پاسخ روشن است. البته که میداند. سوگمندانه، دیری است قوچانی از مواجهۀ معرفتی با نواندیشان دینی فرات…
انتشار: 2026/08/19 04:00 UTCدریافت: 2026/08/19 10:10 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/19 10:10 UTC
پاسخ روشن است. البته که میداند. سوگمندانه، دیری است قوچانی از مواجهۀ معرفتی با نواندیشان دینی فراتر رفته و رویارویی غرضورزانهای که با چاشنی خشم همراه است و بوی پروندهسازی و بولتننویسی میدهد، پیشه کرده است.[۳] چه وقتی به علی شریعتی و سنت چپ مذهبی و چپ غیرمذهبی میرسد و آنها را مقصر و مسبّب اصلیِ تحقق انقلاب بهمن ۵۷ میانگارد، تا به خیل مخاطبان و مردمان عاصی و مستاصل از وضعیت کنونی، آدرس غلط دهد که هر چه فریاد دارید بر سر این جماعت بکشید و آنها را پس بزنید؛ چه وقتی به کارنامۀ چهار دهۀ اخیر نواندیشان دینیِ پس از انقلاب میپردازد و آسمان و ریسمان را بهم میبافد. با شناختی که از قوچانی دارم، بعید میدانم که نداند دارد چه میکند، در کدام زمین بازی میکند، چطور دیده را نادیده میکند، به برخی افراد آگاهانه نمیپردازد، به برخی بیش از آنچه که بایسته است، میپردازد و راست و دروغ را بهم میآمیزد تا معجون مدّ نظر خویش را بسازد و به خورد مخاطب دهد. زنده شدنِ خاطرۀ فوق در ذهنم پس از خواندنِ نوشتار اخیرش بی حکمت نیست.به بهانۀ نان و نمکی که روزگاری با هم خوردیم و نشست و برخاستی که داشتیم، مشفقانه به او انذار میدهم که فراست ناظران و مخاطبان را دستکم نگیرد، در مکتوبات خوداز تعابیری چون «فرقه» و «پاکسازی» که بوی بولتنسازی میدهد استفاده نکند و در مسیری گام نگذارد که روزنامهنگارانی چون مهدی نصیری در دهۀ هفتاد خورشیدی، روندۀ آن بودند و با سنت روشنفکری این دیار، اعمّ از روشنفکران عرفی و نواندیشان دینی، خصمانه و پروندهسازانه درپیچیدند و خوشنام و خوشعاقبت نشدند.۲. به نظر میرسد جناب قوچانی چنان مفتون نظام سرمایهداری و اقتصاد بازار آزاد گشته و از سربرآوردن آن ذوقزده شده که راهکاری جز ریشخند کردن ناقدان «مصرفگرایی»[۴] که نقش محوری در کاپیتالیسمِ مجسّم و موجود دارد و به تعبیر مارکس جهان را بر صورت خویش ساخته، نمیشناسد و نمیداند. به عنوان فرد ساکنِ کانادایی که سالهاست در حوزۀ روانشناسی و روان درمانی کار تخصصی و حرفهای میکند، از ایشان میخواهم که قدری وقت بگذارد و ادبیات مربوط به «مینیمالیسم»[۵] را که منتقد جدیِ مصرفگرایی بی قید و شرطِ غربی است و از قضا در دل کشورهای کاپیتالیستی تولید شده و در آمریکای شمالی، اروپا، آمریکای لاتین و آسیای شرقی، حاملان و باورمندان متعددی پیدا کرده ببیند و در مطالعه بگیرد.