📚 مجید تفرشی در پاسخ به خسرو معتضد: یک نمونه از «لندنزدگی» من ارائه کنیدجدال میان دو چهره شناختهش…
انتشار: 2026/08/16 12:00 UTCدریافت: 2026/08/17 05:52 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/17 05:52 UTC
📚 مجید تفرشی در پاسخ به خسرو معتضد: یک نمونه از «لندنزدگی» من ارائه کنیدجدال میان دو چهره شناختهشده حوزه تاریخ معاصر ایران ادامه پیدا کرده است.مجید تفرشی، تاریخنگار و سندپژوه، در پاسخ تازهای به خسرو معتضد، از او خواسته است برای ادعای خود درباره تأثیرپذیری تفرشی از فضای فکری لندن و استفاده غیرنقادانه از منابع بریتانیایی، دستکم یک مصداق مشخص ارائه کند.معتضد پیشتر توضیح داده بود که منظورش از «لندنزدگی»، زندگی یا فعالیت تفرشی در لندن نیست؛ بلکه معتقد است مورخ نباید اطلاعات موجود در اسناد بریتانیایی را بدون نقد و مقایسه با منابع دیگر بپذیرد.تفرشی در پاسخ میگوید اتفاقاً طی سالها بارها بر همین اصل تأکید کرده و اسناد بریتانیایی را، با وجود اهمیتشان، حاوی خطاهای عمدی و سهوی و تحلیلهای نادرست یا نادقیق میداند که باید نقادانه مورد استفاده قرار گیرند.او برای تأکید بر تجربه خود مینویسد بیش از ۳۳ سال با آرشیوهای بریتانیا کار کرده، حدود دو میلیون برگ سند را بررسی و حدود ۵۵۰ هزار برگ را بهصورت کاغذی یا دیجیتال گردآوری کرده است.اما مهمترین پرسشی که این منازعه برای خواننده باقی میگذارد شاید فراتر از اختلاف تفرشی و معتضد باشد:در تاریخنگاری معاصر ایران، با اسناد دولتهای خارجی چگونه باید مواجه شد؟آیا منشأ بریتانیایی، آمریکایی، روسی یا ایرانی یک سند میتواند بهتنهایی اعتبار یا بیاعتباری آن را تعیین کند، یا اعتبار تاریخی تنها از راه نقد سند، تطبیق منابع و بررسی زمینه تولید آن به دست میآید؟📄 متن کامل پاسخ مجید تفرشی در انصافنیوز:پاسخ مجدد مجید تفرشی به خسرو معتضد#تاریخ #تاریخ_معاصر #مجید_تفرشی #خسرو_معتضد#فرهیختگان؛ راهی به رهایی
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 40 بازدید تازه در ساعت در این نمونهپستهای تلگرام — فرهیختگان
🔴 «ما برای مجوز شلاق آمدیم؛ آقای منتظری سفارش آزادی کرد!»✍️ مجتبی لطفیروایتی کوتاه از سالهای نخست جمهوری اسلامی؛ زمانی که هنوز بسیاری از قواعد نظام تازهتأسیس در حال شکلگیری بود.مجتبی لطفی، به نقل از داماد مرحوم گلسرخی، خاطرهای از دیدار ابوالقاسم سرحدیزاده، مسئول وقت زندانها، با آیتالله حسینعلی منتظری نقل میکند.موضوع دیدار، جوانانی بود که بازداشت شده بودند و به گفته سرحدیزاده «اعتراف نمیکردند».در این روایت، سرحدیزاده از منتظری میخواهد اجازه دهد آنان را تحت عنوان «تعزیر» شلاق بزنند تا اعتراف کنند.اما پاسخ منتظری برخلاف انتظار حاضران بوده است:«به نظرم کار دیگری بکنید. از خودشان یا پدر و مادرشان تعهد گرفته و آزادشان کنید!»