⛓ باورهایی که بیصدا دستوپامون رو بستن! 🌱 متنش کمی طولانیه، اما توجه بهش واقعاً ضروری و تعیینکنن…
انتشار: 2026/08/09 13:38 UTCدریافت: 2026/08/15 18:36 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 18:36 UTC
⛓ باورهایی که بیصدا دستوپامون رو بستن! 🌱 متنش کمی طولانیه، اما توجه بهش واقعاً ضروری و تعیینکننده است!🚨 طبقهبندی:هشداردهنده!✍🏼 سامان دیناریدر بسیاری از مواقع، چیزی که جلوی ما رو گرفته، نه کمبود استعداده، نه نبود تواناییه و نه تنبل بودنه؛ بلکه «برداشت و باوریه که دربارهٔ خودمون پیدا کردیم».مثلاً ممکنه یه بار توی جمع صحبت کرده باشیم و به هر دلیلی(عدم آمادگی، خستگی، حواسپرتی و ...) ارائه خوبی نداشتیم و بعد از اون، همون یک تجربه رو مثل برچسبی به خودمون زدیم:«من کلاً آدم اجتماعی و خوشبیانی نیستم.» یا «من اعتمادبهنفس صحبت در جمع ندارم.».یا ممکنه چند بار برای رسیدن به هدفی تلاش کرده و نتیجه نگرفته باشیم و ته ذهنمون شکل گرفته باشه که:«من آدم این کار نیستم.» یا «من آدم بااستعدادی نیستم» و ...یا یه جایی از زندگی تصمیمی گرفته باشیم که اشتباه بوده و بعدش به خودمون بگیم:«من کلاً تصمیمگیرندهٔ خوبی نیستم.»مشکل از جایی شروع میشه که این جملهها دیگه فقط توصیف یک «تجربه» نیستن؛ تبدیل میشن به «تعریفی که از خودمون» داریم.اونوقت هر اتفاق جدیدی رو هم با همون عینک میبینیم.مثلاً کسی که باور کرده «من آدم منظمی نیستم»، ممکنه حتی وقتی چند هفته منظم پیش میره، اون رو «یک اتفاق موقتی» بدونه؛ ولی با اولین روزی که برنامهاش به هم میریزه، با خودش بگه:«دیدی؟ من همون آدم قبلیم!»یعنی یک تجربه و اتفاق، تبدیل میشه به مدرکِ اثبات باورمون!و اینجاست که باور محدودکننده میتونه واقعاً ترمز آدم رو بکشه و آیندهٔ ما رو تحت تأثیر قرار بده.وقتی باور داریم نمیتونیم، احتمالاً کمتر امتحان میکنیم؛ وقتی کمتر امتحان میکنیم، تجربهٔ موفق کمتری به دست میاریم؛ وقتی تجربهٔ موفق کمتری داریم، باورمون محکمتر میشه.و یه چرخهٔ معیوب شکل میگیره که هر بار باورهای محدودکنندهٔ ما رو تقویت میکنه:«من نمیتونم» ⬅️ کمتر تلاش میکنم! ⬅️ کمتر تجربه میکنم! ⬅️ کمتر نتیجه میگیرم! ⬅️ «دیدی؟ گفتم نمیتونم!»برای همین، شاید یکی از مهمترین مسئولیتهای ما در قبال خودمون اینه که ببینیم چه داستانهایی دربارهٔ خودمون تعریف کردیم و چه برچسبهایی به خودمون زدیم که مدتهاست دیگه حاضر نیستیم دوباره بررسیشون کنیم.اینکه «من اینطوریام»، «من هیچوقت نمیتونم»، «من آدمِ فلان کار نیستم»...واقعاً چقدرش شناخت خودمونه و چقدرش فقط نتیجهگیری ما از چند تجربهٔ قدیمی و یا حرفهای بیاساس آدمهای ناآگاه اطرافمونه؟وقتشه بعضی از باورهای منفیای که دربارهٔ خودمون داریم رو دوباره بذاریم روی میز و از خودمون بپرسیم:آیا این واقعیتِ منه؟ یا صرفاً برچسبیه که بهغلط از روی چند تجربهٔ ناموفق و یا چند جملهٔ بیخود از دیگران، به خودم زدم و دارم خودم رو باهاش آزار میدم و محدود میکنم؟! @masiretoCom