
تنها صداست که می ماندادمین(تلگرام):t.me/FaribaAttarianاینستاگرام:https://instagram.com/fariba.attarian.saniلینک کانال:t.me/naghmehayefaribaeiخوانش شعر، متون ادبی، کتب صوتی، میکس و تدوین پذیرفته می شود. هماهنگی:t.me/Mohammadian2
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تلاش دوباره برای گردآوری · اطمینان متوسط · 248 نمونه پست · پوشش داده: 2026/06/18 تا 2026/08/18
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 240 پست مشاهدهشده و 0 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-12 تا 2026-08-18
چقدر دوستت دارم... وقتی 15 سالت بودمـن بهت گفتم کـه دوستت دارمصورتت از شرم قرمز شد و سرت رو بـه زیر انداختی و لبخند زدی. وقتی کـه 20 سالت بودمـن بهت گفتم کـه دوستت دارمسرت رو روی شونه هام گذاشتیدستم رو تـو دستات گرفتیانگار از اینکـه منو از دست بدی وحشت داشتی وقتی کـه 25 سالت بودمـن بهت گفتم کـه دوستت دارم .صبحانه مو آماده کردی وبرام آوردی ..پیشونیم رو بوسیدیگفتی بهتره عجله کنی داره دیرت می شه. وقتی 30 سالت شدمـن بهت گفتم دوستت دارمبهم گفتی اگه راستی راستی دوستم داریبعد از کارت زود بیا خونه وقتی 40 ساله شديمـن بهت گفتم کـه دوستت دارمتـو داشتی میز شام رو تمیز می کردیگفتی باشه عزیزمولی همین حالا وقت اینه کـه بری تـو درسها بـه بچه مون کمک کنی وقتی کـه 50 سالت شدمـن بهت گفتم کـه دوستت دارمتـو همونجور کـه بافتنی می بافتیبهم نگاه کردی و خندیدی وقتی 60 سالت شدبهت گفتم کـه چقدر دوستت دارمتـو بـه مـن لبخند زدی… وقتی کـه 70 ساله شديمـن بهت گفتم دوستت دارمدر حالیکه روی صندلی راحتیمون نشسته بودیممـن نامه هاي عاشقانه اتکـه 50 سال پیش برای مـن نوشته بودی رو می خوندمدستامون تـو دست هم بود وقتی کـه 80 سالت شد…این تـو بودی کـه گفتی کـه مـن رو دوست داری..نتونستم چیزی بگم…فقط اشک در چشمام جمع شداون روز بهترین روز زندگی مـن بود…چون تـو هم گفتی کـه منو دوست داریبـه کسیکه دوستش داری بگو کـه چقدر بهش علاقه داری و چقدر در زندگی براش ارزش قائل هستی چون زمانی کـه از دستش بدی مهم نیست کـه چقدر بلند فریاد بزنی، زیرا کـه او دیگر صدایت را نخواهد شنید.به قلم: #محمد_صالحعلادکلماتور: #فریبا_عطاریان_ثانی میکس: #محمدیان@naghmehayefaribaei@radioqessegou.
🪐تو روانشناسے یہ مفهومے داریمبہ اسم اثر "جغرافیاے روانی". یعنے محیط بہ شدت روے ما و رابطہ عاطفے ما تأثیر میذارہ. دوتا مثال میزنم: زوجهایے ڪہ تو یہ شهر پر از فرصتهاے شغلے زندگے میڪنن، ممڪنہ بیشتر وقتها تصمیم بگیرن بیشتر روے ڪار و پیشرفت تمرڪز ڪنن. در حالیڪہ زوجهایے ڪہ تو شهرهاے آروم و ڪمجمعیت هستن، ممڪنہ بیشتر ترجیح بدن روے خانوادہ و زندگے سادہ تمرڪز ڪنن.یا مثال دیگہ: شما وقتے توے یڪ شهر بزرگ و شلوغ مثل تهران زندگے میڪنے، بہ خاطر ترافیڪ، سر و صدا، و شلوغے، سطح استرس بالاترے رو تجربہ میڪنے. این استرس میتونہ باعث بشہ ڪہ توے رابطهت زودتر تحریڪپذیر بشے یا حوصلہ بحثهاے طولانے و عمیق رو نداشتہ باشی.اما وقتے توے یڪ شهر ڪوچڪ یا نزدیڪ طبیعت مثل شمال یا جنوب ایران زندگے میڪنے، آرامش محیط میتونہ باعث بشہ ڪہ توے رابطہ عاطفیت صمیمیتر و مهربونتر باشے و زمان بیشترے رو براے بهتر شدن رابطہ بذارے!@naghmehayefaribaei
هرگز؛ هیچ دو انسانی با روحیات و علاقهمندیهای مطلقا مشترک، یافت نشده است،پس اگر در یک رابطهی دو نفره،هیچ مشکل و برخوردی به وجود نیاید،به این معنی ست که یکی از این دو نفر تمام حرف های دلش را نمی زند."آلبا دسس پدس@naghmehayefaribaei
خوردن تخم مرغ با تن ماهی ممنوع !❌◽️بعضی غذاها وقتی با هم ترکیب شوند، خاصیت یکدیگر را خنثی میکنند و اگر مصرف این غذاها را ادامه دهیم دچار کمبود املاح و ویتامین های لازم میشویم.◽️مصرف بعضی از غذاها مثل ماهی و تخم مرغ در معده تولید عفونت و کرم میکند و منجر به ابتلا بیماری نقرس، روماتیسم، قولنج، بواسیر، پیوره و دندان درد میشود.@naghmehayefaribaei
در این زمانهی بی های و هوی لال پرستخوشا به حال کلاغان قیل و قال پرستچگونه شرح دهم لحظه لحظهی خود رابرای این همه ناباورِ خیال پرستبه شب نشینیِ خرچنگهای مردابیچگونه رقص کند ماهی زلال پرسترسیدهها چه غریب نچیده میافتندبه پای هرزه علفهای باغِ کال پرسترسیدهام به کمالی که جز انالحق نیستکمالِ دار برای منِ کمال پرستهنوز زندهام و زنده بودنم خاری استبه تنگ چشمیِ نامردم زوال پرست#محمدعلی_بهمنی @naghmehayefaribaei
به ما سوختن و ساختن را آموختندو افسوس که هیچ کس به ما نگفت؛نساختی هم مهم نیست ؛مهم نسوختن استمهم این است که تو یکبار فرصت زندگی داری...سالی که گذشت، ماهی که رفت،روزی که تمام شد،دیگر بر نخواهد گشت حتی همین لحظه که چشم های مهربانت را به این صفحه ی کوچکمستطیل شکل دوخته ایهرگز تکرار نخواهد شد کسی به ما نگفت ؛ماندن به پای آدم های اشتباهی هنر نیست هنر زندگی، جسارت داشتن استاز پیله رها شدن و پرواز کردن است هنر،رقصیدن و خندیدن وعشق ورزیدن است هنر، با پروانه ها چرخیدنو گل ها را بوسیدن است هنر ، مهربان بودن استزندگی کردن است هنر نسوختن است حتی به قیمت نساختن ...!🌱@naghmehayefaribaei
.از گریبان توصبح صادق می گشاید پر و بال!تو گل سرخ منی تو گل یاسمنیتو چنان شبنم پاک سحری نه از آن پاک تری.......#حمید_مصدق@naghmehayefaribaei
تصویر خسروپرویز در فیلم ضد ایرانی عربستان، به نام جنگجوی صحراپ.ن: تصویر دوم متعلق به بازسازی واقعی چهره وی است🏛 @naghmehayefaribaei
نقطهٔ عشق نمودم به تو هان سهو مکنور نه چون بنگری از دایره بیرون باشیکاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیشکی روی؟ ره ز که پرسی؟ چه کنی؟ چون باشی؟تاج شاهی طلبی، گوهر ذاتی بنمایور خود از تخمهٔ جمشید و فریدون باشیساغری نوش کن و جرعه بر افلاک فشانچند و چند از غم ایام جگرخون باشی؟👤حافظ@naghmehayefaribaei
به نام خدای جانآفرین✍حکمت فتحیهر روز که صفحات مجازی را مرور میکنیم، با خبر تلخ یک تصادف، پرکشیدن جوانی، داغدار شدن خانوادهای و خاموش شدن چراغ خانهای روبهرو میشویم؛ خبرهایی که دیگر نباید برایمان عادی شوند. هر بار انگشت ما روی صفحه تلفن میچرخد و خبر مرگ عزیزی را میخوانیم، باید لحظهای مکث کنیم و از خود بپرسیم: سهم ما در این حوادث چیست؟بیتردید، بسیاری از جادههای ما از استانداردهای مطلوب فاصله دارند؛ پیچهای خطرناک، نقاط حادثهخیز، کمبود روشنایی و مشکلات زیرساختی واقعیتی انکارناپذیر است. کیفیت و ایمنی خودروها نیز موضوعی جدی است و مسئولان باید در برابر جان مردم پاسخگو باشند. اما آیا همه تقصیرها را میتوان به جاده و خودرو نسبت داد؟گاهی خطرناکترین عامل تصادف، همان کسی است که پشت فرمان نشسته است.سرعت غیرمجاز، سبقت خطرناک، بیتوجهی به علائم، استفاده از تلفن همراه، خستگی و خوابآلودگی و رعایت نکردن فاصله ایمن، اشتباهاتی هستند که شاید در چند ثانیه اتفاق بیفتند، اما میتوانند خانوادهای را برای سالها داغدار کنند.قرآن کریم چه زیبا هشدار میدهد:«وَلَا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ»«و خود را با دست خویش به هلاکت نیفکنید.»(سوره بقره، آیه ۱۹۵)و در کلامی از پیامبر اکرم(ص) آمده است:«لا ضَرَرَ وَلا ضِرارَ»نه زیان رساندن رواست و نه زیان متقابل.پس وقتی با سرعتی میرانیم که کنترل خودرو از اختیارمان خارج میشود، فقط جان خود را به خطر نمیاندازیم؛ جان سرنشین، عابر، راننده مقابل و خانوادههایی را که چشمانتظار بازگشت عزیزانشان هستند نیز به خطر میاندازیم.یک ضربالمثل قدیمی میگوید:«احتیاط شرط عقل است.»و چه حقیقت تلخی است که بسیاری از ما تا زمانی که حادثه برای خودمان یا نزدیکانمان اتفاق نیفتاده، اهمیت این جمله ساده را جدی نمیگیریم.راننده محترم!وقتی پشت فرمان مینشینی، فقط یک خودرو را هدایت نمیکنی؛ مسئول جان انسانهایی هستی که در کنار تو و روبهروی تو در حرکتاند. شاید پدری در خانه منتظر باشد فرزندش سالم به خانه برگردد؛ شاید مادری چشم به در دوخته باشد؛ شاید کودکی تمام امیدش به بازگشت پدر یا مادرش باشد.آیا سزاوار است آنان به خاطر چند دقیقه زودتر رسیدن، سالها با داغ و حسرت زندگی کنند؟جاده شاید استاندارد نباشد، خودرو شاید ایمن نباشد، اما بیاحتیاطی ما نباید به این خطرها اضافه شود.بیایید مطالبهگر باشیم؛ از مسئولان، جاده ایمن، خودرو ایمن، علائم مناسب و اصلاح نقاط حادثهخیز را بخواهیم؛ اما همزمان از خودمان نیز مطالبه کنیم.قانون فقط چند تابلو کنار جاده نیست؛قانون یعنی احترام به جان انسانها.اگر قرار است تغییری ایجاد شود، از همین امروز شروع کنیم؛کمتر عجله کنیم، بیشتر دقت کنیم، کمربند ایمنی را جدی بگیریم، هنگام خستگی رانندگی نکنیم، حواسمان به جاده باشد و قوانین را نه از ترس جریمه، بلکه از روی احترام به زندگی رعایت کنیم.چه زیبا گفتهاند:«یک لحظه غفلت، یک عمر پشیمانی.»بیایید پیش از آنکه خبر مرگ عزیزی را در فضای مجازی ببینیم، کاری کنیم که چنین خبرهایی کمتر و کمتر شوند.راننده عزیز؛ آه و اشک خانوادهای را به پای چند دقیقه عجله ننویس.هیچ مقصدی آنقدر مهم نیست که ارزش جان یک انسان را داشته باشد.جاده را مسئولان باید امن کنند؛خودرو را باید ایمنتر ساخت؛اما فرمان زندگی، لحظهای که پشت آن مینشینیم، در دستان خود ماست.جان، امانت خداست؛ با امانت خدا مسئولانه رفتار کنیم.باشد که هیچ خانهای، به خاطر یک لحظه بیاحتیاطی، منتظر بازگشت عزیزی نماند@naghmehayefaribaei
