
این کانال رسمی حسین سوزنچی استاطلاعات بیشتر در مورد من و مقالات و سخنرانیهایم را در سایت souzanchi.ir ببینید.ضمنا کانالی هم با عنوان «یک آیه در روز» دارم که روزانه حاصل تحقیق و تاملاتم درباره یک آیه قرآن را در آن میگذارم:https://t.me/YekAaye
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان پایین · 20 نمونه پست · پوشش داده: 2026/08/07 تا 2026/08/07
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
هنوز مشاهدهٔ کافی برای امتیازدهی به این کانال وجود ندارد. هر امتیاز دستکم به ۱۴ روز پوشش و ۵ پست مشاهدهشده نیاز دارد؛ کمتر از آن حدس است، نه اندازهگیری.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-18 تا 2026-08-24
نسبت #اراده انسان با #علیت و #علم_ازلی الهی:تبیینی نو از مسئله #اختیاربسم الله الرحمن الرحیمراهحل رایج در فلسفه اسلامی برای مسئله اختیار از جنس راهحلهایی است که میخواهند در عین قبول عمومیت ضرورت علّی و علم ازلی الهی، محملی برای اراده پیدا کنند. اما در این راهحل، #نظام_احسن به #تنها_نظام_ممکن فروکاسته و گویی بین #علم و #حکمت خداوند خلط و دست قدرت خداوند بسته میشود. به علاوه، در این مدل، تبیین اراده در آدمی تفاوتی جدی با تبیین اراده در حیوانات ندارد. در مقاله حاضر با روش تحلیل فلسفی و با مبنا قرار دادن نظریه #اوسعیت_واقع_از_وجود (قبول واقعیت برای جهانهای ممکن)، و باز کردن محملی برای قبول ترجیحِ مبتنی بر #اولویت به جای #ضرورت ، طرح متفاوتی از #نظام_احسن ارائه شده است که ضمن جدی گرفتن تفاوت بنیادین بین انسان و سایر موجودات، اختیار انسان به گونهای تبیین شود که در عین قبول قاعدۀ «الشیء ما لم یجب لم یوجد» در درون هر یک از #جهانهای_ممکن ، و نفی شمول آن بر اراده کردنهای خاص انسان، بتوان از وجود گزینههای مختلف پیش روی انسان، و امکان دست به انتخاب زدن میان آنها دفاع کرد. این تبیین جدید از مسئله اختیار، علاوه بر اینکه از اشکالات راهحلهای سابق مصون است، توان حل برخی معضلات مانند مسئله بداء را نیز دارد.تذکراصل این مقاله در قالب علمی-پژوهشی در پژوهشنامه فلسفه دین (نامه حکمت) (دوره 24، شماره 1 – شماره پیاپی 47 – خرداد 1405 – صفحه 109-125) منتشر شده است، که کسانی که میخواهند فایل آن را دریافت کنند به سایت مذکور مراجعه کنند:prrj.isu.ac.ir/article_78176.html%D8%A7%D… آنجا که نشریات علمی-پژوهشی به لحاظ حجم مقاله محدودیتهایی دارند ناچار برخی از مطالبی که در مقاله اصلی به صورت متن یا پاورقی نوشته شده بود، حذف شد. متن اولیه قبل از ارسال برای نشریه را در سایت خود بارگذاری کرده ام که مشتمل است بر تمامی آن حذفیات:souzanchi.ir/the-relation-of-human-will-t… به ذکر است که قبلاً مقاله ای در مقام حل مسئله اختیار نوشته بودم بر مبنای فلسفه صدرایی با عنوان «دوراهی های من، درآمدی به مسأله جبر و اختیار»souzanchi.ir/determinism-and-free-will/%D… مقاله حاضر به یک معنا فرارفتن از این موضع است و پاسخ به چالشی که در مقاله مذکور واقعا پاسخ نیافته بود.@souzanchi
.3️⃣«قالَ لِمَنْ حَوْلَهُ أَ لا تَسْتَمِعُون»گاهی یک سخن کارکردی دارد دقیقا نقیض مفادی که در آن گنجانده شده است:فرعون برای اینکه کسی سخن حضرت موسی ع را نشنود و بدان گوش ندهند که مقصود وی را درست متوجه شوند، گفت: آیا نمیشنوید؟ با دعوت افراد به شنیدن، میخواهند جلوی شنیده و فهمیده شدن سخن حق را بگیرد!شاید این از قویترین نمونههای «كلمة حقّ يراد بها الباطل» باشد.📝تحلیل اجتماعی:نکتهای در #سواد_رسانهایاز ترفندهای سانسور در دنیای غلبه رسانههای جمعی این است که برای جلوگیری از شنیده شدن و اثرگذاری یک سخن، بقدری پیرامون آن اطلاعات ریخته و درباره آن، حرفهای کماهمیت زده شود که اصل مساله گم ویا لوث شود؛ و دست کم کسی درباره مفاد صحیح و عمیق آن تأمل نکند.@yekAaye#شعراء_۲۵
.8️⃣ «فَفَرَرْتُ مِنْكُمْ لَمَّا خِفْتُكُمْ فَوَهَبَ لي رَبِّي حُكْماً وَ جَعَلَني مِنَ الْمُرْسَلينَ»میشود انسان کاری مرتکب شود که از نظر صاحبان قدرت، که در جامعه صدایشان بیش از همه شنیده میشود، ناروا باشد، تا حدی که قصد کشتن او را بکنند، و فضای اجتماعی را بقدری بر او ناامن کنند که او از اینها بترسد تا حدی که فرار کند، با این حال خداوند به چنین کسی، و نه به افرادی که نزد قدرتهای حاکم سابقه خوب و مقبولیتی دارند، حکم دهد و او را برای رسالت خویش برگزیند.📝ثمره #اخلاقی_اجتماعیاقبال و ادبار تریبونها و رسانههای اجتماعی، که علیالقاعده تحت تأثیر قدرتهای حاکم نظر میدهند، مبنای اراده و عنایت خداوند به اشخاص، ویا بیاعتنایی خداوند به آنها نیست!@yekAaye#شعراء_۲۱
