آشنایان با تاریخ فلسفه و ادبیات، به نیکی میدانند که رندی و ظرافتی در استفاده از واژۀ «شاندل» بهکا…
انتشار: 2026/08/19 04:01 UTCدریافت: 2026/08/19 10:10 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/19 10:10 UTC
آشنایان با تاریخ فلسفه و ادبیات، به نیکی میدانند که رندی و ظرافتی در استفاده از واژۀ «شاندل» بهکار رفته که هیچ نسبتی با شیادی ندارد. کسانی که چنین نسبتی به شریعتی میدهند، یا جاهلاند، یا تجاهل میکنند و خود را به ندانستن می زنند. در عین حال، اگر اقتصاددان و روزنامهنگار ما ذرهبین در دست گرفته و مجدّانه و صادقانه از پی شناسایی و شناساندنِ جماعت شیاد روان گشتهاند، بد نیست در اطرافیان و همفکران خود هم نظر کنند و سراغی از نویسندۀ واقعی جستار «روشنفکری در زمانه عسرت» که به نام سیروس پرویزی در تارنمای بنیاد داریوش همایون منتشر شده بگیرند[۸] و نتایج کند و کاو خود را با خلایق در میان نهند. اگر نویسندۀ مقالۀ یاد شده سید جواد طباطباییِ فقید باشد، دربارۀ او چه داوریای خواهند داشت؟[۹] پانوشتها: [۱] بیش از پانزده سال پیش، در پاسخ به حملات قوچانی به روشنفکران، جستار « در دفاع از روشنفکران» را نوشتم که همان ایام در نشریۀ «مهرنامه» انتشار یافت و سپس در یکی از کتابهایم گنجانده شد. نگاه کنید به:سروش دباغ، ترنم موزون حزن: تاملاتی در روشنفکری معاصر، تهران، کویر، ۱۳۹۰.[۲] شخصا، در نیمۀ اول دهۀ نود خورشیدی که در دپارتمان « مطالعات تاریخیِ» دانشگاه تورنتو مشغول درس و مشق و تحقیق و تدریس بودم، از همکاران خود شنیدم که دانشگاه، عذر یکی از اعضای هیئت علمی را به همین سبب خواسته و او را اخراج کرده است.[۳] متاسفانه قوچانی در پاسخ مکتوبِ اخیر خود به دکتر ناصر مهدوی، به رغم بار معنایی منفی کلمۀ «فرقه» و بدون هیچ نیاز و لزومی، از تعبیر«فرقه سروشیه» استفاده کرده است. او میتوانست از تعبیر «مکتب سروشیه» استفاده کند؛ اما نکرده است. همچنین اتهام «پاکسازی اساتید» را به نحو دیگری تکرار کرده است. نگاه کنید به :پاسخ قوچانی به نقد مهدوی و واکاوی متناقضنماهای جریان سروشیه/ استبداد صوفیانه یا اصلاحگری دینی؟ /قوچانی «سروشیه» را فرقهای منزوی و متناقض می داند – خبرآنلاین[۴] consumerism[۵] minimalism[۶] حدود دو سال و نیم پیش در جستار« چگونه سوسیال دموکرات شدم؟»، ادلۀ چهارگانهای آوردم و توضیح دادم که چگونه در یک فرایند ده ساله از اردوگاه لیبرال- دموکراسی به منزلگاه سوسیال-دموکراسی کوچ کردم. برکشیدن و برجسته کردنِ نتایج مخربِ فرهنگ «مصرفگرایی» در نظامهای سرمایه داری و تاثیرات زیانبارِآن برشکوفایی، «خرسندی» و سلامت روانِ شهروندان، به شرحی که آمده یکی از استدلالهای نگارنده بود. نگاه کنید به:چگونه سوسیال دموکرات شدم | سایت خبری تحلیلی زیتونهمچنین در نوشتار «چگونه سوسیال دموکرات شدم؟ ۲»، به برخی از انتقادات طرح شده پاسخ دادم. در حال حاضر، هر دو جستار در کتاب ذیل گنجانده شده و در دسترس مخاطبان است:سروش دباغ، راه طی نشده: جستارهایی در سیاست، دیانت و اجتماع، تورنتو، ۱۴۰۲، تورنتو، نشر سهروردی.[۷] نگاه کنید به:neemaad.com | شریعتی، شاندل و مسلمانی[۸] نگاه کنید به:shorturl.at/XBNoy[%DB%B9] مطابق با جستجوی گستردهای که رضا خجسته رحیمی انجام داده و ماحصل آن را در مقالۀ «بت شکنی که کاریزما نداشت» منتشر کرده، نویسندۀ جستار «روشنفکری در زمانه عسرت» که متضمنِ مدح و بزرگداشت سید جواد طباطبایی است، نه سیروس پرویزی که سید جواد طباطبایی است. نگاه کنید به:رضا خجسته رحیمی، «بت شکنی که کاریزما نداشت»، اندیشۀ پویا، تهران، خرداد ۱۴۰۲.موضوعات:اعتراضات ۱۳۸۸ | انقلاب فرهنگی | جنبش سبز | جواد طباطبایی | روشنفکری دینی | سروش دباغ | شاندل | عبدالکریم سروش | علی شریغتی | محمد قوچانی | مصرفگرایی | مینیمالیسم | نواندیشی دینیneemaad.com/nmd10034071.htmhttps://t.me/S…