آیا مطالعه و حل کردن جدول واقعا از آلزایمر جلوگیری می کند؟ 🤨▫️احتمالا تاکنون شنیده اید که توصیه می شود برای جلوگیری از زوال عقل و آلزایمر بهتر است رفتارهایی مانند مطالعه بیشتر و حل کردن جدول کلمات متقاطع و سودوکو را انجام دهید. ▫️برخی از این تحقیقات به بررسی این موضوع می پردازد که چگونه فعالیت های محرک شناختی، مانند مطالعه و حل جدول کلمات متقاطع، بر خطر زوال عقل و شناخت تأثیر می گذارند. نتایج نشان داد که سطوح بالای فعالیتهای شناختی، مانند خواندن، انجام بازیهایی فکری، حل کردن پازل و نوشتن، می تواند شروع بیماری آلزایمر را در افراد بالای ۸۰ سال تا ۵ سال به تاخیر بیندازد.@naghmehayefaribaei
🌎 مادری ۳۴ ساله با ۸ عدد بچه ! 🌑 جعفر بخشی بی نیاز نویسنده و روزنامه نگار 🌐 مادری ۳۴ ساله که وزن تقریبی اش به ۵۰ کیلو هم نمی رسد در یکی از بیمارستان های ایران ؛ هشتمین فرزندش را به دنیا میآورد. در میان درد و خستگیِ زایمان ؛ جمله ای می گوید که نمادی از یک تفکرِ رایج اما به شدت آسیب زاست که خدا خودش نان این بچه ها را میرساند !!! این سخن گر چه شاید از سرِ ایمانی عمیق و اتکال به خالق باشد ؛ اما در شرایطی که سفرههای بسیاری خالی ست و آینده نیز کاملا مبهم به چشم می آید ؛ نقابی ست بر صورتِ استیصال و نادیده گرفتنِ عقلانیت. این تفکرِ دگم و بسته نه تنها با واقعیتهای تلخِ اقتصادیِ امروز ایران در تضاد آشکار است بلکه نگاهی سطحی و تک بعدی به مقوله فرزند آوری را به شکلی وارونه نمایندگی میکند. گویی تنها وظیفه انسان تولید مثل است و دغدغههای دیگر چون نان ؛ آب ؛ مسکن ؛ تربیت ؛ تحصیل ؛ بهداشت و آینده در این بین کاملا رنگ میبازند. بزرگ کردنِ هشت بچه در شرایطی که حتی تأمینِ نیازهای اولیه برای بسیاری از خانوادهها دشوار است ؛ نه یک قهرمانی بلکه خود خواهیِ عریان است. خود خواهیای که نه به نفعِ کودک است و نه جامعه. 🌐 این مادران و پدران ؛ به جای ساختنِ آیندهای روشن برای فرزندانشان آنان را به دلِ پرتگاهی پرتاب میکنند که هیچ تضمینی برای بقا و شکوفایی شان وجود ندارد. البته که جمعیت جوان یک سرمایه است ؛ اما نه جمعیتی که از سرِ ناآگاهی و تفکرِ بسته ؛ بارِ سنگینِ فقر و محرومیت را بر دوش بکشد. مسئله تربیت ؛ تحصیل و فراهم کردنِ یک آیندهی امن و با کرامت برای فرزندان ؛ به مراتب مهمتر از صرفِ به دنیا آوردن است. وقتی توانِ تأمینِ حداقلها را نداریم ؛ وقتی زیر ساختهای لازم برای رشد و شکوفاییِ نسلِ آینده وجود ندارد ؛ اصرار بر فرزند آوریِ بی رویه آن هم به تعداد ۸ نفر جز تولیدِ نسلی سر خورده ؛ ناامید و بالقوه بزهکار ؛ ارمغانی نخواهد داشت. این ایمانِ کور ؛ این اتکالِ صرف به روزی رسانیِ خدا در شرایطی که خودِ مدیریتِ جامعه و توزیعِ عادلانه منابع با چالشهای جدی روبروست نه تنها مشکلی را حل نمیکند ؛ بلکه بر مشکلاتِ موجود هم میافزاید. مسئولیتِ ما تنها تولید نیست بلکه پرورش و توانمند سازی ست. امری که با هشت فرزند آن هم در این وانفسای اقتصادی دست نیافتنی و بسیار دور به نظر میرسد: @naghmehayefaribaei
چرا عاقلان را نصیحت کنیم؟بیایید از عشق صحبت کنیمتمام عبادات ما عادت استبه بیعادتی کاش عادت کنیمچه اشکال دارد پس از هر نمازدو رکعت گلی را عبادت کنیم؟به هنگام نیّت برای نمازبه آلالهها قصد قربت کنیمچه اشکال دارد که در هر قنوتدمی بشنو از نی حکایت کنیم؟چه اشکال دارد در آیینههاجمال خدا را زیارت کنیم؟مگر موج دریا ز دریا جداستچرا بر «یکی» حکم «کثرت» کنیم؟پراکندگی حاصل کثرت استبیایید تمرین وحدت کنیم«وجود» تو چون عین «ماهیت» استچرا باز بحث «اصالت» کنیم؟اگر عشق خود علت اصلی استچرا بحث «معلول» و «علت» کنیم؟بیا جیب احساس و اندیشه راپر از نقل مهر و محبت کنیمپر از گلشن راز، از عقل سرخپر از کیمیای سعادت کنیمبیایید تا عینِ عین القضاتمیان دل و دین قضاوت کنیماگر سنت اوست نوآورینگاهی هم از نو به سنت کنیممگو کهنه شد رسم عهد الستبیایید تجدید بیعت کنیمبرادر چه شد رسم اخوانیه؟بیا یاد عهد اخوت کنیمبگو قافیه سست یا نادرستهمین بس که ما ساده صحبت کنیمخدایا دلی آفتابی بدهکه از باغ گلها حمایت کنیمرعایت کن آن عاشقی را گفتبیا عاشقی را رعایت کنیم@naghmehayefaribaei
شبی یک سرگذشت امشب خسرو پرویز ق ششم اینک درنظر اهالی بیزانس جنگ با ایرانیان جنبه تقدس پیدا کرده بود ، آنان با حمایت از امپراتورشان یک قهرمان ساختند ، قیصر بجای اینکه سربازانش را درگیر جنگ با نیروهی ایرانی درکالسدان نماید ناوگان بیزانس رابکارگرفت تا با کشتی نیروهای رومی را از دریای سیاه بسوی شرق ببرند آنگاه ارمنستان را در نوردیدند سپس در عقب جبهه در آسیای صغیر وآذربایجان بنای تاخت وتاز گذاشتند. خسرو در این هنگام با چهل هزار سپاهی برای حفظ معبد آذرگشنسپ در گنزک نزدیک تکاب امروزی منتظر نیروهای سردارش شاهین بود چون این نیرو به اونرسید از راه کوهستان به جنوب رفت هراکلیوس با یک حس انتقامجویی به تلافی بی حرمتی ایرانیها به اورشلیم کرده بودند به معبد آذرگشنسپ روی آورد ولی آتش مقدس و نذورات موجود قبلا ازآنجا برده شده بود( مسعودی)با این حال معبد ویران گردید، خسروکه غرورتمام وجودش را گرفته بود به هیج عنوان حاضر به صلح نبود برای اینکه بتواند جلو پیش روی قیصر را بگیرد به شهربراز فرمانداد به کمک آوارها ، بلغارها ، گِپیدها و اسلاوها قسطنطنیه را محاصره نمایند ، تعداد ۵۰هزار از بهترین سپاهیان معروف به(زرین نیزه) از سپاه شهر براز فراخوانده شد به فرماندهی سردارشاهین ، ارتش سوم به فرماندهی(ریزاتِس) جهت مرزبانی از مرزها ارتباط بین این سپاهیان درآن زمان واینکه چگونه در ارتباط بودند امروزه برای ما معلوم نیست. هراکلیوس در رابط با این ارایش جنگی سپاه خسرو سپاهیانش را به سه قسمت تقسیم کرد.ادامه دارد*کاظم مزینانی تاشبی دیگر بدرود *@naghmehayefaribaei
وقتی کسی چه مقصر باشد چه بیتقصیر،از شما عذر خواهی میکندبه خودتان مغرور نشوید.وقتی کسی پا پیش میگذاردو به سمتتان میآید. آن را دلیلی بر بهتر بودن خودتان ندانید.شاید او فقط "شهامتی" در قلبش داردکه شما ندارید.شاید او میداند که غرور بعضی وقتهابزرگترین موقعیتهای خوشبختی رااز آدم میگیرد..اما شما هنوز ندانید.🍃 @naghmehauefaribaei
صدا گداری سریال (starTver)غریبه درنقش :هایدی :فریبا عطاریانمدیر دوبلاژ :: آقای:محمد طحان@naghmehayefaribaei
🌹گلی را میشناسمکه عطرش هیچگاه از بین نمیرودگلبرگهایش هرگز نمیریزندو هیچ خاری ندارد که دستت را بیازارد🌸نام این گـل محبت است...💗و تنها در قلب عزیزانی چون تو میروید@naghmehayefaribaei
گر عقل پشت حرف دل اما نمیگذاشتتردید پا به خلوت دنیا نمیگذاشتاز خیر هست و نیست دنیا به شوق دوستمیشد گذشت، وسوسه اما نمیگذاشتاینقدر اگر معطل پرسش نمیشدمشاید قطار عشق مرا جا نمیگذاشتدنیا مرا فروخت، ولی کاش دست کمچون بردگان مرا به تماشا نمیگذاشتشاید اگر تو نیز به دریا نمیزدی هرگز به این جزیره کسی پا نمیگذاشتگر عقل در جدال جنون مرد جنگ بودما را در این مبارزه تنها نمیگذاشتای دل بگو به عقل که دشمن هم این چنیندر خون مرا به حال خودم وا نمیگذاشتما داغدار بوسهی وصلیم چون دو شمعای کاش عشق سر به سر ما نمیگذاشت#فاضل_نظری@naghmehaywfaribaei
🔸 توی زندگیتون مثل گرگ باشین!▪️چون گرگ با شرافت زندگی میکنه، اون هیچوقت لاشه حیوانات مُرده رو نمیخوره.▪️برخلاف بعضی از حیوانات، گرگ با مادر و خواهر خودش جفت گیری نمی کنه.▪️اون تا آخر عمرش فقط با یه گرگ میمونه و اگه جفتش بمیره، ۳ ماه تا ۱ سال عزاداری میکنه.▪️به گرگ میگن فرزندِ درستکار، چون تنها حیوونیه که وقتی پدر و مادرش پیر میشن و نمیتونن به شکار برن، اونا رو تنها نمیذاره.🌏@naghmehayefaribaei
شبی یک سرگذشت امشب خسروپرویز قسمت پنجم*خسرو دراین ایام مست از باده پیروزی درشهر مورد علاقه اش(دستگرد) با خاطری آسوده درمیان زنان حرمسرایش همراه با نوای برب،كثط نوازندگان مورد علاقه اش باربد ، سرکیس ، نکیسا با یک غرور خاص در میان دربار پر زرق وبرق و اطرافیان ، چاپلوس و فرصت طلب ، روزگار میگذرانید(دراین مورد جداگانه صحبت می کنیم)باز گردیم به موضوع .سرزمین فراعنه که ازدوره هخامنشیان از ایران جداشده بودبه وسيله سردارش( شهر براز) در سال(۶۱۶یا۶۱۷) تسخیر گردید وتا حدودسرزمین حبشه زیر چکمه های سربازان ایرانی قرار گرفت که یاد آور دوران هخامنشیان گردید.درچنین احوالی شکل جنگ بعد از بیست و اندی سال تاخت وتاز نیروهای ایران آهسته آهسته عوض میشد هراکلیوس نیروهای بیزانسی را شکل داده وتوانست از زیر فشار بتدریج خارج کند. اوتوانست قسطنطنیه را درمقابل نیروهای ایرانی وقبایل آوار که به هوای غنیمت همراه ایرانیها آمده بودند حفظ کند ، قیصر تصمیم داشت پایتخت را باخزائنش به کارتاژ منتقل نماید،حتی کشتی هاهم بارگیری کردند وبه آب انداخته شدند (جریان گنج باد آورده سرگذشتی جداگانه دارد) َاسقف سِرگیوس که از پیشرفت خسرو نگران شده وامپراتور را درمانده دید با همکاری تمامی اعضای کلیسا و هراکلیوس ناچار حکم جهاد دادند (شاید بتوان گفت پیش درآمد جنگهای دینی یا صلیبی قرن هابعد از اینجا شروع شده)آنان توانستند با بکارگیری نذورات کلیسا وکمک از مردم وکنار گذاشتن اختلافات از یک ارتش دلسرد وناامید یک نیروی کارآمد بوجود بیاورد رفته رفته هراکلیوس تبدیل به یک قهرمان گردید و به آزمودن بختش پا به آسیا بگذارد. ادامه دارد*کاظم مزینانی تاشبی دیگر بدرود *@naghmehayefaribaei
