🔴 «ما برای مجوز شلاق آمدیم؛ آقای منتظری سفارش آزادی کرد!»✍️ مجتبی لطفیروایتی کوتاه از سالهای نخست…
انتشار: 2026/08/18 09:04 UTCدریافت: 2026/08/18 09:05 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/18 09:05 UTC
🔴 «ما برای مجوز شلاق آمدیم؛ آقای منتظری سفارش آزادی کرد!»✍️ مجتبی لطفیروایتی کوتاه از سالهای نخست جمهوری اسلامی؛ زمانی که هنوز بسیاری از قواعد نظام تازهتأسیس در حال شکلگیری بود.مجتبی لطفی، به نقل از داماد مرحوم گلسرخی، خاطرهای از دیدار ابوالقاسم سرحدیزاده، مسئول وقت زندانها، با آیتالله حسینعلی منتظری نقل میکند.موضوع دیدار، جوانانی بود که بازداشت شده بودند و به گفته سرحدیزاده «اعتراف نمیکردند».در این روایت، سرحدیزاده از منتظری میخواهد اجازه دهد آنان را تحت عنوان «تعزیر» شلاق بزنند تا اعتراف کنند.اما پاسخ منتظری برخلاف انتظار حاضران بوده است:«به نظرم کار دیگری بکنید. از خودشان یا پدر و مادرشان تعهد گرفته و آزادشان کنید!»و هنگامی که از خانه بیرون میآیند، سرحدیزاده با تعجب میگوید:«ما برای چه آمدیم، چی شد؟ ما برای مجوز شلاق آمدیم اما آقای منتظری سفارش به آزادی کرد!»فارغ از داوری درباره همه مواضع سیاسی و فقهی آیتالله منتظری، اهمیت این روایت در پرسشی است که پیش روی ما میگذارد:در نخستین سالهای شکلگیری جمهوری اسلامی، هنگامی که هنوز میشد میان «اعتراف گرفتن با اجبار» و «آزاد کردن متهم» انتخاب کرد، چه دیدگاههایی درون خود ساختار قدرت با یکدیگر رقابت میکردند؟و شاید پرسش مهمتر این باشد که اگر آن نگاه به زندانی و متهم دست بالا را پیدا میکرد، تاریخ دستگاه امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی چه مسیر دیگری میتوانست طی کند؟📎 اصل یادداشت مجتبی لطفی در ادامهما برای چه آمدیم چی شد؟ما برای مجوز شلاق آمدیم اما آقای منتظری سفارش به آزادی کرد!"همان اوایل و زمانی که مرحوم ابوالقاسم سرحدی زاده ریاست سرپرستی زندانهای کشور را به عهده داشت با هم برای دیدار با آیتالله منتظری به محله قدیمی عشقلی منزل ایشان رفتیم.آقای منتظری سر صحبت را باز کرد و از زندانهای رژیم شاه گفت و زندانهای طویل المدت آقای سرحدی زاده را یادآوری کرد و گفت در آن رژیم فحش میخوردیم الان هم میخوریم!آقای سرحدیزاده گزارشی از زندان و زندانیان داد و گفت: حاجآقا زندانیان جوانی داریم که خیلی مقاومت میکنند نوعا جوانند و اعتراف نمیکنند. اگر اجازه دهید تحت عنوان تعزیر شلاقشان بزنیم تا حرف بزنند.آقای منتظری که از اتهام زندانیان مطلع شده بود، بدون اینکه اجازه دهد، گفت: به نظرم کار دیگری بکنید. از خودشان یا پدر و مادرشان تعهد گرفته و آزادشان کنید!وقتی بیرون آمدیم آقای سرحدی زاده گفت: ما برای چه آمدیم چی شد؟ ما برای مجوز شلاق آمدیم اما آقای منتظری سفارش به آزادی کرد!"نقل از داماد مرحوم آقای گلسرخی#حسینعلی_منتظری #ابوالقاسم_سرحدیزاده #تاریخ_معاصر#منتخب_فرهیختگان#فرهیختگان؛ راهی به رهایی
