
امیر دبیری مهرپژوهشگر علوم انسانیرییس موسسه مطالعات سیاسی و رسانه ای «اندیشه و قلم »@amirmedya ☎️ هماهنگی برای ملاقات و مشاوره :09201052183اندیشکده خرد www.dabirimehr.ir موسسه پژوهشی اندیشه و قلم https://andishevaghalam.ir/
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان متوسط · 140 نمونه پست · پوشش داده: 2026/06/18 تا 2026/08/14
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 159 پست مشاهدهشده و 1 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-12 تا 2026-08-18
اقایان محترم ما هم با #نفوذ مخالفیم و آن را زیان بار می دانیم و وجود آن را تایید می کنیم اما شما سوراخ دعا را گم کردید یا خدای نکرده عمدا آدرس اشتباه میدهید تا خط نفوذ گم بشه وجواسیس به خیانت شان ادامه دهند. نفوذ با نور بالا نمیاد بلکه مثل ویروس به شکل خاموش و در پوشش ظاهر الصلاح میاد که تصورش را نمی کنید . برای همین نفاق از کفر بدتر است و فتنه از جنگ ویرانگرتر است . سرنخ نفوذ جایی است که تصمیماتی می گیرد که مردم را نا امید می کند و نارضایتی می سازد و خشم عمومی را بر می انگیزد .از این شفاف تر بگم ؟
در دهۀ شصت معلمان همواره توصیه میکردند که از ضمیر «من» استفاده نکنیم. میگفتند «من» نشانۀ غرور و تکبر است و این در حالی بود که من مغرور نبودم، بلکه فقط میخواستم فردیت داشته باشم؛ قصد داشتم تا زیر فشار سنگین سرکوب اجتماعی برای شبیه بودن همه باهم، وجود خودم را اعلام کنم تا حداقل تمایزم از دیگری مشخص شود. به یاد دارم که روزی یکی از معلمان به همکلاسیام که از ضمیر «من» استفاده کرده بود گفت: «تو نهتنها "من" بلکه "نیممن" هم نیستی!» از نگاه آنها آدمها فقط به شکل «ما» وجود داشتند و «من» بودن جرمی نابخشودنی محسوب میشد.•• درحسرت زندگی نزیسته | فردین علیخواه
انتشار شماره نخست فصلنامه علمی و پژٰوهشی مطالعات سیاسی و رسانهای ایران معاصرنخستین شماره فصلنامه علمی و پژوهشی مطالعات سیاسی و رسانه ای ایران معاصر به صاحب امتیازی موسسه پژوهشی اندیشه و قلم دربهار ۱۴۰۵ منتشر شد.در این شماره از فصلنامه شش مقاله در سطح علمی و پژوهشی توسط استادان و پژوهشگران و دانشجویان مقاطع عالی تحصیلی دانشگاههای ایران به شرح زیر منتشر شده است .انقلاب شناختی و تحول پارادایمهای حکمرانی: بازاندیشی در نقش شناخت در قدرت سیاسیمتین انجم روز، محمد خضریتحلیل ساختاری وسیاست جنایی جرایم رسانهای نوپدید در پرتو حقوق کیفری عصر هوش مصنوعیاحمد پور ابراهیمآسیب شناسی سواد رسانه ای و تاثیر آن بر جامعه پذیری سیاسی در ایرانمحمد جواد موسی نژاد، مهتاب خسروی، شهره پیرهاشمیپهپادها، هوش مصنوعی و بازتعریف میدان نبرد؛ درس هایی از جنگ 12 روزه برای امنیت ایرانمعصومه فلاحتیجامعهشناسی سیاسی جنگ دوازدهروزه در جمهوری اسلامی ایران؛ تحلیل رابطه دولت و ملتآرزو رحیمیبررسی تطبیقی نقش نیروی قزاق و مداخله قدرتهای خارجی در مهندسی قدرت سیاسی ایران معاصر طی سه کودتای لیاخوف، رضاخان و زاهدیسید مصطفی ابطحی، نقی اصغری کلشطالشانی برای مطالعه و دانلود مقالات می توانید به سایت فصلنامه به نشانیpmsci.ir یا به سایت موسسه اندیشه و قلم به نشانی andishevaghalam.ir/%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%… کنید.شماره دوم فصلنامه مربوط به تابستان ۱۴۰۵ نیز به زودی منتشر میشود.اعضای هیات تحریریه فصلنامه مطالعات سیاسی و رسانه ای ایران معاصر عبارتند از :احمد نقیب زاده ٬ سید حسین سیف زاده٬ محمود سریع القلم٬ نعمت الله فاضلی٬ ابراهیم متقی٬ حسن خجسته باقرزاده٬ حسن بشیر٬ مجتبی مقصودی٬ محمد توحیدفام٬ سید عبدالامیر نبوی٬ قدیر نصری٬ عباس ملکی٬ داود نعمتی انارکی٬محمد پزشکیمجید استوار و امیر دبیری مهر مدیرمسوول فصلنامه اقای دکتر مجید استوار عضو هیات علمی علوم سیاسی دانشگاه ازاد اسلامی و ریاست هیات تحریریه بر عهده دکتر امیر دبیری مهر عضو عیات علمی و مدیر عامل موسسه پژوهشی مطالعات و بررسی های سیاسی ورسانه ای اندیشه و قلم است که صاحب امتیاز فصلنامه نیز می باشد. شورای مشاورین علمی نیز یکی دیگر از ارکان فصلنامه است که شامل تعدادی از استادان و پژوهشگران برجسته علوم انسانی در کشور است.فصلنامه مطالعات سیاسی و رسانه ای ایران معاصر پس از انتشار سه شماره نخست برای اخذ رتبه علمی در وزارت علوم مورد بررسی قرار می گیرد.
خانمی بیمار که به همراه دخترش با سختی زندگی می کند برای افزایش پول پیش خانه استیجاری درمنطقه دولت اباد به هشتاد میلیون تومان پول نیاز دارد. افراد نیکوکار هدایا وکمکهای خود را در حد امکان می توانند به شماره کارت زیر واریز کنند. اگر کسی هم مایل باشد می تواند کل ودیعه را تقبل کرده و بعدا از صاحبخانه وصول کند. شناخت کافی از نیاز و استیصال این مادر و دختر وجود داردt.me/hamdelibakodakan
هر چه زمان می گذرد انحراف و خیانت و خسارتهای جریان سیاسی تندرو معروف و افراد وابسته به ان در کشور بیشتر اشکار می شود. اینها با مواضع و رفتارهای نارضایتی ساز خود عزم شان را برای نابودی ایران و #جمهوری_اسلامی عزم کردند و مدارا با آنها بلاهت محض است و شاید فردا دیر باشدt.me/andishkadeye_kherad
اگر وزیری یا هر مقامی پسرش ، دخترش یا هر وابسته ای به او پُست فروشی کرد یا کرده باید از دوره جمهوری اسلامی به دوران منحوس قاجار پرتاب شود که در آن دوره این رسومات زشت جاری بود. این مقام اصلاح طلب باشد یا اصولگرا فرقی نمی کند باید نقره داغ شود تا عبرت باشد برای همهt.me/andishkadeye_kherad
📝 مصوّبات مجلس براساس نیازهای مردم و معطوف به امیدآفرینی و آیندهسازی کشور باشد 🗒 لازم است مصوّبات مجلس با مسائل اصلی کشور و نیازهای مردم نسبتی مستقیم و مشهود داشته باشد و معطوف به امیدآفرینی و آیندهسازی کشور باشد. جامعه پیش از هر چیز نیازمند مشاهدهی نشانههای…انتظار است در پی این پست که از آن مخالفت با مصوبه امروز مجلس برداشت می شود مجلس سریعا در مصوبه امروز خود تجدید نظر کند
📝 مصوّبات مجلس براساس نیازهای مردم و معطوف به امیدآفرینی و آیندهسازی کشور باشد🗒 لازم است مصوّبات مجلس با مسائل اصلی کشور و نیازهای مردم نسبتی مستقیم و مشهود داشته باشد و معطوف به امیدآفرینی و آیندهسازی کشور باشد. جامعه پیش از هر چیز نیازمند مشاهدهی نشانههای واقعی امید، مسیر باثبات و چشمانداز روشن از آینده است تا بتواند بر اساس آن برنامهریزی و حرکت کند و نمایندگان مجلس با مواضع، مصوّبات و نطقهای خود میتوانند مجلس شورای اسلامی را نهاد پیشران امیدآفرینی نمایند.✍ بخشی از پیام رهبر معظّم انقلاب بهمناسبت سالروز افتتاح اولین دوره مجلس شورای اسلامی و آغاز سومین سال فعالیت مجلس دوازدهم | ۷/خرداد/۱۴۰۵💻 Rahbar.ir | 📲 @Rahbar_ir
یعنی در این #مجلس یک نماینده اشنا به الفبای ارتباطات بین الملل و رسانه ها وجود نداشت تا جلو تصویب چنین طرحی را بگیرد؟ طرحی که با فرض تصویب نه تنها اجرا شدنی نیست بلکه ایران را به کنج انزوا و مهجوریت بین المللی می برد و زمینه ساز ارایه تصویری سیاه از کشور توسط رسانه های خارجیست. رسانه ها و هنرمندان و دانشمندان و پژوهشگران ایرانی را با تفکرات پوسیده خلع سلاح نکنید .وظیفه ملی و دینی و انقلابی است با اعتراض منطقی و اقامه ادله مانع از تصویب قوانین ناکارآمد و مغایر منافع ملی شوند fararu.com/fa/news/994789/%D9%85%D8%B5%D9…
احتمال داشت تجمعات میدانها با پایان ماه صفر پایان یابد اما تصمیم بر ادامه آن است صلاح ملک خسروان دانند. اما من باب نصیحه لائمه المسلمین عرض می کنم: مشاهدات میدانی بنده در چند هفته اخیر نشان می دهد جمعیت کاهش محسوس داشته .مراقب باشیم فواید این مناسک سیاسی درحاشیه آسیب هایاحتمالی آن قرار نگیرد . اسیب شناسی بی طرفانه و دقیق علمی ضرورت نگهداشت این تجربه ارزشمند اجتماعی است . برای این کار ما آماده ایم اما مبادا یک حرکت ابتکاری جمعی جنبه تقدس پیدا کند و ذی نفعانی به اسم ملت و نظام آن را نحیف و تحریف کنندt.me/andishkadeye_kherad
سرمایه فرهنگیt.me/andishkadeye_kherad
annah.ar/338329%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D… امیر دبیری مهر درباره نگرانی ها و امیدهای ایران برای پیوستن به کنوانسیون اکتائو درباره دریای خزردر روزنامه النهار چاپ بیروت
آیت الله قائم مقامی: موضوع انتقام، در قران و فقه وجود ندارد و طرح آن بعنوان یک امردینی یک بدعت استensafnews.com/659872/
اتفاق دیشب در مشهد و چوب کشی دو هیات و شکسته شدن حرمت حرم رضوی نتیجه اولویت دادن به مناسک و آیین ها بدون توجه به معنا و اهداف مستتر در سنت هاست.هر عمل و مناسک و آیینی اگر معطوف به تعمیق مکارم اخلاقی نباشد بیراهه است . هیات و دسته و تجمه اگر کارگاه ادم سازی نباشد یک پاتوق است با لعاب دینی و دیگر هیچ . سه سال پیش در مناظره معروف درباره مناسک دینی هشدار داده بودم دین وقتی بجای اخلاقی و انسانی تر کردن جامعه در خدمت توسعه قدرت قرار گیرد و شکل مناسک مایه تفاخر باشد از معنا تهی می شود. امیر دبیری مهر. t.me/andishkadeye_kherad
هشدار بسیار جدی به حاکمان : سرمایه اجتماعی و اعتماد ملی ایجاد شده بعد از جنگ ۱۲ روزه نه تنها حفظ نشد بلکه با ندانم کاری ها ، ترک فعل ها و اقدامات نادرست و مشکوک سوزانده و به حوادث دردناک دی ماه منجر شد و دشمن بد طینت همان را بهانه جنگ رمضان قرار داد. به احتمال قریب به یقین ، همان روند مجددا تکرار می شود اگر سرمایه های انباشته در جنگ اخیر را قدر ندانیم و با تصمیمات و مواضع و اقدامات نادرست ، برخلاف اراده جمعی حرکت شود و خواسته های اقلیت فعال راضی بر اکثریت ناراضی خاموش ترجیح داده شود. خردمندی و تعهد ملی ایجاب می کند مراقب باشید دوباره ساعت هشت شب ! غافلگیر نشوید .t.me/andishkadeye_kherad
گر تو قرآن بدین نمط خوانیببری رونق مسلمانی ✍ مجید مرادی سیداحمد خاتمی عضو فقهای شورای نگهبان: اشاره به صلح در قرآن، پیرامون دعواهای خانوادگی است و ربطی به جنگ ندارد، لذا این استفاده ابزاری از قرآن است».در پاسخ ایشان نکاتی به نظر میرسد که از پی میآید:1- همان گونه که در پاسخ به جنگطلبی آقای سیدعلی خمینی آوردم در قرآن کریم واژه صلح در باره اختلافات زناشویی آمده است اما تعبیر الصلح خیر (صلح بهتر است) اختصاص و تخصیص به دعوای زناشویی ندارد و عقلا و حتی لفظا قابل تعمیم است. اما صلح به معنای صاف شدن و رفع کدورت دو نفره است و سلم به معنای دست کشیدن از جنگ و نزاع دسته جمعی. هر دو یک معنا دارند. و به تعبیر علمای اصول المناط هنا هو المناط هناک. چنین درک و دریافتی هم ابزاری نیست. اگر چنین باشد باید باب تنقیح مناط را بست و کل علم اصول را تعطیل کرد چون تمام این علم، قرآن را ابزار و منبع اجتهاد قرار داده است. 2- واژه سلم که مشتقات آن ۱۴۰ بار در قرآن آمده هممعنای صلح است. راغب اصفهانی صاحب مفردات القرآن میگوید: السلم هو الصلح. سلم همان صلح است. امروزه هم عرب واژه سلم را در برابر حرب (جنگ) به کار میبرد. کتاب جنگ و صلح تولستوی هم به عربی با عنوان السلم والحرب ترجمه شده است. نمیدانم آقایان، عربی را کجا فرا گرفته اند. 3- اصلا فرض میکنیم که قرآن در باره صلح (در برابر جنگ) هیچ سخنی نگفته باشد، آیا عقل بشری که حجت باطنی خداوند و از منابع اصلی اجتهاد است چه میگوید؟! صلح را بهتر میداند یا جنگ را؟! 4- آیات قتال در قرآن همه جا معطوف به جنگ دفاعی ست و نه هجومی. دفاع از جان و مال و دارایی اصلا جنگ نیست. قرآن میگوید به کسانی که مورد هجوم و قتال واقع شدهاند «اذن» داده شده است چون مظلوم واقع شدهاند قتال کنند. این قتال اساسا جنگ نیست. اما اگر همین دشمن به صلح روی آورد مسلمانان هم باید به صلح روی آورند. وَإِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا (انفال/61).4- از مرحوم اقبالیان کاشانی در باب تعامل آقای سیداحمد خاتمی با جنگ هشت ساله خاطراتی نقل شده است که نشان میدهد ایشان چندان علاقهمند به جنگ نبودهاند. طبیعیست که امثال ایشان که - برخلاف امثال شهید حجةالاسلام میثمی- تنها به درس و بحث طلبگی اشتغال داشتهاند در جنگ سررشته نداشته باشند و از جنگ خوششان نیاید اما توقع میرود مبانی علم اصول و دقائق زبان عربی را که هر دو سنگپایه اجتهاد است جدی بگیرند و قرآن را درست بخوانند و مقامات حکومت را به جنگ تشویق نکنند. وآخر دعوانا ان الحمد لله رب العالمینt.me/K_MjM
دوست داشتم از پادگان مدرسه بگریزم تا شاید در مقابل تلویزیون آرام بگیرم، ولی افسوس، تلویزیون هم تداوم همان ایدئولوژی مدرسه بود... صورت مجریان برنامۀ کودک مهربان بود، ولی بهشکل محسوسی مراقب بودند مهربان به نظر نرسند! لباسهای تیره، صورتهای بیلبخندی که انگار چند روزی میشد خواب به چشم ندیدهاند، و متنی که مانند کتابهای مدرسه فقط قرار بود ما را «پرورش» دهد! هیچ اثری از زیباییهای زندگی و لطافتهای کودکی در آنجا نبود.•• درحسرت زندگی نزیسته | فردین علیخواه- سفارش کتاب از تلگرام (@Info_derang)@derang_pub
💢چرا آمریکا و ایران در چرخه تکرارشونده جنگ گرفتار شدهاند؟جسیکا گنوئر، دانشیار روابط بینالملل در دانشگاه نیوساوتولز استرالیا، در تحلیلی منتشرشده در رسانه «The Conversation» معتقد است جنگ میان آمریکا و ایران در یک چرخه تکرارشونده از فشار، مذاکره، شکست توافق و بازگشت به درگیری نظامی گرفتار شده است.چرخهای که به باور او میتواند ماهها و سالها ادامه یابد.بیشتر بخوانید:l.euronews.com/GxAQ