و هنگامی که از خانه بیرون میآیند، سرحدیزاده با تعجب میگوید:«ما برای چه آمدیم، چی شد؟ ما برای مجوز شلاق آمدیم اما آقای منتظری سفارش به آزادی کرد!»فارغ از داوری درباره همه مواضع سیاسی و فقهی آیتالله منتظری، اهمیت این روایت در پرسشی است که پیش روی ما میگذارد:در نخستین سالهای شکلگیری جمهوری اسلامی، هنگامی که هنوز میشد میان «اعتراف گرفتن با اجبار» و «آزاد کردن متهم» انتخاب کرد، چه دیدگاههایی درون خود ساختار قدرت با یکدیگر رقابت میکردند؟و شاید پرسش مهمتر این باشد که اگر آن نگاه به زندانی و متهم دست بالا را پیدا میکرد، تاریخ دستگاه امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی چه مسیر دیگری میتوانست طی کند؟📎 اصل یادداشت مجتبی لطفی در ادامهما برای چه آمدیم چی شد؟ما برای مجوز شلاق آمدیم اما آقای منتظری سفارش به آزادی کرد!"همان اوایل و زمانی که مرحوم ابوالقاسم سرحدی زاده ریاست سرپرستی زندانهای کشور را به عهده داشت با هم برای دیدار با آیتالله منتظری به محله قدیمی عشقلی منزل ایشان رفتیم.آقای منتظری سر صحبت را باز کرد و از زندانهای رژیم شاه گفت و زندانهای طویل المدت آقای سرحدی زاده را یادآوری کرد و گفت در آن رژیم فحش میخوردیم الان هم میخوریم!آقای سرحدیزاده گزارشی از زندان و زندانیان داد و گفت: حاجآقا زندانیان جوانی داریم که خیلی مقاومت میکنند نوعا جوانند و اعتراف نمیکنند. اگر اجازه دهید تحت عنوان تعزیر شلاقشان بزنیم تا حرف بزنند.آقای منتظری که از اتهام زندانیان مطلع شده بود، بدون اینکه اجازه دهد، گفت: به نظرم کار دیگری بکنید. از خودشان یا پدر و مادرشان تعهد گرفته و آزادشان کنید!وقتی بیرون آمدیم آقای سرحدی زاده گفت: ما برای چه آمدیم چی شد؟ ما برای مجوز شلاق آمدیم اما آقای منتظری سفارش به آزادی کرد!"نقل از داماد مرحوم آقای گلسرخی#حسینعلی_منتظری #ابوالقاسم_سرحدیزاده #تاریخ_معاصر#منتخب_فرهیختگان#فرهیختگان؛ راهی به رهایی
🔴 «جنگ مزمن»؛ ویرانیای که حتی به شلیک گلوله نیاز نداردممکن است جنگی در جریان نباشد، موشکی شلیک نشود و خبری از حملات نظامی نباشد؛ اما یک کشور همچنان هزینههای جنگ را بپردازد.فریدون مجلسی، تحلیلگر مسائل بینالملل، برای توصیف چنین وضعیتی از تعبیر قابل تأمل «جنگ مزمن» استفاده میکند.او در ارزیابی وضعیت مذاکرات ایران و آمریکا میگوید نشانههایی مثبت از مذاکرات به چشم میخورد و بعید میداند بازیگران منطقه خواهان ورود به جنگی تازه باشند. اما هشدار اصلی او متوجه حالتی است که نه توافقی حاصل شود و نه جنگی تمامعیار آغاز شود:ادامه وضع موجود.وضعیتی که در آن تهدید جنگ همچنان بالای سر کشور باقی میماند، محدودیتهای اقتصادی و آنچه مجلسی «محاصره دریایی» مینامد ادامه پیدا میکند و ایران ناچار است بسیاری از نیازهای خود را با هزینهای بیشتر تأمین کند.