.2️⃣ «فَرَرْتُ مِنْكُمْ لَمَّا خِفْتُكُمْ»حضرت موسی ع که قرآن او را یکی از پیامبران اولوالعزم معرفی میکند صریحا هم اذعان میکند که از شما ترسیدم و هم اذعان می کند که از شما فرار کردم. پس:نه ترسیدن در موقعیتهای خطرناک لزوما بد استو نه حتی به اقتضاءات این ترس تن دادن و فرار کردن از دست اعداء الله.📝نکته تخصصی #دینشناسی (۳): پیچیدگی جدی گرفتن واقعیات ناگوار اجتماعی در مقام انجام وظیفهذیل آیه ۱۲ با عنوان «جدی گرفتن واقعیات ناگوار اجتماعی در مقام انجام وظیفه» توضیحاتی گذشت:جلسه ۱۲۲۶ تدبر ۱ yekaye.ir/ash-shuara-026-012/%D9%88 ذیل آیه ۱۴ با توجه به احادیثی که همانجا ارائه شد، با عنوان میزان جدی گرفتن این نکته بیان شد که برخی ممکن است در مراتب بالا به این خوف تن ندهند:جلسه ۱۲۲۸ تدبر۴yekaye.ir/ash-shuara-026-014/%D8%A7%DA%A9… اگر به احادیثی که ذیل آیه حاضر ارائه شد دقت شود هم امیرالمومنین ع (احادیث ۱ و ۲) و هم امام زمان ع (احادیث ۳ و ۴) در این خوف با حضرت موسی ع مشترکند و آنها هم به اقتضاءات این خوف (که خوفی برای حفظ جان بود) پایبند ماندند؛ و این نشان میدهد که مراتبی از خوف هست که حتی اهل بیت ع هم به اقتضاءات آن ملتزم میمانند.شاید وجه ممیزه برداشت زیدیه از مقاومت در راه حق، با برداشت اهل بیت ع از این امر، که موجب میشد زیدیه امامان بعد از امام حسین ع را بخاطر سکوت و عدم قیام مذمت کنند به عدم درک همین مرتبه از خوف برگردد؛ امامان زیدیه هم جانشان را فدا کردند اما آنچه امتداد و ماندگاری حقیقت اسلام ناب در صفحات تاریخ را رقم زد امامان معصوم ع بودند نه امامان زیدی؛ و شاهدش همین بس که حتی در ساحت فقه هم زیدیه عمدتا پیرو مکاتب اهل سنت هستند و به عنوان فقه اهل سنت شناخته میشوند، نه در فقه جعفری. و شاید همین یکی از نکاتی بوده است که اهل بیت بارها و بارها فرمودند که قبول امر ما بسیار سخت و دشوار است:«إِنَّ أَمْرَنَا صَعْبٌ مُسْتَصْعَبٌ لَا يَحْتَمِلُهُ إِلَّا مَلَكٌ مُقَرَّبٌ أَوْ نَبِيٌّ مُرْسَلٌ أَوْ عَبْدٌ مُؤْمِنٌ امْتَحَنَ اللَّهُ قَلْبَهُ لِلْإِيمَان» و تذکر دادند که هر مومنی مصداق امتحن الله قلبه للایمان نیست که بتواند آن را تحمل کند:«أَ لَا تَرَى أَنَّهُ يَكُونُ مَلَكٌ وَ لَا يَكُونُ مُقَرَّباً وَ لَا يَحْتَمِلُهُ إِلَّا مُقَرَّبٌ؛ وَ قَدْ يَكُونُ نَبِيٌّ وَ لَيْسَ بِمُرْسَلٍ وَ لَا يَحْتَمِلُهُ إِلَّا مُرْسَلٌ؛ وَ قَدْ يَكُونُ مُؤْمِنٌ وَ لَيْسَ بِمُمْتَحَنٍ وَ لَا يَحْتَمِلُهُ إِلَّا مُؤْمِنٌ قَدِ امْتَحَنَ اللَّهُ قَلْبَهُ لِلْإِيمَانِ.» 📚بصائر الدرجات، ج1، ص26؛ الخرائج و الجرائح، ج2، ص794@yekAaye#شعراء_۲۱
.4️⃣ «قالَ رَبِّ إِنِّي أَخافُ أَنْ يُكَذِّبُونِ؛ وَ يَضيقُ صَدْري وَ لا يَنْطَلِقُ لِساني فَأَرْسِلْ إِلى هارُونَ؛ وَ لَهُمْ عَلَيَّ ذَنْبٌ فَأَخافُ أَنْ يَقْتُلُون»چرا این چند مورد را به این صورت مطرح کرد؟چرا در آیه اول و سوم یک مورد اما در آیه دوم دو مورد را مطرح کرد؟نسبت بین خود این چند مورد با هم چیست؟ و در یک دستهبندی کلی این درخواستهای حضرت موسی ع توجه به چه ابعادی را برای یک مبلغ و دعوتکننده دینی جدی میکند؟به نظر میرسد آیه اول یک نگرانی کلی ناظر به وضعیت روحی مخاطب دعوت بود؛ آیه دوم دو مطلب داشت یکی مربوط به حالت روحی مبلغ و دیگری ناظر به توان عملیاتی او، و هردو ناظر به فاعل و انجام دهنده وظیفه (در اینجا: مبلغ و پیامرسان) بود؛ و هردوی آیه یک نحوه عمومیت نسبت به هر مبلغ و مخاطبی داشت؛ یعنی برای هرکسی در مقام تبلیغ موضوعیت دارد که هم وضعیت روحی مخاطب را جدی بگیرد و هم وضعیت روحی و توان عملیاتی خودش را؛اما در این آیه مساله دیگری را مطرح میکند که ناظر به وضعیت و موقعیت خاص و شخصی فاعل و انجامدهنده وظیفه است؛ شخص حضرت موسی ع یک سابقه منفی خاصی دارد در ذهن مخاطبان خاصی که قرار است سراغشان برود، که ممکن است همان مانعی برای انجام رسالت وی شود: اساسا پیش از آنکه وی وظیفهاش را به انجام رساند به دست مخاطبانش کشته شود.📝تکمله نکته تخصصی #دینشناسی: میزان جدی گرفتن واقعیات ناگوار اجتماعی در مقام انجام وظیفهذیل آیه ۱۲ اصل «جدی گرفتن واقعیات نامساعد و ناگوار اجتماعی در مقام انجام وظیفه» مورد اهتمام و امضای دین معرفی شد، و ظاهرا اکنون سراغ برخی ریزهکاریها در این زمینه میرود.مساله این است که دیدیم آن ترس مادام که ناظر به وضعیت روحی مخاطب بود بجا بود، اکنون اگر این ترس ناظر به موقعیت خاص کسی باشد که در مقام انجام وظیفه است (نه ناظر به وضعیتهای عمومی مربوط به مبلغ و مخاطب) آيا ترسی بجا است یا نابجا؟اگر توجه شود که از طرفی این خواسته، خواسته یک پیامبر اولوالعزم است که در درجه بالایی از تصمیمگیری مبتنی بر عصمت قرار دارد؛ و از طرف دیگر در حدیث نبوی، این مساله محل مقایسه حضرت موسی ع و حضرت علی ع قرار گرفته و به عنوان یک برتری حضرت علی ع بر حضرت موسی ع معرفی شده (حدیث۱) آنگاه شاید بتوان گفت اساسا سوال از اینکه «این ترس بجا بود یا نابجا؟» سوالی است که چون نادرست صورتبندی شده هر پاسخی بدان داده شود اشتباه خواهد بود.