🔹«ایران» فعلا تنگه را باز نمیکند؛ جلوی امضای توافق با «عمان» _با جزییاتِ مدنظر آمریکا_ نیز گرفته شد.▪️مُدل پیشنهادی ایران برای عبور از تنگه (شمالِ تنگه _مسیر ایران_ و جنوبِ تنگه _مسیر عمان_ ) قرار بود برای ۳۰ روز تست شود و در صورت انعطافِ آمریکا در حوزه «تحریم ها» و «آزادسازی منابعِ ایران»، دائمی گردد که با لجاجت آمریکا فعلا همه چیز متوقف شده است.🔻دو هفتهی آینده، بسیار حساس است!علی_قلهکی
بسیاری از مواضع و اظهارنظرها درباره نبرد #هرمز و #جنگ و #مذاکرات بجای اینکه تحلیل مبتنی بر اطلاعات صحیح باشد بیشتر:آرزوهااحساسات اعم از حب و بغض عملیات روانیخودنمایی سیگنال دهی است تشخیص این مهم نیازمند #سواد_رسانه ای مخاطب است تا فریفته موهومات نشود.t.me/andishkadeye_kherad
اما فارغ از این حدس و گمان های رسانه ای به نظر می رسد استعفای محمد باقر ذوالقدر به دو مساله باز می گردد: اول پیچیدگی وضعیت مذاکره و جنگ همزمان با امریکاست که ۴ ماه است در حالت تعلیق قرار داشته و دیدگاههای متفاوتی در بین سیاست مداران و نظامی ها درباره ان وجود دارد و تصمیم گیری در این خصوص را در شورای عالی امنیت ملی سخت و پیچیده کرده بویژه که مسوولیت هیات مذاکره با امریکا با محمد باقر قالیباف رییس مجلس است و ذوالقدر دبیر شورای عالی امنیت ملی در این بخش مسوولیت و اختیار مستقیم نداشت و یک هماهنگ کننده محسوب می شد و حتی همچون گذشته نماینده رهبر در شورای عالی را نیز نبود . برای مثال علی لاریجانی هم نماینده رهبری در شورای عالی امنیت ملی بود هم دبیر شورا و هم مسوول مذاکران هسته ای . موقعیتی که ذوالقدر فاقد ان بود.علت دوم وضعیت خاص رهبری در جمهوری اسلامی در دوره جدید و پس از انتخاب اقا مجتبی خامنه ای است که بخاطر تهدیدات امنیتی هنوز در معرض دید عمومی حاضر وظاهر نشده و دسترسی مقامات به او بسیار سخت و برای اکثریت انها ناممکن است و تاکنون فقط خبر دیدار دو مقام جمهوری اسلامی با او منتشر شده یکی دیدار رییس جمهور و دیگری سرلشگر عبداللهی رییس ستاد کل نیروهای مسلح و فرمانده قرارگاه مرکزی خاتم الانبیا و اخد نظرات رهبر جدید از طریق واسطه های متعدد و صرفا به شکل مکتوب انجام می شود .این در حالی است که در گذشته مقاماتی مانند دبیر شورای عالی امنیت ملی در تماس و ارتباط تنگاتنگ و نزدیک با ایت الله سید علی خامنه ای رهبر شهید جمهوری اسلامی بودند و حتی مقر دبیرخانه نیز از نظر جغرافیایی در مجاورت دفتر رهبری قرار داشت که در بمباران امریکا و اسراییل در جنگ اخیر تخریب شد. همین محدودیت ها و سختی ارتباطات و تصمیم گیری می تواند نقش موثری در استعفای محمد باقر ذوالقدر داشته باشد. ان هم برای فردی که در گذشته همیشه در رده های بالای نظامی و امنیتی بوده و برای پیشبرد نظرات و اهداف خود با موانع کمی روبرو بوده . البته برخی به حضور ضعیف و کمرنگ رسانه ای ذوالقدر نیز انتقاد می کنند و اینکه در رخدادهایی که در بطور غیر مستقیم به حوزه امنیت ملی مربوط می شود نقش کمی ایفا کرده مانند اقدامات خود سرانه در خصوص حجاب در شرایط جنگی که موجب نارضایتی عمومی می شود. ( به جهت محرمانه بودن فعالیتهای این نهاد این ادعاها غیر رسمی و غیر قابل استناد است)ما بالاخره این جابجایی انجام شد و محسن رضایی جایگزین ذوالقدر شد دقیقا برخلاف چند سال قبل که در سال ۱۴۰۰ که ذوالقدر جایگزین محسن رضایی در دبیرخانه مجمع تشخیص مصلحت نظام شد . محسن رضایی ۲۴ سال در این سمت بود. ذوالقدر و رضایی هر دو درجه سرلشگری دارند . محسن رضایی مشهورترین فرمانده کل سپاه است و ذوالقدر نیز هشت سال جانشین فرمانده کل سپاه بوده و هر دو از اقتدار و نفوذ قابل توجهی در سیستم نظامی و امنیتی ایران برخوردارند. اما نقش محسن رضایی در ۵ ماه اخیر و بعد از شهادت ایت الله خامنه ای در حوزه نظامی پر رنگ تر شده و هر از گاهی بعنوان مقام ارشد نظامی در تلویزیون از طرف جمهوریاسلامی موضع گیری می کند. رضایی به اتش بس و مذاکره متمایل تر از ذوالقدر ارزیابی می شود و در اخرین مصاحبه با تلویزیون ایران نیز تاکید کرد مذاکره بخشی از دیپلماسی است و نباید از ان هراس داشت . درد خصوص مسایل اجتماعی نیز رضایی فرد متعادل تر و میانه رو تری محسوب می شود. صدور حکم مشاورت سیاسی برای ذوالقدر هم تکریم این سردار ۷۲ ساله است که در دایره تصمیم گیری باقی بماند.t.me/andishkadeye_kherad
دلایل و پیامدهای تغییر احتمالی دبیر شورای عالی امنیت ملیامیر دبیری مهرچند روز پیش در استانه توافق احتمالی ایران وعمان در خصوص عبور و مرور از تنگه هرمز - که در واقع باید ان توافق ایران و امریکا ارزیابی کرد- و بعد از اینکه چند رسانه و شبکه های اجتماعی در ایران از جایگزینی محسن رضایی بجای محمد باقر ذوالقدر بعنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی خبر داده بودند٬ محمد باقر ذوالقدر در بیانیهای جدید اعلام کرد تا امریکایی ها رفتار خود را تصحیح نکنند، تنگه هرمز باز نمیشود.برخی تحلیل گران درایران صدور این بیانیه را تکذیب غیرمستقیم اخبار چند روز گذشته درباره تغییرات در جایگاه دبیر شورایعالی امنیت ارزیابی کردند اما درخواست استعفای ذوالقدر حقیقت داشت ولی این استعفا مورد قبول مسعود پژشکیان رئیسجمهور و رییس شورای عالی امنیت ملی قرار نگرفته بود زیرا به ایشان ارایه نشده بود. پزشکیان شنبه صبح در دیدار با خبرنگاران نیز بطور ضمنی این مساله را تایید کرد. این جابجایی از چند هفته پیش مطرح بود اما بخاطر ملاحظات شرایط کشور رسانه ای نشد.هنوز ۶ ماه از انتصاب ذوالقدر بعنوان دبیر شورای امنیت ملی ایران نمی گذرد که او استعفا کرد.او در ۴ فروردین ۱۴۰۵ جایگزین علی لاریجانی شد که در حملات امریکا و اسراییل در تهران به شهادت رسید. محسن رضایی که در چند ماه اخیر از او بعنوان دستیار نظامی رهبر جدید جمهوری اسلامی یاد می شود و حضور رسانه ای پر رنگتری نسبت به گذشته دارد نیز بطور مستقیم این موضوع را تأیید یا تکذیب نکرد اما انتصاب او بعنوان نماینده رهبری در شورای عالی امنیت ملی زمینه انتخاب او بعنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی رااز سوی مسعود پٰزشکیان فراهم کرد.
*با صدور احکامی جداگانه از سوی فرمانده کل قوا صورت گرفت؛📝 انتصاب شش فرمانده عالیرتبه در ستاد کل نیروهای مسلح، سپاه پاسداران و بسیج مستضعفین*💬 حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای، فرمانده معظم کل قوا، با صدور احکام جداگانهای مسئولیتها و مأموریتهای شش تن از فرماندهان و مدیران عالیرتبه نیروهای مسلح را ابلاغ کردند. ▪️بر اساس این احکام، سردار سرلشکر خلبان پاسدار علی عبداللهی به عنوان رئیس ستاد کل نیروهای مسلح و امیر سرتیپ کیومرث حیدری به عنوان جانشین رئیس ستاد کل نیروهای مسلح تعیین شدند.▪️همچنین سردار سرتیپ پاسدار احمد وحیدی با اعطای درجه سرلشکری عهدهدار فرماندهی کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شد و سردار سرلشکر پاسدار مصطفی ایزدی مسئولیت جانشینی فرماندهی کل سپاه را بر عهده گرفت.▪️در ادامه این احکام، مسئولیت فرماندهی نیروی دریایی سپاه به سردار دریادار پاسدار علی عظمایی و ریاست سازمان بسیج مستضعفین به حجتالاسلام والمسلمین حسین طائب محول شد.
📝 سیر تحول خوراک ایرانی 🔻نعمت الله فاضلی🔹مجله تنور، زمستان ۱۴۰۴✅ در صد و پنجاه سال اخير، در حوزه فرهنگ غذايى معاصر فرآيند جهانى-ملى يا به بيان زيباتر جهان منشى ايرانى را تجربه مى كنيم. 🔻به اين معنى كه ايرانيان با خوردن و نوشیدن خود، جهان را در بستر معاصرش فهم و براى خود معنا مى كنند. 🔻اينكه ما چای بنوشيم يا قهوه و اين چای نوشى به فرم يا شكل همگانی نوشيدنى روزمره ايرانيان تبديل شود؛ اين شكل از چای ايرانى هم سخنى و هم زيستى مسالمت آميز جهانى است. نان ها هم همين ویژگی جهان منشى را دارند. يعنى از سويى دلالت معنايى شان ايرانى بودن است و از سوى دیگر به همان اندازه به جهان در معناى مدرن و معاصرش گره مى خورند.
🔴 چرا ایدئولوژی داشتن اینقدر جذاب است؟ ضررهای ایدئولوژی اندیشی چیست؟✍️مصطفی ملکیان🔹ایدئولوژی یعنی باور داشته باشیم که برای هر سؤال، فقط یک پاسخ وجود دارد؛ برای هر مسئله، تنها یک راهحل؛ و برای هر مشکل، فقط یک راه رفع. گویی حقیقت از پیش کشف شده و دیگر نیازی به اندیشیدن، پرسیدن یا جستوجو نیست.🔹اما چرا انسانها جذب ایدئولوژی میشوند؟ زیرا جهان بسیار پیچیدهتر از آن چیزی است که دوست داریم. زندگی سرشار از ابهام، شک، تناقض و عدم قطعیت است و انسان، به طور طبیعی، از چنین وضعیتی رنج میبرد. او دوست دارد جهان را روشن، منظم و قابل پیشبینی ببیند.🔹ایدئولوژی دقیقاً همین نیاز را هدف میگیرد. وعده میدهد که همهچیز را روشن میکند؛ به همهی پرسشها پاسخ میدهد، برای همهی مشکلات راهحل دارد و انسان را از سرگردانی و ابهام نجات میدهد. به همین دلیل، همواره برای بسیاری از انسانها جذاب بوده است.🔹اما این آرامش، بهایی سنگین دارد. ضررهای ایدئولوژی: نخستین هزینه، کنار گذاشتن عقل شخصی است. وقتی پاسخ همهی پرسشها از قبل آماده باشد، دیگر نیازی نیست خودت بیندیشی؛ دیگری به جای تو فکر کرده است.🔹دومین هزینه، از دست دادن مسئولیت شخصی است. وقتی تصمیمها را دیگری میگیرد، مسئولیت آن تصمیمها نیز از دوش تو برداشته میشود.🔹سومین هزینه، از دست رفتن آزادی و اختیار است. انسان ایدئولوژیک دیگر انتخاب نمیکند؛ بلکه اطاعت میکند. جای پرسش را فرمانبری میگیرد و جای «چرا؟» را «به چشم».🔹و سرانجام، خطرناکترین وضعیت زمانی است که ایدئولوژی در اختیار قدرت سیاسی قرار بگیرد. در این حالت، صاحبان قدرت خود را صاحبان حقیقت نیز معرفی میکنند. دیگر فقط بر رفتار مردم حکومت نمیکنند، بلکه تعیین میکنند حقیقت چیست، جهان را چگونه باید دید و چه چیزی درست یا نادرست است. از اینجا به بعد، قدرت تنها بر زندگی انسانها مسلط نیست؛ بلکه بر حقیقت نیز ادعای مالکیت میکند.➖بخشی از سخنرانی معرفی کتاب قدرت بی قدرتان@mostafamalekian
در لابه لای اوراق کتابها چه گنجهایی یافت می شود: هشدار دقیق و پیش بینی گونه یک فیلسوف سیاسیt.me/andishkadeye_kherad
چند روزی از سالگرد انقلاب مشروطه گذشت و انقدر درگیر مسایل جنگ هرمز هستیم که فرصت نشد درباره این مهمترین رخداد تاریخ ایران بنویسم . چرا می گویم بزرگترین رخداد ؟ زیرا انقلاب مشروطه سنگ بنای همه تحولات اساسی بعدی بود از شکل گیری دولت مدرن رضا شاهی تا نهضت ملی و حتی انقلاب اسلامی که قرار بود بازگشت به ارمانهای انقلاب مشروطه باشد. انقلاب مشروطه زمان به بلوغ رسیدن فکر ایرانی برای زندگی جمعی بود که ستون اصلی ان هم حاکمیت قانون بود. زیبایی انقلاب مشروطه نخبه گرا بودن ان بود برخلاف انقلاب 57 که توده ای بود و به صدرنشینی روستایی ها منجر شد و دست کم به مرور با مدرنیسم سرشاخ شد لازم به تکرار نیست که منظور ازشهر و روستا در اینجا جغرافیای صرف نیست بحث اگاهی به حقوق و تکلیف و مدنیت و قانون مداری است . از این رو 120 سال است در انقلاب مشروطه هستیم و هنوز ارمان اصلی ان یعنی حاکمیت قانون نهادینه نشده اگر شده بود وضع ما به از این بود که هست. به اطرافمان نگاه کنید فاصله بهتر درک می شود . تجملات صوری هم در این سرزمین کاملا ارتجاعی است نه پیشرفت زیرا حقوق پایه و اخلاق مدار نیست .البته قانون هم مفهومی فراتر از قانون مصوب پارلمان دارد که ان اقلی ترین مفهوم قانون است . مفهوم کلان تر قانون رویه های خردمندانه ای است که در زندگی جمعی از حریم حقوق انسانی پاسداری می کند و هیچ نهاد و قانون مصوبی هم حق مزاحمت و دخول به ان را ندارد ... با این نگاه ببینید که انقلاب مشروطه چه اهمیت داشته و دارد و ما کجای کاریم ....t.me/andishkadeye_kherad
بعد از ظهر نشستی در حال نوشیدن یک چای …دوستی از هزاران کیلومتر دور تر از ایران زنگ میزنه میگه سلام فقط زنگ زدم حالت را بپرسم دلم برات تنگ شده بود وهمین .و باصدق و صفا واژه های مملو از مهر و معرفت و صفا را از آن سوی کره خاکی نثارت می کند.چقدر این ادم ها خوب اندچقدر زلال اندخدا را برای داشتن چنین دوستانی باید شکرگذاری کردآیا ما هم در قبال دیگران چنین هستیم؟ ای کاش
انتصاب محسن رضایی بعنوان نماینده رهبری در شورای عالی امنیت ملی چند نکته دارد:۱- این اولین حکم انتصاب رهبر سوم جمهوری اسلامی بعد از حدود ۵ ماه از انتخاب ایشان است که نشان می دهد در روزهای آتی نقش رهبری پر رنگ تر خواهد شد.۲- با این انتصاب زمینه انتصاب اقای رضایی بعنوان دبیر شورا فراهم می شود و یحتمل حکم او توسط رییس جمهور صادر خواهدشد.۳- حضور محسن رضایی در شعام این شورا را فعال تر و اثرگذار تر حتی در حوزه مسایل داخلی خواهد کرد. ۴- جریان تندرو از این تغییرات به شدت ناراضی و ناراحت است و احتمالا دست به اقدامات ایذایی خواهد زد.۵- این تغییرات احتمالا نشانه کاهش تنش در تنگه هرمز نیز خواهد بود.امیر دبیری مهرt.me/andishkadeye_kherad
خبرنگاری یعنی بیینی انچه دیگران نمی بینند یا نمی خواهند ببینندبگویی انچه دیگران نمی گویند یا نمی توانند بگویندو در این مسوولیت خطیر پاسدار وجدانت باشی وقتی دیگران به دیناری وجدان می فروشندروزخبرنگار بر همه روایت گران حقیقت خجسته بادامیر دبیری مهر
💢 شمارش معکوس برای توافق ایران و عمان؛ اکسیوس: هیات ایرانی منتظر تایید نهایی شورای عالی امنیت ملی استبه گزارش رویترز به نقل از یک مقام آمریکایی، در مذاکرات ایران و عمان درباره بازگشایی تنگه هرمز پیشرفتهایی صورت گرفته و واشنگتن انتظار دارد که این توافق بهزودی حاصل شود. او همچنین گفت که پس از اعلام توافق برای ازسرگیری کشتیرانی بدون مانع در تنگه هرمز، آمریکا محاصره دریایی بنادر ایران را لغو میکند.