شاید باورش سخت باشه ولی پل قدیم دزفول که توسط ساسانیان ساخته شد تا همین سال ۱۳۸۹ توانایی و قدرت عبور ماشین ها از روی خود را داشت که چنین چیزی در دنیا بی سابقه است.🏛 @naghmehayefaribaei
مصرف انواع دخانیات عامل ۴۰ درصد سرطانهاست!◽️مصرف سیگار، قلیان، ویپ و تریاک از عوامل مهم ابتلا به سرطان در ایران است و با بخش قابل توجهی از سرطانها، بهویژه در مردان، ارتباط دارد.◽️ دود این محصولات هزاران ماده شیمیایی و دهها ماده سرطانزا دارد و قلیان نیز کمخطرتر از سیگار نیست. افزایش مصرف دخانیات در جوانان نگرانکننده است و سالانه دهها هزار مرگ و هزینه اقتصادی سنگینی به کشور تحمیل میکند.@naghmehayefaribaei
«وقتی بحث میکنید، این اشتباه را نکنید!»خیلیها موقع بحث دنبال برنده شدن هستن. اما واقعیت اینه که توی رابطه، اگر یک نفر ببازه، هر دو باختن. حملهی شخصی، تحقیر، یا یادآوری اشتباهات قدیمی، فقط زخمهای جدید میسازه. بحث سالم یعنی گوش دادن، توضیح دادن بدون توهین و پیدا کردن نقطهی مشترک. یادت باشه، هدفتون باید حل مسئله باشه، نه نابود کردن همدیگه.@naghmehayefaribaei
مولانا:شمس، چرا هر چه بیشتر میفهمم، بیشتر احساس تنهایی میکنم؟شمس:چون حقیقت، آدم را از شلوغی بیهوده جدا میکند.همه توان ماندن در عمق را ندارند.مولانا:پس آدم دلش را به کی بسپارد؟شمس:به کسی که سکوتت را هم بفهمد، نه فقط حرفهایت را.مولانا:و اگر هیچکس نفهمید؟شمس:آن وقت خدا کافیست؛ بعضی دلها را فقط آسمان میفهمد.❤️🩹🌾@naghmehayefaribaei
#حکایات_جالب_و_پند_آموز 💢یعقوب لیث صفاری شبی خوابش نبرد،غلامان را گفت: حتما به کسی ظلم شده او را بیابید.پس از کمی جستوجو غلامان بازگشتند و گفتند:سلطان به سلامت باشد، دادخواهی نیافتیم.اما سلطان را دوباره خواب نیامد پس خود برخاست و با جامه مُبدّل از قصر بیرون شددر پُشت قَصر نالهای شنید که میگفت خدایا: یعقوب هم اینک به خوشی در قصر خویش نشسته و در نزدیک قصرش اینچنین ستم میشود!سلطان گفت: چه میگویی؟ من یعقوبمو از پی تو آمدهام بگو ماجرا چیست؟آن مرد گفت:یکی از خواص تو که نامش را نمیدانمشبها به خانه من میآید و به زور زن من را مورد آزار و اذّیت و تجاوز قرار میدهد.سلطان گفت: اکنون کجاست؟مرد گفت: شاید رفته باشد.شاه گفت: هرگاه آمد مرا خبر کن.یعقوب سپس آن مرد را به نگهبان قصر معرفی کرد و گفت: هر زمان این مرد مرا خواست به من برسانیدش حتی اگر در نماز باشم.شب بعد باز همان متجاوز به خانه آن مرد بینوا رفت مرد مظلوم به سرای سلطان شتافت.یعقوب لیث سیستانیبا شمشیر برهنه به راه افتاد در نزدیکی خانه صدای عیش مرد را شنیددستور داد تا چراغها و آتشدانها را خاموش کنند.آنگاه ظالم را با شمشیر کشت.پس از آن دستور داد تا چراغ افروزندو در صورت کشته نگریست پس در دمسر بهسجده نهاد آنگاه صاحب خانه را گفت: قدری نان بیاورید که بسیار گرسنهام.صاحبخانه گفت: پادشاهی چون تو چگونه به نان درویشی چون من قناعت توان کردن؟شاه گفت: هرچه هست بیاور.مرد پارهای نان آورد و از شاه سبب خاموش و روشن کردن چراغ و سجده و نان خواستن سلطان را پرسیدسلطان در جواب گفت:آن شب که از ماجرای تو آگاه شدم با خود اندیشیدم در زمان سلطنت من کسی جرأت این کار را ندارد مگر یکی از فرزندانم پس گفتم چراغ را خاموش کن تا محبت پدری مانع اجرای عدالت نشود.چراغ که روشن شد دیدم بیگانه استپس سجده شکر گذاشتم.اما غذا خواستنم از این رو بود که از آن شب که از چنین ظلمی در سرزمین خود آگاه شدم با پروردگار خود پیمان بستم لب به آب و غذا نزنم تا داد تو را از آن ستمگر بستانم.اکنون از آن ساعت تا به حال چیزی نخوردهام.گر به دولت برسی مست نگردی، مردیگر به ذلّت برسی، پست نگردی، مردیاهل عالم همه بازیچه دست هوساندگر تو بازیچه این دست نگردی، مردی@naghmehayefaribaei
🌺🍀🌺🍀🌺🍀 🌿🌿یا فتاح العلیم 🌿🌿سلام بر برکات خداوند در تمام اعصار و زمان ها لحظات عمرتان سرشار از خیر و برکتبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحيمإِنَّكَ كُنْتَ بِنَا بَصِيرًا(خدایا)می دانیم که تو به تمام امور ما بینایی #آیه_۳۵_سوره_طه🌺🍀🌺🍀🌺🍀🌺🍀زمانی حرف بزن که ارزش حرفت بیشتر از سکوتت باشد، و زمانی دوست انتخاب کن که ارزش دوستت بیش از تنهاییت باشد.👤فرانسیسکو کولوآ🌺🍀🌺🍀🌺🍀🌺@naghmehayefaribaei
این فیلم قدیمیترین فیلم گرفته شده از تخت جمشید است!این فیلم که مربوط به سال ۱۹۳۱ است یعنی حدود ۹۰ سال قبل! در آن زمان هنوز تخت جمشید مورد کاوش قرار نگرفته بود.@naghmehayefaribaei
0014شب انتظار ✍تصنیفهاونواهای موسیقیسنتی🎵(0014) داریوش رفیعیتصنیف «منتظرت بودم»شب به گلستان تنها منتظرت بودمباده نا کامی در هجر تو پیمودممنتظرت بودم منتظرت بودمآن شب جان فرسا من بی تو نیاسودموه که شدم پیر از غم آن شب و فرسودممنتظرت بودم منتظرت بودمبودم همه شب دیده به ره تا به سحر گاهناگه چو پری خنده زنان آمدی از راهغمها به سر آمد رنج غم دوران از دل بزدودممنتظرت بودم منتظرت بودمپیش گلها شاد و شیدا می خرامید آن قامت موزونتفتنه دوران دیده تو از دل و جان من شده مفتونتدر آن عشق و جنون مفتون تو بودماکنون از دل من بشنو تو سرودممنتظرت بودم منتظرت بودممنتظرت بودم منتظرت بودم شب انتظارخواننده:داریوش_رفیعیآهنگساز: مجید_وفادارترانه سرا: محمود_صناعی
♦️گنبد عالی ابرکوه✍ گنبد عالی یا گنبد علی بنایی است مربوط به سدهٔ ۵ هجری قمری که در شهرستان ابرکوه واقع شدهاست. این اثر در تاریخ ۹ مرداد ۱۳۱۲ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیدهاست. گنبد عالی از سالمترین ساختمانهای برجای مانده از دوران سلجوقیان و از بناهای ارزشمند معماری ایران است که در شهر ابرکوه در ۱۳۰ کیلومتری یزد جای گرفتهاست.ساختار بنا از سنگ و چاروگ (ساروج) و به شکل هشت گوش است که بر روی کرسی چهارگوشی که گوشههایش پخ شده ساخته شده، شکل گنبد در بخش آسمانه مانند عرقچین است بلندای ساختمان ۲۲، هر بدنه دیوار ۵/۴۲ و درآیگاه ۱/۲۰، بلندای آسمانه از درون ۱۲ و بلندای کرسی از روی زمین ۲ متر میباشد.@naghmehayefaribaei
شاید باورش سخت باشه ولی پل قدیم دزفول که توسط ساسانیان ساخته شد تا همین سال ۱۳۸۹ توانایی و قدرت عبور ماشین ها از روی خود را داشت که چنین چیزی در دنیا بی سابقه است.@naghmehayefaribaei
شبی یک سرگذشت امشب خسرو دوم( آپرویز )ق چهارمدراین جنگها درکل فتح با سپاهیان ایران بود چراکه سرداران ایرانی شاهین معروف به (وهمن زادگان) وفرخان ملقب به(شهر براز) توانستنددر دوجبهه همچنان شکست را به رومیان بقبولانند درسالهای (۶۰۷و۶۰۸ م) شهر (سالاتا و تِئودوسیو پولیس)ودرسالهای (۶۰۹و۶۱۰م) شهر قیصریه در کاپادوکیه تصرف واسیران بیزانسی به همدان کوچانده شدند(این کوچ به لحاظ تاریخی باید برسی شود) فوکاس امپراتور با تمام سفاکی هایش نتوانست بر اوضاع مسلط شود دریک کودتا کشته شد بجای آن هرقل (هراکلیوس) امپراتور انتخاب گردید ، هراکلیوس اولین کاری که کرد هیئتی به جهت متوقف کردن جنگ همراه با هدایا به تیسفون فرستاد ولی خسرو با غرور تمام پیشنهادصلح را ردکرد و ظاهرأ اعضای هیئت را به زندان انداخت درهمین زمان سپاهیان ایران توانستند تا کناره های کالسدون یعنی مقابل قسطنطنیه را تصرف نمایند شاید اگرسپاهیان ایران کشتی دراختیار داشتند قسطنطنیه را متصرف میشدند(۶۱۳ م) هراکلیوس در برابر مشکلات داخلی همچنان ایستادگی میکرد لذا هیئتی دیگر به تیسفون فرستاد تا شاید جلو پیشروی ایرانیان گرفته شود ، ولی غرور و خود کامگی خسرو پرویز اجازه نداد که سایه صلح بر منطقه گسترده یابد ، شاهین درجبهه جنوبی توانست انطاکیه ودمشق را بگیرد(۶۱۳م) وآنگاه با عزمی راسخ گویی یک جنگ مذهبی را شروع کرده آهنگ اورشلیم کرد ، حدود۲۶ هزار یهودی به نیروهای ایران پیوستند باکمک آنان شهر مقدس اورشلیم ۱۴ روز مقاومت کرد ولی درآخر بدست سپاهیان ایران افتاد(۶۱۵) شهر غارت شد قطعه ای از صلیب مقدس که در صندوق مخصوصی نگهداری میشد هم چون غنیمتی گرانبها به تیسفون فرستادند ، تعداد زیادی مسیحی اسیر شدند ، خسرو انچنان مغرور شده بود که درپیام به امپراتور گفت دیدی خدا هم نتوانست در سقوط اورشلیم بتو کمک کند.ادامه دارد*کاظم مزینانی تامطلبی دیگربدرود *@naghmehayefaribaei