💢به نظر میرسد مسأله بر سر اقدام خوب و خوبتر است نه درست و غلط (یا خوب و بد). بیان این نگرانی توسط حضرت موسی ع - که از جنس نگرانی شخصی ناظر به سوابق و موقعیت خاص یک انسان است – نشان میدهد که این گونه نگرانیها در مقام انجام وظیفه نگرانیهای بجایی است که حتی برای پیامبران اولوالعزم که صاحب عزم جدی در انجام وظایف الهی هستند پیش میآید و اشکالی ندارد؛ اما از سوی دیگر، اینکه حضرت علی ع با اینکه اقتضای چنین نگرانیای در او وجود داشته، اما به آن اعتنایی نکرده، نشان میدهد که اینکه انسان در مقام انجام وظیفه بتواند به این ترسهایی که ناظر به وضعیت شخصی و موقعیت خاص خود انسان است (نه آنچه ناظر به واکنش مخاطب به پیام یا وضعیت عمومی پیامرسان است، که در دو آیه قبل مورد توجه واقع شد) فائق آید و بدان هیچ اعتنایی نکند امری کاملا مطلوب و نسبت به نگرانی قبلی یک وضعیت «خوبتر» است؛ و تفاوت جدی دارد با نداشتن خوفی که ناظر به واکنش مخاطب به پیام الهی بوده است (که ذیل آیه ۱۲ توضیح داده شد که نداشتن آن مذموم است).@yekAaye#شعراء_۱۴
ادامه نکته تخصصی #دینشناسی: جدی گرفتن واقعیات ناگوار و نامساعد اجتماعی در مقام انجام وظیفه💢در واقع در منطق قرآن کریم، درست است که عزم جدی داشتن برای انجام رسالات الهی نیازمند آن است که شخص فقط از خدا خشیت داشته باشد و مطلقا از غیر خدا خشیت نداشته باشد «الَّذينَ يُبَلِّغُونَ رِسالاتِ اللَّهِ وَ يَخْشَوْنَهُ وَ لا يَخْشَوْنَ أَحَداً إِلاَّ اللَّهَ» (ازاب/۳۹)؛ اما چنانکه قبلا بیان شد:خشیت ترسی است که با تعظیم طرف مقابل همراه است و شخص خود را صرفا در برابر او پاسخگو میبیند، اما «خوف» عبارت است از اینکه شخص به خاطر یک نشانه محتمل ویا قطعی، انتظار مواجهه با یک امر ناخوشایند را داشته باشد (ر.ک: نکات ادبی، جلسه ۷۲۸ yekaye.ir/al-fater-35-28/)یا به تعبیر علامه طباطبایی، خوف نارحتی نفس است از چیزی که توقع ضرر از آن را دارد ولی خشیت آن حالت نفسانیای است که انسان را به قلق و اضطراب میاندازد و توان عمل را از انسان سلب میکند؛از این رو با اینکه «خشیت از غیر خدا» در آیات متعدد قرآن بشدت مذمت شده است، اما «خوف از غیر خدا» در بسیاری از آیات جدی گرفته شده و به بسیاری از پیامبران الهی در موقعیتهای مختلف نسبت داده شده است (الميزان، ج15، ص258 )، غیر از حضرت موسی ع که بارها این تعبیر در موردش به کار رفته (طه/۲۱ و ۴۵ و ۶۷؛ شعراء/۱۲ و ۱۴ و ۲۱؛ نمل/۱۰؛ قصص/۱۸ و ۲۱ و ۳۱ و ۳۳ و ۳۴)، در مورد حضرت ابراهیم ع: «أَوْجَسَ مِنْهُمْ خيفَةً» (هود/۷۰؛ ذاریات/۲۸)، حضرت یعقوب ع: «أَخافُ أَنْ يَأْكُلَهُ الذِّئْب» (یوسف/۱۲)، و حضرت داود ع: «إِذْ دَخَلُوا عَلى داوُدَ فَفَزِعَ مِنْهُمْ قالُوا لا تَخَف» (ص/۲۲) هم مشاهده میشود؛و حتی بر اساس آن وظایفی برای پیامبر اکرم ص:«وَ إِمَّا تَخافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِيانَةً فَانْبِذْ إِلَيْهِمْ عَلى سَواء» (انفال/۵۸) و حتی تسهیلی برای نماز خواندن مطرح شده است:«أَنْ تَقْصُرُوا مِنَ الصَّلاةِ إِنْ خِفْتُمْ أَنْ يَفْتِنَكُمُ الَّذينَ كَفَرُوا» (نساء/۱۰۱). 💢و اتفاقا آن نکته برجسته در پیامبران اولوالعزم (که عزمشان بقدری در راه خدا جدی بوده که با این نام خوانده شدهاند) که مورد توجه خداوند است و از پیامبر اکرم ص میخواهد که مثل آنان باشد صبر کردن و عجله نکردن بر اعداء الله است: «فَاصْبِرْ كَما صَبَرَ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ وَ لا تَسْتَعْجِلْ لَهُمْ» (احقاف/۳۵).@yekAaye#شعراء_۱۲
.1️⃣ «قالَ رَبِّ إِنِّي أَخافُ أَنْ يُكَذِّبُونِ»وقتی خداوند به حضرت موسی دستور میدهد که سراغ قوم ظالم فرعون برو و از آنها بخواه که چرا پرهیزگاری در پیش نمیگیرند، اولین واکنش حضرت موسی ع این است که میترسم که مرا تکذیب کنند.میدانیم که هم پیامبران هدایتگر انساناند و هم قرآن اساسا برای هدایت آمده است؛ پس وقتی این سخن به عنوان رفتار یک پیامبر اولوالعزم مطرح میشود و خداوند آن را بدون هیچ نقدی گزارش میکند، در واقع میخواهد از این رفتار آن پیامبر سرمشق بگیریم.در واقع، این ترس حضرت موسی ع (و سایر مواردی که خداوند از ترس یک پیامبر ص سخن میگوید) به هیچ عنوان یک ترس مذموم نیست، بلکه این مورد دقیقا حکم عقل است که وقتی احتمال میدهد با تکذیب مواجه خواهد شد از بیان سخن جدی خودداری کند (حدیث۱)؛ هم حرمت خویش را نگه دارد و هم حرمت سخن حق را. و از این روست که میبینیم پیامبر اکرم ص نیز وقتی درباره ابلاغ ولایت امیرالمومنین ع خوف تکذیب دارد از ابلاغ خودداری میکند تا زمانی که دستور مستقیمی به او برسد و اتفاقا جالبتر این است که آن دستور هم ناظر به این است که خداوند عواملی که موجب خوف او شده و ممکن است به او آسیب برساند را برطرف میکند و به او دلداری میدهد که من تو را حفظ میکنم و کاری میکنم که جایی برای نگرانی تو نماند (حدیث۲)، نه اینکه صرفا از او بخواهد که در مقابل دستور خدا چون و چرا نکند.