💢 کاهش «خطرناک» ذخایر مهمات و محدودیت قدرت هوایی؛ سیانان: ژنرال ارشد آمریکا در پی راه خروج از جنگ با ایران استبه گزارش سیانان، دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا طی هفتههای گذشته در گفتگوهای خصوصی با دیگر مشاوران ارشد ترامپ گفته که تشدید درگیری با ایران ممکن است نتیجه معکوس داشته باشد و بعید است حملات هوایی به تنهایی قادر به تحقق اهداف ترامپ در جنگ با ایران باشد.جزئيات بیشتر: l.euronews.com/s89o
متن تفاهم نامه ایجاد ناتوی خاورمیانه با مشارکت عربستان ، ترکیه و پاکستان ۱. توافق مکه یک همکاری متمرکز بر دفاع است که هیچ کشور خاصی را هدف قرار نمیدهد و هدف آن تقویت تعهدات برای حفظ صلح، ثبات و رفاه منطقهای و جهانی بر اساس تقسیم بار مسئولیت و درک مشترک از امنیت است.۲. هدف این توافقنامه تقویت بازدارندگی جمعی در برابر هرگونه اقدام تجاوزکارانه است و تصریح میکند که هرگونه حمله مسلحانه علیه هر یک از سه کشور، حمله ای علیه همه آنها تلقی خواهد شد.۳. توافق مکه نتیجه ملموس تلاشهای دیپلماتیک بلندمدت است که مطابق با اصل مالکیت منطقهای برای ایجاد زمینه مشترک برای مبارزه با تهدیدات امنیتی فزاینده منطقهای و بینالمللی انجام شده است.۴. توافق مکه که به معنای قطع هرگونه اتحاد یا توافقی نیست، با تکمیل روابط اتحاد موجود، امنیت منطقهای را تقویت میکند و زمینهای برای همکاری با مشارکت سایر کشورهای منطقه ایجاد میکند.۵. عضویت ترکیه در ناتو و مشارکتهای منطقهای جایگزین یکدیگر نیستند، بلکه ساختارهای مکملی هستند که امکان تقسیم بار امنیتی را فراهم میکنند.۶. این توافق یک جبهه نظامی تهاجمی، تلاش برای مهار یا طرحی برای حمله نیست؛ بلکه گامی است که به هدف ایجاد منطقهای عاری از ترور با هدف تضمین ثبات منطقهای کمک خواهد کرد.۷. توافق مکه هیچ کشوری را هدف قرار نمیدهد و کانالهای موجود گفتگو را نمیبندد.۸. این توافقنامه صرفاً ماهیت دفاعی دارد، نه تنها با تعهد سه کشور امضاکننده به حمایت از دفاع یکدیگر، بلکه با تعهد آنها به افزایش همکاری و قابلیت همکاری در صنعت دفاعی.
آیت الله محمد سروش محلاتی:در حکم اعدام حتی برای معترضان خشونت طلب هم باید تامل کردبر فقیر و فردی که تحت فشار است، اجرای حدود جایز نیستوقتی امکان اعتراض مسالمت آمیز وجود ندارد، اعتراض خشن را نمی توان محکوم به مجازات حداکثری نمودt.me/andishkadeye_kherad
این همه نهاد و سازمان و دفتر مطالعاتی و مشاوردر نهاد #ریاست_جمهوری واقعا چکار میکنند که نتوانستند چند تا حرف حساب و ایده تخصصی و کارشناسی قابل اعتنا به رییس جمهور ارایه بدهند تا در #گفتگوی_تلویزیونی ارایه دهد؟ #مسعود_پزشکیان مرد صادقی است اما انتظاراست پخته تر و عمیق ترصحبت کندt.me/andishkadeye_kherad
اداره اب گله میکنه چرا #کولر_آبی استفاده می کنید اداره #برق هم شکایت میکنه چرا از کولرگازی استفاده می کنید! بفرمایید مردم در قرن ۲۱ چکار کنند در گرما نپزند؟ باور کنید خنک شدن در این روزگار رفاه نیست نیاز اولیه مردم است اگه زور دارید جلو مزارع #ماینینگ و اسراف ادارات را بگیریدt.me/andishkadeye_kherad
جنگ همانقدر که زاییده شور و شوق جنگ طلب هاست همانقدر هم زاییده نومیدی و بی عملی کسانی است که از جنگ بیزارند.متن: آلبركامو / عكس: دان مك كالين@Everythingaboutphotography
گاهی قیامت در این جهان ظهور می یابد و ذات و راز انسانها اشکار می شود امیر دبیری مهراستاد معظم ایت الله جوادی آملی در تفسیر سوره واقعه با اشاره به تفسیر صدرالمتالهین از این سوره می فرماید:يک عدهاي که واقعاً اصلاً فکر ميکنند که در قيامت دارند زندگي ميکنند، چون قيامت رتبه زماني ندارد که بگذاريم مثلاً دنيا تمام بشود بعد قيامت شروع بشود نه! قيامت هماکنون موجود است در روايات هم هست که اگر کسي باورش نباشد که هماکنون اليوم بهشت و جهنم موجود است از ما نيست. بهشت و جهنم اليوم کوجود است ولي اينها باطن اين عالماند نه اينکه خداي عالم حالا صبر ميکند معاذالله وقتي که دنيا تمام شد به لحاظ زمانياگر این حقیقت را بپذیریم یکی از زیبایی های قیامت که اگر چشم باز کنیم در عالم موجود هم قابل مشاهده است اشکار شدن ذات و جوهرادمها در مواضع و سخنان وکردار آنهاست .علامه طباطبایی که رضوان خدا بر او باد در تفسیر کبیر المیزان در ذیل آیه نهم سوره طارق که خداوند متعال می فرماید «يوم تبلى السرائر» می نویسد :معناى آيه اين است كه رجع در روزى است كه آنچه از عقايد و آثار اعمال كه انسانها پنهان كرده بودند، چه خيرش و چه شرش به مورد آزمايش و شناسايى قرار مى گيرد، و زرگر، اعمال و عقايد آنها را در بوته زرگرى خود مى آزمايد، تا معلوم شود كدام صالح و كدام فاسد بوده و كدام خالص و كدام داراى ناخالصى و عيار است و بر طبق آن صاحبش را جزا مى دهد.منظور از بیان این مقدمه نگاه متفاوت به برخی از انسانها در همین جهان دنیوی و زمانی است که آنها با خوبی و بدی ها جوهر خود را برای دیگران اشکار می سازند . گاهی یک کلام ،یک واژه ،یک رفتارکوچک دریچه ای میشود به سرزمین وجود آدمیان و این سرزمین اصلا و ابدا قابل صحنه آرایی و تزیین نیست . ریاکاری و تظاهر به راه ندارد عین قیامت است اسرار درونی اشکار می شود.عین حقیقت آدمی است که اشکارمی شود و به عبارت بهتر قیامت آن ادم شکل می گیرد . پرد ه ای از صحرای محشر کنار می رود. البته ما بیشتر به خبث طینتها توجه داریم اما روی دیگر سکه طهارت ذات آدمیان است .در زندگی مشاهده کردید گاهی دیگران نمی توانند حسادت خود را پنهان کنند گاهی در خشم و غضب واقعیت وجودی خود را اشکار می کنند در زندگی جمعی هم اینکه گاهی فردی سخنی می گوید که موجب اکراه و بدآیند اکثر مردمان میشود مصداق همین مساله است . آن فرد با دست خود ، با کلام خود ، با موضع خود با رفتار خود چهره حقیقی خود را بر همگان اشکار می کند . چه خوب و چه بد.گاهی یک کلمه نشان می دهد گوینده بهشتی است وگاهی یک نگاه دوزخی بودن او را اشکار می کند. البته برای اهل دل و راز و سر .از خداوند متعال مسالت می کنیم در این جهان به گونه ای زندگی کنیم که از اشکار شدن رازهای خود در دنیا و عقبی شرمسار نباشیم و در آخرت با توشه ی پربار از خیرات و حسنات محشور شویم .t.me/andishkadeye_kherad
بهترین سناریو برای ایران چست؟حامد پاک طینتتولید ناخالص ملی: ۶۰۰ میلیارد دلار سرانه: ۸۰۰۰ دلارتورم : ۲۱%صادرات نفت: ۲.۵ میلیون بشکهسرمایه گذاری خارجی : ۴ میلیارد دلاروتولید ناخالص ملی: ۳۰۰ میلیارد دلارسرانه : ۴۵۰۰ دلارتورم : ۸۸%صادرات نفت: کمتر از ۱ میلیون بشکهسرمایه گذاری خارجی : کمتر از نیم میلیارد دلاراین مقایسه وضعیت ما در سال ۱۳۹۰ و امروز است؛بدون تعارف و بدون روتوش پس از ۱۵ سال این دستاورد و کارنامه ما بوده است.تولید ناخالص ملی اقتصادی را نصفدرآمد سرانه مردم را نصفتورم را ۴ برابر صادرات نفت را کمتر از نصف و سرمایه خارجی را تقریبا به فنا برده ایم!برای یک فرد خردمند یا یک فعال اقتصادی واقع بین یا یک فرد مطلع بهترین سناریو کشور این است که از فردا طلوع صبح، صلح واقعی برقرار شود و کشور به حالت نرمال برسد؛ در اینصورت :اگر تنش های سیاسی خارجی و داخلی کاهش پایدار و پیش بینی پذیر برای سرمایه گذار، اگر رفع تحریم ها از طریق توافقات بین المللی بخصوص آمریکا و بازگشت به نظام مالی جهانی، اگر بازگشایی روابط تجاری با غالب کشورهای دنیا، اگر حسن روابط با تمام کشورهای همسایه و منطقه، اگر مشارکت واقعی بخش خصوصی در اقتصاد جای نهادها محقق شود؛ اگر انضباط مالی و کسری بودجه برای کنترل نرخ تورم و استقلال بانک مرکزی عملی شود، اگر برای سرمایه گذار خارجی فرش قرمز پهن شود و امنیت برقرار شود، اگر از خروج جوانان و ثروتهای کشور بطور طبیعی جلوگیری و مهاجرت معکوس جاری شود؛ اگر صادرات نفت به همان ۲.۵ میلیون بشکه برگردد و وجه آن براحتی و بدون دخالت واسطه ها به خزانه بازگردد، اگر صنعتگران به فناوری روز و ماشین آلات خارجی برای توسعه دسترسی آزاد پیدا کنند، اگر افقی روشن و بدون ابهام برای آنها ترسیم شود، اگر مشارکت در سرمایه گذاریها با شرکتهای بین المللی حتی چینی شایع شود؛ اگر زیرساختهای بنادر، جاده ها و حمل و نقل ما، زیرساختهای انرژی و برق و گاز و آب و اینترنت ما شرایط توسعه و سرمایه گذاری را فراهم کند، اگر بازار سرمایه ما برای جذب چنین سرمایه گذاریهایی بالغ و شکوفا شود،اگر قوانین و مقررات ما ضد فساد و حامی مالکیت و ضامن امنیت سرمایه بخش خصوصی بشود، اگر قوانین تجاری، تعرفه ای و گمرکی ما با تحول و توسعه و نه رانت منطبق بشود، اگر قوانین مالی و بانکی ما مطابق با استانداردهای بین المللی بشود، اگر قوانین کار و نیروی انسانی ما برابر با قوانین کشورهای در حال توسعه بشود و اگر عضویت واقعی و عملی و نه ظاهری و ویترینی در نهادهای مالی بین المللی و پیمانهای تجاری بین المللی برای تجارت مهیا شود؛ و اگر همه این شرطها پایدار و بدون نوسان بمانددر اینصورت می توانیم طی ۷ سال تولید ناخالص ملی را ۲ برابر، سرانه ملی را ۲ برابر، صادرات پایدار و درآمد نفت را بیش از ۲ برابر، سرمایه گذاری خارجی را ۸ برابر، تورم را یک چهارم و به حول و قوه الهی به سال ۱۳۹۰ برگردیم!سال ۱۴۱۲ سال بسیار خوبی است!t.me/economic_andishe_ghalam
یکی از فواید بی نظیر #تجربه در زندگی و خارج از شدن از منطقه امن این است بسیاری از چیزهایی که جذاب به نظر می آیند و اگر با آنها مواجه نشوید حس ناکامی در زندکی خواهد داشت با تجربه و مشاهده از نزدیک اهمیت و شکوه خود را از دست می دهد و نفس آدمی احساس استغنا و استکمال می کند.امیردبیری مهر
از یک مقام ارشد امنیتی مثل دبیر شعام انتظار این نیست که صرفا خوب کار کند بلکه انتظار است کارهای خوب را زودتر از احساس نیاز عمومی انجام دهد. یعنی پیشرو ،خط شکن ،خردمند، اینده نگر و اجماع ساز باشد. تماشاگری و تصمیم گیری بالضروره شایسته کشور داری نیست @ir_rezaee #ذوالقدر #رضایی
ناتراستی ها یا مفسدین فی الارض امیر دبیری مهروقتی بارها نوشتم مافیا در ایران قیمت زمین و مسکن را تعیین می کند نه منطق بازار ، یک عده نااگاه با تحریک عوامل رسانه ای همان مافیا، داد و فریاد می زنند که این حرفها چیه کمونیست !؟ حالا که دادگستری ازسر ضرورت و به فرمان حکومت پرونده حدود ۱۰۰ میلیارد دلاری تراستی ها را گشوده معلوم شد کی درست میگه . بر اساس اطلاعات منتشره بیشترین پولهای ملت توسط این واسطه های نا امین و نا امن و غیر قابل اعتماد از محل فروش نفت رفته در خرید اپارتمان های لوکس مناطق ۱تا ۳ و زمین و ویلا در لواسان و مازندران و گیلان . در حالی که قرار بوده به خزانه دولت برگردند و این بی وجدان ها به همان ۱۰ تا ۱۵ درصد پورسانت های میلیون دلاری قناعت کنند و به زنگی لاکچری در حد چندین خانه و آپارتمان و ویلا و خودروهای لوکس و کسب اقامت خارج از کشور و حسابهای مملو از دلار ویورو ….بسنده کنند! اما وقتی اتش طمع و آز و حرام خواری در درون بشر زبانه می کشد بجای پاسخ به اعتماد نظام ، منابع ملی را از جیب ملت مظلوم بالا می کشند و تعهدات ارزی خود را انجام نمی دهند و پولها را به خزانه واریز نمی کنند حتی برخی از این ابر دزدها پولها را به داخل ایران هم بر نمی گردانند تا مثلا گروکشی کنند. اینها با پول مردم ، ملک های متعدد می خرند و باهمکاری یک مشت املاکی مزدور و بلاگر فاسد در اینستاگرام برای املاک خریداری شده قیمتهای چند صد میلیاردی می گذارند و بر اساس همان قیمتهای ساختگی هم در بانک ها بر اساس قیمت دروغین ، اعتبار ایجاد می کنند و بخاطر منافع آنها بازار مسکن و دیگر کالاها هم آشفته و امید میلیونها خانواده و جوان فاقد مسکن با بالارفتن قیمت مسکن ناامید می شود و اسم این را می گذارند عرضه و تقاضا …و چه زد و بندهای کثیفی که در این فرایند شکل می گیرد .بعد آن بلاگر فاسد یا احمق می آید دراینستاگرامخطاب به جوان بیکار مظلوم نجیب ایرانی که پول کرایه تاکسی و خرید ساندویچ ندارد می گوید دیگه ۵۰ میلیارد تومان را داری که این آپارتمان و ویلا یا ماشین را بخری!!!!!شرم بر شما که اینقدر وقیح هستید . مال حرام از این موجود دو پا چه دیو بی شاخ دمی می سازد .مفسد فی الارض اینها هستند نه چند تا نوجوان ساده لوح و فریب خورده و هیجان زده . از قوه قضاییه می خواهیم با قوت تمام روند باز پس گیری اموال ملت از حلقوم این مفسدین تراستی را ادامه دهد حتی اگر به تعبیر مولایمان علی (ع)کابین زنانشان کرده اند و همکاران و جا اندازان این شبکه را در رسانه ها و دیگر اصناف و نهادها هم تحت تعقیب قرار دهند. جنگ و اقامه عدل به نفع ملت و قطع کردن دستان متجاوزین به بیت المال حقوق عامه ، اگر مهمتر از نبرد با دشمنان متجاوز خارجی نباشد حتما اجری در همان طراز دارد.t.me/andishkadeye_kherad
t.me/andishkadeye_kherad/12766%D8%AE%D8%A… درگذشت دکتر ابوالقاسم قاسم زاده واقعا ناراحتم کرد. سالها بود در روزنامه اطلاعات و در واقع در حاشیه سیاست بود. او را از سی سال پیش زمانی که مدیر کل بین الملل صداوسیما بود می شناختم . اولین بار از جلو مسجد بلال با ایشان همسفر شدیم برای دیدار با ایت الله هاشمی رفسنجانی رییس جمهور وقت و مرد قدرتمند ایران. دیدار با اقای هاشمی برای من خیلی جذاب بود . کسی که همیشه او را kingmaker وسیاست گردان ایران می دانستم . دکتر لاریجانی جداگانه به دفتر ریاست جمهوری امد . روابط دکترعلی لاریجانی با ایت الله همیشه بسیار محترمانه و صمیمی بود. رسم بود مدیران دفاتر خارج از کشور صداوسیما در مرداد ماه به تهران می امدند و با سران کشور هم دیدار میکردند. چند روز بعد هم به دیدار شیخ محمد یزدی رییس قوه قضاییه رفتیم . (این خاطرات را در اینده خواهم نوشت) من خبرنگار هیات بودم .در مسیر کنار دکتر قاسم زاده در مینی بوس نشسته بودیم. دکتر وقتی متوجه شد دانشجوی علوم سیاسی هستم با من خیلی گرم گرفت گفت اوهم درامریکا علوم سیاسی خوانده ودرباره سطح پایین علمی برخی دانشگاههای امریکا افشاگری کرد و گفت خیلی از دانشگاههای امریکا هیچ ارزش علمی ندارند و هر کس گفت امریکا درس خواندم فکر نکنی خبریه و مثلا ادم باسوادیه ! این نوع نگاه مستقل و شجاعانه و خارج از مد فکری جامعه او را پسندیدم . فراموش نمی کنم مهربانانه گفت اگر یک وقت خواستی بری خارج از کشور برای ادامه تحصیل به من بگو. معلوم بود ارتباطات خوبی دارد . من گفتم دوست ندارم مهاجرت کنم مایلم ایران درس بخوانم و افزودم غیر از تحصیل نظری ٬ ایران ازمایشگاه تجربه سیاسی هم هست از نگاه من خوشش امد باز گفت اگر خواستی ادامه تحصیل بدی دانشگاه مفید دانشگاه خوبیه. بعدها فهمیدم دکتر قاسم زاده داماد ایت الله موسوی اردبیلی موسسه دانشگاه و مدارس مفید است . همین باعث شد سال ۱۳۸۰ در دانشگاه مفید قم برای فوق لیسانس علوم سیاسی قبول شدم و حتی رفتم برای ثبت نام .اما بخاطر مسوولیت های کاری و خانوادگی ٬ایاب و ذهاب به قم برای من مشکل بود و با وجود علاقه به حضور در قم و تحصیل همزمان علوم سیاسی و علوم دینی٬ انصراف دادم و مطالعات شخصی دینی بسنده کردم.بعدها در دفتر دکتر لاریجانی همدیگر را می دیدیم و احوال پرسی های پدرانه ایشان ادامه داشت تا اینکه ایشان بازنشسته شد و رفت روزنامه اطلاعات . چند سالی بود از دکتر قاسم زاده خبری نداشتم و گاهی نوشته های او را در روزنامه اطلاعات می خواندم که همیشه معتدل و منصف بود مانند پیپ کشیدن های اریستوکراتیک او که کیسینجر را برای من تداعی می کرد زیرا چهره او نیز بی شباهت به هنری نبود . خدایش رحمت کند و یادش گرامی@andishkadeye_kherad
می گویند باقر #خرازی شیفته دیده شدن است تعادل ندارد و از این حرفها …اما این حجم از توهین به مسوولان کشور از بالا تا پایین تحت پوشش حزب الله عادی به نظر نمی رسد بویژه وقتی از ضرورت شورش علیه دولت می گوید . حدس می زنم از جایی شارژ شده تا فتنه ای برپا کند و پشت صحنه خبرهایی است
📰 *آسوشیتدپرس مدعی شد: پیشنویس توافق میان ایران و عمان نهایی شد*▫️مذاکره کنندگان ایرانی و عمانی پیش نویس توافق برای بازگشایی تنگه هرمز را نهایی کرده و منتظر تأیید نهایی مقامات ارشد ایران هستند.▫️توافق احتمالی مذکور راه را برای ازسرگیری مذاکرات بین آمریکا و ایران به منظور دستیابی به یک توافق نهایی در مورد برنامه هستهای تهران هموار میکند.
