موتورسیکلتسواری زنان؛ یک ضرورت اجتماعی و اقتصادی✍:اکرم هدایتیبحث بر سر امکان موتورسواری زنان، نبای…
انتشار: 2026/08/16 15:55 UTCدریافت: 2026/08/18 07:35 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/18 07:35 UTC
موتورسیکلتسواری زنان؛ یک ضرورت اجتماعی و اقتصادی✍:اکرم هدایتیبحث بر سر امکان موتورسواری زنان، نباید صرفاً به یک موضوع حقوقی یا سبک زندگی تقلیل پیدا کند. امروز، این مسئله با اقتصاد خانواده، اشتغال، استقلال زنان، حملونقل شهری و حتی عدالت اجتماعی ارتباط مستقیم دارد.نیمی از جمعیت کشور را زنان تشکیل میدهند و در میان آنان، گروه بزرگی از زنان مجرد، زنان شاغل و زنان سرپرست خانوار قرار دارند که برای رفتوآمد روزانه با محدودیتهای جدی مواجهاند. برای بسیاری از این زنان، خرید خودرو به دلیل قیمت بالای خودرو، هزینه سوخت، بیمه، تعمیرات و نگهداری، اساساً امکانپذیر نیست. در چنین شرایطی، موتورسیکلت میتواند یک وسیله حملونقل کمهزینه، سریع و در دسترس باشد.برای یک زن سرپرست خانوار، موضوع فقط «موتورسواری» نیست. تصور کنید زنی برای تأمین معاش خانواده مجبور است هر روز چند مسیر مختلف را طی کند؛ فرزندش را به مدرسه برساند، به محل کار برود، خرید روزانه انجام دهد یا برای انجام امور اداری و درمانی خانواده جابهجا شود. دسترسی به یک وسیله نقلیه ارزان و مستقل میتواند زمان و هزینه رفتوآمد او را به شکل قابلتوجهی کاهش دهد و فرصت بیشتری برای کار و درآمدزایی ایجاد کند.برای زنان مجرد نیز استقلال در رفتوآمد میتواند به معنای دسترسی آسانتر به دانشگاه، محل کار، دورههای آموزشی و فرصتهای شغلی باشد. مخصوصاً در شهرهایی که حملونقل عمومی پوشش مناسبی ندارد یا ساعات فعالیت آن محدود است، داشتن یک وسیله نقلیه شخصی میتواند دامنه انتخابهای یک زن را افزایش دهد.از سوی دیگر، اگر قرار است نگرانیهایی درباره ایمنی، پوشش یا نحوه استفاده از موتورسیکلت وجود داشته باشد، راهحل آن محرومیت کلی زنان نیست؛ بلکه باید آموزش، آزمون مهارت، صدور گواهینامه، رعایت مقررات راهنمایی و رانندگی و استفاده از تجهیزات ایمنی را جدی گرفت.اتفاقاً صدور گواهینامه میتواند به افزایش ایمنی کمک کند؛ چون فردی که گواهینامه دریافت میکند، باید آموزش ببیند، قوانین را یاد بگیرد و صلاحیت رانندگی او احراز شود. نمیتوان از یک سو زنان را از دریافت گواهینامه محروم کرد و از سوی دیگر انتظار داشت مسئله حضور آنان در خیابانها و استفاده از وسایل نقلیه خودبهخود حل شود.یک تناقض جدی نیز وجود دارد: اگر قانون درباره رانندگی زنان با موتورسیکلت سکوت کرده است، چرا باید این سکوت به معنای ممنوعیت تفسیر شود؟ محرومیت از یک حق، نیازمند مبنای روشن قانونی است.موضوع مهمتر این است که جامعه امروز ایران با مسائل اقتصادی و حملونقل متفاوتی نسبت به گذشته روبهروست. زنان بیش از گذشته در بازار کار حضور دارند، بسیاری از خانوادهها با فشار اقتصادی مواجهاند و تعداد زنانی که به تنهایی مسئول تأمین زندگی خود یا خانوادهشان هستند، قابل چشمپوشی نیست.بنابراین، بهتر است به جای نگاه کردن به موتورسواری زنان از زاویه محدودیت و ممنوعیت، آن را از منظر حق دسترسی برابر به امکانات حملونقل، فرصت اقتصادی و استقلال اجتماعی بررسی کنیم.موتورسیکلت قرار نیست جایگزین همه وسایل حملونقل باشد؛ اما برای بخشی از زنان میتواند یک ابزار مهم برای کار کردن، درس خواندن، کسب درآمد، مدیریت زندگی و کاهش هزینههای روزمره باشد.مسئله امروز این نیست که «آیا زنان به موتور علاقه دارند یا نه؟» مسئله این است که آیا جامعه میتواند برای زنانی که به هر دلیل به این وسیله نیاز دارند، یک مسیر قانونی، ایمن و مسئولانه فراهم کند یا خیر.اگر قرار است عدالت اجتماعی را جدی بگیریم، باید بپذیریم که دسترسی زنان به حملونقل نیز بخشی از همین عدالت است. زنان نباید برای استفاده از یک وسیله نقلیه، نه با تبعیض حقوقی مواجه باشند و نه مجبور شوند از مسیرهای غیررسمی و ناایمن استفاده کنند.راهحل روشن است: آموزش، گواهینامه، استانداردهای ایمنی و اجرای قانون؛ نه حذف زنان از حق رانندگی.#مجمع_فرهنگیانhttps://t.me/majmae_farhangian@massoumehebtekar