📝نکته تخصصی #دینشناسی: جدی گرفتن واقعیات ناگوار و نامساعد اجتماعی در مقام انجام وظیفهاقتضای عبودیت و دینداری اصیل - برخلاف آنچه گاه به عنوان ادبیات انقلابی و دینی و حسینی بودن در جامعه رواج یافته- این نیست که انسان در مقام انجام تکلیف الهی، شرایط نامساعد اجتماعی را کاملا نادیده بگیرد و صرفا به انجام دستور اقدام کند.اتفاقا در میان پیامبران الهی که در قرآن کریم از آنها یاد شده، دو پیامبری که وجهه اجتماعی و انقلابی در آنها پررنگ است حضرت موسی ع و پیامبر اکرم ص میباشند که اتفاقا هردو از «أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ» (احقاف/۳۵) هستند، یعنی پیامبرانی که عزم جدی در انجام رسالت الهی داشتند و از پیامبرانی نبودند که مشمول آیه «لَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْما» (طه/۱۵) شدند؛و میبینیم که این خوف در هردوی اینها مشاهده میشود و آن را صریحا به درگاه خداوند ابراز میدارند و تا وعده تدبیری الهی برای رفع خوف آنها نیامده، اقدامی نمیکنند؛خصوصا در مورد پیامبر اکرم ص که این خوفش مدتها بعد از برپایی حکومت و در واقع در اواخر عمرش و ناظر به ادامه ولایت و حکومت خویش بوده است. جالب اینجاست که این خوف و نگرانی از تکذیب مخالفان بقدری در قرآن کریم به رسمیت شناخته شده که وجود آن مانع میشود که خود خداوند آیات و پیامهای خود را بفرستد: «وَ ما مَنَعَنا أَنْ نُرْسِلَ بِالْآياتِ إِلاَّ أَنْ كَذَّبَ بِهَا الْأَوَّلُون».@yekAaye👇ادامه مطلب👇
به پیوست متن کامل فایل خلاصه جلسات سخنرانی دهه محرم ۱۴۴۸ با عنوانایمان و سبک زندگیِ یک منتظر حقیقی که مشتمل بر احادیث ارائه شده در این جلسات و نیز متن کامل دعای مورد اشاره است در قالب فایل Word برای استفاده پژوهشگران تقدیم میشود.@souzanchi
فایل خلاصه مطلب جلسه ظهر تاسوعاسخنرانی تقیه به عنوان یک رکن اعتقادی در شیعهمشتمل بر احادیث ارائه شده در این جلسه@souzanchi
حرکت به سوی آینده مطلوب با فراروی از دوگانه ملتگرایی و امتگراییبعد از ارائه مقاله «تضاد ملت و امت، تاملی در یکی از چالشهای جدی پیش روی تحقق تمدن اسلامی» در همایشی در دیماه ۱۴۰۴، یکی از نشریات معروف کشور قصد داشت ویژهنامه نوروزیای به بحث هویت ایرانی (و مباحثی که بعد از جنگ ۱۲ روزه در مورد هویت ملی و هویت دینی و ... پیش آمد) اختصاص دهد و از نگارنده هم تقاضای یادداشتی داشتند،که متن ضمیمه را که تقریبا خلاصهای از مقاله مذکور بود که با زبان سادهتری نگارش یافته بود در ابتدای اسفند برایشان فرستادم. چند روز بعد جنگ رمضان شروع شد و با توجه به شهادت رهبری از آنها خواستم متن را برگردانند و چند عبارت را در همان روزها تغییر دادم.اما با ادامه یافتن وضعیت جنگی نشریه مذکور عملا نتوانست به نشر ویژهنامه مورد نظر خود اقدام کند، و از این رو، آن یادداشت در اینجا و در آدرس زیر برای علاقمندان بازنشر داده میشود:🌐souzanchi.ir/moving-toward-a-desirable-fu…
تضاد ملت و امت، تاملی در یکی از چالشهای جدی پیش روی تحقق تمدن اسلامیدر دورهای که الگوی حکومتی nation-state و به تعبیر دیگر، حکومتداریِ گرهخورده با ملیت، چنان غلبه دارد که گزینه دیگری برای حکومتداری باقی نمانده، نمیتوان از حرکت به سوی تمدن اسلامی سخنی گفت مگر اینکه بر دوگانه ملت- امت غلبه کنیم. ...در این مقاله، ابتدا با تحلیل تاریخی، ریشههای شکلگیری مفهوم مدرن «ملت» و برخی اقتضاءات آن در مقام حکمرانی استخراج شده است، سپس با روش تحلیل مضمون درصدد برآمدهایم که ضمن اکتشاف معنای «امت» در ادبیات قرآنی، ببینیم پاسخهای «امتگرایانه» کنونی چه اندازه با نگاه قرآنی سازگار است. مدعای اصلی پژوهش حاضر این است که لازمه جدی گرفتن حکومت دینی در بستر «دولت مدرن»، یک نحوه جمع کردن بین «امت» و «ملت»، و کنار گذاشتن تقابل رویکردهای امتگرایانه و ملیگرایانه است و تلاش شده نمونهای از چگونگی این جمع در مواجهه با مساله فلسطین نشان داده شود.ارائه در همایش بینالمللی «امت و تمدن در قرآن» در ۲۴ دیماه ۱۴۰۴، قمتوضیحات بیشتر و دریافت ضمیمهها🌐souzanchi.ir/the-conflict-between-nation-…