پسر ورزشکار کلاس سرش را پایین انداخته بود و اشکهایش را پاک میکرد. دختری که همیشه ساکت بود، دست همکلاسی کناریاش را گرفته بود. چند نفر بیصدا گریه میکردند.دیگر کسی به گروهها و تفاوتها فکر نمیکرد. نه شاگرد اولی وجود داشت، نه شاگرد ضعیفی. نه محبوبترین دانشآموز و نه منزویترین. فقط چند جوان بودند که هرکدام زخمی پنهان با خود حمل میکردند.گفتم این چیزی است که همه ما با خودمان حمل میکنیم. سپس زیپ کوله را بستم و ادامه دادم: از امروز این کوله همینجا میماند، روی دیوار این کلاس. هر وقت وارد این اتاق شدید، یادتان باشد که لازم نیست بار همه چیز را تنهایی به دوش بکشید.زنگ مدرسه به صدا درآمد. معمولاً بچهها با شنیدن زنگ با عجله از کلاس بیرون میرفتند، اما آن روز هیچکس بلند نشد. چند لحظه بعد آرامآرام وسایلشان را جمع کردند و به سمت در رفتند.اتفاقی افتاد که هرگز فراموش نمیکنم. اولین دانشآموزی که از کنار کوله رد شد، مکث کرد و دستش را روی آن گذاشت. بعد رفت. دانشآموز بعدی هم همین کار را کرد. بعدی هم. و بعدی هم.تکتک آنها هنگام خروج لحظهای به کوله دست زدند؛ انگار میخواستند به هم بگویند میفهممت، میبینمت، تنها نیستی.آن روز مهمترین درسی بود که در تمام سالهای معلمیام داده بودم. نه درباره تاریخ، نه درباره جنگها و نه درباره سیاست. بلکه درباره انسان بودن.ما در دنیایی زندگی میکنیم که همه سعی دارند قوی به نظر برسند. همه بهترین لحظههای زندگیشان را نمایش میدهند و کمتر کسی از بارهایی حرف میزند که در سکوت حمل میکند. همین سکوت است که آدمها را از درون فرسوده میکند.آن شب ایمیلی دریافت کردم که موضوعی نداشت. در آن نوشته شده بود: امروز پسرم بعد از سالها مرا در آغوش گرفت. برای اولین بار درباره ترسها و فشارهایی که تحمل میکرد حرف زد. گفت احساس کرده کسی واقعاً او را دیده است. ما تصمیم گرفتهایم برای کمک گرفتن اقدام کنیم. ممنونم.سالها گذشته است و آن کوله هنوز روی دیوار کلاس من آویزان است. برای آدمهای غریبه فقط یک کولهپشتی کهنه و بیارزش به نظر میرسد، اما برای ما یادآور یک حقیقت بزرگ است؛ اینکه هر انسانی بارهایی دارد که دیده نمیشوند.زن جوانی که در صف نانوایی ایستاده، پیرمردی که با همه بحث میکند، نوجوانی که در اتوبوس هدفون در گوشش گذاشته است؛ همه در حال حمل کردن چیزی هستند که شما از آن خبر ندارید.برای همین کمی مهربانتر باشید، کمی کمتر قضاوت کنید و گاهی از آدمهای اطرافتان بپرسید: این روزها چه باری روی دوشت هست؟شاید همان سؤال ساده، زندگی کسی را نجات دهدt.me/andishevaghalamadabi
درِ کلاس را قفل کردم. صدای چرخیدن کلید در سکوت ناگهانی کلاس پیچید و توجه همه را جلب کرد. بیستوپنج دانشآموز سال دوازدهم به من خیره شدند. چند نفر هنوز نیمهپنهان مشغول نگاه کردن به صفحه موبایلهایشان بودند و نور آبی نمایشگر روی صورتهای خستهشان افتاده بود. آرام گفتم گوشیها را جمع کنید؛ نه روی حالت سکوت، خاموششان کنید. غرولند کوتاهی در کلاس پیچید، اما بالاخره همه گوشیها را کنار گذاشتند.سی سال بود که تاریخ درس میدادم. در این مدت نسلهای زیادی را دیده بودم؛ نوجوانهایی که با امید و آرزو وارد کلاس میشدند و دنیا را پیش روی خود میدیدند. اما این نسل فرق داشت. چیزی در نگاهشان بود که مرا نگران میکرد؛ نوعی خستگی عمیق، انگار قبل از آنکه زندگی را شروع کنند، از آن خسته شده بودند.روی میزم یک کولهپشتی قدیمی قرار داشت. رنگش پریده بود، بندهایش ساییده شده بود و گوشههایش شکل اولیه خود را از دست داده بودند. یک ماه بود که هر روز آن را به کلاس میآوردم و هیچکس توجهی به آن نداشت. برای دانشآموزان فقط یک وسیله کهنه و بیارزش بود، اما من میدانستم سنگینترین چیزی است که در تمام مدرسه وجود دارد.آن روز کوله را برداشتم و وسط کلاس روی یک صندلی گذاشتم. صدای برخوردش با صندلی باعث شد چند نفر سرشان را بالا بیاورند. گفتم امروز قرار نیست درباره انقلاب مشروطه یا جنگ جهانی حرف بزنیم. بعد از کشوی میزم یک دسته کارت سفید بیرون آوردم و بین همه پخش کردم.وقتی آخرین کارت را روی میز یکی از دانشآموزان گذاشتم، رو به کلاس ایستادم و گفتم سه قانون داریم. اول اینکه هیچکس اسمش را نمینویسد. دوم اینکه هیچ شوخیای در کار نیست. سوم اینکه هر چیزی مینویسید باید حقیقت داشته باشد.سپس ادامه دادم: روی این کارت بنویسید سنگینترین باری که این روزها روی دوشتان است چیست.یکی از پسرهای کلاس که همیشه در تیم فوتبال مدرسه بازی میکرد و معمولاً شوخطبع بود، دستش را بالا برد و پرسید یعنی درسها و امتحانها؟لبخند کوتاهی زدم و گفتم نه. منظورم چیزی است که شبها خوابتان را میگیرد. ترسی که به کسی نگفتهاید. فشاری که تحمل میکنید. غمی که پنهانش کردهاید. چیزی که هر روز با خودتان حمل میکنید.کلاس در سکوت فرو رفت. فقط صدای کولر از گوشه اتاق شنیده میشد. چند دقیقه هیچکس چیزی ننوشت. همه منتظر بودند دیگری شروع کند. بعد دختری که همیشه شاگرد اول کلاس بود، خودکارش را برداشت و شروع به نوشتن کرد. پس از او نفر کناری و بعد بقیه. کمکم همه سرهایشان را پایین انداختند و تنها صدای حرکت خودکارها روی کاغذ شنیده میشد.وقتی نوشتن تمام شد، یکییکی جلو آمدند. کارتهایشان را تا کردند و داخل کوله انداختند. هیچکس حرفی نمیزد. فضا شبیه مراسم اعترافی خاموش بود. وقتی آخرین کارت داخل کوله افتاد، زیپش را بستم و دستم را روی آن گذاشتم.گفتم شما هر روز همدیگر را میبینید. یکی را با معدلش میشناسید، یکی را با ظاهرش، یکی را با تعداد دنبالکنندههایش در فضای مجازی. اما حقیقت آدمها اینجاست؛ داخل همین کوله.نفس عمیقی کشیدم و ادامه دادم: حالا این نوشتهها را بلند میخوانم و تنها وظیفه شما گوش دادن است. نه حدس زدن، نه خندیدن، نه نگاه کردن به اطراف. فقط گوش دادن.اولین کارت را باز کردم. خطی لرزان و نامرتب داشت. روی آن نوشته شده بود که پدرم چند ماه است بیکار شده. هر صبح لباس میپوشد و از خانه بیرون میرود تا همسایهها نفهمند. ساعتها در ماشین مینشیند و وانمود میکند سر کار است. میترسم خانهمان را از دست بدهیم.سکوت کلاس سنگینتر شد. کارت بعدی را برداشتم. روی آن نوشته شده بود که هر روز میترسم مادرم دوباره داروهایش را بیش از حد مصرف کند. چند بار فکر کردهام دیگر زنده نیست. از ترس خوابم نمیبرد.هیچکس تکان نخورد. همه به کوله خیره شده کارت بعدی درباره پدر و مادری بود که هر شب دعوا میکردند و آرامش خانه را از بین برده بودند. کارت بعدی از دختری بود که همه فکر میکردند زندگی فوقالعادهای دارد، اما شبها در اتاقش گریه میکرد و هیچکس خبر نداشت.هرچه جلوتر میرفتم، حقیقت بیشتری از دل کاغذها بیرون میآمد. یکی از ترسش از آینده نوشته بود. دیگری از تنهایی. یکی احساس میکرد هرگز برای خانوادهاش کافی نیست. دیگری اعتراف کرده بود که هر روز نقش آدم خوشحال را بازی میکند، در حالی که از درون خسته و فرسوده است.به آخرین کارت رسیدم. کاغذ را باز کردم و چند ثانیه فقط به آن نگاه کردم. روی آن نوشته شده بود: دیگر نمیدانم برای چه باید ادامه بدهم. فقط منتظرم چیزی یا کسی دلیلی برای ماندن به من بدهد.کلمات در گلویم گیر کرد. کارت را آرام تا کردم و دوباره داخل کوله گذاشتم.وقتی سرم را بالا آوردم، کلاس دیگر شبیه یک ساعت قبل نبود.
