👩💻 سختترین و در عین حال گستردهترین دو مفهوم در اورژانس، Resuscitation و ABC هستند. هرچه آدم بیشت…
انتشار: 2026/08/15 10:59 UTCدریافت: 2026/08/18 13:15 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/18 13:15 UTC
👩💻 سختترین و در عین حال گستردهترین دو مفهوم در اورژانس، Resuscitation و ABC هستند. هرچه آدم بیشتر در این حوزه عمیق میشود، بیشتر درمییابد که پشت همین دو کلمه ساده، چه دنیای عمیق و پیچیدهای نهفته است.باید بدانید که Resuscitation فقط به معنی Chest Compression و تهویه با آمبوبگ نیست؛ چون این کارها را تقریباً همه میتوانند انجام دهند. Resuscitation یعنی باید بفهمی بیمار چه مشکلی دارد، چرا به این وضعیت رسیده و چطور میتوانی در سریعترین زمان ممکن او را برگردانی.سناریویی که زیاد میبینید و من شخصاً سه مورد از آن دیدهام؛ دو مورد نجات پیدا کردند و یکی نه که یکی از این مورد ها را با هم مرور می کنیم:ساعت ۸:۰۰ صبح بود، منتظر بودم کار را تحویل بدهم و شیفتم تمام شود. مرد ۵۵ سالهای را آوردند که ناگهان دچار Sudden Collapse شده بود. نبض نداشت و دچار cardiac arrest شده بود. سریع Code Blue اعلام شد.اما طبق کتاب، وظیفه ما فقط انجام دادن کمپرس قفسه سینه نیست؛ چون CPR یک اقدام موقت است. وظیفه اصلی ما این است که علت arrest را پیدا کنیم و همان علت را درمان کنیم.یکی از مهمترین قسمتهای احیا، History of the Event و Past Medical History استباید 5H و 5T را یکییکی بررسی و در صورت امکان اصلاح کنید.من در حال CPR بودم که متوجه شدم هر دو پای بیمار ورم کردهاند.پرسیدم:«سابقه نارسایی کلیه دارد؟»گفتند: «بله، اورهاش خیلی بالا رفته بود.»پرسیدم: «دیالیز شده؟»گفتند: « پزشکش گفته بود دیالیز شود، ولی ما ترسیدیم به آن عادت کند❗️»با توجه به History of Renal Failure + Cardiac Arrest، سریع گفتم Calcium Gluconate بیاورند.❓چرا؟چون مهمترین چیزی که میترساند، Hyperkalemia است و مهمترین چیز مقدار پتاسیم در قلب است. این را چطور کاری کنیم که از قلب خارج شود و دوباره کار کند؟ با کلسیم.این از آن MCQهایی است که در بحث Resuscitation بارها تکرار میشود.قبل از اینکه کلسیم برسد، دوباره به مانیتور نگاه کردم. ECG تقریباً به شکل Sine Wave درآمده بود.کلسیم را تزریق کردم.تیوب کلسیم هنوز نصفه بود که Heart Rate از حالت قبلی بالا آمد و به حدود ۷۰ رسید. بعد از تمام شدن تزریق، به حدود ۹۰ رسید و بیمار Spontaneous Breathing پیدا کرد.آناتومی Distorted بود، نمیدانم چرا؛ طوری که دنبال Landmark میگشتم که از آن وارد شوم، چیزی نبود. Blindly وارد شدم، Stomach آمد. اینجا نکته مهم این است:بعد از اینکه بیمار برمیگردد و هیجان اولیه ROSC از بین میرود، چه کار باید بکنیم؟چهار عضو حیاتی را باید محافظت کنیم:قلب، ریه، کلیه و مغز.قلبباید Perfusion را حفظ کنیم. در چنین بیماریهایی اگر فشار خون کافی نباشد، Vasopressor لازم است و در این شرایط معمولاً انتخاب مناسب Norepinephrine است.ریهباید Airway را Secure کنیم و تهویه مؤثر ایجاد کنیم.ریه: اینجا Secure Airways and Promote Effective Ventilation.متأسفانه اینجا فکر میکنم Defect همین بود، چون فقط روی آمبو ماند و همه ما میدانیم Ventilation با آمبو چیست.کلیهباید از AKI پیشگیری کنیم؛ Foley catheter، پایش ادرار و مدیریت مناسب مایعات.اینجا بیمار من Heart Failure داشت، JVP clear و Chest clear بود، بنابراین نصف Bolus مایع را به او دادم.اگر در آن زمان در مرکز مجهز بودم، حتماً POCUS انجام میدادم و بر اساس یافتههای آن تصمیم میگرفتیم که چقدر، چه نوع و چه زمانی مایع بدهیم.مغزمغز: و این به همه موارد بالا بستگی دارد. همه آنها باید Hypoxia را پیشگیری کنند و تضمین کنند که Circulation مناسب وجود دارد.حدود ۱۵ دقیقه بعد:Pulse detectedBP: 110/70GCS: 3حرکات تصادفی و متناوب دستها داشت.RR: 10/minاینجا دیگر وارد مرحله Post-ROSC Care میشویم.خانواده اصلاً همکاری نمیکردند. در حالی که من CPR انجام میدادم، میگفتند:«دکتر، نکُشینش! قفسه سینهاش را شکستی! فقط اکسیژن بدهید، خوب میشود.»کل این فرایند حدود ۳۰ دقیقه طول کشید.به خانواده گفتم بیمار باید حتماً به مرکز مجهزتر منتقل شود.پسرش گفت:«دکتر، ما توان رفتن تا مرکز استان را نداریم. یک آمپول از خودت بزن و همینجا نگهش دار.»داروی لازم را برایش شروع کردم و خیلی صریح برایش توضیح دادم که این بیمار نیاز به انتقال دارد و ماندن در این مرکز به نفعش نیست.🚑 آمبولانس را هماهنگ کردم و همراه بیمار راه افتادم.چنین بیماری حتی اگر تکنسین اورژانس بسیار ماهری هم داشته باشد، باز هم به پزشک نیاز دارد؛ چون در مسیر، تفسیر وضعیت بیمار و تصمیمگیریهای متعدد وجود دارد که ممکن است خارج از حیطه کار تکنسین باشد.بیمار با Norepinephrine infusion و Calcium infusion منتقل شد. در مسیر Insulin هم برایش شروع کردم؛ چون Sodium Bicarbonate در دسترس نداشتیم.اما در مسیر دوباره Cardiac Arrest کرد؛ احتمالاً یکی از مشکلات، تهویه ناکافی یا نامناسب با آمبوبگ بود.دوباره احیا شد.مدتی بعد برای بار سوم دچار arrest شد.حدود ۳۰ دقیقه CPR انجام دادیم، اما این بار هیچ پاسخ مؤثری نداد.اعلام مرگ کردم.در راه برگشت، پسر بیمار با عصبانیت به من گفت:«دکتر، این آدم همه بیماریهای دنیا را داشت و مرده بود؛ اصلاً چرا دوباره برش گردوندی؟»آن لحظه واقعاً فقط میخواستم از پنجره بیرونش کنم و گواهی فوت هر دو نفرشان را با هم صادر کنم!✍️ ادمین کانال طب اطفال🚩🚩@TebeAtfal