ادامه تدبر ۱ (آیا #کسب_قدرت، مزد نیست؟)در واقع مشی تمام کسانی که رسالت الهی را عهدهدار بودند، از حضرت نوح به عنوان اولین پیامبر اولوالعزم، تا امامان اهل بیت ع معصوم این بود که در عین حال که شما را به اطاعت از خویش میخوانیم اما شما را به این کار مجبور نمیکنیم اگر خودتان خوش نداشته باشید؛و این یک شاخص مهم برای تشخیص حکومت دینی اصیل است، که حکمرانان بقدری با زیردستان خود مدارا میکنند که نهایتا در اغلب موقعیتها با اینکه ظاهرا در راس قدرتاند اما مظلومترین فرد جامعه خویش میشوند و اینجاست که پدیده #مقتدر_مظلوم در حکومتهای دینی اصیل شکل میگیرد.در واقع، توجه به رضایت و درخواست مردم چنان جایگاه محوریای در یک حکومت واقعا دینی دارد که حضرت امیر ع در نامه معروفشان به مالک اشتر بر این تصریح میکنند و مولفه رضایت عمومی را در کنار دو مولفه «در میانه حق بودن» و «عمومیت در عدالت» به عنوان مهمترین عوامل تصمیمگیری حاکم برمیشمرند: «وَ لْيَكُنْ أَحَبَّ الْأُمُورِ إِلَيْكَ أَوْسَطُهَا فِي الْحَقِّ وَ أَعَمُّهَا فِي الْعَدْلِ وَ أَجْمَعُهَا لِرِضَى الرَّعِيَّةِ فَإِنَّ سُخْطَ الْعَامَّةِ يُجْحِفُ بِرِضَى الْخَاصَّةِ وَ إِنَّ سُخْطَ الْخَاصَّةِ يُغْتَفَرُ مَعَ رِضَى الْعَامَّة: و باید محبوبترین کارها نزد تو میانهترین آنها در حق، فراگیرترینشان در عدالت و جامعترینشان برای رضایت عمومی باشد؛ زیرا خشمِ عامه، رضایتِ خواص [= نورچشمیها] را هم از بین میبرد، ولی خشمِ خواص با رضایتِ عامه بخشوده میشود.» (نهج البلاغه، نامه۵۳)با این مقدمه معلوم میشود که چرا این طلب اطاعت، مزد و پاداشی برای صاحبان رسالت الهی نیست: زیرا دعوت آنان به اینکه از من اطاعت کنید به هیچ عنوان «قدرت» مورد نظر دنیامداران – که یک امتیاز بر دیگران است- را برای آنها ارمغان نمیآورد و کسانی که قدرت دینی را برای اعمال نظرات خود (ولو نظراتشان را مستند به دین کنند) استفاده میکنند، در مسیر حاکمیت اصلی دینی قدم برنمیدارند. ✳️*پینوشت: کلمه اصیل را از این جهت افزودیم که چون دین ظرفیت فراوانی برای کسب قدرت در اختیار افراد قرار میدهد بسیاری از حاکمان در جهان ادعای دینی بودن دارند و از قدرت دین برای رسیدن به جایگاه خود استفاده میکنند و حتی گاه اسم حکومت دینی بر حکومت خویش میگذارند در حالی که حقیقتا دین را فقط ابزاری برای کسب قدرت قرار دادهاند که نمونه بارز آن معاویه است.مهمترین ضابطه واقعا دینی بودن حکومت آن است که به قواعد دینی علیه خود ملتزم باشد، که در متن توضیح داده شد.@yekAaye#شعراء_۱۲۷
.1️⃣ «وَ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلاَّ عَلى رَبِّ الْعالَمينَ»در تمام این پنج مورد در سوره شعراء، بعد از اینکه پیامبران گفتند که «تقوای الهی پیشه کنید و اطاعتم کنید» تاکید کردند که من بابت این رسالتی که برای شما انجام دادم هیچ اجرت و مزدی نمیخواهم و مزدم تنها بر عهده پروردگار است.چنانکه عموم مفسران توضیح دادهاند مقصود از این جمله آن است که در این دعوت و تبلیغی که انجام میدهند هیچ طمع دنیوی ندارند تا از این طریق معلوم شود که این اقدام آنان صرفا از سر خیرخواهی بوده است، و از این روست که سزاوار است اطاعت شوند، چنانکه در اولین باری که این عبارت از پیامبری نقل شد بلافاصله بعدش دوباره همان جمله «فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُونِ» را تکرار کرد📚الميزان، ج15، ص296به تعبیر خلاصه، رهبر دينى نبايد در موضع تهمت دنياپرستى باشد.📚تفسير نور، ج8، ص341📝نکته تخصصی #سیاسی: آیا #کسب_قدرت، مزد نیست؟چنانکه بیان شد در این سوره دست کم ۵ بار ۵ پیامبر گفتهاند «از من اطاعت کنید» و بلافاصله گفتهاند که ما پاداشی از شما نمیخواهیم.آیا خود اطاعت دیگران را طلب کردن و خود را در موقعیتی قرار دادن که دیگران ملزم به اطاعت از وی شوند، پاداش نیست؟ میدانیم که پیوند ثروت و قدرت چنان است که بسیاری از ثروتمندان هزینههای گزافی میکنند تا در موقعیت قدرت قرار گیرند و از آنان اطاعت شود؛ که شاید ملموسترین نمونه امروزی آن شخص ترامپ (رئیس جمهور کنونی آمریکا) باشد. چگونه می توان از سویی از دیگران خواست که از انسان اطاعت کنند و در عین حال در این ادعا صادق بود که من هیچ پاداشی از شما نمیخواهم؟🔹پاسخبه نظر میرسد حل مساله به تفاوت بنیادین حکومت دینی اصیل* با سایر حکومتها برگردد.در همه حکومتها کسب و حفظ قدرت، موضوعیت دارد و افراد برای حفظ قدرت خویش (به معنای جایگاهی که بر دیگران اعمال قدرت میکند) هرکاری حاضرند انجام دهند.اما در حکومت دینی، رشد مردم تحت حاکمیت، موضوعیت دارد و قدرت مادامی مطلوب است که در مسیر رشد انسانها باشد.اقتضای رشد هم این است که در عین حال که مسیر تعالی ترسیم میشود خود مردم آن مسیر را برگزینند، نه اینکه بدان مجبور شوند. یکی از لوازم و بلکه عوارض چنین درکی از حکومت، چیزی است که به تعبیر رهبر شهید انقلاب، فرد صاحب قدرت را در موقعیت #مقتدر_مظلوم قرار میدهد.صرف نظر از موقعیت استقرار کامل حکومت مهدوی که بحثهای خود را دارد، شاید یک ضابطه مهم برای تشخیص حکومتهای دینی اصیل از مدعیان دروغین این است که صاحبان قدرت چه اندازه - به خاطر اینکه رشد مردم برایشان موضوعیت دارد - مظلوم واقع میشوند؛ اجازه دادنی که نیازمند بها دادن به درخواست و انتخاب مردم – ولو انتخاب غلط- است، وگاه ضربات جبرانناپذیری بر حکومت وارد میسازد.