مردم در انتظار ارامش و ثبات مردم ایران بعد از حوادث دردناک دی ماه و شوک ناشی از آن واقعه و سپس وقوع جنگ تحمیلی 40 روزه و جنایات دشمن متجاوز در میناب و لامرد و تهران و اصفهان . دیگر نقاط میهن عزیزمان و به دنبال انها کش و قوس های اتش بس و اغاز مجدد درگیری ها در جنوب و مجادله درباره مذاکره و همزمان با همه این رخدادها تورم سنگین و گرانی کالا ها ، هر روز چشم انتظار هستند که ببینند چه زمانی ارامش و ثبات به کشور باز می گردد و با چراغ در شهر می گردند تا سیگنالهای مثبت از حکومت و نهادهای صاحب قدرت و ثروت برای بهبود اینده دریافت کنند. در چنین فضایی پایان قطعی جنگ و عادی شدن فضای کشور مهمترین خواسته مردمی است که ناظر تحولات کشور هستند و جنجال و اختلاف و حاشیه سازی را بر نمی تابند. دعواهای ساختگی برخی حلقه های فتنه انگیز حول واژه هایی مثل تسلیم و جنگ طلبی و ایجاد چند دستگی در جامعه ایرانی یک هدف دارد و ان هم ایجاد انحراف در خواسته های به حق مردم است و رسانه های وابسته به این حلقه ها در واقع نمایی این دروغ و فریب ، خیانت بزرگی را مرتکب می شوند زیرا هیچ ایرانی ای جنگ طلب نیست همانطور که هیچ ایرانی ای تن به خواری و ذلت هم نمی دهد و و اهل تسلیم در برابر دشمن نیست و همه عقلا دنبال ارامش و صلح و توسعه ایران هستند. حساب مفسدین فکری و مالی و اخلاقی و سیاسی را نباید به حساب مردم گذاشت که نان حرام و منصب غصبی خود را در اشفتگی و فتنه و اختلاف جستجو می کنند.اما انچیزی که مانع و بر هم زننده این فضای وحدت است برخی تصمیمات و مواضع کسانی است که متاسفانه به حاکمیت چسبندگی دارند. مثل افراد و رسانه هایی که گاهی حرفهای عجیب و غریب می زنند و تخم ابهام و سرگردانی را در افکار عمومی می کارند. یا تصمیماتی مثل پلمپ کافه ها و محدود سازی ازادی های اجتماعی در این شرایط و امثالهم . کشور در این شرایط به انسجام در تصمیم گیری ها و پمپاژ امید و پرهیز مطلق از مواضع و تصمیمات شاذ و ناراضی ساز نیاز قطعی دارد و در عین حال نهادهای قانونی در برابر هر فرد و نهادی که خلاف این عمل کند نباید اغماض کنند وبا انها تحت هر عنوان و لباسی که فعالیت می کنند باید بعنوان ستون پنجم دشمن برخورد کرد.t.me/andishkadeye_kherad
انگشت در چشم مردم جنگزده. ماجرای بازگشت گشت و پلمب به نام حجاب چیست؟ مازیار وکیلیظاهراً دوباره سر و صدای توپ و بمب خوابیده و جریانی که جنگ موقتا ساکتشان کرده بود، بار دیگر برخوردهای تنشزا با مردم و کسب و کارها را آغاز کرده اند. در چند روز اخیر گزارشهای متعددی از پلمب تعداد کافهها و کسب و کارها در سراسر کشور منتشر شده است.گزارشهای منتشر شده از کسب و کارها حاکی از آن است که در استانهای اردبیل، سمنان، زنجان، قم، مازندران، خراسان رضوی [مشهد]و تهران تعداد زیادی از کافهها به بهانه «مقابله با بدحجابی» پلمب شدهاند. چندی پیش گزارشهایی از پلمب چندین کافه در خیابان سنایی تهران هم منتشر شد. در پی آن تصاویری از تخریب جدول کنار باغچههای مقابل کافه های این خیابان نیز در رسانهها دست به دست شد که شورای شهر آن را «اشتباه» گروهی در شهرداری تهران عنوان کرد!موج جدید پلمب ها و تعطیلی کسب و کارها به بهانه حجاب و انتشار تصاویر گشت ارشاد در استان گیلان، به نظر تکههایی از پازل یک سیاست سازمان یافته اند. سیاستی که دست کم برای مدتی بعد از توقف اجرای قانون حجاب و عفاف توسط شعام، مسکوت مانده بود. آغاز این موج این شائبه را در ذهن ایجاد میکند که گروهی قرار است دوباره حجاب را به مرکز برخوردهای قضایی و امنیتی تبدیل کرده و بار دیگر فضای کشور را متشنج کنند. rouydad24.ir/fa/news/465407/%D8%A7%D9%86%…
درگیر مسائل حاشیهای شدیمصاحب یکی از رستورانهای بنام و بزرگ مشهد است و معتقد است: «فشاری که به خاطر نظارت بر موارد حاشیهای بر رستوران و کافیشاپهای مشهد وارد میشود باعث شدهتمرکز کافهداران از روی کیفیت و غذا برداشته شود و به سمت و سوی دیگری برود.»این رستوراندار میگوید: «باید پاسخگوی ۱۵ دستگاه اجرایی باشیم که به آنها ستاد امربهمعروف نیز اضافه شده است. این در حالی است که بار اصلی بودجه مالیاتی کشور را اصناف به دوش میکشند.» میخواهند کافیشاپ را به سرنوشت کنسرت دچار کنند«ما مردم مشهد از تمام تفریحات یک جامعه عادی مثل کنسرت، محروم هستیم. تئاتر هم سالها در شهر ما ممنوع بود و بهتازگی رونقی گرفته است. بهتازگی بسیاری از کافهها در مشهد پلمب میشوند؛ من میترسم همین تفریح کوچک را هم از ما بگیرند و کافه رفتن هم برایمان به رویا تبدیل شود.»پلمپ کافهها تنها راه بقای رادیکالهاتقی آزاد ارمکی، جامعهشناس، معتقد است: «آن چیزی که در کشور جاری و ساری است یک بلاتکلیفی و بیتصمیمی در امور است. منظورم این است که مسائل مهم در کشور مورد توجه قرار نمیگیرند و نیروهای مهم و موثری که میتوانند برای مشکلات راه حل پیدا کنند، به میدان نیامدهاند. در این شرایط رادیکالها هستند که به میدان آمده و جامعه را از عقلانیت تهی میکنند. رادیکالها مسائل را عوض کرده و بازیها را شیک و آرمانی جلوه میدهند.»عدم تغییر قوانین حجاب، سبب ایجاد دوقطبیمحمدصالح نقرهکار، حقوقدان، مسئله قانونی حجاب را یکی از چالشهای مهم بعد از انقلاب میداند که از دو منظر حقوقی و اجتماعی قابل توجه است. او در اینباره توضیح میدهد: «نظام قانونی ما یکسری امور را بر مبنای اصل ۴ قانون اساسی ذیل شریعت در نظر گرفته و بر مدار آن حق و تکلیف و ضابطه را شکل داده است. نکته قابل توجه زمانی اتفاق میافتد که امر هنجاری در برابر امر حقوقی قرار گیرد و ایجاد دوقطبی کند.»نقرهکار در ارتباط با جریمههای عجیب کافهها میگوید: «گاهی اوقات اقدامات ابتکاری یا خلاقانه توسط ضابطین و سایر مراجع اداری و انتظامی شکل میگیرد که سبب مقابله شهروندان با وضعیت قانونی است. باید به این نکته توجه کرد که ریشه قانون حمایت از آزادی و حق است و قانونگذار باید، ضوابط را طوری تعیین کند تا تجاوز از اختیارات قانونی یا استفاده نادرست از قدرت صورت نگیرد.»نهادهای رسمی، پاسکاری میکنند بررسیها نشان میدهد، هیچ نهاد مسئولی، پلمب شدن کافهها را در مشهد گردن نمیگیرد. مدیر بازرسی و نظارت بر اصناف خراسان رضوی و مشهد میگوید: «من در ارتباط با پلمب کافیشاپها اطلاعی ندارم و باید این موضوع از طریق اتحادیه پیگیری شود و به ما مربوط نمیشود.»رئیس اتحادیه کافیشاپهای مشهد نیز از پلمب شدن کافیشاپها به علت بیحجابی اظهار بیاطلاعی میکند و توضیح میدهد: «بیشتر پلمبشدنها به علت نداشتن مجوز، گرانفروشی و مشکلات بهداشتی است که آن هم با اجرای شرایط لازم برای مجوز و پرداخت مبلغ اندکی در حدود یک میلیون تومان انجام میپذیرد.»او ادعا میکند: «نهاد اجرای پلمب و رفع آن، اماکن است و این قضیه باید از طریق اماکن پیگیری شود.»
موج جدید پلمب شدن کافه و رستورانها زودتر از پایتخت در مشهد آغاز شد؛ اتفاقی که قطع به یقین به سایر شهرهای کشور نیز سرایت خواهد کرد. در شرایطی که جامعه در بحران اقتصادی و اجتماعی است؛ این روند مردم را بیش از پیش به دولت و آینده بدبین کرده است.به گزارش شرق، یک سمت ماجرای پلمبشدنها، مغازهدارانی هستند که در شرایط بد اقتصادی، سعی در بقای کسبوکار خود دارند و در سوی دیگر جوانان و نوجوانانی هستند که در شرایط جنگی کشور تلاش میکنند، در محیطی به دور از اخبار جنگ و به روش خود با همصحبتی با دوستانشان به دنبال حال خوب و اندکی آرامش باشند. اما این روزها در مشهد، بسته شدن کافهها با دلایل موهوم و دروغین، یکی از معدود راههای باقیمانده جوانان برای امید به آینده، آرامش و ادامه زندگی را از آنها گرفته است. البته لازم به ذکر است که هیچ نهاد یا ارگانی، این پلمب شدن گسترده را گردن نمیگیرد. تنها تفریح باقیمانده در شرایط جنگی، پر!عطیه حدودا ۴۰ سال دارد و از بسته شدن کافه نزدیک محل زندگیاش میگوید: «تقریبا هر روز بعد از برگشتن از محل کار، سری به این کافه میزدم و دمنوش پرتقال مینوشیدم و از دیدن دخترپسرهای جوان که هنوز هم شور زندگی دارند، لذت میبردم.»عطیه معتقد است: «تنها تفریحی که بعد از جنگ وسعمان به آن میرسد همین کافه رفتن است. تقریبا بقیه تفریحات مثل سفر رفتن، رستوران رفتن، پیکنیک رفتن و دورهمیهای دوستانه از برنامه زندگیمان حذف شدهاست و حالا انگار همین دلخوشی کوچک را هم از دست دادهایم.»او ادامه میدهد: «دیروز که از سر کار به خانه میآمدم، متوجه شدم کافه سر کوچهمان پلمب شده است، دلیلش را که پرسیدم، فهمیدم به بهانه گرانفروشی، این کافه را بستهاند، در صورتیکه دلیل اصلیاش تجمع جوانان در این کافه بوده است.»جوانانی که بیکار شدند علیرضا ۳۰ سال دارد و ساکن خیابان وکیلآباد مشهد است. او تجربهاش از بسته شدن کافههای مشهد را توضیح میدهد: «همیشه با دوستانم برای تغییر حالمان به کافه میرویم. خیابان وکیلآباد که پر از کافه است، یکی از پاتوقهای همیشگیمان است، اما دیروز که دنبال یک کافه جدید بودیم، متوجه شدیم، بسیاری از کافههای این خیابان بسته شدهاند، تقریبا یکی درمیان!»او از علت بسته شدن کافهها میگوید: «ادعا کردند دلیل بسته شدن کافهها رعایت نکردن مسائل بهداشتی یا گرانفروشی بوده، اما آخر مگر میشود این همه کافه با هم این مشکل را داشته باشند؟»او ادامه میدهد: «صاحب یکی از کافهها دوستم است، هنوز یک سال هم نشده که در شرایط جنگی با قرض و وام، این کافه را باز کرده و حالا پلمبش کردند. با بسته شدن کافهاش فقط خودش بیکار نشده، چند جوان دیگر هم از نان خوردن افتادند و بیکار شدند.»حسین یکی از کافهدارانی است که بهتازگی کافهاش پلمپ شده و با وجود پیگیریهای زیاد هنوز نتوانسته آن را باز کند. او علت بستن کافهها را جمع شدن جوانان دور هم، موسیقی و بیش از هر چیزی حجاب میداند و توضیح میدهد: «نوع پوشش و حجاب، پاتوق شدن یک مکان و موسیقی حاکم بر کافه دلیل اصلی بستن آنهاست، اما در شرایط جنگی فعلی و حساس بودن فضای جامعه، مسئولین نمیتوانند بگویند علت پلمب شدن حجاب خانمهاست. بنابراین دلایل مسخره دیگری را عنوان میکنند.»او ادامه میدهد: «بهانهای که کافه من را پلمپ کردند، بهداشت بود. به من گفتند چرا بخش کیک و دسر شما سیب سلامت ندارد! خب، هیچ کافهای در کشور بخش کیکهایش سیب سلامت ندارد مگر اینکه از محصولات بستهبندی مغازهای استفاده کند.»او بیشتر از دلایل بیجهت پلمب شدن کافههای مشهد میگوید: «برای مثال به یکی دیگر از همکارها گفتند چرا نوشیدنی ماچا داخل نرخنامه نیست. این موضوع اصلا مربوط به اتحادیه است و به ما ربطی ندارد. مگر نرخنامه را کافهدار طراحی کرده است؟ بر فرض اینکه تمام این نکاتی که گفتند درست باشد، برای این موارد باید جریمه کنند، نه پلمب!»حکم: ۵۰۰ میلیون سفته و امربهمعروف ۲۰۰ نفر سیوچند ساله است و یک کافه کوچک در یکی از خیابانهای نهچندان معروف مشهد دارد. به تازگی کافهاش را رفع پلمب کرده و ماجرای پلمب شدن کافهاش را اینگونه تعریف میکند: «چندی پیش یک مامور در حال فیلمبرداری از کافه بود که خانمی به او اعتراض کرد؛ همین کار موجب شد کافه من را پلمب کنند. در صورتیکه دلیل بستن کافه را خدمات دادن به افراد بیحجاب عنوان کردند.»او ادامه میدهد: «وقتی برای رفع پلمب کافه به سازمان مربوطه مراجعه کردم برایم شرطهای عجیبی گذاشتند. ۵۰۰ میلیون سفته گرفتند و گفتند باید به ۲۰ نفر رایگان آموزش باریستا شدن بدهم و ۲۰۰ نفر را امربهمعروف کنم.»
