اینجا مطالعه🌸 @oralhistoryiran
مرز میان خاطرهگویی و تاریخ شفاهی چیست؟ ____ حسن بهشتیپور مرز این دو با هم بسیار ژرف و کاملاً ملموس است. خاطرهگویی بیان شخصی یک فرد از تجربههای زیسته خود درباره یک یا چند موضوع به صورت آزاد است. اما تاریخ شفاهی استفاده روشمند از روایتهای مستندی است که…مرز میان خاطرهگویی و تاریخ شفاهیفايزه توکلیبازآفرینی گذشته از دو روش میگذرد نخست خاطره گویی و دوم تاریخ شفاهی و در این دو شیوه ماهیت، هدف، روش و جایگاه راوی و پژوهشگر اهمیت دارد .به عبارت ساده، خاطرهگویی روایتی شخصی از گذشته است، در حالی که تاریخ شفاهی روشی علمی و پژوهشمحور برای ثبت و تحلیل تاریخ است.✍️تفاوتهای کلیدی دو رویکرد خاطرهگویی (Memoir/Reminiscence) ، تاریخ شفاهی (Oral History)-محوریت فرد خاطرهگو و دنیای شخصی او در خاطره گویی روایت می شود. -در تاریخ شفاهی ،رویداد تاریخی محور است و راوی به عنوان شاهد یا منبعی برای درک آن رویداد انتخاب میشود.⁃ در خاطره گویی هدف ثبت و بازگو کردن آنچه برای فرد مهم بوده ، است. ⁃ در تاریخ شفاهی درک و تحلیل علل، چگونگی و ابعاد یک رویداد تاریخی مهم است .⁃ در خاطره گویی روش عمدتاً تکگویی (خودنوشت یا روایت شخصی) است. ⁃ در تاریخ شفاهی مکالمه و مباحثه هدفمند (مصاحبه) با پرسشهای چالشبرانگیز است.-در خاطره گویی نقش پژوهشگر معمولاً وجود ندارد؛ راوی، خود، نویسنده و روایتگر است. ⁃ در تاریخ شفاهی نقش فعال و حیاتی؛ پژوهشگر و مورخ با طرح پرسشهای دقیق، روایت را هدایت و عمق میبخشد.⁃ در خاطره گویی اعتبارسنجی مبتنی بر حافظه و برداشت شخصی راوی است؛ لزوماً هم راستیآزمایی نمیشود. ⁃ در تاریخ شفاهی اعتبار سنجی همراه با تحقیق و تطبیق با اسناد و دیگر منابع و راستیآزمایی (نقد درونی و بیرونی) است.نتیجه خاطره گویی خلق اثری ادبی-شخصی است که به دنیای درون راوی گواهی میدهد. نتیجه تاریخ شفاهی خلق منبعی تاریخی-پژوهشی که به درک بهتر خود رویداد کمک میکند.کلام آخرخاطرهگویی (چه شفاهی و چه مکتوب) روایتی شخصی و اغلب ادبی از گذشته است. در مقابل، تاریخ شفاهی یک روششناسی علمی و نظاممند برای تولید دانش تاریخی است که در آن، پژوهشگر با طرح پرسشهای دقیق و سنجش روایت راوی در برابر اسناد، به بازسازی و تحلیل یک رویداد تاریخی میپردازد.@oralhistoryiran
مرز میان خاطرهگویی و تاریخ شفاهی چیست؟____حسن بهشتیپورمرز این دو با هم بسیار ژرف و کاملاً ملموس است. خاطرهگویی بیان شخصی یک فرد از تجربههای زیسته خود درباره یک یا چند موضوع به صورت آزاد است. اما تاریخ شفاهی استفاده روشمند از روایتهای مستندی است که به منظور تولید محتوای تاریخی گردآوری و تنظیم میشود. بنابراین اگر منظور از مرز، تفاوت این دو باهم باشد، باید گفت مرز میان این دو را بیش از هر چیز روشمندی، پرسشگری، و روایتگری تاریخ شفاهی، تعیین میکند. علاوه بر این باید توجه داشت ماهیت خاطره متکی بر یک فرد یا یک جمع است که میتوانند هر موضوعی (تاریخی یا غیر تاریخی) را به هر شکل که میخواهند برای ما روایت کنند. تاریخ شفاهی هرچند میتواند بر خاطرات نیز تکیه کند، اما این خاطرات را به شیوهای نظاممند راستیآزمایی کرده و با معیارهای علمی میسنجد تا به پاسخی برای یک مسئله یا پرسش تاریخی دست یابد؛ درحالیکه خاطرهگویی صرفاً در پی بازنمایی تجربهی شخصی است، نه کشف حقیقتی تاریخی.