✴️ پیوست دفتر «انقلاب چیست؟» 🖌 کوشاد تلگرام🔸 یکهفتهی پیش رشته گفتارهای «انقلاب چیست؟» که ما تکه به…
انتشار: 2026/07/22 19:48 UTCویرایش: 2026/07/31 23:46 UTCدریافت: 2026/08/06 08:37 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/06 08:37 UTC
✴️ پیوست دفتر «انقلاب چیست؟» 🖌 کوشاد تلگرام🔸 یکهفتهی پیش رشته گفتارهای «انقلاب چیست؟» که ما تکه به تکه در کانال میآوردیم پایان گرفت. این هفته فرصت نیکی بود که خوانندگان دربارهی آن نوشتهها بیندیشند و بداوری خرد بسپارند. اکنون زمان آن رسیده که ما از حال امروز ایران و گمراهیهای سیاسی که رواج یافته سخن بمیان آوریم و به آنها بپردازیم.از این نوشتار همچون دیگر نوشتههای کسروی نیک پیداست که او دستههای سیاسی را که بفراوانی در این کشور پدید آمده و در آنها هر گونه کوششی میشد جز تربیت مردم و کوشش به نیکی ایشان ، بیراه میشمارد. بجای آن ، او کوشش به پیراستن توده از گمراهیها و نادانیها و یاد دادن حقایق زندگی به ایشان را نخستین پایهی «سیاست» میداند.(1)چنین اندیشهای به بسیاری از مردم بیگانه و نادرست مینماید. در دیدهی ایشان کوشش سیاسی گوش به سخنان تلویزیونهای بیگانه داشتن است ـ آگاهی یافتن از عیبها و ناراستیهای حکومت و با یک شور بیاندازهای چنان خبرهایی را برای فلان دوست و آشنا فرستادن و پیشبینیها نمودن است. پیراستن توده از نادانیها و گمراهیها و نبرد با بدآموزیها به گمان ایشان کاریست «فرهنگی» و «ربطی به سیاست ندارد».چنان اندیشه و رفتارهایی یک گمراهی سیاسی است و باید زیانی را که دربر دارد بازنمود. اینست ما در این پیوست به بازنمودن آن میپردازیم.دیدیم که کسروی ما ایرانیان را با این حالی که داریم تودهای بیمار و آلوده میشمارد. او همچون آموزگاری دلسوز که میخواهد شاگردانش از چنان حقیقتی ناآگاه نمانند ، آن را با همهی تلخیاش بیپرده بازمینماید. از این نکوهش میکند که ایرانیان «با این آلودگیهای ناپاك خود را پاكیزه میپندارند».او در بسیاری از نوشتههایش از جمله در همینجا «نیروی توده» را چنین بازنموده است : «نیرو[ی توده] از یكی شدن باورها و خواستها پدید آید». او یادآور میشود «این چیزیست كه شما بارها میآزمایید. ده تن یا صد تن گرد میآیند و نام خود را مثلاً «برجستگان» میگزارند و چند روزی در روزنامهها نام خود را بگوشها میرسانند. ولی دیری نمیگذرد كه میبینید با یكدیگر كشاكشی پیدا كردهاند و بچند گروه شدهاند و هر یكی با دیگری بدشمنی میكوشد».پس کوشندگانی که میخواهند توده را بکارهای بزرگی برانگیزند با یک دشواری بزرگی روبرویند. از آنجا که میان مردم هماندیشگی نیست و هر دستهای باورها و خواستهای جدایی در سر دارد ، با چنین پراکندگی که ایرانیان دچارش هستند نمیتوانند یگانه گردند. در نتیجه نیرویی ندارند و از پیشامدها سرفراز بیرون نمیآیند. گذشته از همه چیز ، در تلاشهایی که میکنند ، خونهای ناروای بسیاری بزمین میریزد و دلهای مردم را دریای اندوه و دلشکستگی فرامیگیرد و کوشندگان نیز به خواستهاشان نمیرسند. بلکه زیان بزرگترش آنکه مردم از چنان کوششهایی دلسرد میشوند و سپس به آنها کمتر دل میبندند.دیدیم کسروی به کسانی که ایراد گرفته میگفتند : «این راه بسیار دور است ، پیشرفتش بسیار کند است» ، یا «از این راه دیر به نتیجه میرسید» چه پاسخهایی داده. یک پاسخ او را به چنان ایرادهایی بار دیگر در اینجا میآوریم تا به آن بیشتر پروا شود. او میگوید :«در زندگانی هر مرد باخردی باید در جستجوی دو چیز باشد : یكی نیكی و پاكی خودش و خاندانش ، دیگری نیكی و پاكی تودهاش ، و در این راهِ ما ، هر دو نتیجه درمیانست و ما دوری یا دیری هم نمیبینیم.كسی اگر در آرزوی پاكی و نیكی خود میباشد چه پاكی و نیكی بالاتر از این كه حقایق زندگانی را یاد گیرد ، و از پندارهای بیپا ، و از گمراهیهای گوناگون رها گردد ، و بجای نبرد و كشاكش با همجنسان خود همدستی با ایشان كند ، بجای جنگ و خونریزی با برادران خود ، همیشه با بدیها بجنگد؟!. چه پاكی و نیكی بالاتر از آن كه یك دینی را بپذیرد كه كمترین ایرادی بآن نتوان گرفت؟!.. چه پاكی و نیكی بالاتر از آن كه با آیینی زید كه گرامیترین و گرانمایهترین همهی آیینهاییست كه تاكنون بوده است.مرا شگفت افتاده كه كسانی میگویند : این نتیجهاش دیر است ، مگر این نتیجه نیست كه كسی روانش درست و خردش نیرومند باشد و جهان را با دیدهی بینش نگرد ، و از دانشها و از شهریگری و از دین بهرهای را كه میباید یابد ، و خودش و خاندانش با پاكی و نیكی زندگی كند؟!.. چرا این كسان بیاد نمیآورند آلودگیها و ناپاكیهایی را كه دیگران میدارند و نادانیهای بسیاری كه دچار میباشند. آیا این نتیجهای نیست كه كسی از آنها رها گردد و به یك راه پاكی بیفتد؟!.آمدیم دربارهی توده : اگر كسانی براستی در آرزوی نیكی و پاكی تودهی خود میباشند یگانه راه آن نیز همین كوششهای ماست و این چون یگانه راهست نزدیكترین راه نیز میباشد. ...». (1) : این نکته در همان آغاز کتاب «در راه سیاست» آمده است.