دکتر کاکاوند.فرشتگان عابدان موظفند.وظیفه دارند که عبادت کنند .فقط انسان عشق داره وبا عشق به تکامل میرسه احسن الخالقین به واسطه دل وداشتن عشقهتسلیم آنچه هست را تغییر نمیدهد و شرایط بیرونی را دگرگون نمی کند بلکه تو را تغییر میدهد.وقتی تو دگرگون میشوی، جهان تو نیز دگرگون میشود چون جهان تو چیزی نیست جز آگاهی تو.(عشق)اگر در آینه نگاه کنی و از چیزی که دیدی خوشت نیامد، دیوانه ای اگر به تصویر آینه حمله کنی.این دقیقا همان کاری است که تو در حالت عدم پذیرشِ آنچه که هست انجام می دهی.اگر به تصویر آینه حمله کنی تصویر هم به تو حمله خواهد کرداما اگر تصویر را بپذیری و با آن دوستانه وعاشقانه رفتار کنی، تصویر نمیتواند با تو دوستانه رفتار نکند. این گونه است که میتوانی جهانت را تغییر دهیاکهارت تله@naghmehayefaribaei
.گفتی: بسنده کن به خیالی ز وصل ماما را بغیر از این سخنی در خیال نیست...#اوحدی@naghmehayefaribaei
🪐شادی و خوشبختی درون خود توست🍃بیشتر وقت ها ما به دنبال آن هستیم که دیگران خوشبخت مان کنند و بیشتر اوقات آنها نمی توانند خوشبختی را که ما به دنبالش هستیم برایمان ایجاد کنند. چرا؟ چون فقط یک نفر مسئول شادی و خوشبختی ماست و آن یک نفر خودمان هستیم. پس والدین، همسر یا فرزند نمی توانند خوشبختی ما را رقم بزنند. آنها فقط این شانس را دارند که در سعادت ما سهیم شوند. خوشبختی فقط در درون خودمان است. اگر اکنون خوشبخت نیستی دلیلش افکاریست که از گذشته تا این لحظه داشته ای. زمانی که افکار و احساساتت را تغییر بدهی، شادی و خوشبختی نیز وارد زندگیت می شود."استر هیکس_راز@naghmehayefaribaei
.وقتی عاشق به آینه هم نگاه میکنه جز تمثال معشوق هیچ نمیبینه ! چون هر چه میبنه وجودِ اوست…اینجاست که میگه؛در آینه گفتم که ببینم رخِ خود راچون نیک بدیدم همه تمثالِ تو بودمهدینادری@naghmehayefaribaei
نغمه های فریبایی pinned «تا خدا هست به مخلوق دمی تکیه نکن که خدا کوه ثبات است و بشر عین نیاز 💫شب بخیر 🍃»
تا خدا هست به مخلوق دمی تکیه نکنکه خدا کوه ثبات است و بشر عین نیاز💫شب بخیر🍃
دمنوش گیاهی برای کمک به کاهش چربی خون ☕️🌿بعضی گیاهان دارویی بهدلیل داشتن ترکیبات طبیعی میتوانند در کنار سبک زندگی سالم، به بهبود وضعیت چربی خون کمک کنند. زنجبیل، آویشن، شوید، کاسنی، زنیان و عناب، و خارمریم از دمنوشهایی هستند که در طب سنتی بیشتر مورد توجه قرار گرفتهاند.◽️ تغذیه متعادل◽️ فعالیت بدنی منظم◽️کاهش مصرف چربیهای ناسالمدر کنار استفاده از روشهای طبیعی، نقش مهمی در حفظ سلامت قلب و عروق دارد.+ اگر داروی چربی خون مصرف میکنید یا بیماری زمینهای دارید، قبل از مصرف منظم دمنوشهای گیاهی با پزشک مشورت کنید.@naghmehayefaribaei
شبی یک سرگذشت امشب خسرو دوم (آپرویز) قسمت سوم تلاش خسرو برای قدرت سلطنت طولانی همراه با جنگ وکشتار وبیرحمی بدنبال داشت، زیاد در جنگ شرکت نکرد بلکه سرداران شجاعی بودند که برایش شمشیر میزدند. مرگ قیصر روم او را دربرابر بیزانس قرار داد ، مریکیوس قبل از مرگ پسرش را به جهت کمک فوری روانه ایران کرد ولی ماموران قیصر جدید دربین راه او را بقتل رساند اما شایعه ای قوت گرفت که او به ایران رسید و بزودی برای گرفتن تاج وتخت باز خواهد گشت ، دستگیری فرستاده امپراتور جدید توسط خسرو این شایعه را قوت می بخشد. هراکلیوس در مصر ونرسی در بین النهرین سلطنت قیصر را به رسمیت نشناختند وحتی نرسی خسرو را به جنگ با بیزانس تحریک کرد وخود به اِدِسا حمله کرد، فوکاس این سردار دلیر ارمنی را به حیله به قسطنطنیه کشانده بقتل رساند ، جنگ راخسرو در سال (۶۰۴)باحمله به بین النهرین آغازکرد ۲۷سال طول کشید که تا پایان فرمانروایی خسرو ادامه داشت.خسرو به بين النهرین حمله برد در دو نبرد اول پیروز گشت همه اسیران جنگ دوم رابقتل رساند سپس میدان جنگ را به سرداران سپرد وخود به ایران برگشت طبری درمورد این سرداران گزارشی نه چندان کامل نوشته است که بیشتر افسانه بافی کرده، درسال( ۶۰۵)خسرو مجدد خودرا به میدان جنگ رساند نه تنها شهر دارا را تصرف کرد بلکه سراسر بین النهرین وسوریه باخشونت و ستیز درنوردید ، تصرف راس العین ، اِدِسا ، هیراپولیس وانتوخ(انطاکیه)وآبادی های اطراف این شهر ها باید مربوط به همین سال باشد. ادامه دارد* کاظم مزینانی تاشبی دیگر بدرود *@naghmehayefaribaei
.گفتم که نوش داروی عشاق خسته چیست...؟گفتا تبسمی ز لب نوش خند ما...#_فروغی__بسطامی@naghmehayefaribaei
▪️اصطلاح نه سیخ بسوزه نه کباب :✍شجاع السلطنه پسر فتحعلی شاه، زمانى حاکم کرمان بود. او در آنجا متوجه شده بود که ترکه های نازک انار میتوانند نقش سیخ کباب را ایفا کنند. و کباب بر سیخی که چوبش انار باشد خوشمزه تر هم میشود.بدین جهت پخت کباب با چوب انار را باب کرد که در کرمان به «کباب حسنی» معروف شد؛ و حاکم وقتی میل کباب داشت به نوکرها میگفت: طوری کباب را بگردانید که نه سیخ بسوزد نه کباب.این دستور او بعدها ضربالمثل شد و در واقع مصداق همان اعتدال است که این روزها ورد زبان این و آن شده است.@naghmehayefaribaei
#داستان_کوتاه 📝✨داستانی از غرور و بصیرت📝✨در روزگاری که شهرها رنگوبویِ تفاخر به خود گرفته بود، مردی توانگر و مغرور که جامههای زربفت به تن داشت، در کوچهای به نابینایی رسید که بر کنارهای نشسته بود و با آرامشی مثالزدنی، به نوایِ باد در میان برگها گوش میسپرد. آن مردِ مغرور، که گویی از دیدنِ آرامشِ آن نابینا به خشم آمده بود، جلو رفت و با صدایی که از پسِ آن تحقیر میبارید، پرسید: «ای مرد! شنیدهام میگویند خداوند چون دری را ببندد، دری دیگر بگشاید. تو که از نعمتِ دیدن محروم گشتهای، بگو بدانم این درِ جایگزین چیست؟ آیا گوشهایت صداهای آسمانی میشنوند یا دستهایت از خاک، طلا میسازند؟»نابینا، که از همان کلامِ نخست، بویِ کبر و تفرعن را از جانِ آن مرد استشمام کرده بود، لبخندی زد. لبخندی که نه از سرِ خضوعِ ساختگی، که از سرِ آگاهی بود. اندکی سرش را بلند کرد، گویی که مستقیم به چشمانِ پنهانبینِ مرد مینگریست و با صدایی آرام و استوار گفت: «ای دوست! خداوند نه تنها یک در، که هزاران در به رویم گشوده است. اما بالاترین نعمتی که در این لحظه نصیبم شده، این است که تو را نمیبینم!»مرد مغرور که انتظار داشت نابینا با آه و ناله از سرنوشتِ خویش گلایه کند، ناگهان در خود فرو ریخت. کلامِ نابینا چون تیری از چلهرها شده، زرهِ غرورش را درید. او که تا آن لحظه گمان میکرد در موضعِ قدرت است، حالا در برابرِ کلامِ آن پیرِ روشنضمیر، خود را عریان و حقیر یافت.آن نابینا ادامه داد: «تو اگر چشمانت میدید، میفهمیدی که دیدنِ چهرهیِ منِ خاکی، چه ارزشی دارد که اینچنین به آن میبالی؟ من از تاریکیِ چشمانم، به روشناییِ وجدان رسیدهام؛ اما تو که میبینی، هنوز در تاریکیِ غرورِ خویش دستوپازنی و تفاوتِ میانِ "دیدن" و "نگریستن" را در نیافتهای.»مردِ مغرور، بیآنکه کلامی بر زبان آورد، از خجالت سر به زیر انداخت. سکوتی سنگین میان آن دو حاکم شد. رهگذرانی که تا آن لحظه تنها زرقوبرقِ لباسِ مرد را دیده بودند، حالا با شنیدنِ پاسخِ کوبنده، نگاهشان به آن پیرِ نابینا تغییر کرد. مرد مغرور، با گامهایی لرزان و دلی که گویی از غرورش خالی شده بود، از آن کوچه دور شد؛ در حالی که میدانست آن روز، نابینا نبود که محتاجِ ترحم بود، بلکه او بود که در دیدنِ حقیقت، از همیشه نابیناتر بود.@naghmehayefaribaei
به خاطر اشتباهات پدر و مادرت..بهشون خشم نگیر...زحماتشون..خیلی بیشتر از اشتباهاتشونه..!🍃@naghmehayefaribaei
نقطهٔ عشق نمودم به تو هان سهو مکنور نه چون بنگری از دایره بیرون باشیکاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیشکی روی؟ ره ز که پرسی؟ چه کنی؟ چون باشی؟تاج شاهی طلبی، گوهر ذاتی بنمایور خود از تخمهٔ جمشید و فریدون باشیساغری نوش کن و جرعه بر افلاک فشانچند و چند از غم ایام جگرخون باشی؟👤حافظ@naghmehayefaribaei
شوربختانه در کمال تاسف و تاثر فراوان استاد ایرج کبیر از میان ما خیل عاشقانش پرکشید روحش مینوی🖤🖤🖤🖤@naghmehayefaribaei
نغمه های فریبایی pinned a video
فرقی نمیکند مرد باشی یا زن؛حریمت " حرمت " دارد،هر کسی که از در آمد " محرم " نیست،صبر کن تا " آدمت " را پیدا کنی،آدمی از " جنس خودت "آدمی که " حرمت سرش شود "خودت را " مدیون " خودت نکنمدیون قلبت،نگاهت،دستانت،آغوشتگاهی باید " تنهایی " را ترجیح داد،گاهی باید منتظر بود تا " محرمت " پیدا شود،تنها بمان !فرق بزرگیست میان کسی که " تنها مانده "با کسی که " تنهایی را انتخاب کرده "...🍃 @naghmehayefaribaei👌👌👌👌👌👌
هرچی سنم بیشتر میشه بیشتر میفهمم که برد واقعی با اوناییه که،میتونن از چیزهای کوچیک زندگیشون لذت ببرن و ذوق کنن؛از هوای خوب، اَبرای تو آسمون،از پیادهروی، از یه لیوان چای، دیدن فیلم،گوش دادن به موزیک، بوی غذا، بوی گل…🍃 @naghmehayefaribaei
🪐گویند :درعصر سليمان نبى، پرنده اى براى نوشيدن آب بسمت بركه اى پرواز كرد، اما چند كودک را بر سر بركه ديد،پس آنقدر انتظار كشيد تا كودكان از آن بركه متفرق شدند.همينكه قصد فرود بسوى بركه را كرد، اين بار مردى را با محاسن بلند و آراسته ديد كه براى نوشيدن آب به آن بركه مراجعه نمود ؛پرنده با خود انديشيد که اين مردى باوقار و نيكوست و از سوى او آزارى بمن متصور نيست؛ پس نزديک شد ولی آن مرد سنگى بسويش پرتاب كرد و چشم پرنده معيوب و نابيناشد ! پرنده شكايت نزد سليمان برد؛ پیامبر آن مرد را احضار کرد سپس او را محاكمه و به قصاص محكوم نمود و دستور به كور كردن چشم داد .آن پرنده به حكم صادره اعتراض كرد و گفت :"چشم اين مرد هيچ آزارى به من نرسانده ، بلكه ريش او بود كه مرا فريب داد! و گمان بردم كه ازسوى او ايمنم پس به عدالت نزديكتر است اگر محاسنش را بتراشيد تا ديگران مثل من (( فريب ريش )) او را نخورند" « علامه دهخدا »@naghmehayefaribaei