غلامرضا آذری خاکستریکی از چالشهای بنیادین پژوهشگران، تشخیص مرز میان «خاطره» و «تاریخ شفاهی» است؛ چهبسا بسیاری از مصاحبهشوندگان، روایتهای ذهنی خود را با تاریخ شفاهی یکی میپندارند. خاطره، بازتابی شخصیست که از واقعیت بیرونی فاصله میگیرد و تحت تأثیر سوگیریهای ارادی و ناخواسته، رنگی شبیه به قصه پیدا میکند. اما تاریخ شفاهی، نظامی پژوهشی و هدفمند است که در پی کشف «چگونگی» و «چرایی» رخدادها برمیآید. برای گذر از لایهی خاطره و دستیابی به تاریخ شفاهی، پژوهشگر باید با شناختی دقیق از جایگاه، مشرب و سطح آگاهی راوی، او را به چالش کشد تا رویدادها را فراتر از تمایلات شخصی بازگو کند. خاطره، محدود به آنچه در ذهن میگذرد، اما تاریخ شفاهی با پرسشگری تحلیلی و سنجش روایتها با اسناد و مدارک، به بازسازی علمی وقایع میپردازد. در حقیقت، روشمندی در پرسش و تحلیل، همان مرزِ گوهرینی است که خاطره را از تاریخ متمایز میکند و به پژوهشگر امکان میدهد تا از روایتهای پراکنده، دادههایی استوار و معتبر فراهم آورد.محمدمهدی عبداللهزادهبرای تولید یک اثر تاریخ شفاهی، مصاحبهکننده نقشی فراتر از یک پرسشگر ساده دارد؛ او پژوهشگری است کارآزموده که با دانش و مهارتهای لازم در این حوزه، گامبهگام پیش میرود. نخست، با غور در ادبیات تحقیق، راوی و موضوع را میشناسد و براساس آن، پرسشهای اصلی پژوهشی را طراحی میکند و برای هر یک، سؤالهای فرعیِ پرسشنامهای میسازد. در جلسات مصاحبه، با تکیه بر این چارچوب و نیز پرسشهای اقتضایی، ذهن راوی را به چالش میکشد تا وقایع را با همه جزئیات و عمق بازگوید. پس از پیادهسازی دقیق گفتوگو، متن را به شیوهای علمی تدوین و مبهمات را روشن میکند. حاصل این فرایند، متنی است با اعتباری استوار و پشتوانهای پژوهشی. در مقابل، خاطرهنگاری چه خودنوشت باشد و چه روایت برای دیگران، همواره محوریت با «منِ» راوی است و به دلیل وابستگی به حافظه، انگیزه و موقعیت او، بهعنوان منبعی ثانویه با اعتباری سیال و تغییرپذیر شناخته میشود.ابوالفتح مؤمندرست است که بنمایه تاریخ شفاهی و خاطرهگویی هر دو بر یاد استوارند، اما تفاوت در روش و هدف، مرز مشخصی میان آن دو ترسیم میکند. در تاریخ شفاهی، کنشگر اصلی مورخ پرساست که با تکیه بر اسناد و مدارک، به واکاوی چرایی رخدادها و نقش عوامل مختلف میپردازد و با پرسشهای دقیق خود، راوی را چون گواهی تاریخی به سخن درمیآورد. در مقابل، خاطرهگویی بازتاب ذهنیت فردی راوی از یک واقعه است، بیآنکه الزاماً پای پژوهش یا راستیآزمایی در میان باشد. تاریخ شفاهی برآیند گفتوگو با مجموعهای از درگیرشدگان در یک رویداد و حافظهای جمعی است که فرایندی پژوهشی و نظاممند را طی میکند؛ حال آنکه خاطره، روایتی شخصمحور، تکسوژه و خطیست. نقش فعال پرسشگر، پرسشهای هدفمند و تبدیل گفتوگو به دادههای تاریخی، مرزهایی است که این دو حوزه را از یکدیگر متمایز میکند و درونمایهای پویا به تاریخ شفاهی میبخشد.غلامرضا عزیزیچند مرز اصلی را میتوان بین خاطرهگویی و مصاحبه تاریخ شفاهی بازشناخت. اما از نظر من تفاوتی که میتوان تحتعنوان فاعلیت از آن یاد کرد مهمترین مرز است (تفاوت مونولوگ و دیالوگ). در خاطرهنگاری، راوی، نقطه کانونی است. گذشته از دیدگاه شخصی و بر اساس سلایق و علایق او انتخاب و نقل میشود. اما در مصاحبه تاریخشفاهی مصاحبهکننده نقش هدایتگر (در برابر انجراف از موضوع) را برعهده گرفته و میکوشد این دیدگاه فردی را بهنفع دیدگاه جمعی تغییر دهد؛....مطالعه متن کامل .....@oralhistoryiran
خانگل مصرزاده، که به «مادر لالاییهای کرمانجی» شهرت داشت، از برجستهترین راویان و خوانندگان موسیقی شفاهی کرمانجهای خراسان بود. او در روستای اوغاز از توابع شیروان در خراسان شمالی، حدود سال ۱۳۲۰ خورشیدی به دنیا آمد و با وجود زندگی سخت و سالها گمنامی، صدها لالایی و آواز محلی را در حافظه خود حفظ کرده بود. لالاییهای او ویژگیهای زیر را داشتند:به زبان کرمانجی (گویشی از کردی) اجرا میشدند. بیشتر درباره عشق مادر به فرزند، دوری، رنج، امید و زندگی روستایی بودند. بدون ساز یا با همراهی ساده اجرا میشدند و نمونهای ارزشمند از میراث شفاهی شمال خراسان به شمار میروند. خانگل مصرزاده تنها یک اجرای عمومی در زندگی خود داشت و تنها آلبوم منتشرشده از او با نام «آوازهای زنان کرمانجی» است که بخشی از لالاییها و آوازهایش را ثبت کرده است. او در ۲۷ اسفند ۱۳۹۸ درگذشت.🆔 @oralhistoryiran