با نظر مراجع ذی صلاح و با هدف انعکاس صدای کارشناسی در میزگردهای تلویزیون بعد از۱۵۰ روز تک صدایی ، دکتر #ناصر_هادیان در #شبکه_خبر حاضر شد. این تصمیم نشانه خوبی است و بهتر است گسترش و ادامه یابد زیرا به نفع کشور است .t.me/andishkadeye_kherad
هشدار ۱۰ به ۱ مانع حمله امریکا به زیرساختها بعداز تهدیدات اخیر #امریکا که پشتیبانی لجستیک سوخت رسان ها و آرایش نظامی آن را جدی تلقی می کرد ایران سطح واکنش به آن را از ۲به ۱ به ۱۰ به ۱ ارتقا دادو به #عربستان و #پاکستان اطلاع داددرصورت اقدام امریکا پاسخ تهران۱۰ برابر خواهد بوددر حالی که قبلا این نسبت ۲به ۱ بود نکته ای که تلویحا در اطلاعیه #سردارعبداللهی قرارگاه خاتم هم مستتر بود. ریاض این پیام را نابودی ارامکو تفسیر کرد و به واشنگتن هشدار داد که این یعنی فروپاشی نظام مالی مشترک امریکا و عربستان و مجددا پای پاکستان بعنوان میانجی باز شددر حال حاضر سه خواسته مهم ایران با تقدم و اولویت برای مذاکره عبارت است : ۱-اعمال حاکمیت وترتیبات ایرانی بر تنگه هرمز ۲-رفع تحریم ها و ازاد سازی پولهای بلوکه شده مردم ایران ۳-رفع ابهامات هسته ای بهترین زمان امتیاز گیری در دیپلماسی زمانی است که هماورد نظامی به تعادل رسیدهt.me/andishkadeye_kherad
🔸زندگی مشکلی نیست که حل شود، بلکه واقعیتی است که باید تجربه شود. ✍ سورن کیرکگارد
اَنا الحَق تواضعی عظیم باشد، زیرا آنکه میگوید من عبد خدایم، دو وجود را اثبات میکند؛ یکی خود را و یکی خدا را... اما آن که اَنالحَقّ میگوید، خود را عدم کرد، به باد داده، میگوید اَنالحَقّ، یعنی من نیستم،همه اوست، جز خدا را هستی نیست؛ من به کلّی عدم محضم و هیچم.این است که مردم فهم نمیکنند. اینکه مردی بندگی کند برای خدا، بندگی او در میان است، اگر چه آن بندگی برای خداست، اما او خود را میبیند و فعل خود را میبیند و خدای را میبیند، ولی او غرق آب نباشد! غرق آب آن کس باشد که درو هیچ جنبشی و فعلی نماند، اما جنبشهای او جنبش آب باشد...📚 فیه ما فیهــــــــــــــ🖌 پ.ن: العبدُ بين يدی الله تعالى كالميّت بين يدی الغسال
💢راز بزرگ کیهان؛ آیا مادهای که سالها دنبالش بودیم اصلا وجود ندارد؟سالها تصور میشد جهان با سرعتی فزاینده در حال گسترش بوده و نیرویی مرموز به نام «انرژی تاریک» عامل این شتاب است. حالا اما پژوهشهای جدید نشان میدهند این فرض ممکن است حاصل یک خطای محاسباتی باشد و انرژی تاریک هرگز وجود نداشته است.بیشتر بخوانید:l.euronews.com/0Cce
آنچنان که یوسف از زندنی ای با نیازی خاضعی سَعدانی ای چنانکه یوسف (ع) از یک زندانی نیازمندِ فروتن نیکبختی یاری خواست . ( سعدانی = نیک بخت ) [ عنوان این بخش اشاره است به آیه 42 سورۀ یوسف « و (یوسف) به یکی از آن دو (زندانی) که گمان می کرد رهایی یافتنی است گفت مرا نزدِ صاحب (فرعون) یاد آر . این سان شیطان یادِ صاحبش را از خاطر او بزدود . بدین جهت (یوسف) چند سال در زندان ماند » . چون یوسف (ع) از مخلوق مدد خواست به قولِ مشهور مفسّران هفت سال در زندان به سر برد .خواست یاری ، گفت : چون بیرون رَوی / پیشِ شَه گردد اُمورت مُستَوییوسف از همبند خود یاری خواست و گفت : وقتی از زندان بیرون رفتی و کار و بارت در نزدِ شاه رو به راه شد . [ مُستَوی = راست ، هموار ]یادِ من کُن پیشِ تختِ آن عزیز / تا مرا هم واخَرَد زین حبس نیزمرا در حضور آن شاهِ ارجمند یاد کن تا مرا نیز از زندان مرخص کند .کی دهد زندانیی در اقتناص / مردِ زندانیِّ دیگر را خلاص ؟کسی که خود گرفتار زندان است . چگونه می تواند زندانی دیگر را خلاصی دهد ؟ یعنی اهلِ دنیا جملگی اسیر و بندی اند . اینان نمی توانند یکدیگر را نجات دهند . [ اِقتناص = شکار ، شکار کردن ، در اینجا به معنی اسیر و گرفتار ]اهلِ دنیا جملگان زندانی اند / انتظار مرگِ دارِ فانی اندجز مگر نادر یکی فَردانی ای / تن به زندان ، جانِ او کیوانی ایمگر افراد نادر و منحصر به فردی که جسمشان در زندان دنیا و روحشان بر اوج آسمان باشد . ( کیوان = که نام عربی آن زُحل است از سیاره های منظومۀ شمسی است . تا پیش از کشف سیاره های اورانوس ، نپتون و پلوتون ، بلندترین و دورترین سیاره به شمار می آمده . چنانکه معنی لغوی زُحل نیز گویای این مطلب است . زیرا زُحل یعنی دور شد . ( فرهنگ اصطلاحات نجومی ، ص 336 ) از این رو در ادبیات فارسی و عربی هر چیز بسیار بلند و دور را به آن مَثَل می زنند . [ عارفان بِالله که به مرگ اختیاری مُرده اند بر حسب ظاهر میان مردم می زیند . و بطور عادی حشر و نشر می کنند . ولی اتّصال و پیوند روحی شان با عالم قدس برقرار است . ]پس جزایِ آنکه دید او را مُعین / ماند یوسف حبس در بِضعَ سِنینپس یوسف نبی به کیفر آنکه بندۀ ناتوانی همچون خود را یاور خود پنداشت . در چند سال در زندان ماند .یادِ یوسف دیو از عقلش سِتُرد / وز دلش ، دیو آن سخن از یاد بُردشیطان یادِ یوسف را از خاطر آن (یار زندانی) بزدود و سفارش یوسف را از دلش محو کرد . [ همبند یوسف وقتی از زندان آزاد شد . بکلّی قول و قرارهای خود را با یوسف از یاد بُرد . ]زین گُنه کآمد از آن نیکو خصال / ماند در زندان ز داوَر چند سالبه جهت این گناه که از یوسف خوش خُلق سر زد . به تقدیر خدا چند سال در زندان به سر برد . [ مشهور مفسّران این مدّت را هفت سال می دانند . ]که چه تقصیر آمد از خورشیدِ داد ؟ / تا تو چون خفّاش اُفتی در سواداز بارگاه الهی به یوسف ندا در رسید که تا کنون از شمسِ هدایت الهی چه تقصیری به ظهور آمده که تو خفّاش وار به تاریکی ها پناه ببری ؟ یعنی چه شده که تو به جای توسّل به خالق به مخلوق متوسّل می شوی . ]هین چه تقصیر آمد از بحر و سَحاب ؟ / تا تو یاری خواهی از ریگ و سَرابآخر از دریا و ابر چه تقصیری سر زده که تو از ریگ و سراب یاری می خواهی . یعنی از حقیقت چه بَدی دیدی که متوسل به باطل شده ای . [ آن مردمانی که تو خود را به آنان پشتگرم احساس می کنی سرابی بیش نیستند . و یا به قول حضرت علی (ع) همچون ابرهای بی بارانی هستند که سخت می غُرّند و می خروشند امّا قطره ای باران نمی بارند . ]عام اگر خُفّاش طبع اند و مَجاز / یوسفا ، داری تو آخِر چشمِ بازگر خفّاشی رفت در کور و کبود / بازِ سلطان دیده را باری چه بود ؟پس ادب کردش بدین جُرم اوستاد / که مساز از چوبِ پوسیده عِمادلیک یوسف را به خود مشغول کرد / تا نیآید در دلش زآن حبس ، دَردآنچنانش اُنس و مستی داد حق / که نه زندان ماند پیشش ، نه غَسَقخداوند چنان اُنس و مستی روحانی ای به یوسف داد که نه زندان در نظرش زندان آمد . نه تاریکی سلول در نظرش تاریکی آمد . [ غَسَق = تاریکی ]نیست زندانی ، وَحِش تر از رَحَم / ناخوش و تاریک و پُر خون و وَخِمچون گُشادت حق دریچه سویِ خویش / در رَحِم هر دَم فزاید تَنت بیشامّا چون خداوند در رَحِم ، دریچه ای به جانب خود گشوده است . بدن تو با وجود آنکه در بدترین زندان است با اینحال هر لحظه می بالد و رشد می کند .اندر آن زندان ز ذوقِ بی قیاس / خوش شگُفت از غِرسِ جسمِ تو حواسدر آن زندان موحش (رَحِم) به سبب ذوق و لذّتی خدادادی که به هیچ مقیاسی در نمی گنجد از نهالِ وجود تو برگ و بار حواس می شکفد . ( غِرس = نهال ، قلمه ) [ در آیه 78 سورۀ نحل آمده است که آدمی به گاهِ زاده شدن از شکم مادر حامل هیچگونه علمی نیست امّا از طریق سمع و بصر و دل اکتساب علم می کند . ]ادامه دارد
بعد ما هر وقت رفقای بازاری را در همین آدرس ها می بینیم و از وضع کسب وکار می پرسیم طوری ناله می کنند که جرات نمی کنیم بگیم یک هویج بستنی برامون سفارش بده بیارن 😆😆😆داستان چیه واقعاt.me/economic_andishe_ghalam
«ویزیت ١٠٠ میلیون تومانی!»🖍بهروز مرادی یکی از آشنایان امروز برایم تعریف کرد که وقتی از یک پزشک متخصص خواست تا بر بالین پدر بیمارش که در بیمارستان دیگری بستری است حاضر شود و او را ویزیت کند، آن پزشک معروف، درخواست ١٠٠ میلیون تومان برای ویزیت پدرش نموده است.با شنیدن این خبر غرق در تلاطم درون و پرسشهای بیپاسخ شدهام. از خود میپرسم براستی اینهمه بیرحمی و ناهمدلی و خوی غارتگری مردم نسبت به مردم در جامعه چگونه پیدا شده و این چپاول غریبانه چرا به حوزهی درمان نیز سرایت نموده و چرا برخی از ما بهجای آنکه دست دیگران را در شرایط تنگ که نیاز به کمک دارند، بگیریم، آنها را غارت میکنیم؟آیا این رفتار، میراثی فرهنگیِ بهجایمانده از جنگهای دوران کهن در ناخودآگاه جمعی ماست که آنکس را که بییاور و بیپناه و درمانده و شکستخورده میبینیم، به دارایی او به مثابهی غنیمت جنگی مینگریم و غارتش میکنیم؟ آیا برخی از ما مردمی هستیم شبیه دزدان سر گردنه که چون روزگاران کهن بر گذرگاه کاروانیان کمین میکردیم و اموال دیگر هموطنانمان را به تاراج میبردیم؟آیا مقصر فقط آندسته از حکومتکنندگان اختلاسگری میباشند که فقر را از یکسو و فساد را از سویی دیگر در جامعه آنچنان نهادینه و ریشهدار ساختهاند که بسیاری از مردم و متخصصان را دارای خوی غارتگری نمودهاند؟آیا رفتار برخی مسئولین اختلاسکننده به ما نیز سرایت کرده و باعث شده تا ما پهنهی ایران را خان یغمایی ببینیم که تا آنجا که میشود و هر جا که ممکن است باید از آن دزدید و گریخت؟ آیا عامل این قبیل غارتگری؛ فقر و نداری است و آنهایی که مرفه و دارا هستند، پاکدست و درستکردارند؟آیا درخواست ویزیت ١٠٠ میلیون تومانی از سر نداری و نیاز آن پزشکِ اسمورسمدار و تردّدکننده به صداوسیماست؟ آیا انسان باید قربانی نظام فاسد باشد یا اینکه از او انتظار میرود که در شرایط سقوط اجتماعیِ ارزشهای انسانی و تضعیف وجدان در پی بیاعتبارشدن دین و درستکاری اخلاقی، از مقاومت اخلاقی برخوردار باشد و درستکار و باوجدان باقی بماند؟ براستی چند درصد از ما از پرورش اخلاقی ریشهدار برای پاسداشتن حق دیگران و رعایت شفقت انسانی بهرهمندیم؟ چند درصد از ما در فرایند تربیتیمان به گونهای پرورش یافتهایم که خیانت در امانت نکنیم؟ چند درصد از ما مردم در فضیلتهای اخلاقیامان برتر از مسئولین ناپاک هستیم و اگر جای آنها میبودیم، رشوه نمیگرفتیم، دزدی نمیکردیم، بیتالمال را غارت نمیکردیم و حق مردم را پاس میداشتیم؟آیا اگر مردم معترض به ستم طبقاتی و فساد و زشتکاری، خود بر مسند امور بنشینند، درستکاری و پاکدستی پیشه میکنند؟ چرا نه دینداری برخی از ما را درستکردار ساخته و نه فرهنگ باستانی از ما موجود اخلاقی ساخته است؟ آیا ما شایستهی داشتن حکومتی خوب و سالم هستیم؟ چرا هستیم؟پس چرا در جامعهی ما موجی اجتماعی و سیاسی در دفاع از زندگی سالم و پاکدستانه و درستکارانه درنمیگیرد؟ آیا حق داریم پیش از آنکه خود درستکار باشیم، حکومت خوب داشته باشیم؟ آیا باید ابتدا حکومت سالم و شایسته داشته باشیم تا مردم اصلاح بشوند یا اینکه وجود مردمِ درستکردار مقدم بر حکومت خوب است؟ چند درصد از ما از یک نظام سالم و ملّی و مردمی و دموکراتیک که پارتیبازی و زدوبند و تبعیض را به کناری بنهد و حق و مساوات را در جامعه برقرار نماید، دفاع می کنیم؟ چند درصد از ما اگر به عقب برگردیم، این بار قدر اندک دولتهای سالم تاریخ خودمان را خواهیم دانست و از آنها در مقابل دیکتاتورها و فسادکاران حمایت خواهیم کرد؟ چند درصد از ما اگر بر مسند مدیریت جامعه قرار بگیریم، به جای باندبازی و حسادت و خودمحوری، به افراد سالم و پاکدست و لایق و کاردان و متخصص و دلسوز و بافضیلت و مسلط بر هوای نفس و کارآمدِ ایرانگرا میدان خواهیم داد و چند درصد از ما از فرصت بهدستآمده برای غارت ایران و ایرانی سوءاستفاده خواهیم نمود؟ ١٣ امرداد ١۴٠۵ 🌿@drBehrouzMoradi
بیان و بروز اعتقادات و باورها وقتی خوشایند #قدرت و ایدئولوژی مسلط باشد هنر که نیست بلکه مصداق ریا می باشد و لطفی ندارد اما بیان باورها و اعتقادات وقتی خوشایند قدرت نیست نشانه استحکام ایمان است و فقط مخلصین له الدین از این مرزهای باریکتر از مومراقبت می کنند. مصداق ها را شما بگید
وقتی کار کردن نجات نمیدهدرضا کیمیایی روزنامهنگار اقتصادی اقتصاد ایران با یک تناقض بزرگ روبهرو شده است؛ جامعهای که سالها به مردم میگفت «کار کنید تا زندگی بهتر شود»، امروز با واقعیتی مواجه است که در آن داشتن شغل نیز لزوماً به معنای داشتن یک زندگی قابل قبول نیست.بر اساس برآورد برخی کارشناسان، خط فقر یک خانواده چهار نفره در تهران به حدود ۹۰ میلیون تومان در ماه رسیده است. این عدد، اگرچه بسته به روش محاسبه، سطح زندگی مورد انتظار و شرایط اقتصادی میتواند متفاوت باشد، اما یک واقعیت مهم را آشکار میکند؛ فاصله میان درآمد خانوارها و هزینههای واقعی زندگی به شکافی جدی تبدیل شده است.در سوی دیگر، حداقل حقوق کارگری حدود ۱۷ میلیون تومان است. مقایسه این دو عدد، تصویری نگرانکننده از وضعیت معیشتی بخش بزرگی از جامعه ارائه میدهد؛ جامعهای که در آن حتی داشتن شغل تماموقت نیز دیگر تضمینی برای خروج از فشار اقتصادی نیست.اما مسئله اصلی فقط پایین بودن دستمزد نیست. بحران واقعی زمانی آغاز میشود که «کار کردن» نقش خود را به عنوان مسیر پیشرفت و امنیت اقتصادی از دست بدهد.در یک اقتصاد سالم، شغل باید به فرد امکان دهد که علاوه بر تأمین نیازهای اولیه، برای آینده نیز برنامهریزی کند. اما زمانی که یک کارگر یا کارمند پس از یک ماه تلاش مستمر همچنان برای تأمین هزینه مسکن، درمان، آموزش و نیازهای ضروری زندگی با مشکل مواجه است، معنای اقتصادی دستمزد تغییر میکند.دستمزد دیگر ابزار ساختن آینده نیست؛ تنها به ابزاری برای دوام آوردن تبدیل میشود.فاصله میان درآمد و هزینه، فقط یک مسئله مالی برای خانوارها نیست؛ بلکه پیامدهای گستردهتری برای اقتصاد و جامعه دارد. وقتی تلاش اقتصادی نتیجه متناسبی ایجاد نکند، انگیزه کار کاهش پیدا میکند، بهرهوری افت مییابد، اقتصاد غیررسمی گسترش پیدا میکند و بخشی از سرمایه انسانی جامعه به دنبال فرصتهای بهتر خارج از کشور یا خارج از فعالیتهای مولد اقتصادی میرود.ریشه این وضعیت را باید در سالها تورم مزمن، کاهش قدرت خرید پول ملی، بیثباتی اقتصادی و رشد نامتناسب هزینههای زندگی جستوجو کرد. افزایش سالانه حقوق، اگر با مهار تورم و رشد واقعی اقتصاد همراه نباشد، تنها یک افزایش اسمی است که خیلی زود اثر خود را از دست میدهد.تجربه سالهای گذشته نشان داده است که سیاستهای کوتاهمدت، هرچقدر هم با هدف حمایت از مردم طراحی شوند، بدون اصلاحات عمیق اقتصادی نمیتوانند مشکل معیشت را حل کنند. پرداخت یارانه، افزایش مقطعی دستمزد یا کنترل دستوری قیمتها ممکن است فشار یک دوره کوتاه را کاهش دهد، اما جایگزین ایجاد یک اقتصاد باثبات و مولد نمیشود.خطر بزرگتر، عادی شدن فقر است. زمانی که جامعه به شنیدن اعداد جدید خط فقر عادت کند، زمانی که افزایش هزینههای زندگی به یک خبر روزمره تبدیل شود و زمانی که فاصله میان درآمد و مخارج هر سال بیشتر شود، مسئله فقط کاهش رفاه نیست؛ مسئله فرسایش امید اجتماعی است.البته خط فقر یک عدد ثابت و یکسان برای همه خانوارها نیست و به عواملی مانند شهر محل زندگی، تعداد اعضای خانواده و سطح هزینهها بستگی دارد. اما فارغ از رقم دقیق، این واقعیت قابل انکار نیست که قدرت خرید بخش بزرگی از خانوارها در سالهای اخیر کاهش یافته و فشار هزینههای زندگی افزایش پیدا کرده است.اقتصاد زمانی موفق است که میان تلاش و نتیجه رابطهای منطقی برقرار باشد. اگر فردی با کار کردن نتواند حداقلهای یک زندگی شایسته را تأمین کند، مشکل دیگر فقط مشکل یک خانوار نیست؛ نشانه یک اختلال عمیقتر در ساختار اقتصادی است.فقر امروز دیگر فقط چهره کسانی نیست که شغل ندارند. چهره جدید فقر، انسانهایی هستند که هر روز کار میکنند، مسئولیت دارند و تلاش میکنند، اما همچنان از امنیت اقتصادی فاصله میگیرند.شاید مهمترین هشدار برای سیاستگذار همین باشد:جامعه زمانی آسیب میبیند که مردم احساس کنند کار کردن دیگر راهی برای بهتر شدن زندگی نیست.t.me/andishkadeye_kherad