بعد مردم میرین کربلا😏😏🥺🥺کشور گشنه عراق رو سیر میکنمردم خودمون اب خوردن ندارناین زیارت قبوله 😭
فکر کردن به پدرمثل گرمای کنار هیزمیسرخ شده از آتشدر یک روز سرد زمستانی استامنیت در وجود پدرمثل آغوش گرم مادری پر مهربرای فرزندی ترسان از دنیای ناشناختههاست....🍃 @naghmehayefaribaei
🪐✍تمرین صبرتکنیک مکث سه ثانیه مثلا تشنه ايد و ليوان آبی هم در دست داريد، قبل از آنکه آب را بنوشيد سه ثانيه مكث كنيد.يا کسی از شما سؤالی ميپرسد، سريعا جواب ندهيد، سه ثانيه مكث کرده، سپس جواب دهيد.خیلی خیلی گرسنه ايد، قبل از به دهان گذاشتن هر لقمه غذا، سه ثانيه مكث كنيد.يا در ماشين نشسته ايد و خیلی هم عجله داريد، قبل از روشن كردن ماشين، بر روی صندلی ماشین به آرامی، سه ثانيه مكث كنيد بعد ماشينتان را روشن كنيد.اين مكث های سه ثانيه باعث افزایش قدرت و صبر شما شده و در نتیجه باعث ماندگاری و افزون شدن انرژی مثبت شما ميشود.در اين كار ممارست بخرج دهيد تا اينكه ملكه ذهن شما شده و در حافظه تان ثبت گردد.مهم ترين فايده مكث سه ثانيه جلوگیری از بروز خشم و عصبانيت می باشد و به شما ترمزی ميدهد كه خودتان را كنترل كنيد.@naghmehayefaribaei
شبی یک سرگذشت امشب خسروپرویز قسمت دوم بدون شک ۳۸سال پادشاهی خسرو پرویز درنوع خودش بی نظیر است جنگ طلبی او عشق به شکار وموسیقی وتجمل گرایی او حکایت از چند وجهی اودارد تاریخ نام اورا درکنار بزرگان این سلسله آورده همچنین زندگی او آمیخته به افسانه ای دلکش که نام خسرو را عجین کرده با شیرین، شبدیز وگنج باد آورده انچنانکه گویی بعد قرنها صدای تیشه فرهاد درکوه بیستون بگوش میرسد.اینک به تاریخ میپردازیم ، خسرو به قلعه دارا وارد شد بذل بخشش او با سکه های اهدایی قیصر روم به اطرافیان بهرام چوبینه ، ازچشم تاریخ پنهان نماند ، خسرو یکی از فرماندهانش را بنام(مهبد)با دوهزار سوار مامور گرفتن شهر های اطراف تیسفون نمود مهبد توانست شهر های سلوکیه ، انطاکیه انوشیروان را به آسانی تصرف نماید سپس به شهر تیسفون که خود را آزادکرده بود واردشد ، به گفته طبری خسرو با سپاهیانش از زاب ودجله گذشت طی چند جنگ کوچک وبزرگ بهرام را نزدیک دریاچه ارومیه شکست داد بهرام از طریق شهر گنزَ (شیز)عقب نشست ، در اینجا خسرو سپاهیان رومی را بدون وجهی مرخص نمود واین را به حساب بدهی های گذشته رومی ها گذاشت .بهرام بعد از شکست به خاقان ترک پناهنده شد که در آنجا با توطئه خسرو پرویز بقتل رسید (۵۹۱ م) فردوسی تصویر بهتری از سقوط بهرام چوبینه نسبت به طبری دارد به روایت یکی ازتاریخ پژوهان (دکتر رجبی) خسرو با مشروعیت سلطنت بر بهرام پیروز گشت نه توان نظامی .خسرو با قدرت برتخت نشست برای مدتی کوتاه صلح بین ایران و روم با بخشیدن شهرنظامی دارا به روم وتعداد هزار نظامی رومی که گاردحفاظتی او را تشکیل می دادند استوار بود .خسرو با کشتن بندو دایی خودش که پدرش را هرمز را بقتل رساند پایه های تخت رامحکم کرد ولی به بسطام دست نیافت ، بسطام به خراسان رفت واعلام استقلال کرد حتی سکه هم با نام(پیروژ وستهم=بسطام پیروز) ضرب کرداین استقلال ۶یا۷ سال طول کشید که براساس یک روایت بدست گردویه خواهر بهرام چوبینه که بعد از برادرش به عقد اودرآمده بود کشته شد ، بدینوسیله خسرو انتقام مرگ پدرش را از دو دایی هایش گرفت هم از زیر بار منت آنان که برای سلطنت او زحمت کشیده بودند رهایی یافت . کشور به آرامش احتیاج داشت ولی روزگار چیز دیگری رقم زد بسال( ۶۰۱م)یک امیر عرب طرفدار بیزانس با دست اندازی به آبادی های ایران باعث رنجش خسروگردید اعتراض شاه با خونسردی سفیر روم ناراحتی خسرو را بیشتر کرد ، درهمین بین قیصر روم موریکیوس که طرفدار خسرو بود بدست ( فوقا یا فوکاس )کشته شد و دو کشور درحالت جنگ قرارگرفتند.ادامه دارد*کاظم مزینانی تاشبی دیگربدرود *@naghmehayefaribaei
آدمها مثل کتابند...از روی بعضی ها باید مشق نوشت و آموخت...از روی بعضی ها باید جریمه نوشت و عبرت گرفت...بعضی ها را باید نخوانده کنار گذاشت...!!و بعضی ها را باید چند بار خواند تا معنیشان را فهمید!!🍃 @naghmehayefaribaei
چارپاره شمارهٔ ۹۶ یک جام شراب صد دل و دین ارزدیک جرعهٔ می مملکت چین ارزدجز بادهٔ لعل نیست در روی زمینتلخی که هزار جان شیرین ارزدکاملا مشخص است که یک جام شراب در نزد خیام از صد دین گوناگون و پادشاهی چین ارزشش بیشتره و استاد حاضر نیست یک جام شراب را با تمامی ادیان یا پادشاهی کشور بزرگی چون چین عوض کند شعر کاملا روشن استمنتظریم عزیزان بیان بگن که شراب و می خدایی است و منظور از جام، شریعت است و احتمالن مملکت چین هم آمریکای جهانخواره🥴فلسفه خیام فلسفه «خِرَد و شادی » استخیام باورمند است چون زندگی بسیار کوتاه است این زندگی کوتاه نقد است و زندگی پس از مرگ نسیه ای است که کسی آن را ندیده و تماما گمانه زنی است که به تو فروخته اند، تو را متوجه زندگی کوتاه میکند که حرص و آز دامن تو را نگیرد با خِرد و دانش زندگی ات را بسازی و با شادی زندگیت را زیباتر کنیهر چه خِرَد و آگاهی ما بیشتر شود شادی و آرامش زندگی ما هم بیشتر خواهد شد چون دیگر مدام با خودت و دیگران نمی جنگی به همین سادگی ...راز جادویی وجود نداردتا حالا آدم شادی رو دیدید که دیگران رو آزار بده ؟@naghmehayefaribaei
🔸کَس نیاموخت علم تیر از من 🔹که مرا عاقبت نشانه نکـرد #سعدیبه هرکس تیراندازی یاد دادم عاقبت خودم را هدف تیر قرار داد، یعنی به هر کس چیزی یاد دادم عاقبت بر ضد خودم به کار برد@naghmehayefaribaei
🌹گلی را میشناسمکه عطرش هیچگاه از بین نمیرودگلبرگهایش هرگز نمیریزندو هیچ خاری ندارد که دستت را بیازارد🌸نام این گـل محبت است...💗و تنها در قلب عزیزانی چون تو میروید@naghmehayefaribaei
🔅🔅🪐از غمها آوازی میمانداز امیدها کلمهایاز زندگی شعری میماند...✍ #بیژن_جلالی🎼 #چشمه_تشنه🎙 #شهیارقنبری●━━━━━━─── ⇆ㅤ𝄠 🎼🎼🎼
🔗📌اگردنبال کانالاهایی هستی کآهنگ،متن،گیف،شعرواستوری اینستاگرام باشه فقط کافیه لینگ زیر بزنی ک همه کانالارو مااینجا داریم 😍😊🔰t.me/addlist/711H1hxOu2czMDQ0#%D9%86%D8%A…
راه کج بود نشد تا به ديارم برسمفال من خوب نيامد که به يارم برسمبيقراری رسيدن رمق از پایم بردنشد آخر سر ساعت به قرارم برسمشهرياری پر از اندوه ثریا هستمشايد آخر سر پيری به نگارم برسماستخوان سوز سياهی زمستان شدهامبلکه نوروز بیاید به بهارم برسمعشق هر روز دلم را به کناری میبردعشق نگذاشت سرانجام به کارم برسممرگ دلبستگی آخر دنيای من استمیروم شايد روزی به مزارم برسم#شهریار🍃 @naghmehayefaribaei
انسان بـرای فلج كردن قـوای دفـاعـی خـودوســايل مختلفی اختراع كرده اسـتيكی از اين وســايل مــواد مخدرديگــری مشروبات الکلیسومی خـرافات و چـهارمین تــوهمـی اســت كه تــقــدير نــام دارد🍃@naghmehayefaribaei
ترانه: عمر عاشقیبا صدای: #داریوش_رفیعیترانه سرا: #نظام_فاطمیآهنگساز: #مجید_وفاداردستگاه/مایه: #همایوناجرا و پخش: سال ۱۳۳۱عمر عاشقی ها میگفتم سر آمددیدم در دل از نو عشقی دیگر آمدداد از دل کز مستی آرامش نیستمیدانم جز حسرت سرانجامش نیستهر شب غم را به دل شبیخون باشدعاشق داند که حال من چون باشداز غم جایم به دشت و هامون باشددشت و هامون سرای مجنون باشدای دل ما را آسوده بگذاربس کن از عشق بر جانم آزارخیز و مرنجان خاطر ما راکس نشناسد قدر وفا را خود را میازارمرا از عشق و مستیچه شد حاصل در هستیکجا کامم بر ایدعمر عاشقیها می گفتم سر آمددیدم در دل از نو عشقی دیگر آمدای دل داد از ت@naghmehayefaribaei
خورشید هر روز صبح به خاطر زنده بودن من و تو طلوع میکند هرگز منتظر فردایِ خیالی نباشسهمت را از" شادى زندگى"، همین امروز بگیر... 🌻سلام 🌞صبحتون بخیر و شادی🍃 @naghmehayefaribaei
