این داستان، «تأخر زمانی» دارد و بیشتر شبیه یک ادعای برساخته در دورههای بعدی است تا یک گزارش معاصر…
انتشار: 2026/08/06 17:32 UTCدریافت: 2026/08/09 20:00 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/09 20:00 UTC
این داستان، «تأخر زمانی» دارد و بیشتر شبیه یک ادعای برساخته در دورههای بعدی است تا یک گزارش معاصر و موثق. این داستان را باید در بستر جدلهای ادبی و فرهنگی سدههای میانه فهمید، نه به عنوان یک سند تاریخی.بیایید دلایل بیاعتباری این روایت را با هم مرور کنیم:۱. تأخر زمانی و فقدان منبع معاصر (مهمترین دلیل)راوی داستان کیست؟ دولتشاه سمرقندی، که این داستان را در تذکرهاش آورده، در سده نهم هجری میزیسته است.داستان مربوط به کیست؟ عبدالله بن طاهر، امیر خراسان در سده سوم هجری (حدود ۲۰۰ سال خلافت عباسی)فاصله زمانی: بین راوی و رویداد، حدود ۶۰۰ سال فاصله است. هیچ تاریخنگار معاصر عبدالله بن طاهر (مثل طبری، بلاذری یا ابن اثیر) اشارهای به چنین کتابسوزی گستردهای نکرده است. روایتی به این اهمیت، اگر واقعیت داشت، حتماً در تواریخ آن دوره بازتاب مییافت.۲. ناهمخوانی با شخصیت تاریخی و سیاستهای عبدالله بن طاهرعبدالله بن طاهر (حکومت: ۲۱۳-۲۳۰ ق) نه یک متعصب خشک، که یکی از فرزانهترین و فرهنگدوستترین امیران تاریخ ایران پس از اسلام شناخته میشود:حامی ترجمه: اتفاقاً در دوره او و دربارش، جنبش ترجمه آثار پهلوی به عربی رونق داشت. خاندان نوبختی که از مترجمان برجسته متون پهلوی به عربی بودند، از نزدیکان و وزیران دربار طاهریان بودند.سیاستمدار عملگرا: او بیشتر یک دیوانسالار و فرمانده نظامی عملگرا بود تا یک ایدئولوگ مذهبی تندرو. هدفش تثبیت قدرت و اداره قلمرو بود.تضاد آشکار: این داستان او را فردی نشان میدهد که میگوید "ما را از این نوع کتاب در کار نیست"، در حالی که خودش به ادب عربی و فارسی علاقه داشت و شاعران در دربارش حضور داشتند.۳. تناقض با تاریخ ادبیات و "وامق و عذرا"پیشینه داستان: "وامق و عذرا" یک داستان عاشقانه با ریشه یونانی است که پیش از اسلام به فارسی میانه ترجمه شده بود.رواج داستان: این داستان اتفاقاً از بین نرفت و بعدها در دوره اسلامی چندین بار به نظم فارسی درآمد. مشهورترین نسخه آن را عنصری بلخی (شاعر دربار محمود غزنوی، درگذشته ۴۳۱ ق) به نظم درآورد. اگر کتاب به دستور ابن طاهر سوزانده و نابود شده بود، عنصری ۲۰۰ سال بعد آن را از کجا آورده بود تا منظوم کند؟ این خود نشان میدهد که روایت دولتشاه، دست کم درباره این کتاب خاص، نادرست است.۴. کارکرد جدلی و افسانهای روایتاین داستان به احتمال قوی، یک افسانه تاریخی با کارکردی خاص است که در دورههای متأخرتر ساخته شده:برای توجیه فقدان ادبیات پیش از اسلام: بعد از رواج گسترده فارسی دری و شکلگیری شاهنامه و سنت ادبی قوی، این پرسش پیش آمد که "پس آثار دوره ساسانی چه شد؟". این داستان، یک پاسخ ساده و قابل فهم (و البته مغرضانه) به این پرسش بود: "اعراب و کارگزارانشان آنها را سوزاندند".بازتاب رقابتهای فرهنگی: این داستان میتواند بازتاب تنشهای میان دوستداران فرهنگ ایرانی و شعوبیه و اسلامگرایان در سدههای میانه باشد. چهرهای مانند عبدالله بن طاهر که نماد یک حاکم ایرانیتبار اما مسلمان و در چارچوب خلافت بود، سوژه مناسبی برای این سنخ داستانهاست.نکته ی دیگر عبارت «همه کتابها را سوزاندند» با شواهد تاریخی سازگار نیست. بخش بزرگی از ادبیات و دانش پهلوی اصلاً از بین نرفت و خصوصا دوران اسلامی نوشته شدند و بازتولید شدند آنهم به خط و زبان پهلوی ، آثاری مانند:دینکردبندهشناردا ویرافنامهمینوی خرد و...تا قرنها پس از اسلام نوشته، بازنویسی و حفظ شدند. اگر سیاست نابودی کامل وجود داشت، بقای این آثار توضیحپذیر نبود.اتفاقاً ترجمه از پهلوی به عربی بسیار گسترده بود.در دوره عباسی، آثار فراوانی از پهلوی به عربی ترجمه شد؛ از جمله کلیله و دمنه، خداینامه ها و آثار مربوط به برخی زیج نجومی، و سیاست و ادب درباری. این نشان میدهد بخشی از میراث ساسانی مورد استقبال قرار گرفت، نه اینکه صرفاً نابود شود.خصوصا این نوع روایات اغلب در بسترهای ناسیونالیستی مدرن (از دورهٔ قاجار و پهلوی به بعد) یا در تذکرههای ادبی متأخر برای توضیح «گسست فرهنگی» و بزرگنمایی تداوم هویت ایرانی بازتولید شدهاند. آنها پیچیدگیهای تاریخی (تغییر دین، تغییر خط و زبان اداری، افول نهادهای ساسانی، و پویاییهای درونی جامعهٔ ایرانی) را به یک عامل واحد (خصومت مذهبی-قومی) تقلیل میدهند. در حالی که شواهد نشان میدهد ایرانیان مسلمان (از جمله طاهریان و سامانیان) نقش کلیدی در احیای ادبیات فارسی داشتند.حکایت دولتشاه سمرقندی فاقد اعتبار تاریخی است و نمیتواند مبنای توضیح کمبود ادبیات منظوم ساسانی قرار گیرد.دلایل واقعی از دست رفتن بخش عمدهٔ متون پهلوی ترکیبی از عوامل ساختاری (خط، نهادها، اولویتهای مذهبی اقلیت، شرایط مادی و...) و حوادث تاریخی متعدد است.@tamadone_islami


