🪴 نامهٔ چند منِ من✍🏼 معصومه نورزادهبه توصیهٔ راحیل عزیزم عمل میکنم.مدتها بود که میخواستم برا…
انتشار: 2026/08/15 16:56 UTCدریافت: 2026/08/15 18:36 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 18:36 UTC
🪴 نامهٔ چند منِ من✍🏼 معصومه نورزادهبه توصیهٔ راحیل عزیزم عمل میکنم.مدتها بود که میخواستم برای هر کدام از این "منها" که در هر شرایطی کنارم هستند و هر بار احساس خاصی را تجربه میکنند، اسم انتخاب کنم و بدانم در هر موقعیتی کدام یک است که طغیان کرده و یا در حال نشان دادن احساساتش است و میخواهد که به او توجه کنم. پنج منی که از وجودشان خوشحالم و تلاش میکنم تا همه را با هم صلح برسانم.منی در من زندگی میکند به نام سحر!🌌سحر میداند و مطمئن هست که همیشه وضعیت بهتر میشود. همواره تلاش کرده و به قول راحیل" از هیچ، همه چیز خلق میکند"با نامنظمترین اشکال، بهترین نظم را نقاشی میکشد، مینویسد و میسازد!سحر آرایش کردن و یادگیری بافت موی جدید را دوست دارد، برای یارش دلبری میکند، لاک میزند، میرقصد و آشپزی و کیک درست کردن، هدیه دادن و هدیه گرفتن، داستان نویسی، باران، چای، حیوانات، وقت گذاشتن برای خانواده و دوستان از کارهای مورد علاقه منِ سحر میباشند. سحر از کودکی عاشق کتاب خواندن هست و ۲۸ سال سن دارد.💖منِ بعدی من، رالف هست.🫐 رالف معمولا عجول است و تصمیمات عجیب و غریب میگیرد. رالف سرکش است و به حرف بقیهها منها گوش نمیدهد. خیلی سریع هم پشیمان میشود. رالف من اندازه یک قارچ هست اما موقع عصبانیت میتواند کلی خرابکاری به بار آورد که بقیه منها باید جمع و جورش کنند. قارچ کوچک من یک گوشه برای خودش بازی میکند و از هر اشتباهش چیزهای جدید یاد میگیرد. رالف بچه ۴ ساله من هست.🩵منی دیگر در من میزید به نام معصومه🍓 یک دختر کوچک نازنازو. همان دختربچهای که همیشه دنبال حس شادی است. شیطنت میکند و برایش اهمیتی ندارد که بقیه چه فکری راجع به او دارند. معصومه عاشق لباسهای رنگی، خوراکی، بازی و یادگیری چیزهای جدید است. از طرفی معصومه از اینکه رها شود میترسد و این فکر مثل یک موریانه، او را میخورد و کوچکترش میکند. معصومه نوجوان است. یک نوجوان ۱۶ ساله. معصومه همچنین میتواند سریع ناراحت شود و با گریه بدود و بیاید پیش آن یکی "منِ" دیگر من!💛منِ جانان!⚡️ " جانان" مناسبترین اسمی است که میتوانستم انتخاب کنم. دختری که دنبال معنویت بوده و صبور است. فرصت میدهد و میماند تا درست کند. نمیدانم دقیقا چند سالش هست، اما جانان، دانای کل من است. هر جا و هر لحظه! کافیست سوالم را بپرسم! مطمئنم که بهترین جواب را میگیرم. جانان همان منی هست که دنبال نور میباشد.✨منِ آخر من، رهاست!🪴رها، عاشق آزادی است. هیچکس نمیتواند متوقفش کند! رها همان دختری است که من را از بند هرچیزی آزاد میکند. رها منی است که در قید عقاید این جامعه و فرهنگ نمانده و فراتر رفته. بدون ترس! همیشه ایستاده و حرفش را گفته! رها عاشق سفر، ماه، گیاهان، کوهنوردی و شنا کردن است.دویدن در میان گندمهای یک گندمزار با موهای باز و پیچیدن باد در موهای بلند مشکیاش، منِ رهای ۲۲ ساله را توصیف میکند🤍💫معصومه، رالف، جانان، سحر و رهامن هستم✨منی که همیشه همراه خودم بودم و تمام تلاشم را کردهام تا از نو بسازم و ادامه دهم. منی که با تمام وجودم عاشق زندگی کردن هستم❤️✨و از هیچکدام از منهایم خشمگین نمیشوم و این را فهمیدهام که باید به هر کدام از این منها، آنجایی که باید، فرصت حضور بدهم؛ هر کدام را اگر سرکوب کنم، با خشم به سمت منهای دیگر حملهور میشود و افسار زندگی را از دستم میگیرد.. . . .و به شما پیشنهاد میدهم که فکر کرده و منهایتان را پیدا کنید. برایشان اسم بگذارید و ویژگیهایشان را بنویسید.ما در واقع با این کار یک قدم به سمت "صلح با درونمان" برداشتهایم. پیدا کردن چند منهایِ درون به منظم کردن ذهنمان و شناخت هرچه بیشتر خودمان(بهخصوص برای موقعیتهای سخت که آشفته هستیم) بیشتر کمک میکند. تحت این شرایط میدانیم که هر فکری که در ما جریان پیدا میکند از سمت کدام یک از منهاست و چه قدر درست و منطقی است و تا کجا باید اجازه حضور داشته باشد!و نکته آخر این است شما میتوانید چندین من داشته باشید بدون هیچ محدودیتی! @masiretoCom
نخستین مشاهده و پستهای مشابه
این برچسبها فقط زمان نخستین مشاهده متن عمومیِ همسان در این فهرست را نشان میدهند و اثباتکننده نویسنده اصلی نیستند.
- پاکدینی ـ احمد کسروی · تطابق نزدیکِ متصل به نمونه مبنا — ۲۱ مرداد ۱۴۰۵، ۲۲:۳۰
- MasireTo | مسیرِتو · تطابق دقیق — ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، ۱۸:۳۶
اثر انگشت فشرده دقیق و تطابق نزدیکِ متصل به یک نمونه مبنا · زمان ناشناخته، ناموجود باقی میماند