🪐برای دوست داشتن دیگران لازم نیست که هر بار آنها را ببوسید و کاسههای برنجتان را میان گرسنگان تقسیم کنید و یا مدام تکرار کنید که دوستشان دارید.بلکه عشق حقیقی آن است که دیگران را کمتر در معرض قضاوت قرار دهید و بگذارید خودشان باشند و آنچه میخواهند بپوشند و آنگونه که میخواهند زندگی کنند.و همانی باشند که خود میخواهند،نه آنگونه که شما میخواهید.بمحض اینکه مردی عاشق یک زن یا بالعکس زنی عاشق یک مرد میشود، توقعات شروع میشوند.زن توقع دارد که حالا چون مرد عاشق او شده، پس بایستی بغایت کامل باشد.انگار که مرد بیچاره مرتکب گناه شده است!مرد هم برای اینکه خواسته زن را اجابت کند، به ناگهان حد و حدود خویش را رها کرده و نادیده میگیرد.او دیگر نمیتواند انسان باشد;یا باید "سوپرمن" شود یا اینکه راه تظاهر و تقلب را در پیش گیرد.طبیعتا از آنجایی که سوپرمن شدن کاری است بس دشوار، بنابراین همه راه دوم را انتخاب میکنند.آنها شروع به تظاهر و نقش بازی کردن مینمایند.به نام و تحت لوای عشق ، کلک بازی میکنند.بنابراین هیچگاه توقع کامل بودن از کسی نداشته باشید.شما اصولا حق ندارید هیچ توقع و انتظاری ازکسی داشته باشید.اگر کسی تو را دوست دارد، از او متشکر باش. ولی چیزی از وی مطالبه نکن، زیرا او هیچ اجبار و الزامی ندارد که تو را دوست داشته باشد.عشق ورزیدن همچون معجزه است;مشاهده این معجزه کافی است تا تو را دچار شور و هیجان کند.عشقی که با آن آشناییم زود گذر است.روزی هست و روزی دیگر نیست.زودگذر بودن عشق، بیانگر آن است که واقعی نیست.چیز دیگری است که لباس عشق را به تن کرده!شاید شهوت یا نیازی جسمانی است.شاید نیازی روانی است.ترس از تنها بودن.تلاش برای مشغول شدن با دیگری.رغبتی برای پر کردن خلا به این یا آن طریق.می تواند هزار و یک چیز دیگر غیر از عشق باشد.اساسی ترین کیفیت عشق، ماندگار بودن است.آنگاه که طعم جاودانگی عشق،طعم ابدیت عشق را بچشی، دگرگون میشوی. دیگر جزیی از دنیای خاکی نیستی. وارد دنیای معنوی و مقدس میشویالبته تو به همان شیوه ی معمول زندگی ات را خواهی گذراند.حتی معمولی تر و طبیعی تر از هر زمان دیگر خواهی بود، زیرا همه ی ریا کاری ها و رفتارهای خود محورانه را ترک گفته ای.همه چیز را در مورد کسی بودنت فراموش کرده ای و کاملا معمولی شده ای.اما در این معمولی بودن، شوریدگی ، شکوه، زیبایی و جذابیت هست.تو سرشار از نور و نشاط میشوی.زیرا سرشار از عشق هستی.همیشه آماده ای تا از خود ببخشی،زیرا به منبعی پایان ناپذیر دست یافته ای.دیگر ممکن نیست بدبخت وغمگین باشی.در عشق ورزی همیشه بخاطر داشته باش:👈هیچوقت در پی کمال مطلوب نباش.درغیر اینصورت، عشق در زندگی تو جریان پیدا نخواهد کرد و تبدیل به موجودی سرد و عاری از احساس میشوی.آدمهایی که تنها بدنبال کمال مطلوب میباشند، بسیار بی ارزش و روان رنجور هستند.حتی اگر عاشق یا معشوقی بیابند، توقع دارند که طرف مقابل، از هر لحاظ کامل باشد.چنین توقعی به نابودی عشق می انجامد."اشو@naghmehayefaribaei
نغمه های فریبایی pinned «اسلحه ها را زنده به گور کنید و گندم بکارید. دیکتاتورها را خلع درجه و بر سینه ی کشاورزان مدال حک کنید. چوبه های دار را بتراشید مجسمه ی آزادی بسازید و در میدان شهر بگمارید. انبار مهمات را بسوزانید و کتابخانه بسازید. فشنگ ها را خفه کنید و قلم ها را مسلح.…»
سرشناسترین روانشناس معاصر دنیا "دکتر جردن پیترسون" درباره "قدرت نوشتن" میگوید.📕 #بنویس_تا_اتفاق_بیفتد✍ #هنریک_کلاوسر@naghmehayefaribaei
اسلحه ها را زنده به گور کنید و گندم بکارید. دیکتاتورها را خلع درجه و بر سینه ی کشاورزان مدال حک کنید. چوبه های دار را بتراشید مجسمه ی آزادی بسازید و در میدان شهر بگمارید.انبار مهمات را بسوزانید و کتابخانه بسازید. فشنگ ها را خفه کنید و قلم ها را مسلح.موشک ها را در قفس کنید و پرندگان را آزاد.مرزها را به هم بدوزید و پرچم ها را در قلب نهان کنید. انسانیت را قاب کنید بر سینه ی دیوار بکوبید . مدارس و دانشگاه را آذین ببندید .مطربان بنوازند.خدا را دعوت کنید تا با کودکان برقصد.آری، آری زندگی زیباست.@naghmehayefaribaei
محل نگهداری تاج «محمدرضا پهلوی» در خزانه جواهرت سلطنتی در سال 1350این تاج، به دستور رضاشاه ساخته شد. این تاج هم اکنون در خزانه بانک مرکزی ایران نگهداری میشود...@naghmehayefaribaei
ﺟﺎﻣﻌﻪﺍﯼ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻓﻘﺮ ﺗﻦ ﺩﻫﺪ ،ﺩﯾﻨﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺯﺥ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ،ﻭﮐﺸﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﺳﺘﻢ ﮐﻨﺪ ،ﻓﺮﻭﻣﺎﯾﻪ ترین ، خرافات ترین ،و ابله ترین موجودات هستند...ﻭﯾﮑﺘﻮﺭ_ﻫﻮﮔﻮ@naghmehayefaribaei
🍃🌷 رقص فلامینکو»🍃🌷نوازنده ویولن:پکو،،مونتالووروزتان به زیبایی قلبهای زیبایتان❤️💐❤️💐❤️💐😍🌹🙏@naghmejayefaribaei
یکی را دوست می دارمولی افسوس او هرگز نمیداندنگاهش میکنم شایدبخواند از نگاه منکه او را دوست می دارمولی افسوس او هرگز نمیداندبه برگ گل نوشتم منتو را دوست می دارمولی افسوس او گل رابه زلف کودکی آویخت تا او را بخنداندبه مهتاب گفتم ای مهتابسر راهت به کوی اوسلام من رسان و گوتو را من دوست می دارمولی افسوس چون مهتاب به روی بسترش لغزیدیکی ابر سیه آمد که روی ماه تابان را بپوشانیدصبا را دیدم و گفتم صبا دستم به دامانتبگو از من به دلدارم تو را من دوست می دارمولی افسوس و صد افسوسزابر تیره برقی جستکه قاصد را میان ره بسوزانیدکنون وامانده از هر جادگر با خود کنم نجوایکی را دوست می دارمولی افسوس او هرگز نمیداندشاعر #فریدون_مشیریاجرای مشترک از:#بانو_فریبا_عطاریان#امیر_محمدیتنظیم و میکس:#امیر_محمدینغمه های فریبایی@naghmehayefaribaei
🪐✍یک دقیقه مطالعههرگز با نگرش یک گدا دعا نکنید. شما مخلوق خدا هستید. به عنوان مخلوقِ او شما حقی بر گنجینهاش در مخزن بینهایت دارید. با اطمینان مطلق که او دارد به شما گوش میدهد دعا کنید. او گوش میدهد اگر با عشق به او دعا کنید. با عشق از او بخواهید، هرگز گدایی نکنید. منظور از خواستن این نیست که باید خواسته خود را بر او تحمیل کنید با وجود مخالفت او با برآوردن آرزویتان. منظورم این است که با اعتقاد راسخ که او میخواهد هرآنچه نیاز دارید به شما دهد دعا کنید و او به شما خواهد داد. حضرت مسیح به این شکل گفته: دعا با ایمان.ایمان مطلق و عشق مهمترین عناصر در دعا کردن هستند.باور کنید میتوانید و بعد به تمام کائنات انرژی بفرستید. خدا برآورده میکند@naghmehayefaribaei
شبی یک سرگذشت امشب *خسرو انوشیروان *ساسانیان یکی ازسلسله هابزرگ قبل ازاسلام که بنابه بعضی ازجهات ازویژگی خاصی برخوردار بوده اند ، یکی ازاین ویژگی شخصیت بارز خسرو انوشیروان است که مطلب امشب مابه ایشان اختصاص دارد .خسرو یکم (زایش ۵۰۱ ، مرگ ۵۷۹ میلادی) فرزند قباد یکم ، معروف به خسرو انوشیروان (کسری نوشیروان ، انوشه روان) دادگر، بیست و دومین شاهنشاه ساسانی، از سال ۵۳۱ تا سال ۵۷۹ میلادی بود ، شروع شاهنشاهی خسرو اول آغاز درخشان ترین دورهٔ عصرساسانیان بود.او مزدکیان را سرکوب کرد ، اصلاحات اقتصادی و مالیاتی کارآمدی را انجام داد که باعث پر پول شدن خزانه و به طور همزمان فراهم آمدن رضایت مردم شد ، خسرو ارتش را سازمانی و نظمی دوباره داد ، او در طول دوره شاهنشاهی خود سه بار با امپراتوری بیزانس جنگ کرد ، بار اول با پیروزی های ایران که نقطه عطف آن فتح انطاکیه در سال ۵۴۰ میلادی بود ، با قرارداد صلح موقت در سال (۵۴۵)میلادی پایان یافت ، به زودی برای بار دوم بین دو قدرت بزرگ جهان در آن زمان جنگ در گرفت و با به نتیجه رسیدن مذاکرات صلح در سال (۵۶۱) میلادی با انعقاد قرارداد صلح پنجاه ساله و خراجگذار شدن روم به شاهنشاهی ایران ، جنگ خاتمه یافت ، پس از ختم جنگِ ، خسرو در سالهای ۵۶۱ تا ۵۵۸ میلادی ، دولت هپتالیانرا که تاخت وتاز در ایران انجام میدادند را برانداخت ، رود جیحون مرز بین ایران و سرزمین خاقان ترک شناخته شد ، این خاقان به زودی برای ایران دشمنی خطرناکتر از پادشاه هپتالیان گردید ، بعضی قبایل ترک حتی در قفقاز نمودار شدند و خسرو برای اینکه از حملات آنان جلوگیری کند بر استحکامات قلعه دربند افزود ، همچنین گفته میشود دیواریکه درشمال ایران جهت جلوگیری ازهجوم قبایل زردبطول چندین کیلومترکشیده شده مربوط به همان دوره است (معروف به مار سرخ) در قسمت جنوب خسرو قدرت خود را بر یمن بسط داد ، این مملکت آن زمان در دست حبشیان بود (وهرز) که یکی از سرداران مترود خسرو بود (خودسرگذشتی زیبادارد) با اعراب همدست شد و در سال (۵۷۰) میلادی حبشیها را شکست داد و از جانب شاهنشاه به حکومت یمن منسوب شد ، در همین سالها ، سینجیبو سردار ترک به تحریک بیزانس به ایران حمله کرد، ولی استحکامات مرزی ایران جلوی پیشرفت او را گرفت این رویداد و همچنین اغتشاشاتی که در ارمنستان به تحریک دولت روم انجام گرفت ، باعث برافروختن آتش جنگی دوباره میان ایران و روم شد ، یوستینیانوس امپراتور بیزانس که فکر میکرد خسرو دیگر پیر شده است و توانایی اداره جنگ را ندارد ، با پشتیبانی ارمنیان مسیحی به ایران حمله کرد و شهر نصیبین را به محاصره درآورد ، ولی خسرو موفق شد او را به سختی شکست دهد و با پیشروی در خاک بیزانس قلعه دارا را نیز به اشغال خود درآورد ، در بین جنگ تیبریوس امپراتور بیزانس شد و پس از چندی کش و قوس مذاکرات صلح بین دو قدرت آغاز شد، ولی خسرو در سال ۵۷۹ میلادی درگذشت و نتیجه صلح را ندید.مورخین خسرو اول را نمونه دادگری و دادگستری دانسته اندزیرااوشجاعت وعدل وانصاف ودرایت را یکجا در وجودش داشت همچنین عهد بزرگ تمدن ادبی و فلسفی ایران با شاهنشاهی خسرو اول آغاز میشود ، در زمان وی کتاب کلیله و دمنه از زبان سانسکریت به زبان پهلوی ساسانی ترجمه شد ، آزادی مذهبی برای ادیان غیر زرتشتی، مانند مسیحیان و یهودیان وجود داشت ، هفت تن از فیلسوفان یونان در نتیجه تعطیلی مدرسهٔ فلسفه آتن توسط امپراتور بیزانس و تعدیاتی که به حکما کردند ، به تیسفون و دربار خسرو پناه آوردند ، از قیودی که برای سایر مذاهب غیر مسیحی در کشور روم قائل شده بودند ، میتوان قیاس کرد که دربار ایران نسبت به آزادی مذهب دارای چه عقیده و مقام عالی بودهاست ، در این دوره بازی (چترنگ) یا شطرنج نیز از هند به ایران آورده شد.تیسفون پایتخت دولت شاهنشاهی ایران در عهد خسرو اول به منتهای وسعت خود رسید دانشگاه پزشکی گندی شاپور در زمان خسرو از رونق خاصی برخوردار بود و مرکز علم پزشکی جهان به شمار میآمد ، مسیحیان نستوری که در قرن پنجم میلادبه دلیل محدودیت از رم رانده شده به دربارانوشیروان پناهنده شدندکه باتوجه به اینکه دربین این اشخاص چندپزشک بودازاین افراد در مراکز پزشکی ایران استفاده شد ، ازکارهای او میتوان به ساخت راه ها وایجاد پلهاوآب بندها وکارونسراها اشاره کردکه تعدادی ازاینها بجا مانده است اورا میتوان آخرین ستاره درخشان سلطنت درقبل ازاسلام نامید زیرا زین پس بتدریج سلاطین ساسانی روبزوال رفتند *کاظم مزینانی تامطلبی دیگربدرود*ماخذ..تاریخ ایران باستان پیرنیا*" تاریخ ادبیات قبل ازاسلام..احمد تفضلی*" تاریخ مردم ایران زرین کوب*مروج الذهب: مسعودی ج۱ص۲۵۸*شاهنشاهی ساسانی تورج دریایی *@naghmehayefaribaei