newspaper.irandaily.ir/8180/1/25520%D8%B3… روزنامه ایران دیلی به قلم امیر دبیری مهر ترجمه این مقاله در سایت موسسه پژوهشی اندیشه و قلم موجود است
🔺اسلام و دومین عبور از جبلالطارقروز پنجشنبه، دهها هزار مهاجر مراکشی در تلاش برای رسیدن به شهر سبته یکی از دو قلمرو اسپانیا در شمال آفریقا، خود را به آب زدند. هدف بسیاری از آنان رسیدن به اروپا و برخورداری از امکان اقامت و زندگی در اسپانیا بود. مقامهای اسپانیایی این رخداد را نوعی «حمله» توصیف کردند.این "حمله" دستکم برای اسپانیا، میتواند تداعیکننده بخشی از حافظهی تاریخی باشد: همین تنگه جبلالطارق در سال ۷۱۱ میلادی شاهد عبور نیروهای مسلمان به فرماندهی طارق بن زیاد به شبهجزیره ایبری بود؛ رخدادی که به سقوط پادشاهی ویزیگوتها و آغاز دورهای انجامید که با فراز و نشیبهای فراوان، تا سقوط غرناطه در سال ۱۴۹۲ ادامه یافت.موجی که عربها و بربرهای مسلمان را در آغاز قرن هشتم میلادی به شبهجزیره ایبری رساند، محصول قدرت و پویایی تمدنی بود که در آن زمان در جهان اسلام در حال گسترش بود. اما مهاجرت امروز عمدتاً در جهت معکوس حرکت میکند: از جنوب فقیرتر و بیثباتتر به سوی شمال ثروتمندتر، امنتر و برخوردار از نهادهای سیاسی و حقوقی کارآمدتر.منظور از شمال و جنوب البته صرفاً دو سوی تنگه جبلالطارق نیست؛ سخن از شکاف گستردهتر میان «شمال جهانی» و «جنوب جهانی» است.از این منظر، پرسش مهمی پیش روی ما قرار میگیرد: چرا آنها پیشرفت کردند و ما عقب افتادیم؟نمیتوان همه مسئولیت این عقبماندگی را به استعمار نسبت داد و نقش عوامل داخلی را نادیده گرفت. استعمار میراثی سنگین بر جای گذاشت، اما ضعف نهادهای سیاسی، فساد، استبداد، فقدان حاکمیت قانون، شکست در ایجاد نظامهای آموزشی کارآمد و ناتوانی در ساختن اقتصادهای مولد نیز بخشی از این داستاناند.جالب آنکه در سدههای نخستین پس از ظهور اسلام، وضعیت کاملاً متفاوت بود. جهان اسلام در اوج قدرت سیاسی و تمدنی خود قرار داشت و بهسرعت قلمروهای گستردهای را در خاورمیانه، شمال آفریقا و بخشهایی از اروپا درنوردید. مسلمانان در آن دوره نه مهاجرانی در جستوجوی پناه و کار، بلکه صاحبان یک تمدن قدرتمند و رو به گسترش بودند.اما تاریخ به همینجا ختم نشد.همین اسپانیایی که امروز یکی از کشورهای مرفه و دموکراتیک اروپاست، قرنها زیر حکومتهایی زندگی کرد که با معیارهای امروز، اقتدارگرا و مذهبی بودند. نام اسپانیا در بخش مهمی از تاریخ خود با دادگاههای تفتیش عقاید، سرکوب دینی و اخراج یهودیان و مسلمانان نیز گره خورده است.حتی تا چند دهه پیش، اسپانیا کشوری نسبتاً فقیر و تحت یک دیکتاتوری نظامی ـ اقتدارگرا بود. فرانکو از سال ۱۹۳۹ تا ۱۹۷۵ بر کشور حکومت کرد. اما تحول بزرگ اسپانیا نه از معجزه قدیسان کلیسا، بلکه از گذار موفق به دموکراسی و ساختن نهادهای مدرن آغاز شد.پس از مرگ فرانکو در سال ۱۹۷۵، اسپانیا توانست یکی از دشوارترین گذارهای سیاسی قرن بیستم را تجربه کند. سلطنت، نیروهای سیاسی محافظهکار، فرانکوییستهای سابق، سوسیالیستها، کمونیستها و جریانهای دموکراسیخواه، با وجود اختلافات عمیق، در نهایت بر سر ایجاد یک نظام دموکراتیک و مبتنی بر قانون به مصالحه رسیدند.این گذار بدون سازشهای دردناک و مصالحههای فراوان ممکن نبود. اسپانیا نشان داد که گاهی برای نجات یک کشور، نیروهای سیاسی باید بخشی از خواستههای حداکثری خود را کنار بگذارند و بر سر منافع بلندمدت ملی توافق کنند.به همین دلیل، کسانی که امروز خود را به آب و آتش میزنند تا به یک قلمرو اسپانیایی در آفریقا برسند، صرفاً به دنبال درآمد و فرصت شغلی نیستند. جاذبه اروپا فقط در ثروت آن نیست؛ در حاکمیت قانون، امنیت، کرامت انسانی و پیشبینیپذیری زندگی نیز هست.جایی که بازداشت خودسرانه قاعده نیست، مخالفت سیاسی الزاماً به زندان ختم نمیشود و شهروند میتواند با درجهای از اطمینان نسبت به آینده زندگی کند.از این منظر، نمیتوان جریان مهاجرت از جنوب فقیر به شمال مرفه را صرفاً با بازتوزیع ثروت جهانی متوقف کرد. حتی اگر شکاف اقتصادی کاهش یابد، تا زمانی که شکاف در کیفیت نهادهای سیاسی، حاکمیت قانون، امنیت و فرصتهای اجتماعی پابرجا باشد، انگیزه مهاجرت نیز باقی خواهد ماند.تجربه استعمارزدایی در دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ نیز نشان داد که استقلال سیاسی، بهتنهایی برای توسعه اقتصادی و اجتماعی کافی نیست. دهها کشور مستقل پدید آمدند، اما بسیاری از آنها نتوانستند از چرخه فقر و توسعهنیافتگی خارج شوند.استعمارزدایی را میتوان تا حدی به یک «اصلاحات ارضی» در مقیاس جهانی تشبیه کرد: انتقال مالکیت سیاسی سرزمینها از قدرتهای استعماری به ملتهای آنها. اما همانگونه که اصلاحات ارضی بدون نهادهای کارآمد، نظام حقوقی مناسب و ساختار اقتصادی مولد نمیتواند توسعه پایدار ایجاد کند، استقلال سیاسی نیز بدون دولت کارآمد، حاکمیت قانون، سرمایه انسانی و نهادهای مشروع الزاماً به توسعه نمیانجامد.#صلاح_الدین_خدیو @sharname1
این ویدیو را که دیدم یاد چهل سال پیش افتادم که داوطلبانه در تابستانها کار می کردم .خانواده ما فقیر نبود اما ثروتمند هم نبودیم همان طبقه متوسط معروف بودیم . آن زمان تب کارکردن بچه ها در تابستان داغ بود. بچه ها شیرینی بامیه و الاسکا و بستنی و خوراکی می فروختند جلو خانه یا در پارک نزدیک منزل . البته پدر و مادرها زیر چشمی کاملا بچه ها را زیر نظر داشتند. تجربه ی جذابی بود. کراهت هم نداشت .زشت هم نبود .در فرهنگ امروز فاجعه تلقی می شود و نشانه فقر و فلاکت خانواده وبعیده خانواده ای داوطلبانه اجازه چنین فرصتی را به بچه ها بدهد. امنیت و فرهنگ عمومی هم بسیار تغییر کرده .من زمانی تابستان ها کار می کردم که دستگاه آتاری ودوچرخه هم داشتم که دستگاه کمیابی بود و نشانه رفاه تلقی می شد.اما کار هم می کردم و از کسب درآمد و ارتباط با مردم لذت می بردم .چقدر زمانه تغییر کرده با دیدن این ویدیو یادگذشته افتادم و این متن را نوشتم تا به دست این پسر و امثال آن برسد و به انها بگویم تندرست و شاد باشی مرد کوچک .با اعتنا به آنچه دیگران فکر می کنند کارکن و درس بخوان اینده ات را بساز و به خودت افتخار کنt.me/andishkadeye_kherad
🔺حمله لغو شد؟!در حالی که منطقه و جهان در التهاب آغاز دور جدیدی از جنگ به سر میبرد، دونالد ترامپ ناگهان خبر از لغو حمله داد. او این تصمیم را به درخواست ایران و دیگر کشورهای خاورمیانه و توافق بر سر چارچوبهای جدید ربط داد. ترامپ همچنین مدعی شد که این اقدام را به خاطر «منافع آینده جهان» و برای بقای «ایرانی موفق و شکوفا» انجام داده، مشروط بر اینکه توافقی سریع برای بازگشایی فوری، کامل و بدون قید و شرط تنگه هرمز حاصل شود و تهدید هستهای ایران نیز پایان یابد.در مواجهه با این موضعگیری، برخی طبق معمول معتقدند که جنگی در کار نبوده و همه اینها صرفاً یک بازی روانی است؛ در عین حال هم میگویند ترامپ عقبنشینی کرده است. تردیدی نیست که جنجالآفرینی و جنگ روانی بخش جداییناپذیر سیاستورزی ترامپ است؛ اما اگر این ماجرا صرفاً یک بازی بوده، چرا او باید صراحتاً اعلام کند که حمله را لغو کرده و با این کار، بازی روانی خود را خنثی کند؟ او میتوانست همان رویکرد را برای مدتی دیگر ادامه دهد؛ پس چه اجباری برای اعلام عمومی لغو حمله داشت؟واقعیت این است که تصمیم برای یک حمله گسترده اتخاذ شده بود و اسرائیل نیز دیروز در وضعیت آمادهباش کامل قرار داشت. مجموعه اظهارنظرها و تحرکات طرف ایرانی هم از اظهارات دیروز فرمانده قرارگاه «خاتمالانبیا»، رایزنیهای دیپلماتیک و هشدارهای دیروز وزیر امور خارجه و بیانیه توضیحی البته دیرهنگام وزارت امور خارجه، همگی نشانگر این است که این تهدید، جدی و قریبالوقوع تلقی شده بود.بنابراین پرسش کلیدی اینجاست: آیا حمله برای همیشه لغو شده یا تنها به تعویق افتاده است؟ با دقت بیشتر میتوان گفت که این حمله «به تعویق» افتاده، نه لغو. اگر بنا بر آغاز حمله از دیشب بوده، میتوان گفت اجرای آن در این مقطع زمانی لغو شده، اما نمیتوان این را به معنای لغو نهایی چنین تصمیمی تفسیر کرد.در پاسخ به چرایی این اتفاق، اگرچه تهران هنوز واکنشی رسمی به ادعای ترامپ نشان نداده، اما اولا بعید است که با این سرعت، توافقی بر سر چارچوبهای یک توافق حاصل شده باشد؛ اما ممکن است ایدههای جدیدی مطرح شده باشد که مشوق ترامپ باشد و ثانیا درخواست کشورهای منطقه، بهویژه عربستان، تأثیر خاص خود را بر تصمیم ترامپ داشته و مشوق او بوده است، اما نمیتوان آن را عامل تعیینکننده دانست.در این میان، میتوان چند فرضیه را برای علت تأخیر یا لغو احتمالی طرح حمله مطرح کرد: نخست اینکه رفتار ترامپ میتواند «فریبنده» و صرفاً یک تاکتیک باشد. دوم اینکه ممکن است ملاحظات فنی و امنیتی فوری موجب تعویق حمله شده باشد؛ مثلاً طبق آخرین برآوردها، هدفی یا اهداف تروری که قرار بود در آغاز دور جدید جنگ (که معمولاً با ترور همراه است) مورد حمله قرار گیرد، از دسترس خارج شده باشد. عامل سوم نیز به «تردید راهبردی» و سردرگمی در دولت آمریکا برمیگردد که چندی پیش در مطلبی با عنوان «دو راهی توافق و جنگ» به تفصیل به آن پرداختم.به گمانم، صرفنظر از درستی یا نادرستی سایر عوامل، وجود یک «تردید راهبردی» در دستگاه تصمیمساز آمریکا، بهویژه نزد شخص ترامپ، برای خروج از بنبست کنونی مشهود است. علت این تردید، هزینههای سنگین یک جنگ دیگر و در عین حال یک توافق است. در این چارچوب، سخن ترامپ مبنی بر لغو حمله به خاطر «آینده جهان» قابلفهمتر میشود؛ هرچند دقیقتر آن است که بگوییم منظور او نه آینده جهان، بلکه آینده منافع آمریکا در حوزه انرژی منطقه است.آمریکا در دور جدید، به دنبال حمله به زیرساختهای انرژی ایران است که انجام آن آسان و سهل است، اما نگرانی از تبعات این اقدام و پاسخ متقابل ایران به زیرساختهای نفتی منطقه، این گزینه را به انتخابی بسیار پرهزینه و دشوار تبدیل کرده است.واقعیت این است که آمریکا از یکسو نگران هزینههای شدید دور جدید درگیری است و از سوی دیگر، با توجه به مواضع سرسختانه تهران، هرگونه توافقی را نیز به معنای تقویت جایگاه ایران در منطقه و تبدیل شدن آن به قدرت مسلط بر خلیج فارس میبیند. به نظر میرسد ترامپ مدتهاست به دنبال یک «برونرفت آبرومندانه و کمهزینه» از این بنبست پیچیده است که در سایه مواضع ایران هنوز به آن دست نیافته است.در مجموع، نه میتوان گفت حمله برای همیشه لغو شده، نه جنگ پایانیافته تلقی میشود و نه فعلاً امکان گذار به صلح و توافقی جدی با وجود طرح ایدههای احتمالی جدید فراهم است. منطقه خاورمیانه امروز در آتش این «بنبست» و «بلاتکلیفی» میسوزد.این داستان همچنان ادامه دارد....#صابر_گل_عنبری@Sgolanbari
۲۸ مرداد پایان مهلت مذاکرات ایران و امریکا برای رسیدن به یک توافق است . یعنی حدود ۱۸ روز دیگه. شاید فکر کنید دیگه چیزی از تفاهم اسلام اباد نمانده و جنگ نزدیک است . اما اینطور نیست تهدیدهای شدید اللحن امریکا معطوف به همان تفاهم نامه نخ نماست . ترامپ می خواهد…پیرو تحلیل دقیق اندیشکده خرد در روزگذسته علی رغم که اکثر منابع از آغاز جنگ در شنبه شب خبر می دادند👇👇👇 الجزیره | عقبنشینی ناگهانی ترامپ از حمله به ایران؛ ادعای دستیابی به «چارچوب توافق»🔹در پی افزایش هشدارهای تهران و رایزنیهای فشرده دیپلماتیک در منطقه، دونالد ترامپ با انتشار پیامی از لغو ناگهانی حملات سنگین برنامه ریزیشده علیه زیرساختهای ایران خبر داد.🔹رئیسجمهور آمریکا ادعا کرد این تصمیم را بنا به درخواست ایران و برخی کشورهای منطقه (از جمله تماس ولیعهد عربستان) و پس از حاصلشدن «چارچوب کلی یک توافق» اتخاذ کرده است.🔹ترامپ بازگشایی کامل و فوری تنگه هرمز و پایان دادن به آنچه «تهدید هستهای ایران» خواند را از شروط اصلی این توافق دانست؛ با این حال، مقامات رسمی در تهران هنوز واکنش رسمی یا تایید نهایی نسبت به ادعاهای واشنگتن نشان ندادهاند./فرازمشروح گزارشTrump cancels Iran strike, says 'deal perimeters' reachedU.S. President Donald Trump announced the cancellation of planned military strikes against Iran, claiming the "perimeters of a deal" have been agreed upon following regional diplomatic interventions.Source: Al Jazeera