مجلسی میگوید:«ما به اندازه کافی زیان دیدهایم؛ به همین دلیل باید به دنبال روزنههای مذاکراتی باشیم. ما باید به این جنگ مزمن پایان دهیم.»و شاید مهمترین جمله او همین باشد:«این جنگ مزمن، خودبهخود و بهنفسه، حتی بدون شلیک گلوله، ویرانگر است.»این تعبیر مسئلهای فراتر از مذاکرات امروز ایران و آمریکا را پیش میکشد.جنگ فقط روزهایی نیست که آژیر خطر شنیده میشود و موشکها فرود میآیند. نااطمینانی دائمی، فرار سرمایه، توقف سرمایهگذاری، افزایش هزینه تجارت، مهاجرت نیروی انسانی و زندگی زیر سایه احتمال جنگ نیز میتواند بهتدریج توان یک جامعه را تحلیل ببرد.شاید به همین دلیل، مسئله فقط جلوگیری از «جنگ بعدی» نیست؛ مسئله پایان دادن به وضعیتی است که کشور برای سالها در آن نه از مزایای صلح برخوردار است و نه میتواند هزینههای جنگ را پشت سر بگذارد.یک کشور تا چه مدت میتواند در وضعیت «نه جنگ، نه صلح» زندگی کند، بیآنکه همین تعلیق دائمی به شکلی دیگر از جنگ تبدیل شود؟✍️ متن کامل یادداشت جنگ مزمن فریدون مجلسی را در ادامه بخوانید ارزیابی فریدون مجلسی از مذاکره ایران و آمریکا/ فکر نمیکنم کسی بخواهد وارد جنگ جدیدی شود/ نشانههای مثبت درباره مذاکرات به چشم میخورد تحلیلگر مسائل بینالملل، در واکنش به پایان احتمالی آتشبس میان ایران و آمریکا گفت:با همه حاشیههایی که در جریان است، امیدواریم پایان آتشبس همراه با توافقی باشد که مذاکرات بر سر آن در جریان است.اگر به توافقی نرسیم، تهدید به جنگ برای همه کشورهای منطقه ادامه پیدا خواهد کرد. اگر تغییری مشاهده نشود، در همین وضعیت بهاصطلاح محاصره دریایی باقی خواهیم ماند و همهچیز برای ما با قیمت گرانتری تمام خواهد شد، ولی از بین نخواهیم رفت.من فکر نمیکنم کسی بخواهد در منطقه وارد جنگ جدیدی شود. با توجه به وضعیت مذاکرات، تا آنجا که ما درک میکنیم و احساس میکنیم، نشانههای مثبت به چشم میخورد.ما به اندازه کافی زیان دیدهایم؛ به همین دلیل باید به دنبال روزنههای مذاکراتی باشیم. ما باید به این جنگ مزمن پایان دهیم. این جنگ مزمن، خودبهخود و بهنفسه، حتی بدون شلیک گلوله، ویرانگر است.من فکر نمیکنم کسی بخواهد در منطقه وارد جنگ جدیدی شود. با توجه به وضعیت مذاکرات، تا آنجا که ما درک میکنیم و احساس میکنیم، نشانههای مثبت به چشم میخورد.ما به اندازه کافی زیان دیدهایم؛ به همین دلیل باید به دنبال روزنههای مذاکراتی باشیم. ما باید به این جنگ مزمن پایان دهیم. این جنگ مزمن، خودبهخود و بهنفسه، حتی بدون شلیک گلوله، ویرانگر است.📰 دنیای اقتصاد | ۲۵ مرداد ۱۴۰۵#ایران #آمریکا #مذاکرات #جنگ #صلح#منتخب_فرهیختگان#فرهیختگان؛ راهی به رهایی