اوج این مساله را در حضرت امیر ع و این جمله ایشان میتوان دید که وقتی حکمیت بر ایشان تحمیل شد، با اینکه آن را کاملا نادرست میدانستند بدان تن دادند و فرمودند:«لَقَدْ كُنْتُ أَمْسِ أَمِيراً فَأَصْبَحْتُ الْيَوْمَ مَأْمُوراً وَ كُنْتُ أَمْسِ نَاهِياً فَأَصْبَحْتُ الْيَوْمَ مَنْهِيّاً وَ قَدْ أَحْبَبْتُمُ الْبَقَاء وَ لَيْسَ لِي أَنْ أَحْمِلَكُمْ عَلَى مَا تَكْرَهُون: دیروز امیر شما بودم و امروز تحت امر شما شدهام؛و دیروز نهیکننده شما بودم و امروز شما مرا امر و نهی میکنید، شما باقی ماندن [در دنیا] را دوست دارید و من قرار نیست شما را بر آنچه خوش نمیدارید مجبور سازم (نهج البلاغة، خطبه ۲۰۸).این همان است که حضرت زهرا س در بستر بیماری، بعد از گلایههای فراوانی که از نامردی مردمان زمانشان کردند که چرا امام علی ع را تنها گذاشتند در پایان خطبه، این سخن نهایی حضرت نوح را تکرار کردند که:«أَ نُلْزِمُكُمُوها وَ أَنْتُمْ لَها كارِهُون: آیا ما شما را به آن کار الزام میکنیم در حالی که آن را خوش ندارید؟!» (هود/۲۸) (بلاغات النساء، ص33).@yekAaye👇ادامه مطلب👇
ادامه تدبر ۳ (درباره جایگاه #تقوا و #اطاعت از دیگران در زندگی)▪️دوم اینکه راهی که برای رسیدن به این غایت بپیماییم اطاعت کردن از همین کسانی است که رسالت خدا را برای ما آوردهاند. این تعبیر «وَ أَطِيعُونِ» که ترجیعبند سخن تمام پیامبران در این سوره است خط بطلانی است بر دیدگاه کسانی که امروزه خود را «قرآنیون» میخوانند و عملا پیرو کسی هستند که شعار «حسبنا کتاب الله» سرمیداد.مساله این است که پیامهایی که خداوند توسط پیامبران میفرستد حاوی کلیات و اصول هدایت است، اما کاربست آنها در زندگی ریزهکاریهای فراوانی دارد که استخراج آنها از این اصول و کلیات کار هرکس نیست و از این رو خداوند در جایی مومنان را مواخذه کرد که چرا وقتی مساله حادی پیش آمد بر اساس تحلیلهای شخصی خود پیش رفتند و شنیدههای خود را پخش کردند و چرا سراغ پیامبر و اولیالامری نرفتند که توان استنباط درست دارند: «وَ إِذا جاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذاعُوا بِهِ وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَ إِلى أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ لاَتَّبَعْتُمُ الشَّيْطانَ إِلاَّ قَليلا: و چون مطلبی [حاكى] از ايمنى يا وحشت به آنان برسد، انتشارش دهند و اگر آن را به پيامبر و اولى الامری که در میانشان است ارجاع می دادند، قطعاً از ميان آنان كسانى كه اهل استنباطاند به حقيقت آن پى مىبردند [= راه چاره مىيافتند]، و اگر فضل خدا و رحمتِ او بر شما نبود، مسلّماً جز [شمارِ] اندكى، از شيطان پيروى مىكرديد» (نساء/۸۳). و اساسا خداوند هیچ رسولی را نفرستاده مگر اینکه اطاعت از خود شخص وی را لازم کرده است: «وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ لِيُطاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ» (نساء/۶۴)، و اطاعت از رسول خویش را عین اطاعت از خویش دانسته است: «مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ» (نساء/۸۰)▪️جدی گرفتن یک شخصی که انسان مومن در مقام عمل از او پیروی کند بقدری مهم است که وقتی حضرت امیر ع عبدالله بن عباس را برای بحث کردن با خوارج میفرستد به او توصیه میکند که صرفا بر اساس قرآن با آنها بحث نکن زیرا قرآن ظرفیتهای معنایی متکثری دارد که میتوانند از آن سوءاستفاده کنند، تو یک چیز میگویی و آنها چیز دیگر؛ بلکه بر اساس سنت و سیره پیامبر ص با آنها بحث کن که راه گریزی برایشان نخواهد ماند: « لَا تُخَاصِمْهُمْ بِالْقُرْآنِ فَإِنَّ الْقُرْآنَ حَمَّالٌ ذُو وُجُوهٍ تَقُولُ وَ يَقُولُونَ؛ وَ لَكِنْ حَاجِجْهُمْ بِالسُّنَّةِ فَإِنَّهُمْ لَنْ يَجِدُوا عَنْهَا مَحِيصا» (نهج البلاغة، نامه77).💢اینجاست که وجود یک حجت الهی که از طرف خداوند صریحا (با معجزه یا تأیید صریح توسط پیامبر) تأیید شده باشد برای دینورزی صحیح یک ضرورت است؛ و هرکس در این افق نباشد تنها در حدی که توسط حجت خداوند مورد تأیید باشد قابلیت پیروی دارد چنانکه قبلا این حدیث امام صادق ع خطاب به ابوحمزه ثمالی را نقل کردیم که فرمودند: پیروی از غیر حجت خدا را در عرض ریاستطلبی برشمردند و فرمودند «مبادا غیر از حجت خدا را پیش روی خود برافراشته بداری و وی را در هر آنچه که میگوید تصدیق کنی.» (الكافي، ج۲، ص۲۹۸) (برای متن کامل حدیث ر.ک:جلسه ۱۰۶۸، حدیث۱۶ yekaye.ir/al-hujurat-49-03/)@yekAaye#شعراء_۱۲۶
