📚«نگران نبودم خانه را دزد بزند. هیچچیزِ باارزشی نداشتم، جز کتاب و دواتی مرمرین، که یک روز یوسف هد…
انتشار: 2026/08/18 21:31 UTCدریافت: 2026/08/26 06:35 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/26 06:35 UTC
📚«نگران نبودم خانه را دزد بزند. هیچچیزِ باارزشی نداشتم، جز کتاب و دواتی مرمرین، که یک روز یوسف هدیهام کرد و دزدها معمولاً نگاهشان به کتاب نمیافتد، چون به نظرشان به زحمت جابهجاییاش نمیارزد...احمقها! کتاب بدزدید! روزگارِ پلشتی تمام خواهد شد و کتاب از طلا گرانتر!»