چرا شریعتی هنوز مسئله روزگار ماست؟✍️ مهدی جامیبحث درباره علی شریعتی فقط نزاعی بر سر یک روشنفکر دهههای پیش از انقلاب نیست. مهدی جامی معتقد است اینکه شریعتی هنوز موضوع حمله، دفاع و جدل است، خود نشان میدهد که او همچنان بخشی از مسئله فکری و سیاسی ایران معاصر است.جامی در این یادداشت از مناقشه اخیر پیرامون شریعتی فراتر میرود و هفت مسئله را در نسبت با وضعیت امروز ایران پیش میکشد:🔻 نخبهکشی: آیا نقد چهرههای اثرگذار تاریخ معاصر به بدنامسازی و حذف آنها تبدیل شده است؟🔻 کتابسوزی نمادین: اگر شریعتی، آلاحمد، بازرگان و دیگران در شکلگیری انقلاب نقش داشتهاند، چرا بهجای بایکوت آثارشان، برای فهم آن دوره جدیتر خوانده نشوند؟🔻 «مردم گول خوردند»: آیا توضیح انقلاب ۵۷ با این گزاره که جامعه فریب چند روشنفکر را خورد، چیزی جز سادهسازی تاریخ و انکار عاملیت مردم است؟🔻 غلبه پهلوانپنبهها: آیا فضای رسانهای امروز بهجای نقد فکری، میدان را به هوچیگری، برچسبزنی و شهرتهای کوتاهمدت داده است؟🔻 تغییر بدون خطا ممکن نیست: جامی انقلاب را نه یک «فریب تاریخی»، بلکه بخشی از مسیر پرهزینه رشد جامعه ایران میداند؛ برداشتی که میتوان با آن موافق یا مخالف بود، اما نمیتوان آن را به یک جمله تقلیل داد.🔻 پوپولیسم آینده ندارد: نویسنده معتقد است جامعه ایران پس از دههها تجربه پوپولیسم دینی، در برابر صورتهای تازه و سکولار پوپولیسم نیز مقاومتر شده است.🔻 و در نهایت، آینده شریعتی: از نگاه جامی، ایران آینده نه با حذف میراث فکری گذشته، بلکه با بازخوانی منصفانه همه کسانی ساخته میشود که در شکل دادن به فکر و فرهنگ این کشور سهم داشتهاند.یکی از جملات محوری یادداشت:«اگر واقعاً شریعتی موجب انقلاب بود و آلاحمد و طالقانی و بازرگان و مسلمانان مبارز و امثال آنان، چرا برای فهم انقلاب نباید به خواندن جدی آثار آنان دعوت کرد؟»و شاید مهمتر از آن، این پرسش:آیا میتوان آینده ایران را با حذف و طرد گذشته ساخت، یا باید گذشته را خواند، نقد کرد و از آن عبور کرد؟📄 اصل کامل یادداشت مهدی جامی در مشاهده فوریچرا شریعتی همچنان مسئله روزگار ماست؟ ✍️ مهدی جامی#علی_شریعتی #مهدی_جامی #روشنفکری #تاریخ_معاصر#منتخب_فرهیختگان#فرهیختگان؛ راهی به رهایی
🔴 شکست نخوردن، همان پیروز شدن نیستیک کشور از رویارویی با قدرتی بزرگ جان سالم به در میبرد؛ حکومتش باقی میماند، ارتشش از بین نمیرود و ضربه نهایی هم وارد نمیشود.آیا این یعنی پیروز شده است؟یدالله کریمیپور در یادداشت «پایان پایانها» نسبت به یک خطای محاسباتی هشدار میدهد:«شکست نخوردن را با پیروزی اشتباه نگیر؛ زندهماندن از یک رویارویی را با پایانیافتن ماجرا اشتباه نگیر.»او برای توضیح استدلال خود سراغ صدام حسین میرود؛ حاکمی که از جنگ هشتساله با ایران جان به در برد، دو سال بعد به کویت حمله کرد، در جنگ خلیج فارس شکست خورد اما حکومتش باقی ماند و سرانجام در حمله ۲۰۰۳ آمریکا سقوط کرد.کریمیپور از این تجربه یک هشدار برای قدرتهای منطقهای استخراج میکند: محدود بودن واکنش یک قدرت بزرگ در یک مرحله، الزاماً به معنای ناتوانی آن در مرحله بعد نیست.