ظاهرا ایشان نمیداند برای نقد نظام کاپیتالیستیِ عنانگسیختۀ موجود، لزومی ندارد سوسیالیست باشی؛ که کارشناسان رنگارنگی از همان اردوگاه سرمایهداری، نقدهای جدی و در خور درنگی در این میان طرح کردهاند. اگر قوچانی با کلمۀ « قناعت» و نویسندۀ مقالۀ «قناعت و صناعت» مشکل شخصی و غیر معرفتی دارد و در پی انکار صورت مسئله است، مقولۀ دیگری است و راهی به جایی نمیبرد. و الّا میتوان با راهکارهای اقامه شده در آن جستار همداستان نبود، در عین حال برجسته کردنِ مسئلۀ «مصرفگرایی» و پرداختن بدان و چارهاندیشی برای آن در روزگار پر تب و تاب کنونی به نحو جمعی را به فال نیک گرفت، جدی انگاشت و از پی آن روان گشت.از منظر کارشناسان و متخصصانِ متعددی، مصرفگراییِ عنان گسیخته و ایجاد نیازهای کاذب دایمی، موتور محرّکۀ نظامهای کاپیتالیستیِ کنونی است، موتوری که افزون بر حوزۀ اقتصاد، منشا بروز و ظهور مشکلاتی جدّی در حوزۀ سلامت روان گشته و به گواهی تحقیقات علمیِ منتشر شده در یک دهۀ اخیر؛ بر میزان اختلالات اضطرابی، افسردگی، کمبود عزت نفسِ… نوجوانان و جوانان در آمریکای شمالی به نحو چشمگیری افزوده است. میتوان لیبرال بود و دلمشغول این مسئلۀ مهمِ مبتلا به که ابعاد جهانی دارد؛ همچنین میتوان سوسیالیست بود و بدین امر مهم پرداخت. اما، با نادیده انگاشتن و زیر فرش زدناش، واقعیتِ صُلب و سخت موجود تغییری نمیکند. با خواندنِ روایت قوچانی از این مسئله در« لیبرالیسم نقابدار»، لبخندی تلخ بر لبانم نقش بست؛ که نویسنده سخن را مختصر گرفته، آن را به یک نزاع سیاسی- قبیلگی فروکاسته و لختی نیندیشیده که «هزار بادۀ ناخورده در رگ تاک است» و « بیهوده سخن بدین درازی نبود».[۶]۳. چنانکه در نوشتار« شریعتی، شاندل و مسلمانی» آوردهام؛ موسی غنینژاد با «شیاد» خطاب کردن و «نامسلمان انگاشتنِ» علی شریعتی، تهمتهای دلآزار و زنندهای به این متفکر معاصر زد.[۷] قوچانی به خوبی میداند که هر دو اتهام از بیخ و بن باطلاند؛ اما دیدۀ خطاپوش اختیار کرده، آشکارا خاک در چشم حقیقت پاشیده و بجای شماتت کردن خاطی، از« نجابتِ» او سخن میگوید! کسی میتواند منتقد جدّی نظام اندیشگیِ علی شریعتی باشد؛ اما در سخنان و مکتوبات خود جانب انصاف، صداقت و مروّت را فرو ننهد. دریغ و افسوس که نه اقتصاددان ما در این میان چنین کرد و نه روزنامهنگار لیبرالی که به دفاع از او برخاست. هر دو مغرضانه و غیرمنصفانه گفتند و نوشتند.
نخستین مشاهده و پستهای مشابه
این برچسبها فقط زمان نخستین مشاهده متن عمومیِ همسان در این فهرست را نشان میدهند و اثباتکننده نویسنده اصلی نیستند.
- کـــوهــ و واژهــ · تطابق نزدیکِ متصل به نمونه مبنا — ۲۵ مرداد ۱۴۰۵، ۲۰:۲۳
- سخنرانی ها ، درس گفتارها ، گفت و گوها و دیگر برنامه های فرهنگی و مطالعات تطبیقی · تطابق دقیق — ۲۸ مرداد ۱۴۰۵، ۱۰:۱۰
اثر انگشت فشرده دقیق و تطابق نزدیکِ متصل به یک نمونه مبنا · زمان ناشناخته، ناموجود باقی میماند