۲۸ مرداد پایان مهلت مذاکرات ایران و امریکا برای رسیدن به یک توافق است . یعنی حدود ۱۸ روز دیگه. شاید فکر کنید دیگه چیزی از تفاهم اسلام اباد نمانده و جنگ نزدیک است . اما اینطور نیست تهدیدهای شدید اللحن امریکا معطوف به همان تفاهم نامه نخ نماست . ترامپ می خواهد در آخرین روزها ایران را به یک بده بستان جدید وبزرگ بکشاند . درباره چیزی که مهمتر از تنگه هرمز است .در تفاهم نامه اسلام اباد تنگه هرمز محور بحث ها بود. اما آن مساله مهم و اساسی برای امریکا از ابتدا تا امروز وفردا، چیزی نیست جز مسایل هسته ای . به نظرم تا جنگ جدید آغاز نشده ، ایران می تواند درباره نگرانی های هسته ای پیشنهاد پیش دستانه ای ارایه دهد . در همان چارچوب های گذشته اما اطمینان بخش برای امریکا و آژانس بین المللی انرژی هسته ای . تا ترامپ بتواند ادعا کند به توافق خوبی دست یافته ..این سناریو بدترین اتفاقی است که نتانیاهو می تواند تصور کند. اگر تهران دست روی دست بگذارد و بیشتر از لابی گری دیپلماتیک از طریق میانجی ها ، در فضای رسانه ای مواضع متعارف بگیرد جنگ جدید اجتناب ناپذیر است . جنگی که بارها گفتم هیچ برنده ای ندارد ولی بازنده الی ماشالله .t.me/andishkadeye_kherad
اخلاق پزشکی در سبک زندگی ایرانباستان طبیب بایستی مریض را به پاکی و احتیاط و تدبیر معالجه کند و اگر طالب استراحت بود یا در دیدن رنجوران تعللی روا می داشت او را جنایتکار می شمردند.اگر کسی به جستجوی پزشک ایرانی می رفت و او را نمی یافت در بعضی موارد مجاز بود که به یک طبیب خارجی رجوع کند اما اگر کسی با اینکه به طبیب ایرانی دسترسی داشت به یک نفر طبیب بیگانه رجوع می کرد گناهی مرتکب شده بودمنابع : دینکرد کتاب ۸ فصل ۳۷ فقره ۱۴ و بعدتاریخ نهضتهای فکری ایرانیان ، رفیع ، صفحه ۵۰پی نوشت : فرهنگ و تمدن یعنی همین که ایرانیان برای جزیی ترین امورات زیست از هزاران سال پیش پروتکل حقوقی داشتند و نه لزوما اخلاقی و توصیه ای t.me/andishkadeye_kherad
#جهان_معاصر | ⚡️ اوجگیری جنگ روایتها؛ سناریوی «دو هفته آتش» در آستانه تحقق؟📝 همزمان با ششمین ماه جنگ تحمیلی علیه ایران، شبکههای اصلی خبری آمریکا از برنامهریزی برای گسترش چشمگیر دامنه درگیری خبر میدهند. به گزارش سیانان، فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) گزینههای مختلفی را برای گسترش جنگ آماده کرده و نیروهای خود را در حالت آمادهباش قرار داده است. سیبیاس نیز از طرح بمباران گسترده زیرساختهای انرژی ایران در این آخر هفته خبر داده است. والاستریت ژورنال از طرح «کوپر» برای یک کارزار هوایی ۱۰ تا ۱۴ روزه با هدف تضعیف جدی توان موشکی ایران پرده برداشته است. در این میان، اکسیوس گزارش داده که بحثهای داخلی بر حملات به زیرساختهای انرژی متمرکز است، هرچند تصمیم نهایی هنوز اتخاذ نشده است. همچنین از تاسیسات هستهای «کوه کلنگ» در نزدیکی نطنز به عنوان یکی از اهداف احتمالی نام برده شده است.1️⃣ «طرح کوپر»؛ تداوم منطق اشتباه محاسباتیطرح دو هفتهای فرمانده سنتکام، که با هدف «شکستن بنبست» و وادار کردن ایران به پذیرش شروط واشنگتن طراحی شده,در واقع ادامه همان منطق شکستخورده «فشار حداکثری» از طریق ابزارهای نظامی است. والاستریت ژورنال بهصراحت اشاره کرده که حملات کوتاهتر پیشین نتوانسته تهران را بازدارد. با این حال، این طرح نادیدهگیرنده یک واقعیت بنیادین است: ایران در طول ۵ ماه گذشته تابآوری خود را در برابر سنگینترین حملات هوایی تاریخ به اثبات رسانده و نهتنها ساختار قدرت خود را حفظ، بلکه توانایی پاسخدهی متقارن و نامتقارن در سطح منطقه را نیز توسعه داده است. همچنین، گزارشها حاکی از آن است که ذخایر موشکهای پدافندی آمریکا به شدت کاهش یافته و هرگونه کارزار هوایی گسترده، پنتاگون را با چالش جدی در تأمین مهمات مواجه خواهد کرد.2️⃣ هدفگیری انرژی و هستهای؛ عبور از خطوط قرمزطرح هدفگیری زیرساختهای انرژی و هستهای ایران، که شامل تأسیسات «کوه کلنگ» در نزدیکی نطنز میشود، نشاندهنده عبور واشنگتن از خطوط قرمز پیشین و ورود به فازی جدید از تقابل است. ایران همواره هرگونه فعالیت هستهای در این سایت را رد کرده و آن را «بهانهای برای تجاوز» خوانده است. با این حال، کارشناسان نظامی معتقدند که حتی در صورت موفقیت تاکتیکی، چنین حملاتی نمیتواند برنامه هستهای ایران را برای همیشه متوقف کند و تنها به تشدید تنشها و افزایش هزینههای راهبردی برای مهاجمان خواهد انجامید.3️⃣ پاسخهای متقارن و نامتقارن؛ گسترش دامنه درگیریدر صورت وقوع چنین حملاتی، سناریوی محتمل، پاسخهای همتراز و فراتر از آن توسط جمهوری اسلامی خواهد بود. بر اساس گزارشها، در صورت حمله به زیرساختهای انرژی ایران، احتمال اختلال در بابالمندب و یا بستن دریای سرخ وجود دارد. همزمان، توانایی ایران در هدفگیری پایگاههای آمریکا در منطقه و تأسیسات حیاتی متحدان منطقهای، میتواند دامنه درگیری را به کل خلیجفارس و فراتر از آن گسترش دهد.🎯 معمای واشنگتن؛ تشدید بینتیجه یا پذیرش واقعیت🔮 سناریوی «دو هفته آتش» که در ۱۰ مرداد ۱۴۰۵ (۱ اوت ۲۰۲۶) در صدر رسانههای آمریکا قرار گرفته، بیش از آنکه یک نقشه عملیاتی باشد، نمایشی از «ناامیدی راهبردی» واشنگتن در برابر تابآوری جمهوری اسلامی است. با توجه به اذعان منابع متعدد به کاهش ذخایر مهمات پدافندی آمریکا و افزایش هزینههای سیاسی-اقتصادی تداوم جنگ برای کاخ سفید، اجرای این طرح میتواند به یک «باتلاق جدید» برای واشنگتن تبدیل شود. آنچه مسلم است، پاسخ تهران به هرگونه اشتباه محاسباتی، نه در چارچوب اقدامات واکنشی، بلکه مبتنی بر راهبرد «بازدارندگی فعال» و «گسترش دامنه تقابل» طراحی خواهد شد.---🌐 JahaneMoaser.ir🆔 @JahaneMoaser
فارس: مهمترین تأسیسات انرژی جهان در تیررس موشکهای ایرانیدر طول جنگ ۴۰ روزه وقتی تأسیسات پارس جنوبی هدف قرار گرفت، ایران مهمترین پالایشگاه گازی جهان در قطر را بمباران کرد و بلافاصله ترامپ در توییتی از ایران عذرخواهی و تاکید کرد که «دیگر تکرار نمیشود».حالا در میانۀ تهدید ایران، آمریکا به خوبی میداند، مهمترین تأسیسات انرژی جهان واقع در کشورهای عربی و اسرائیل در تیررس موشکهای نقطهزن و مخرب ایران است.میدان نفتی غوار در عربستان⤴️غوار ستون فقرات تولید عربستان است و هر گونه اختلال در آن، بیش از ۵ درصد از کل عرضۀ نفت جهان را به خطر میاندازد.تأسیسات ابقیق و خریص عربستان⤴️قلب ماشین صادراتی عربستان که نفت خام میادین غوار، خریص و شیبه را تثبیت و برای صادرات آماده میکند.⤴️ابقیق نیز تنها نقطهای است که بیش از ۷ میلیون بشکه در روز از آن عبور میکند و هرگونه آسیب به آن، علاوه بر ایجاد بحران در صادرات نفت عربستان، زنجیرۀ تامین پتروشیمیها و نیروگاههای داخلی و حتی آبشیرینکنها را مختل میکند.پالایشگاه الرویس و میدان نفتی زاکوم در امارات ⤴️زاکوم دومین میدان بزرگ فراساحلی جهان و صاحب صادرات روزانه بیش از ۱ میلیون بشکه نفت خام است.میدان گازی گنبد شمالی و تأسیسات الانجی راسلفان قطر⤴️بزرگترین میدان گازی جهان با ۲۵ درصد ذخایر اثباتشدۀ جهان؛ راس لفان تکمهمترین پایانۀ صادراتی الانجی جهان و مسئول حدود ۲۰٪ از کل تجارت جهانی الانجی است.میدان نفتی برقان کویت⤴️بزرگترین میدان نفتی کویت با ذخیرۀ حدود ۶۷ میلیارد بشکه؛ برقان یکی از میادین کلیدی است که در بحران اخیر، ۲ میلیون بشکه در روز از تولید کویت را از مدار خارج کرد.پالایشگاه ستره و تأسیسات المعامیر بحرین⤴️بحرین به دلیل وابستگی شدید به این تاسیسات، آسیبپذیرترین کشورهای شورای همکاری خلیجفارس در برابر اختلالات انرژی محسوب میشودمیدانهای گازی لویاتان و تامار اسرائیل⤴️لویاتان بزرگترین میدان گازی اسرائیل و تامار دومین میدان بزرگ آن رژیم است.t.me/economic_andishe_ghalam
دامنآلوده، اگر خود همه حکمت گویدبه سخنگفتنِ زیباش، بَدان، بِه نشوندوآنکه پاکیزه رَوَد، گَر بنشیند خاموشهمه، از سیرتِ زیباش، نصیحت شنوند. پی نوشت : خطاب به آنانکه میلیاردها دلار خرج تبلیغات می کنند اما اثری بر مخاطب نمی گذارد اما گاهی آدمی نشسته در گوشه ای کلامی می گوید و تا ناکجاآباد نفوذ می کند . رمز آن در این دو بیت است. t.me/andishevaghalamadabi
اگر سعدی در اینستاگرام بود...،اگر سعدی در روزگار ما بود و درشبکه های مجازی پیج یا صفحه داشت احتمالا این پروژه بگیران داخلی و خارجی به پست های او حمله می کردند و بخاطر حق گویی و انصاف و عدل و ادب کلام به او می تاختند و هر چه لایق خودشان و اربابان بی هنر و تربیت خانوادگی نداشته شان بود نثار شیخ مصلح الدین و مشرف الدین بن عبدالله سعدی شیرازی می کردند .بعد ما علاقمندان استاد سخن به او در پی وی پیام خصوصی می دادیم که مولانا چرا به این بی هنران پاسخ نمی دهی ؟ حضرت سکوت را ترجیح می داد اما بعد از اصرار ما این چهار بیت را می سرود و استوری می کرد :هر کجا دردمندی از سر شوقگوش بر نالهٔ حُمام ( کبوتر)کندچارپایی برآورد آوازوان تلذذ برو حرام کندحیف باشد صفیر بلبل راکه زفیر (عربده ) خر ازدحام کندکاش بلبل خموش بنشستیتا خر آواز خود تمام کندامیر دبیری مهرt.me/andishevaghalamadabi
حیاتِ اندیشمندانه، فرآیندی است از گشودگی و تداومِ پرسشگری. انسانی که زیستن را به معنای راستینِ کلمه تجربه میکند، در جستوجوی آن است که حصارهای ذهنی خود را درنوردد و با جهانهای فکریِ متفاوت، نه از سرِ انفعال، که با نگاهی نقادانه و پویا روبهرو شود.خطرِ بزرگِ دورانِ ما، نه در کمبودِ اطلاعات، که در «انسدادِ خودخواسته» است. وقتی آدمی مجراهای ورودیِ ذهنِ خویش را محدود به یک منظومهی خاص از باورها، رسانهها، کتابها و گفتمانها میکند، عملاً سیستمِ تحلیلگرِ خود را از کار میاندازد. تکرارِ مداومِ یکدسته صدایِ واحد، آرامآرام ادراکِ فرد را دچارِ جمود میکند؛ گویی درهای عقل بر روی پهنهی بیکرانِ تنوعِ بشری بسته شده و تنها یک دریچهی تنگ، آن هم با فیلترِ دیگران، برای عبورِ حقایق گشوده مانده است.این «تکصداییِ زیستی»، فراتر از یک سلیقهی فکری، نوعی ازخودبیگانگیِ تدریجی است. فردی که تنها از یک چشمه مینوشد، بیآنکه بداند، جیرهخوارِ اندیشههایی میشود که صاحبانِ قدرت و نفوذ، با ظرافت و در زر ورقِ ایدئولوژیهای خاص به او خوراندهاند. در چنین وضعیتی، تفکرِ انتقادی که رکنِ اصلیِ آزادگی است، جای خود را به «الگوریتمهای ذهنی» میدهد. انسان از یک موجودِ جستوجوگر، به یک کارگزارِ بیاراده تبدیل میشود که تنها تکرارکنندهی برنامههایی است که دیگران برای او نوشتهاند.رهایی از این «روباتوارگی»، تنها در گروِ جرأتِ خروج از دایرههای امنِ فکری است. برای آنکه ذهن، زندانیِ پروپاگانداها و مهندسیهایِ اجتماعیِ صاحبانِ زر و زور نشود، باید ورودیهای آن را کثرت بخشید. مواجههی رودررو با آرا و عقایدی که شاید با پیشفرضهای ما در تضاد باشند، نه تنها تهدیدی برای هویتِ ما نیست، بلکه صیقلدهندهی اندیشه و ضامنِ اصالتِ خِرَد است. انسانِ زنده، انسانی است که همواره در حال بازتعریفِ خویش از طریقِ «شنیدن» و «سنجیدن» است، نه کسی که در محاصرهی دیوارهایِ کوتاه و مستحکمِ یک تفکرِ جزمی، به خوابِ غفلت فرو رفته باشد.زهرا مهر(شیرازی مهر)@Tafakkor
✍ همکار ارجمندبا سلام و احترام، لینک زیر، نامه ای از سوی اعضای هیات علمی جامعه دانشگاهی وزارتین علوم و پزشکی و دانشگاههای غیر دولتی خطاب به ریاست محترم جمهوری در خصوص تدبیر عاقلانه شرایط کشور و حمایت از صلح شرافتمندانه است. لطفا با ورود به لینک زیر و امضای آن، از این رویکرد حمایت فرمایید:survey.porsline.ir/s/xAKnB3v0%F0%9F%92%90
🎥پیشبینی آینده بازار کار؛ ۱۰ شغلی که هوش مصنوعی هنوز حریف آنها نیستبیشتر بخوانید: l.euronews.com/Aujq
dabirimehr.ir/?p=10056%D8%A7%D8%B2 سرگیری برخی محدودیت های اجتماعی در ایران: سیاست رسمی یا رفتارهای خودسرانه
⭕️ بخشی از یک سند مکتوب مربوط به رژیم صهیونیستی علیه ایران📝 این سند چند ماه قبل از جنگ ۱۲ روزه تهیه شده است. همه فعالان سیاسی و مقامات و روزنامه نگاران و منبری ها و صاحبان تریبون این متن را هر روز بخوانند . اگر این متن درست خوانده شده بود در دو جنگ تحمیلی اخیر خسارت کمتری به ایران عزیز وارد می شد.((موساد مسول…dabirimehr.ir/?p=10048
گفت دانایی که: گرگی خیره سرهست پنهان در نهاد هر بشرلاجرم جاری است پیکاری سترگروز و شب، مابین این انسان و گرگزور بازو چاره ی این گرگ نیستصاحب اندیشه داند چاره چیستای بسا انسان رنجور پریشسخت پیچیده گلوی گرگ خویشوی بسا زور آفرین مرد دلیرهست در چنگال گرگ خود اسیرهر که گرگش را در اندازد به خاکرفته رفته می شود انسان پاکو آنکه از گرگش خورد هردم شکستگرچه انسان می نماید گرگ هستو آن که با گرگش مدارا می کندخلق و خوی گرگ پیدا می کنددر جوانی جان گرگت را بگیر!وای اگر این گرگ گردد با تو پیرروز پیری، گر که باشی هم چو شیرناتوانی در مصاف گرگ پیرمردمان گر یکدگر را می درندگرگ هاشان رهنما و رهبرنداینکه انسان هست این سان دردمندگرگ ها فرمانروایی می کنندو آن ستمکاران که با هم محرم اندگرگ هاشان آشنایان هم اندگرگ ها همراه و انسان ها غریببا که باید گفت این حال عجیب؟... فریدون مشیریt.me/andishevaghalamadabi
از مجموعه تحولات چند هفته اخیر اینطور می فهمم که امریکا همان سیاست کثیفی که منجر به جنگ هشت ساله با عراق شد را به روز رسانی کرده و بعد از شکست وناکامی در دو جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه در حال به جان هم انداختن ایران و کشورهای عرب خلیج فارس است ماندن امریکا در منطقه هزینه دارد اما ایجاد درگیری منطقه ای برای واشنگتن نه تنها هزینه ندارد بلکه درامد زاست و سالها می تواند جیب سرمایه داری جنگ طلب را پر کند. اسراییل هم از این اب گل الود ماهی که سهل است نهنگ می گیرد . ضروری است جمهوری اسلامی مراقب این تله خطرناک باشد پی نوشت : در داخل هم زمان آن است کسانی که قدر موفقیتهای نظامی و سیاسی را ندانستند و بر طبل ادامه جنگ کوبیدند و با فریادهای ظاهرالصلاح علیه توافق دشنه در کمر سرداران و دیپلماتها کردند سر جای خود بنشینید و بیش از این با سرنوشت ایران و ایرانی بچه بازی نکنند . کوتاهی جبران ناپذیرهt.me/andishkadeye_kherad
باسمه تعالی جناب اقای #رییس_جمهور با سلام همزمان با حملات و تهدیدهای مداوم دشمن متجاوز و فشارهای اقتصادی بر ملت بزرگ ایران گفته می شود انتصاب #اقا_زاده_ها و فامیل بازی بدون در نظر گرفتن شایسته سالاری در برخی نهادها بویژه شرکت های دولتی به شدت افزایش یافته استضروری است به احترام تاب اوری و ایستادگی ملت در یکسال اخیر و رزمندگان مظلوم و بی ادعای میدان ، دستور بررسی و لغو این احکام و عزل صادرکنندگان را صادر وگزارش آن را به مردم ارایه فرماییدt.me/andishkadeye_kherad