اما شاید مهمتر از قدرت حریف، مسئله خطای ادراک در داخل باشد:وقتی یک حکومت «باقی ماندن» را پیروزی تفسیر کند، ممکن است فرصت بازنگری در راهبرد خود را از دست بدهد؛ درست همان جایی که یک موفقیت مقطعی میتواند به اعتمادبهنفس کاذب تبدیل شود.کریمیپور مینویسد:«صدام هم تا آخرین روز، یعنی تا پایانِ پایانها، باور داشت وقت بیشتری دارد.»📌 این نوشته یک تحلیل و قیاس تاریخی از سوی نویسنده است؛ تعبیر آن بهعنوان یک «قانون» درباره رفتار قدرتهای بزرگ، دیدگاه کریمیپور است و نه قاعدهای قطعی و بدون استثنا در روابط بینالملل.📄 اصل یادداشت یدالله کریمیپور در ادامه🔴 پایان پایانها✍️ یدالله کریمیپورتاریخ به قدرتهای منطقهای وامیگذارد که یکی دوبار بار نفس بکشند، نه بیشتر. پیام تاریخ جنگ با قدرت های بزرگ، اغلب ابن بوده است: شکست نخوردن را با پیروزی اشتباه نگیر؛ زندهماندن از یک رویارویی را با پایانیافتن ماجرا اشتباه نگیر.صدام از جنگ با ایران خسته و ناکام بیرون آمد، ولی زنده ماند؛ همین زندهماندن را نشانه قدرت خواند و به کویت تاخت. جهان یک بار او را عقب راند، اما وسط کار نابودیش را متوقف کرد و برای ویرایش خود، به او فرصت داد. او این ارفاق را هم نشانه ضعف حریف پنداشت، نه توقف موقت. سرانجام، وقتی هیچکس دیگر منتظر بهانه نبود، ضربه نهایی فرود آمد؛ که نه رعایت کرد، نه اخطار داد، هرچه بود را با خود برد. از رییس تا حزب و مکتبش. صدام و بعث و ایدئولوژیش یکجا به فنا رفتند.این الگو تصادفی نیست؛ قانون است. قدرتهای بزرگ در نخستین رویارویی، بهندرت همه توانشان را می نمایانند؛ محاسبه، افکار عمومی، ائتلافسازی، همه به آنها فرصت گامبهگامبودن میدهند. ولی این تانی و تدریجی بودن را نباید بهحساب ناتوانی گذاشت. آنچه در دور نخست نیامده، در دور دوم میآید؛ آنچه در دور دوم مهار شده، در دور سوم میآید.قدرت منطقهای که در جنگ نابرابر یک بار سالم، دو بار سالم ماند، نمی تواند و اجازه ندارد سراسر سرمست شود و آن را نشانهی پایان تهدید بپندارد؛ سرمداران چنین تصمبم سازانی در واقع تاریخ جنگ را لمس نکرده اند و در تخیلات سراسر سیندرلایی خود شناورند؛ یا فقط فقط یکی دو فصل از تاریخ جنگ را خوانده اند. صدام هم تا آخرین روز، یعنی تا پایان پایان ها باور داشت وقت بیشتری دارد.هیچ ارتشی، در برابر ارادهی تجمیعشدهی یک ابرقدرت و متحدانش، تا ابد جان بهدر نمیبرد. پرسش واقعی هرگز «آیا ضربهای در راه است؟» نیست؛ بلکه این است: چه کسی زودتر، پیش از فرارسیدنش، واقعیت را میبیند؟#سیاست #روابط_بینالملل #ایران#منتخب_فرهیختگان#فرهیختگان؛ راهی به رهایی