.3️⃣ «فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ»این آیه با حرف «ف» بر مفاد آیه قبل مترتب گردید، در تدبر ۱ مطرح شد که چرا با اینکه در تمام این پنج مورد، در دو آیه قبل، آن پیامبر تعبیر «أَ لا تَتَّقُونَ: آیا تقوا پیشه نمیکنید؟» (آیات ۱۰۶ و ۱۲۴ و ۱۴۰ و ۱۶۱ و ۱۷۷) را آورده بود دوباره در اینجا بر «اتَّقُوا اللَّهَ» تأکید کرد، و اکنون اضافه میکنیم یعنی چرا بعد از اینکه تذکر میدهد که من پیام و رسالتی را خداوند به من داده به نحوی امانتدارانه به شما میرسانم: «إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمينٌ» (آیات ۱۰۷ و ۱۲۵ و ۱۴۱ و ۱۶۲ و ۱۷۸)، به همین که از این پیام پیروی کنید بسنده نکرد و از مخاطبان اطاعت از خویش را هم طلب کرد؟🌴الف. این نشان میدهد که پیامبران صرفا یک واسطه محض برای انتقال پیام نیستند که فقط پیامی را به مخاطب برسانند و کاری به کار واکنش مردم در قبال این پیام نداشته باشند؛ بلکه اقتضای همان رسالت این است که از مردم بخواهند که اولا تقوای الهی در پیش گیرند، یعنی وقتی پیام را شنیدند به اقتضای آن عمل کنند، و ثانیا اینکه از خود آنها اطاعت کنند.📝نکته تخصصی #انسانشناسی: جایگاه #تقوا و #اطاعت از دیگران در زندگیخداوند به انسان اختیار داده است و اقتضای اختیار این است که انسان دائما در مقابل دوراهیها [یا چندراهیها] قرار بگیرد که خودش باید دست به انتخاب بزند. خود کلمه «اختیار» از ماده «خیر» است، یعنی قبول خیر، یعنی اساسا این پدیده عظیمی که در انسان قرار داده شده که در مقابل دوراهیها بنایش بر این است که آنچه بهتر میبیند انتخاب کند؛ یعنی حتی بدکارترین انسان هم در حین انجام کارش نزد خود توجیهی دارد که انجام آن کار را برای خود بهتر از ترک آن کار میبیند. 🔹این انتخاب زمانی درست انجام میشود که 🔺در درجه اول، شخص خود حقیقیاش را جدی بگیرد و مراقب خویش باشد (اصل تقوا که در دو آیه قبلتر مورد تأکید قرار گرفت)، و کسی که حقیقتش خویش و جایگاه خود در عالم را جدی بگیرد نیاز به اینکه خداوند مهربان هدایت ویژهای برای وی بفرستد را درک خواهد کرد (که در تدبر ۱ توضیح داده شد)، 🔺آنگاه بلافاصله متوجه میشود نیازمند دو چیز است: اول معیاری برای تشخیص اینکه واقعا چه غایتی برای او بهتر است؛ ودوم در پیش گرفتن مسیری که وی را بدان غایت برساند. 🔹در همه این ۵ مورد دقیقا با توجه دادن به این مساله مواجهیم:ظاهرا مهمترین رسالت پیامبران این است که انسان را متوجه گزینه درست در این دو بکنند:▪️اول اینکه غایت ما خداوند است که کمال مطلق و صاحب همه خوبیهاست، و مواظب باشیم هیچ چیز دیگری را غایت و معبود خویش نگیریم، ▫️خواه آن چیز دلخواههای سطحی ما باشد - که در این صورت آگاهانه به گمراهی میافتیم: « أَ فَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ وَ أَضَلَّهُ اللَّهُ عَلى عِلْمٍ» (جاثیه/۲۳) و حتی پیامبرش هم نمیتواند برای ما کاری بکند: «أَ رَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ أَ فَأَنْتَ تَكُونُ عَلَيْهِ وَكيلاً» (فرقان/۴۳) – ▫️خواه ابلیس که دشمن قسمخورده ماست و با تمام توان در مقام فریب ما برمیآید، و ▫️خواه انواعی از طاغوتها که هریک سرکشیای را از ما در برابر خداوند طلب میکنند و باید دائما از آنها کنارهگیری کرد تا غایت بودن خداوند جدی شود: «وَ لَقَدْ بَعَثْنا في كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوت» (نحل/۳۶). یعنی کسی که معبود خود را الله قرار میدهد باید خود را در قبال الله نگه دارد که این همان معنای تقوی الله است؛ وگرنه غیر خدا را معبود خویش قرار داده است هرچند در ظاهر خود را خداپرست بداند.@yekAaye👇ادامه مطلب👇
.1️⃣ «وَإِذَا بَطَشْتُمْ بَطَشْتُمْ جَبَّارِينَ»درباره اینکه مقصود از این تعبیرات چیست، عموم مفسران توضیحاتی دادهاند که به تعبیر علامه طباطبایی خلاصهاش شدت عمل به خرج دادن به سبک جباران و در حقیقت خارج شدن از حد اعتدال در هنگام خشم و غضب است (الميزان، ج15، ص301 ). مثلا:🌴الف. مرحوم قمی: بر اساس غضب و بدون اینکه طرف مقابل استحقاقش را داشته باشد دست به قتل میزنید (تفسير القمي، ج2، ص123 ).🌴ب. مرحوم طبرسی: بطش، چیزی را محکم با دست گرفتن است؛ و میخواهد بفرماید که وقتی کسی را به چنگ میآورید در مقام عقوبت کردن چنان عقوبت میکنید که فردی جبار که براحتی دست به گناهان کبیره میزند چنان رفتاری میکند، و گفته شده: معنای جبار، کشتن بناحق در هنگام غضبناکی است (مجمع البيان، ج7، ص310 ).🌴ج. فیض کاشانی: هنگای که شلاق یا شمشیر به دست میگیرید همچون افرادی سلطهگر غضبناکی عمل میکنید که نه ذرهای رافت در وجودشان هست و نه قصد تادیب دارند و نه به عاقبت امر نگاه میکنند (تفسير الصافي، ج4، ص45 ).📝نکته تخصصی #اخلاقی_اجتماعیبسیاری از انسانها و حتی جوامع هستند که نظم امور در آنان بهحدی جاری است که در شرایط عادی، بیننده آنها را افراد یا جوامعی اخلاقمدار میپندارد. اما به قول امیرالمومنین ع «فِي تَقَلُّبِ الْأَحْوَالِ علم جَوَاهِر الرِّجَالِ وَ الْأَيَّامُ تُوضِحُ لَكَ السَّرَائِرَ الْكَامِنَة: در دگرگونی احوال است که جوهره انسانها آشکار میگردد و روزگار امور پنهان شده درونی را برایت آشکار میسازد» (الكافي، ج8، ص23).