⭕️ ظهور طبقه الیگارشنگاهی به سریال “بامداد خمار”، ساخته “نرگس آبیار” که اینروزها از شبکه نمایش خان…
انتشار: 2026/08/22 11:14 UTCدریافت: 2026/08/23 01:20 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/23 01:20 UTC
⭕️ ظهور طبقه الیگارشنگاهی به سریال “بامداد خمار”، ساخته “نرگس آبیار” که اینروزها از شبکه نمایش خانگی پخش میشود، روایتی از طغیان زنانه، عشق ممنوعه و ظهور طبقهای رانتیر است که هم دستی در قدرت حکومت داشته و هم چشمی به اموال ملت و تا جاییکه توانسته، سرمایهداری ملی را نیز تضعیف کرده است✍️ اکبر منتجبی؛ سردبیر♦️ جدیدترین ساخته نرگس آبیار، اگرچه در ظاهر یک داستان عاشقانه است اما درلابهلای داستان، او از یک طغیان زنانه سخن میگوید. سریال بامداد خمار که برگرفته از رمانی به همین نام است، داستان زنی است که علیه سلطه پدر، طغیان میکند و نه فقط از آنچه پدر میخواهد، سر باز میزند بلکه از خانواده نیز عبور میکند تا خود خانوادهای با بنیانهای فکر خود بنا کند. اگرچه در ادامه راه آنچه بر سرش میآید، ناگوار است اما نادم نیست چون انتخاب با خودش بوده است. اما آیا این تمام داستان است؟ نه. نرگس آبیار در این سریال به یک داستان سیاسی هم پروبال میدهد؛ داستانی فراتر از آنچه در رمان بود و آن ظهور طبقه الیگارشی از صاحبان قدرت و ثروت است که هم دستی در حکومت دارد و هم چشمی بر اموال ملت.ماجرا چیست؟ما با سه داستان روبهرو هستیم. داستان ایران امروز، داستان محبوبه و سر بر آوردن طبقهای کوچک و قدرتمند که آرامآرام حکومت را قبضه میکند. داستان در اواخر دوره قاجار و اوایل حکومت رضاشاه میگذرد. محبوبه، دختری از خانوادۀ اشراف، در برابر پدری میایستد که در قامت بصیرالملک، تمامیت نظام مردسالار را نمایندگی میکند. او عاشق رحیم، شاگرد نجار محله میشود. عشقی که در جهان قاجاری، نهفقط ممنوعه که توهینی به نظم طبقاتی و جنسیتی حاکم بهشمار میرود. اما «نه» گفتن محبوبه، تنها یک واکنش عاطفی نیست؛ بیانیهای بود علیه آن نظامی که حق انتخاب را از زن سلب کرده بود.طغیان زنانهبامداد خمار، رمانی بود که در دهه ۷۰ به قلم فتانه حاجسیدجوادی منتشر شد و تیراژ بسیاری یافت و به مهمترین پدیده دهه ۷۰ در رماننویسی تبدیل شد. کمتر دختر یا زنی از طبقه متوسط در آن دوران بود که آن را نخوانده باشد. حاجسیدجوادی در آن سالها، پیش از آنکه جنبشهای اجتماعی زنان شکل آشکار به خود بگیرد، طغیان یک دختر را روایت کرد که در برابر ساختار پدرسالار میایستد و «نه» میگوید.*️⃣ انتشار رمان بسیار بحثبرانگیز شد. هم در جامعه روشنفکری ایران و هم در توده مردم. روشنفکران در برابر این رمان، مقابل هم صفآرایی کردند. گلشیری یکسو ایستاد و نجف دریابندری سوی دیگر.✴️ نرگس آبیار در اقتباس خود، این طغیان را به تصویر کشید؛ زنی که عاملیت دارد، انتخاب میکند، خطا میکند و در این مسیر میایستد. او اشتباه نمیکند در «نه» گفتن؛ اما ممکن است در انتخاب مصداق عشق، خطا کند. با این حال این تناقض، خود جان تراژدی داستان است. از دل همین طغیان فردی بود که زنان راه خود را گشودند؛ همانطور که «بامداد خمار» در دهه ۷۰ نغمهای بود از آنچه در راه بود.عشق ممنوع استبا این حال، سویه دیگر این داستان و رمان، عشق بود و هست. عشق در «بامداد خمار» تنها یک رابطه عاطفی نیست؛ اعتراضی است که در دهه ۷۰ بیان شد. در دوره سازندگی و ریاستجمهوری هاشمیرفسنجانی که گشتهای ثارالله در شهر میچرخیدند و دختران و پسران که با هم بودند را بازداشت میکردند.✳️ آبیار با بینشی عدالتخواهانه، تلاش میکند در این سریال از تلخی شکست این عشق بکاهد و مرد جوان عاشقپیشه را که در ادامه به خطا میرود، سرزنش نکند و عامل انحراف رحیم را به همان طبقه الیگارشی ارتباط دهد که دستاندازی آنها به مال کشور و ناموس مردم تمامی ندارد.مرگ سرمایهداری ملیبه همین دلیل، مهمترین و امروزیترین لایه «بامداد خمار» تصویر همین طبقه الیگارشی است. در سوی مقابل خانوادههای سنتی تاجر مثل بصیرالملک و حشامالملک (پدر و عموی محبوبه) گروهی قرار دارند که سرمایه را نه از راه تجارت و تولید که در ابتدا از راه چپاول و در ادامه از مسیر رانت و دستاندازی به اموال دیگران بهدست میآورند.❇️ نرگس آبیار در این سریال، سه لایه که در ظاهر به دورههای تاریخی متفاوت تعلق دارند را به یکدیگر پیوند میزند. طغیان زنانهای که از دل قاجار سر برمیآورد و تا جنبش زنان در روزگار ما امتداد پیدا میکند؛ عشقی که در فضای ممنوعه دهه ۷۰ روایت میشود و امروز به بخشی از فرهنگ عمومی بدل شده است؛ و ظهور طبقهای از الیگارشهای رانتخوار که سود و قدرت خود را در تار و پود اقتصاد ایران تنیدهاند. این سریال فقط یک عاشقانه تاریخی نیست. روایتی است که گذشته را به امروز وصل میکند تا هشداری برای فردای ایران باشد که چه از آن خواهد ماند.🔺برای خواندن مطلب کامل به سایت سازندگی مراجعه کنیدsaazandegi.ir/%D8%B8%D9%87%D9%88%D8%B1-%D…

