خیابانهای نیمهشب داستانی از حسین سناپور سراسر داستان، یک مکالمهی تلفنی طولانی است. ساعت حدود دو…
انتشار: 2026/08/11 11:36 UTCدریافت: 2026/08/15 06:37 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 06:37 UTC
خیابانهای نیمهشب داستانی از حسین سناپور سراسر داستان، یک مکالمهی تلفنی طولانی است. ساعت حدود دو نیمهشب است که زنی غریبه به گوشی مرد زنگ میزند، به نیت همصحبتی. مرد تصور میکند یا دلش میخواهد تصور کند که زنش زنگ زده است. آن هم بعد از پنجششماهی که خانه را و مرد را رها کرده و رفته است. زن کمی از خودش میگوید و مرد کمی بیشتر. تا آخر داستان هم سر در نیاوردم که واقعاً زنش بود که زنگ زده بود یا غریبه بود. حرفهای جالبی میزنند، دربارهی زندگی و رابطه. شاید اگر قبلترها خوانده بودم، روی رفتارم تأثیر گذاشته بود. یکی از درسهای اصلی این داستان این بود که آدمها حق دارند بیتوضیح بروند و از آن بدتر، توضیح اصلاً فایده ندارد.من این داستان را قبلاً نخوانده بودم، اما این درس سنگین دردناک را تازگیها یاد گرفتم، از داستان زندگیام.#کتاب