آیا تخریب دیگران یک بیماری روانی ست ؟به قلم: جمال بیگشاید بهتر است با احتیاط بگویم: بله،چرا که در ر…
انتشار: 2026/08/14 09:45 UTCدریافت: 2026/08/20 04:16 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/20 04:16 UTC
آیا تخریب دیگران یک بیماری روانی ست ؟به قلم: جمال بیگشاید بهتر است با احتیاط بگویم: بله،چرا که در روایت فراگفتاریک میان «رفتار تخریبگر» و «بیماری روانی» فاصله وجود دارد. هر کسی که دیگری را تخریب میکند لزومن بیمار روانی نیست؛ گاهی تخریب، یک انتخاب آگاهانه، یک مکانیسم دفاعی، یک رفتار آموختهشده، یا محصول قدرت و ناامنی است. تشخیص بیماری نیز فقط با ارزیابی تخصصی روانشناختی یا روانپزشکی ممکن است.اما از دیدگاه نظریهی بینارشتهای فراگفتاریک، مسئله عمیقتر میشود:۱. تخریب دیگری، پیش از آنکه تخریب «شخص» باشد، تخریب «روایت» اوستآدم تخریبگر معمولن فقط با خودِ دیگری درگیر نیست؛ با وجودِ رواییِ دیگری مشکل دارد.یعنی نمیخواهد دیگری:دیده شود،شنیده شود،موفق شود، یاروایت خودش را داشته باشد،یا حتا صاحب تصویری مستقل از خویش باشد.پس نخستین قربانی تخریب، هویت روایی انسان است.در اینجا زبان از ابزار ارتباط به ابزار حذف تبدیل میشود.فراگفتاریک میپرسد:چرا بعضی انسانها برای اثبات خود، به جای ساختن خویشتن، شروع به خراب کردن دیگری میکنند؟پاسخ میتواند این باشد: چون «من» آنها بدون مقایسه با «دیگری» به اندازهی کافی استوار نیست.۲. تخریبگر گاهی از موفقیت دیگری بیشتر از شکست خودش میترسداین یکی از نقاط مهم فراگفتاریک است.انسان سالم میتواند بگوید:«او موفق شده؛ من هنوز موفق نشدهام.»اما ذهن تخریبگر ممکن است این معادله را به شکل دیگری بسازد:«اگر او موفق باشد، پس من کوچکتر شدهام.»اینجا موفقیت دیگری تبدیل به تهدید هویتی میشود.بنابراین به جای بالا کشیدن خود، دیگری را پایین میکشد.در زبان فراگفتاریک، این را میتوان نوعی «اقتصاد منفی معنا» دانست:«من چیزی به جهان اضافه نمیکنم؛ از معنای دیگری کم میکنم تا خودم بزرگتر به نظر برسم».۳. تخریب میتواند «ژنوم ایدئولوژیک» داشته باشدتخریب همیشه فردی نیست.گاهی فرد در خانواده، محیط کاری، سیاست، ادبیات، هنر یا جامعهای رشد کرده که در آن:رقابت = حذف دیگری تعریف شده است. در این شرایط، تخریب از یک رفتار شخصی به یک فرهنگ رفتاری تبدیل میشود.مثلن اگر در یک محیط هنری ارزشمند شدن به معنای بیارزش کردن رقیب باشد، زبان بهتدریج ژنوم آن محیط را دریافت میکند:«او شاعر نیست.»«او هنرمند نیست.»«این کار ارزش ندارد.»«اگر او مطرح شده، حتمن پشتش چیزی هست.»اینجا واژه دیگر صرفن واژه نیست؛ سلاح اجتماعی است.۴. تفاوت مهم: انتقاد یا تخریب؟فراگفتاریک میان این دو مرز بسیار جدی میگذارد.نقد میگوید: این اثر مشکل دارد.تخریب میگوید:تو مشکل هستی.نقد متوجه اثر، رفتار یا اندیشه است؛ تخریب متوجه هویت انسان.نقد امکان اصلاح باقی میگذارد؛ تخریب میخواهد امکان بازسازی را از دیگری بگیرد.بنابراین میتوان گفت:نقد، گفتوگوی معناهاست؛ تخریب، جنگ برای حذف معناست.۵. آیا تخریبگر «بیمار روانی» است؟اینجا باید بسیار محتاط باشیم.نه!!!.صرفِ حسادت، بدگویی، تحقیر یا تخریب دیگران برای تشخیص اختلال روانی کافی نیست.ممکن است رفتار تخریبگرانه ناشی از:ناامنی شخصی،حسادت،ترس از دست دادن جایگاه،تربیت ناسالم،یادگیری اجتماعی،رقابت افراطی،خشم،تعصب،یا الگوهای شخصیتی ناسازگارباشد.اما اگر تخریب مزمن، فراگیر، شدید، فاقد همدلی و همراه با الگوهای پایدار دیگر باشد، ممکن است در کنار برخی ویژگیهای شخصیتی یا مشکلات روانشناختی قرار بگیرد. تشخیص آن فقط از طریق متخصص امکانپذیر است.پس فراگفتاریک به جای برچسب زدن میگوید:رفتار را تحلیل کن، اما انسان را با رفتارِ او یکی نکن.۶. تخریبگر در واقع گاهی با «آینه» مشکل دارداین بخش برای نظریهی فراگفتاریک بسیار مهم است.دیگری میتواند آینهای باشد که چیزی را دربارهی من آشکار میکند که دوست ندارم ببینم.موفقیت او میگوید:«امکان دیگری هم وجود دارد.»زیبایی او میگوید:«من تنها معیار زیبایی نیستم.»دانایی او میگوید:«من همهچیز را نمیدانم.»استقلال او میگوید:«دیگری بدون تأیید من هم میتواند وجود داشته باشد.»و این برای «منِ شکننده» دردناک است.پس تخریبگر گاهی آینه را نمیشکند چون آینه بد است؛آینه را میشکند چون تصویرِ خودش را در آن تحمل نمیکند.۷. «فگورات» در اینجا فعال میشوداگر مفهوم فگورات را در چارچوب فراگفتاریک ــ یعنی سهم نحسی، خشم، نفرین و انرژی سیاه موجود در زبان ــ به کار ببریم، زبان تخریبگر یکی از آشکارترین میدانهای ظهور فگورات است.کلمهای که میتوانست ارتباط ایجاد کند، تبدیل میشود به: چاقو.و عجیبتر اینکه چاقو گاهی در دست کسی است که تصور میکند فقط «حقیقت را گفته است».