✍هیچ است وجود و زندگانی هم هیچوین خانه و فرش باستانی هم هیچاز نسیه و نَقد زندگانی همه راسرمایه جوانی است، جوانی هم هیچ...#خاقانی@naghmehayefaribaei
◾دست کنده های تاریخی بندر سیرافگورستان صخرهای سیراف که پیشینه آن به دوره ساسانیان و اوایل دوره اسلامی در ایران باز میگردد در بندر سیراف یا بندر طاهری سابق واقع شده است. این گورستان بین دو دره لیر (لیل) و دره شیلو، مشرف به دریا قرار دارد. در این دره قبرهای سنگی وجود دارند که بخشی از مجموعه بزرگ تمدن سیراف محسوب میشوند. گورهای سیراف در شش بخش مختلف از دره پراکنده شدهاند و تعداد آنها به حدی بالاست که قابل شمارش نیستند. در این گورستان علاوه بر گورهای مستطیل شکل که محل دفن استخوانهای مردهها بودهاند (استودان)، گوردخمه، چاههای آب، برجهای سنگی بلند که به برج خاموش مشهورند نیز دیده میشود. طبق بررسیهای انجام شده گورها تفاوتهای عمدهای با هم دارند و هر کدام به شیوه یک دین ساخته شدهاند، به همین دلیل باستانشناسان به این مجموعه" گور تمدنها" نیز میگویند.ثبت ملی: گورستان تاریخی سیراف در تاریخ ۷ مهر ۱۳۸۱ با شماره ثبت ۶۵۰۲ در فهرست میراث ملی به ثبت رسیده @naghmehayefaribaei
فساد یک جامعه دو قسم است:یکی موقعی که مردم قوانین را مراعات نمی کنند، این درد چاره پذیر است.و دیگر آنکه قوانین، مردم را فاسد می کند که این درد درمانی ندارد، زیرا درد ناشی از خودِ درمان است.@naghmehayefaribaei
دمی بااستاد سخن سعدی 📖بس بگردید و بگردد روزگاردل به دنیا درنبندد هوشیارای که دستت میرسد کاری بکنپیش از آن کز تو نیاید هیچ کاراینهمه رفتند و مای شوخ چشمهیچ نگرفتیم از ایشان اعتبارای که وقتی نطفه بودی بیخبروقت دیگر طفل بودی شیرخوارمدتی بالا گرفتی تا بلوغسرو بالایی شدی سیمین عذارهمچنین تا مرد نامآور شدیفارس میدان و صید و کارزارآنچه دیدی بر قرار خود نماندوینچه بینی هم نماند بر قراردیر و زود این شکل و شخص نازنینخاک خواهد بودن و خاکش غباراینهمه هیچست چون میبگذردتخت و بخت و امر و نهی و گیر و دارسال دیگر را که میداند حساب؟یا کجا رفت آنکه با ما بود پار؟@naghmehayefaribaei
یونسکو اعلام کرد چهار زبان قدمتی بالای هزار سال دارند که اسم آنها را زبان کلاسیک گذاشته اند:یونانی، لاتین، سنسکریت و فارسی.از این چهار زبان فقط زبان فارسی زنده است و در دوران مدرن استفاده می شود.@naghmehayefaribaei
شبی یک سرگذشت امشب بهرام گور چهاردهمین شاه ساسانی ق آخر*سپاه ایران به سرداری(مهرنرسی ) بزرگ فرماندار که ازخاندان معروف اسپندیاذ بود دست به حمله زد ولی به علت باران زیاد نتوانستند پیش روی کنند از آن طرف رومی ها هم با محاصره نصیبین نتوانستند کاری انجام دهند جنگهای ها بی حاصل هر دوطرف راخسته تااینکه قرارداد صلحی به مدت صد سال منعقد گردید که هشتاد سال دوام آورد(۴۲۲)طرفین ملزم به حفظ احترام به پیروان ادیان باشند، دولت بیزانس متعهد گردید به اعراب مجاور مرز ایران که درصدد دست اندازی هستند پناه ندهد ، همچنین تئودوسیوس امپراتور بیزانس پذیرفت سالانه مبلغی درقبال حفظ معابر قفقاز به دولت ایران بپردازد ، بهرام توانست تسلط نیروهای ایران را بر ارمنستان قسمت ایران داشته وارمنستان را قطعه ای ازخاک ایران وبه یک ایالت تابع تبدیل کند(۴۲۹) درباره بهرام پنجم واوصاف شخصی او بسیاری حرفها گفته شده ازجمله دربعضی از متون امده سفری ناشناس به هندوستان داشته ودعوت چند هزار نفر از نوازندگان(لولیان)به ایران جهت نوازندگی در شهر ها و داستان شکار او با گلندام وحکایات عاشقانه او که به مدد هفت گنبد نظامی گنجوی واینکه به چندین زبان صحبت میکرده از نمونه همین روایات ملی از او دراذهان شاهی ساخته که درزمان پادشاهی او مردم از آسایش برخوردار بوده اند ، حتی همين روایات درمرگ او نیز وجوددارد واینکه در پی گوری به میان مرداب فرورفته واثری از اودیگر بدست نیامد (۴۳۸) میلادی. کاظم مزینانی تامطلبی دیگربدورد *ماخذ*مبانی تاریخ ساسانیان کلاوس شیپمان *تاربخ ایران کمبریچ ج۳قسمت ساسانیان *تاریخ ایران قبل ازاسلام دکترزرین *هزاره های گمشده دکتررجبی ج۵ *شاهنشاهی ساسانی تورج دریایی *@naghmehayefaribaei
نقطهٔ عشق نمودم به تو هان سهو مکنور نه چون بنگری از دایره بیرون باشیکاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیشکی روی؟ ره ز که پرسی؟ چه کنی؟ چون باشی؟تاج شاهی طلبی، گوهر ذاتی بنمایور خود از تخمهٔ جمشید و فریدون باشیساغری نوش کن و جرعه بر افلاک فشانچند و چند از غم ایام جگرخون باشی؟👤حافظ@naghmehayefaribaei
#وابستگی#دلبستگی💎 داستانی ساده و آموزنده✍️ پسربچه ای پرنده زيبايی داشت و به آن پرنده بسيار دلبسته بود. ▫️حتی شبها هنگام خواب، قفس آن پرنده را كنار رختخوابش میگذاشت و میخوابید. ▫️اطرافيانش كه از اين همه عشق و وابستگی او به پرنده باخبر شدند، از پسرڪ حسابی كار میكشیدند. ▫️هر وقت پسرڪ از كار خسته میشد و نمیخواست كاری را انجام دهد، او را تهديد میڪردند كه الان پرندهاش را از قفس آزاد خواهند كرد و پسرڪ با التماس میگفت: نه، كاری به پرندهام نداشته باشيد، هر كاری گفتيد انجام میدهم.▫️تا اينڪه یڪ روز صبح برادرش او را صدا زد كه برود از چشمه آب بياورد و او با سختی و كسالت گفت، خستهام و خوابم مياد.▫️برادرش گفت: الان پروندهات را از قفس رها میڪنم، كه پسرڪ آرام و محكم گفت: خودم ديشب آزادش كردم رفت، حالا برو بذار راحت بخوابم، كه با آزادی او خودم هم آزاد شدم. ▫️اين حكايت همه ما است. تنها فرق ما، در نوع پرنده ای است كه به آن دلبستهایم. ▫️پرنده بسياری پولشان، بعضی قدرتشان، برخی موقعيتشان، پارهای زيبایی و جمالشان، عدهای مدرڪ و عنوان آكادمیڪ و خلاصه شيطان و نفس، هر كسی را به چيزی بستهاند و ترس از رها شدن از آن، سبب شده تا ديگران و گاهی نفس خودمان از ما بيگاری كشيده و ما را رها نكنند.▫️پرندهات را آزاد ڪن!@naghmehayefaribaei
«محبت» عجیب است!حتی عجیبتر از عشقاگر آن را به «رفیق» هدیه کنی،احساس آرامش میکند اگر آن را به یک دشمن تقدیم کنی،شرمنده و پشیمان خواهد شدواگر آن را به ناشناسی هدیه دهی سخاوت پیشه کردهای#محبت عجیب است...🌺شبتون زیبا عزیزانم@naghmehayefaribaei
#ضرب_المثل_های_تاریخیریشه ی ضرب المثل"بادمجان دور قاب چین" کنایه از افراد متملق و چاپلوس...به دوره ی ناصرالدین شاه برمیگردد..در آنزمان برخی رجال سیاسی ودرباریان برای تظاهر وریا واظهار مراتب چاکری وارادت به شاه و نوکری به آشپزخانه ی سلطنتی میرفتند ومشغول پوست کندن بادمجان وچیدن آن به دور ظرف آش یا بشقاب خورشت میشدند.(اینکار را عامدانه طوری انجام میدادند که ناصرالدین شاه هنگام سرزدن به آشپزخانه آنها را ببیند)..!! دکتر فورویه مینویسد"اعلیحضرت از من هم خواست که در آشپزان شرکت کنم..بنده هم اطاعت کردم ومشغول پوست کندن بادمجان شدم..درهمین موقع ملیجک به شاه گفت بادمجان هایی که توسط یک فرنگی پوست گرفته میشود نجس است..شاه این حرف را به شوخی گرفت ولی محمدخان(پدر ملیجک) با نوک کارد بادمجان هایی را که من پوست کنده بودم برچید و جمع کرد تا مبادا دستش به آنها نخورد..!!! به روایت وقلم عبدالله مستوفی(مورخ و نویسنده شهیر ایرانی)@naghmehayefaribaei
بزرگی را گفتند راز همیشه شاد بودنت چیست؟گفت:دل بر آنچه نمی ماند نمی بندمفردا یک راز است، نگرانش نیستمدیروز یک خاطره بود حسرتش را نمیخورمو امروز یک هدیه است قدرش را میدانم🌱@naghmehayefaribaei
ماازاون خاص ترین ها هستیم😍ک اگه یه قدم برامون برداری❤️برات دربست میگیریم برسی ب خواسته هات..😍همراه بامادربرترین وناب ترین کانالای زیبا و دلنشین ⬇️⬇️⬇️کلیک کن✅ جوین شو😍کانال درخواستی رو تاحذف نشدن⬇️⬇️t.me/addlist/1thgaeDyghpjMWZk%D9%85%D8%AF… تبادلات # ناب@rogi_57انتخاب بهترین ها در دکمه های زیر👇👇👇
جهان را بسازید همچون بهشتمگوئید هرگز سخن های زشتهمه یک به یک مهربانی کنیدجهان را همه پاسبــانی کنیـدبگوئید این جمله در گوش بـادکه یک تن به گیتی پریشان مباد #فردوسی @naghmehayefaribaei
