سلام من ۲۳ سالم هست امسال دانشگاه رو تموم کردم ولیسانس گرفتم .دانشگاه ۹ساعت بامحل زندگیم فاصله داشت…
انتشار: 2026/08/15 14:14 UTCدریافت: 2026/08/15 18:36 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 18:36 UTC
سلام من ۲۳ سالم هست امسال دانشگاه رو تموم کردم ولیسانس گرفتم .دانشگاه ۹ساعت بامحل زندگیم فاصله داشت وتو دانشگاه خیلی منو اذیت کردند وتا الان که یادم میوفته احساس بی ارزشی میکنم و دوست دارم خودکشی کنم .یک پیرزن سرپرست خوابگاه بود وفقط به دخترای بد وبی ادب احترام میزاره من خیلی آروم بودم وقومیتم با اونا متفاوت بود چون از استاد دیگه رفته بودم اونجا این خانم که سرپرست بود ۵۶ سال سن داشت ولی شبیه یک شیطان بود به من گیرداده ومنو اذیت میکرد وبقیه دخترا رو علیه من تحریک میکرد واوناهم منو اذیت میکردن همیشه بامن به صورت یک برده سیاهپوست رفتار میکرد چون قومیتم باشون متفاوت بود وتوکل خوابگاه فقط ۳ نفر همچنین قومیتی داشتیم واز اون سه نفر فقط منو اذیت میکرد رفتم حراست که رفتارش رو شکایت کنم هرشب با گریه میخوابیدم وبه خانوادم زنگ میزدم اذیتشون میکردم .وقتی رفتم حراست اون پیرزن اومد دنبالم وبا اینکه رفتارش رو گزارش داده بودم خود مسئول حراست همون پیرزن منو تعلیق کردن . وحرفای سبک وبی ادبانه بهم گفتن.الان این قضیه داره تو ذهنم مرور میشه واز آدمها میترسم و فاصله میگیرم حتی چندماهی که برگشتم خونه اعتماد بنفس ندارم واز خانوادم فاصله گرفتم و زود میرنجم وناراحت میشم از مردها خیلی میترسم چون فکر میکنم قراره منو تحقیر کنن .پدر ومادرم اصلا منو حمایت نمیکنن ودارم احساس کمبود میکنم وحالم خوب نیست .مادرم بهم میگه ازدواج کن برو وبی احترامی بهم میکنه من دوست ندارم ازدواج کنم از ازدواج بدم میاد .دوتا خواهر دارم شوهراشون بیکارن ازمن حسودی میکنن واذیت میشم زود و روابط اجتماعیم مختل شده از دوران دانشگاه .نمیدونم چکار کنم وکجابرم دوست ندارم ازدواج کنم میخواستم برا ارشد بخونم میترسم تودانشگاه بازم منو اذیت کنن ، شخصیتم ضعیف شده وتحمل هیچی رو ندارم .