.4️⃣ «قالَ رَبِّ إِنِّي أَخافُ أَنْ يُكَذِّبُونِ؛ وَ يَضيقُ صَدْري وَ لا يَنْطَلِقُ لِساني فَأَرْس…
انتشار: 2026/08/07 11:22 UTCدریافت: 2026/08/23 07:10 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/23 07:10 UTC
.4️⃣ «قالَ رَبِّ إِنِّي أَخافُ أَنْ يُكَذِّبُونِ؛ وَ يَضيقُ صَدْري وَ لا يَنْطَلِقُ لِساني فَأَرْسِلْ إِلى هارُونَ؛ وَ لَهُمْ عَلَيَّ ذَنْبٌ فَأَخافُ أَنْ يَقْتُلُون»چرا این چند مورد را به این صورت مطرح کرد؟چرا در آیه اول و سوم یک مورد اما در آیه دوم دو مورد را مطرح کرد؟نسبت بین خود این چند مورد با هم چیست؟ و در یک دستهبندی کلی این درخواستهای حضرت موسی ع توجه به چه ابعادی را برای یک مبلغ و دعوتکننده دینی جدی میکند؟به نظر میرسد آیه اول یک نگرانی کلی ناظر به وضعیت روحی مخاطب دعوت بود؛ آیه دوم دو مطلب داشت یکی مربوط به حالت روحی مبلغ و دیگری ناظر به توان عملیاتی او، و هردو ناظر به فاعل و انجام دهنده وظیفه (در اینجا: مبلغ و پیامرسان) بود؛ و هردوی آیه یک نحوه عمومیت نسبت به هر مبلغ و مخاطبی داشت؛ یعنی برای هرکسی در مقام تبلیغ موضوعیت دارد که هم وضعیت روحی مخاطب را جدی بگیرد و هم وضعیت روحی و توان عملیاتی خودش را؛اما در این آیه مساله دیگری را مطرح میکند که ناظر به وضعیت و موقعیت خاص و شخصی فاعل و انجامدهنده وظیفه است؛ شخص حضرت موسی ع یک سابقه منفی خاصی دارد در ذهن مخاطبان خاصی که قرار است سراغشان برود، که ممکن است همان مانعی برای انجام رسالت وی شود: اساسا پیش از آنکه وی وظیفهاش را به انجام رساند به دست مخاطبانش کشته شود.📝تکمله نکته تخصصی #دینشناسی: میزان جدی گرفتن واقعیات ناگوار اجتماعی در مقام انجام وظیفهذیل آیه ۱۲ اصل «جدی گرفتن واقعیات نامساعد و ناگوار اجتماعی در مقام انجام وظیفه» مورد اهتمام و امضای دین معرفی شد، و ظاهرا اکنون سراغ برخی ریزهکاریها در این زمینه میرود.مساله این است که دیدیم آن ترس مادام که ناظر به وضعیت روحی مخاطب بود بجا بود، اکنون اگر این ترس ناظر به موقعیت خاص کسی باشد که در مقام انجام وظیفه است (نه ناظر به وضعیتهای عمومی مربوط به مبلغ و مخاطب) آيا ترسی بجا است یا نابجا؟اگر توجه شود که از طرفی این خواسته، خواسته یک پیامبر اولوالعزم است که در درجه بالایی از تصمیمگیری مبتنی بر عصمت قرار دارد؛ و از طرف دیگر در حدیث نبوی، این مساله محل مقایسه حضرت موسی ع و حضرت علی ع قرار گرفته و به عنوان یک برتری حضرت علی ع بر حضرت موسی ع معرفی شده (حدیث۱) آنگاه شاید بتوان گفت اساسا سوال از اینکه «این ترس بجا بود یا نابجا؟» سوالی است که چون نادرست صورتبندی شده هر پاسخی بدان داده شود اشتباه خواهد بود.💢به نظر میرسد مسأله بر سر اقدام خوب و خوبتر است نه درست و غلط (یا خوب و بد). بیان این نگرانی توسط حضرت موسی ع - که از جنس نگرانی شخصی ناظر به سوابق و موقعیت خاص یک انسان است – نشان میدهد که این گونه نگرانیها در مقام انجام وظیفه نگرانیهای بجایی است که حتی برای پیامبران اولوالعزم که صاحب عزم جدی در انجام وظایف الهی هستند پیش میآید و اشکالی ندارد؛ اما از سوی دیگر، اینکه حضرت علی ع با اینکه اقتضای چنین نگرانیای در او وجود داشته، اما به آن اعتنایی نکرده، نشان میدهد که اینکه انسان در مقام انجام وظیفه بتواند به این ترسهایی که ناظر به وضعیت شخصی و موقعیت خاص خود انسان است (نه آنچه ناظر به واکنش مخاطب به پیام یا وضعیت عمومی پیامرسان است، که در دو آیه قبل مورد توجه واقع شد) فائق آید و بدان هیچ اعتنایی نکند امری کاملا مطلوب و نسبت به نگرانی قبلی یک وضعیت «خوبتر» است؛ و تفاوت جدی دارد با نداشتن خوفی که ناظر به واکنش مخاطب به پیام الهی بوده است (که ذیل آیه ۱۲ توضیح داده شد که نداشتن آن مذموم است).@yekAaye#شعراء_۱۴