🔴 سه خلبان ایرانی کجا هستند؟ ایران میگوید در اسارت قطر؛ دوحه تکذیب میکندسرنوشت سه خلبان نیروی هوایی ایران به موضوع اختلاف تازهای میان تهران و دوحه تبدیل شده است.سردار سیدمحمد باقرزاده، فرمانده کمیته جستوجوی مفقودین ستاد کل نیروهای مسلح، در نامهای خطاب به مریانا اسپولیاریک، رئیس کمیته بینالمللی صلیب سرخ، اعلام کرده است که سه خلبان ایرانی پس از سقوط دو فروند سوخو-۲۴ در جریان جنگ، زنده در اختیار نیروهای قطری قرار گرفتهاند و با گذشت نزدیک به شش ماه، امکان تماس آنها با خانوادههایشان فراهم نشده است.در نامه نام سه خلبان آمده است:جواد صالحی، عبدالمجید دشتیان و عمران بهروشیان.ایران از صلیب سرخ خواسته است با قطر وارد مذاکره شده و شرایط دسترسی، مصاحبه و آزادی این افراد را فراهم کند.اما دولت قطر روایت ایران را قاطعانه رد کرده است.دوحه میگوید این سه خلبان در بازداشت قطر نیستند و از طرح چنین ادعایی ابراز تعجب کرده است. مقامهای قطری همچنین گفتهاند ایران تاکنون به پیشنهاد اعزام یک هیئت برای بررسی عملیات جستوجو و نجات پاسخ نداده است.بنابراین در شرایط فعلی، آنچه با قطعیت میتوان گفت این است که سرنوشت سه خلبان ایرانی همچنان محل اختلاف رسمی تهران و دوحه است؛ ایران آنها را اسیر جنگی در قطر میداند و قطر اساساً وجود چنین اسرایی را انکار میکند.#ایران #قطر #نیروی_هوایی #خلبانان_ایرانی#فرهیختگان؛_راهی_به_رهایی
🔴 «آزاد» از گفتوگو منع شد؛ مهدی احمدی با قرار کفالت آزاد شدرسانه اینترنتی «آزاد» که طی ماههای گذشته میزبان گفتوگوها و مناظرههایی با دیدگاههای متفاوت و بعضاً چالشبرانگیز بوده، تا اطلاع ثانوی از انتشار گفتوگوی جدید منع شده است.مهدی احمدی، مدیر و میزبان «آزاد»، اعلام کرده است که پس از احضار با اتهام «نشر اکاذیب» به دادسرا مراجعه کرده و پس از تفهیم اتهام، با قرار کفالت آزاد شده است.✍️ متن کامل اعلام مهدی احمدی«مخاطبان عزیز و گرامی آزاد، من، مهدی احمدی مدیر و میزبان گفتوگوهای «آزاد»، پیرو ابلاغیه با اتهام «نشر اکاذیب» دیروز و امروز جهت تفهیم اتهام به دادسرا مراجعه کردم.مطابق دستور مقام قضایی، من با قرار کفالت آزاد شدم، اما رسانه «آزاد» تا اطلاع ثانوی از انتشار هر گفتوگویی منع شده است.»دادستانی تهران پیشتر اعلام کرده بود پس از انتشار یکی از قسمتهای «آزاد» و آنچه «طرح ادعاهای کذب» خوانده، علیه عوامل این برنامه اعلام جرم شده است. در گزارش مربوط به موضع دادستانی، فعالیت این برنامه بدون مجوز رسمی نیز مطرح شده است.فرهیختگان:ممکن است درباره محتوای یک گفتوگو ادعای خلاف واقع مطرح شود و طبیعتاً مسئولیت حقوقی آن نیز قابل بررسی است؛ اما یک پرسش فراتر باقی میماند:آیا پاسخ متناسب به تخلف احتمالی در یک گفتوگو، رسیدگی به همان تخلف است یا متوقف کردن امکان انتشار همه گفتوگوهای بعدی یک رسانه؟در روزگاری که جامعه بیش از همیشه به شنیدن دیدگاههای متفاوت و گفتوگوی مستقیم میان صاحبان اندیشه نیاز دارد، پاسخ به این پرسش فقط مسئله یک برنامه اینترنتی نیست.#آزاد #مهدی_احمدی #آزادی_رسانه #گفتگو #نشر_اکاذیب#فرهیختگان#فرهیختگان؛ راهی به رهایی