🪐برای دوست داشتن دیگران لازم نیست که هر بار آنها را ببوسید و کاسههای برنجتان را میان گرسنگان تقسیم کنید و یا مدام تکرار کنید که دوستشان دارید.بلکه عشق حقیقی آن است که دیگران را کمتر در معرض قضاوت قرار دهید و بگذارید خودشان باشند و آنچه میخواهند بپوشند و آنگونه که میخواهند زندگی کنند.و همانی باشند که خود میخواهند،نه آنگونه که شما میخواهید.بمحض اینکه مردی عاشق یک زن یا بالعکس زنی عاشق یک مرد میشود، توقعات شروع میشوند.زن توقع دارد که حالا چون مرد عاشق او شده، پس بایستی بغایت کامل باشد.انگار که مرد بیچاره مرتکب گناه شده است!مرد هم برای اینکه خواسته زن را اجابت کند، به ناگهان حد و حدود خویش را رها کرده و نادیده میگیرد.او دیگر نمیتواند انسان باشد;یا باید "سوپرمن" شود یا اینکه راه تظاهر و تقلب را در پیش گیرد.طبیعتا از آنجایی که سوپرمن شدن کاری است بس دشوار، بنابراین همه راه دوم را انتخاب میکنند.آنها شروع به تظاهر و نقش بازی کردن مینمایند.به نام و تحت لوای عشق ، کلک بازی میکنند.بنابراین هیچگاه توقع کامل بودن از کسی نداشته باشید.شما اصولا حق ندارید هیچ توقع و انتظاری ازکسی داشته باشید.اگر کسی تو را دوست دارد، از او متشکر باش. ولی چیزی از وی مطالبه نکن، زیرا او هیچ اجبار و الزامی ندارد که تو را دوست داشته باشد.عشق ورزیدن همچون معجزه است;مشاهده این معجزه کافی است تا تو را دچار شور و هیجان کند.عشقی که با آن آشناییم زود گذر است.روزی هست و روزی دیگر نیست.زودگذر بودن عشق، بیانگر آن است که واقعی نیست.چیز دیگری است که لباس عشق را به تن کرده!شاید شهوت یا نیازی جسمانی است.شاید نیازی روانی است.ترس از تنها بودن.تلاش برای مشغول شدن با دیگری.رغبتی برای پر کردن خلا به این یا آن طریق.می تواند هزار و یک چیز دیگر غیر از عشق باشد.اساسی ترین کیفیت عشق، ماندگار بودن است.آنگاه که طعم جاودانگی عشق،طعم ابدیت عشق را بچشی، دگرگون میشوی. دیگر جزیی از دنیای خاکی نیستی. وارد دنیای معنوی و مقدس میشویالبته تو به همان شیوه ی معمول زندگی ات را خواهی گذراند.حتی معمولی تر و طبیعی تر از هر زمان دیگر خواهی بود، زیرا همه ی ریا کاری ها و رفتارهای خود محورانه را ترک گفته ای.همه چیز را در مورد کسی بودنت فراموش کرده ای و کاملا معمولی شده ای.اما در این معمولی بودن، شوریدگی ، شکوه، زیبایی و جذابیت هست.تو سرشار از نور و نشاط میشوی.زیرا سرشار از عشق هستی.همیشه آماده ای تا از خود ببخشی،زیرا به منبعی پایان ناپذیر دست یافته ای.دیگر ممکن نیست بدبخت وغمگین باشی.در عشق ورزی همیشه بخاطر داشته باش:👈هیچوقت در پی کمال مطلوب نباش.درغیر اینصورت، عشق در زندگی تو جریان پیدا نخواهد کرد و تبدیل به موجودی سرد و عاری از احساس میشوی.آدمهایی که تنها بدنبال کمال مطلوب میباشند، بسیار بی ارزش و روان رنجور هستند.حتی اگر عاشق یا معشوقی بیابند، توقع دارند که طرف مقابل، از هر لحاظ کامل باشد.چنین توقعی به نابودی عشق می انجامد."اشو@naghmehayefaribaei
زندگی کردن با مردم اين دنياهمچون دويدن در گله اسب استتا می تازی با تو می تازندزمين که خوردی، آنهايی که جلوتر بودندهرگز برای تو به عقب باز نمی گردند و آنهايی که عقب بودند، به داغ روزهايی که می تاختی تو را لگد مال خواهند کرد!در عجبم از مردمی که بدنبال دنيايی هستند که روز به روز از آن دورتر می شوند و غافلند از آخرتی که روز به روز به آن نزديکتر می شوند...👌🏻"امام علي (ع)@naghmehayefaribaei
شبی یک سرگذشت امشب بهرام گور چهاردهمین شاه ساسانی ق سوم*به موجب روایات ملی بهرام برای اینکه دشمن متوجه حرکت اونشود با این تاکتیک نظامی با سرعت خود را به اردوی دشمن رسانید ، دریک سحرگاهان نزدیک مرو با عده ای از سپاهیان ورزیده به دشمن حمله برد نظم سپاه دشمن بهم ریخت خاقان هیاطله را بدست خودکشت ، دراین جنگ طوایف وحشی آنچنان شکستی متحمل گردیدند که برای مدتی جرئت نزدیک شدن به مرزهای شرقی را نداشتند ، دراین جنگ غنائم زیادی نصیب ایرانیان گشت از جمله تاج خاقان هیاطله به نشان پیروزی زینت بخش آتشکده آذر گشنسپ( درشهر شیز تخت سلیمان امروزی) گردید ، جزئیات این برخورد با هیاطله در روایات ملی با آب وتاب ذکر شده شاید هم قدری اغراق شده ولی هرچه بوده حاصل آن ارامشی بوده که برای مدتی براین ناحیه حاکم شده است ، بعد از این وقایع بود که بهرام به مسئله ارمنستان و مسیحیان پرداخت ،بگفته تاریخ نگاران فشار بهرام بر مسیحیان باعث گردید که تعداد زیادی از پیروان این دین به روم رفتند بهرام برگشت آنان را از دولت روم خواست که با مخالفت بیزانس روبروگردید دولت ایران هم دریک قدام متقابل از بازگشت کارگرانی که در معادن طلای ایران کارمیکردند خود داری کرد همچنین به اموال بازرگانان رومی اسیب فراوان وارد گردید درنتیجه جنگ میان ایران و روم انجام گرفت ظاهراً جنگ با حمله نیروهای ایرانی شروع گردید.ادامه دارد*کاظم مزینانی تاشبی دیگر بدرود@naghmehayefaribaei
تاجیکستان کشوری که فرهنگ پارسی را نگه داشته و به ایرانی بودن خود افتخار می کند.ساخت تندیس بزرگان تاریخ ایران در تاحیکستان..پاینده باد ایران زیبای ما🙏@naghmehayefaribaei
خوشبختی نامه ای نیست که یک روز، نامه رسانی، زنگ در خانه ات را بزند و آنرا به دستهای منتظر تو بسپارد.خوشبختی، ساختن عروسک کوچکیست از یک تکه خمیر نرم شکل پذیر...به همین سادگی، به خدا به همین سادگی؛اما یادت باشد که جنس آن خمیر باید از عشق و ایمان باشد نه هیچ چیز دیگر...@naghmehayefaribaei
.✔️دمی کوتاه با ادبیات و شعر و شاعریابیاتی که مصراع،دوم آنها مشهورتر است...بابا افضل،گر دایرهی کوزه ز گوهر سازنداز کوزه همان برون تراود که در اوست.... سعدی شیرازی،با سیه دل چه سود گفتنِ وعظنرود میخ آهنین در سنگ.... حافظ شیرازی،هر دم که دل به عشق دهی ، خوش دمیبوددر کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست... حکیم فردوسی،چنین است رسم سرای درشتگهی پشت به زین و گهی زین به پشت...سعدی شیرازی،امیدوار بُوَد آدمی به خیر کسانمرا به خیر تو امید نیست ، شر مرسان...سعدی شیرازی،صوفی نشود صافی ، تا در نکشد جامیبسیار سفر باید ، تا پخته شود خامی.... حافظ شیرازی،در تنگنای حیرتم از نخوت رقیبیارب ،مباد آن که گدا معتبر شود... قائممقام،در محفل خود راه مده همچو منی راافسرده دل، افسرده کند انجمنی را... علیرضا جلالی،مرو به هند و بیا با خدای خویش بساز،به هر کجا که روی ، آسمان همین رنگ است...حافظ شیرازی،خلوت دل نیست جای صحبت اضداددیو چو بیرون رود فرشته در آید...صائب تبریزی،زلیخا مُرد از این حسرت که یوسفگشته زندانی،چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی...عطار نیشابوری،زلیخا گفتن و یوسف شنیدن، شنیدن کی بُوَد مانند دیدن....@naghmehayefaribaei
شبی یک سرگذشت امشب بهرام پنجم (گور) چهاردهمین شاه ساسانی ق دومبهرام پنجم معروف به بهرام گور را شاید بعد از اردشیر بابکان وانوشیروان محبوب ترین شاه نزد ایرانان باشد این شاهزاده عشرت جوی وشادی آور که نظامی گنجوی در افسانه منظوم(پنج گنج) یک شخصیت خیالی ویک پهلوان باستانی او را درنزد مردم معرفی نموده بدرستی میتوان اورا یک شاه محبوب در قلب ایرانیان بحساب آورد ، به هر روی بهرام به حیره بازگشت ودر راس سپاهیان اعراب حیره همراه با نعمان پسرمُنذِر به پایتخت حمله برد وآنجا را فتح کرد ، اینکه در آزمونی تاج شاهی را ازمیان دوشیر بدست آورد ظاهرا افسانه ای بیش نیست ، بهرام در ابتدای سلطنت با حمله خیونان روبرو شد پدرش یزدگرد توانسته بود بطور موقت با این قبایل کنار بیاید ، این قبایل از زمانی که توانستند کوشانیان را شکست دهند خطر بالقوه ای برای ایران بشما میرفتند این طوایف با عبور از جیحون و تصرف ولایت بلخ امنیت شرق ایران را به خطر انداخته واین تهدید تا زمان شاهنشاهی انوشیروان ادامه داشت حتی شاخه ای ازاین قبایل(هونها)به رهبری اتیلا اروپا را غارت وموقعیت روم را بخطر انداختند.بهرام با چنین هجومی روبرو گردید او میخواست به مسئله ارمنستان و روم رسیدگی نماید ولی لازم دید قبل از جنگ باروم به عدم امنیت در مرزهای شرقی خاتمه دهد ، لذا برای دفع آنان بصورتی که آنان متوجه نشوند بسمت آذربایجان وارمنستان براه افتاد ولی دربین راه محرمانه بسمت شرق برگشت.ادامه دارد*@naghmehayefaribaei
گاهی گمان نمی کنی .... - گاهی گمان نمی کنی ولی خوب می شودگاهی نمی شودکه نمی شود که نمی شودگاهی بساط عیش خودش جور می شود گاهی دگر تهیه به دستور می شود گه جور می شود خود آن بی مقدمه گه با دو صد مقدمه ناجور می شودگاهی هزار دوره دعا بی اجابت است گاهی نگفته قرعه به نام تو می شودگاهی گدای گدای گدایی و بخت نیست گاهی تمام شهر گدای تو می شود گاهی برای خنده دلم تنگ می شود گاهی دلم تراشه ای از سنگ می شود گاهی تمام آبی این آسمان ما یکباره تیره گشته و بی رنگ می شود گاهی نفس به تیزی شمشیر می شود از هرچه زندگیست دلت سیر می شود گویی به خواب بود جوانی مان گذشت گاهی چه زود فرصتمان دیر می شود کاری ندارم کجایی چه می کنی بی عشق سر مکن که دلت پیر می شود # شاعر : قیصر_امین پور@naghmehayefaribaei
وقتی کسی ایده و آرزوی بزرگی داردباید از صحبت کردن در موردش با افراد عادی خودداری کند؛زیرا به قدری سرکوبش خواهند کرد تا یکی از خودشان شود."مارگارت تاچر@naghmehayefaribaei