🎨 کانالهای هنری منتخب ما ⏳ فقط برای مدت محدود در دسترس است !💎 فرصت استثنایی برای دیدن بهترینها این پست بهزودی حذف میشود📥
❁ 💫اینجا بهترین کانالها رو برات گلچین کردیم روی لینک بزن و سریع جوین شو. ☟✐❁💫برترین گروه نقاشی (هنر) در تلگرام💫 ❁☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜💫آموزش طراحی فیگور ☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜💫 آموزش طراحی چهره☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜💫کتابخانه pdf صوتی ☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜💫بانک کتاب و رمان☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜💫جملات ناب انگلیسی☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜💫شاعرانه☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜💫یادگیری زبان☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜💫اشعار ناب☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜💫بیو انگلیسی☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜💫منتخبی از موسیقی و هنر☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜💫هزار افسان☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜💫نغمه های بی کلام عشق☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜💫فانسخه موزیک☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜💫عکس و پروفایل☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜💫پروژه کاریابی☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜💫رمز و رازهای زندگی ☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜💫آشپزی تلگرامی☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜💫بوی باران☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜💫شعر و ادبیات☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜💫تاریخ شفاهی ایران☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜💫رنگشناسی ☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜💫آموزش استایل☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜💫آموزش آبرنگ، رنگ و روغن☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜💫مطالعه گران☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜💫طراحی لباس☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜💫هنر ایده خلاقیت☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜🌼با ما همراه باشید در تبادلات گروه (هنری،فرهنگی،ادبی)🌼
بنیاد ایرانشناسی استان زنجان با همکاری.دپارتمان ایرانشناسی دانشکده شرق شناسی دانشگاه دولتی ایروان _ارمنستان، انجمن علمی دانشجویان تاریخ دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین، انجمن ایرانی تاریخ شعبه زنجان، انجمن علمی تاریخ دانشگاه اراک و گروه تاریخ دانشگاه…🆔 @oralhistoryiran
حکایت کوه "شاه جهان"حکایتی واقعی از طائفه قهرمانی (کرمانج شمال خراسان _قوچان)اجرا :قلندر قوچانی بالهجه قوچانی@oralhistoryiran
💯💥#تخفیف_تابستانه🔻توجه !!!!!!!!!💵هزینه ورود به اینکانال ها 10 میلیون میباشدفقط امشب میزارم تا لینک باطل نشه 👇💎#ظرفیت_فقط_امشب 😱🔑👈لینک ورود اختصاصیhttps://t.me/addlist/p39KjAzQ201lMGNk🎁#هدیه_ویژه 👈کانالی برای تغذیه سالم@organicketo