🔶 پیوست دفتر «انقلاب چیست؟» 🖌 کوشاد تلگرام 🔸 هفت آنهایی که در مردم توانایی دیگر گردانیدن ساختار را…
انتشار: 2026/07/28 12:35 UTCدریافت: 2026/08/12 22:30 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/12 22:30 UTC
🔶 پیوست دفتر «انقلاب چیست؟» 🖌 کوشاد تلگرام 🔸 هفت آنهایی که در مردم توانایی دیگر گردانیدن ساختار را نمیبینند ، آیا شگفت نیست که اینهمه تغییرات را که در کشورهای جهان تنها در قرن بیستم با کوششهای همدستانهی مردم بدست آمده فراموش کردهاند؟! جهانیان در قرن گذشته توانستهاند این تغییرات را در ساختار حکومت و کشورداریها پدید آورند : گرفتن حق رای زنان ، حقوق برابر سیاهان و سفیدان (مثال : در کشور آمریکا) ، برداشته شدن تبعیضها (مثال : آفریقای جنوبی) ، برکنار کردن دولتهای کمونیستی و واداشتن آنها به برگزاری انتخابات آزاد (مثال : چکسلواکی ، لهستان) ، برداشتن دیوار برلین ، حقوق کارگران (مثال : ساعتهای کاری کمتر و داشتن اتحادیه و ممنوع شدن کار کودکان) ، استقلال کشور و برداشته شدن یوغ استعمار (مثال : هندوستان ، مالزی ، سنگاپور) ، استقلال برخی کشورهای آفریقایی و کشورهای دریای بالتیک و سرانجام دگرگونی بزرگ در همین کشور خودمان در سال 57 و پوشش زنان که در یک «نافرمانی» خُرد ولی پیوسته به نتیجه رسیده. اکنون جستار ما روشنتر شد. نه مردم همهکارهاند و نه ساختار. سرنوشتِ کشورها از دادوستدِ این دو پدید میآید. ساختارِ بد ، مردم را بدتر میکند ؛ مردمِ پراکنده و ناتوان ، ساختارِ بد را پایدارتر میکنند. از آنسو ، ساختارِ بهتر ، زمینهی بهبود اعتماد و مسئولیتپذیری را فراهم میآورد ؛ مردمِ داناتر و همدلتر ، ساختارِ بهتر را میسازند و نگه میدارند. حوادث مؤثر است ، اما بنیاد نیست. جنگها ، اشغالها ، تقسیمِ کشورها ، پیدایش رهبرانِ توانا ، یاوریهای بیگانگان ، موقعیتِ جغرافیایی ، و دهها عاملِ پیشبینیناپذیر میتواند راهِ تودهها را تغییر دهد. با اینهمه ، حوادث نیز اگر زمینهی درونی نیابد ، بارور نمیشود. حوادث مانند باران است که بر همه جا یکسان میبارد. این زمین است که تعیین میکند گُل بروید یا خس و خار. فرصتِ بیرونی وقتی به نتیجه میرسد که آمادگی و نیروی درونی برای بهرهبردن از آن وجود داشته باشد. از اینجاست که دیده میشود کوشش به پیراستن توده از بدیها و آلودگیها اساس کار است و دیگر کوششها بیاین بیهوده است. باید پروا داشت که سخنِ درستِ «ساختار مهم است» رفتهرفته به این سخنِ نادرست برنگردد : «پس تا ساختار دیگر نشود ، از ما هیچ کاری ساخته نیست». اگر چنین سخنی به باور و رفتار تبدیل شود ، یکی از ویرانگرترین دشمنانِ سرمایهی اجتماعی خواهد بود. زیرا مردم را از هر گونه کوششِ اندک و پیوسته همچون راستکاری ، همدستیهای خُرد ، اعتمادهای نسبی ، پدید آوردن دستههای سالم ، و یاد گرفتن کارِ گروهی و آماده شدن برای روزی که دگرگونیِ بزرگتر امکانپذیر شود بازمیدارد. در حالی که بسیاری از دگرگونیهای بزرگ ، از همین کوششهای اندک و پیوسته مایه گرفتهاند. با همهی دلیلهایی که شما برای «نیروی توده» و «اختیاردار بودن» توده آوردید فرض کنید کسی بگوید اینها دربارهی یک حکومت زورگو و ستمگر و بیرحم درست درنمیآید. باید دانست این نیز ناراست است. زیرا درست است که در چنان حکومتی میدانِ کوششهای مردم تنگ میشود ، اما بیکباره از میان نمیرود. آنان هنوز میتوانند ـ گرچه محدودتر ـ بر اینها اثر بگذارند : اعتمادِ میانِ خود ، راستی در روابطِ روزمره ، یاوری به همنوع و همبستگیِ اجتماعی ، آموزشِ نسل نو ، پرهیز از دروغ و چاپلوسی ، بهبود حسِ مسئولیت ، نگاهداریِ بنیادهای اخلاقی. نمیگوییم اینها به تنهایی خواهد توانست ساختار را براندازد یا در آن بهبود پدید آورد ، ولی نبودنِ آنها نیز جلوگیر دگرگونیهای سودمند در آینده خواهد بود. مردم شاید همیشه نتوانند بر ساختار تأثیر گزارند یا بیدرنگ دیگرش کنند ، اما تودهای که خود را از آلودگیها پیراسته ، برای روز دگرگونی آمادگی دارد و اگر فرصتی پیش آید آن را از دست نخواهد داد. کسروی همیشه میکوشد توده را به این آگاهی برساند که با نادانی ، سرفرازی به دست نمیآید ، با هوسرانی آسایش پایدار نمیماند ، و بیهمدستی کشور نیرومند نمیشود. او میکوشد مردم را از این خوابِ شیرین بیرون آورد که میشود نکاشته درو کرد. حوادث گاهی درهایی را میگشاید ، اما این شایندگی مردم و سرمایهی اجتماعیِ آنهاست که تعیین میکند از آن در توانند گذشت یا نه. آری ، حکومت خودکامهای که دههها از بخشی از مردم پشتیبانیهای بیدریغ دیده در خودکامگی بیباکتر و ستمگرتر میگردد. میدان را رفتهرفته به آزادیخواهان و میهنپرستان تنگتر میگرداند و در همان حال «خودیهای» ناشاینده را برمیکشد و به کارهای بزرگ میگمارد. بدینسان زورمندتر و در همان حال فاسدتر میگردد.👇