شاید نمونه بارز آن چیزی است که در جوامع غربی، و به طور خاص، در جنگی که این ایام آمریکا علیه ما راه انداخته به وضوح عیان است: در حالت عادی شعارهای حقوق بشر آنان گوش عالمیان را کر کرده است، اما وقتی غضب میگیرند و دست به حمله میبرند دیگر هیچ حد و مرزی برای خود به رسمیت نمیشناسند و دست به هر جنایتی میزنند. انسان عاقل کسی است که در شرایط عادی بتواند فریب ظاهرسازی این جوامع را نخورد، هرچند خداوند بقدری مهربان است که برای این گونه جوامع موقعیتی پدید میآورد که کسانی هم که بسادگی فریب آنها را میخوردند به خود بیایند.📝تأملی با خود و خودیهادر اینکه دفاع مقتدرانه در برابر متجاوز حق طبیعی هر ملتی است، و باید بینی متجاوز را به خاک مالید بحثی نیست. اما گاه زمزمههایی مشاهده میشود که گویی در مقام دفاع از خویش حق داریم دست به هر کاری بزنیم!این در حالی است که هم در تعالیم قرآنی، و از آن واضحتر در سیره اهل بیت ع، این گونه نبوده که در برابر دشمن، هرمقدار هم که آن دشمن غدار و نیرنگباز باشد، و دست به هر جنایتی زده باشد، خود را مجاز به هر اقدامی ببینند. در جنگ صفین لشکر معاویه آب را بر لشکر امیرالمومنین ع بست؛ ولی وقتی حضرت بر آب مسلط شد اجازه نداد که دشمن را از آب محروم کنند. واضح است که در جنگ، نابود کردن تاسیساتی که پشتیبان صنایع نظامی دشمن است اشکالی ندارد، اما اگر دشمن تاسیسات مورد نیاز زندگی عمومی مردم ما را هدف قرار داد، آیا ما مجاز هستیم چنین تاسیساتی در کشورهای مسلماننشین را هدف قرار دهیم؟حتی گاه شنیده میشود که برخی پیشنهاداتی میدهند در چنین شرایطی آبشیرینکنهای کشورهای عربی را هدف قرار دهیم! و ... . بله، از کسی مثل ترامپ انتظاری جز این نیست که بخاطر این جباریتی که دارد ما را به برگشت به عصر حجر تهدید کند و حتی دست به اقداماتی از این سنخ بزند، اما ما چطور؟!💢یادمان باشد: این که «چون به خشم دست گشایند، هیچ حدودی را رعایت نکنند و جبارانه انتقام بگیرند» (شعراء/۱۳۰)، وصف کافرمآبانی است که با عذاب الهی نابود میشوند (شعراء/۱۳۹)، کسانی است که به تعبیر امیرمومنان «هیچ محدودیتی در دین برای خود قبول ندارند»، وگرنه کسی که تقوا دارد ولو چنین راهحلهایی را بلد باشد و توان انجامش را داشته باشد آن تقوا به وی چنین اجازهای نمیدهد (حدیث۳).💢و باز یادمان باشد: ما اگر با منطق مادی بخواهیم بجنگیم محکوم به شکستیم، تنها زمانی در برابر چنین دشمنانی که تفوق مادی آنان بر ما قابل انکار نیست میتوانیم امید به پیروز داشته باشیم که نصرت الهی شامل حالمان شود، و کسی که انتظار دریافت نصرت الهی دارد ولی تقوای الهی را رعایت نمیکند آیا مصداق همان زیانکارترینهایی نیست که تلاشهایشان در دنیا بر باد است ولی خود گمان میکنند بهترین کارها را میکنند؟! (قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرينَ أَعْمالا؛ الَّذينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعا؛ کهف/۱۰۳-۱۰۴).@yekAaye#شعراء_۱۳۰
.2️⃣ سوره قریش راهکاری برای یکی از مهمترین معضلات ایران در یک قرن اخیر را ارائه می دهد💢ذیل آیه اول سوره قریش اشاره شد که در این آیه خداوند ایلاف قریش را امری مطلوب دانسته است. ایلاف، الفت دادن و ایجاد همبستگی است، همبستگی و پیوندی که با یک نحوه التیام و آرام گرفتن به همدیگر و انس و موانست همراه است. در واقع، خداوند دارد از اهمیت و مطلوبیت ایجاد همبستگی بین یک قوم و قبیله سخن میگوید، که برخلاف «امت» یک پیوند عقیدتی هم با هم نداشتند و این نشان میدهد تنها قالب زندگی اجتماعی مشترک که در قرآن مورد توجه قرار گرفته «أمت» نیست؛ بلکه قرآن به واحدهای اجتماعی دیگری همچون «قبیله» و «شعب» (که با واحد امروزی ملت (nation) شباهت فراوانی دارند) هم توجه دارد، آن هم در حدی که ایجاد الفت و همبستگی اجتماعی در آنها را موضوع سورهای قرار داده است: خداوند اصحاب فیل را دفع کرد، نه صرفا برای حفظ خانه خود، بلکه برای ایجاد همبستگی و الفتی در قریش؛ ولو که قریش همهشان موحد نبوده باشند.💢از آیه دوم به دست آمد که این الفت و همبستگی مورد تأکید خداوند، نه لزوما در ابعاد معنوی و متعالی، بلکه در همین اموری که باعث تداوم زندگی روزمره و معیشت مردمان است مد نظر بوده است. 💢و البته در آیه سوم تأکید نمود که حال که زمینه این همبستگی را خداوند برای شما ایجاد کرد پس فقط او را بپرستید؛ گویی در این دو آیه میخواهد اشاره کند که تا این همبستگی و الفت در وضعیت عمومی زندگی برقرار نباشد نمیشود حتی سراغ تحقق عبودیت و اهداف توحیدی در جامعه رفت؛ اما وقتی الفت و همبستگی برقرار شد باید از آن استفاده کرد و مردم را به سوی عبودیت خداوند سوق داد. 💢به تعبیر دیگر، نگاه اسلامی هم نگاهی بشدت واقعبینانه است که هم انسجام ملی و جدی بودن معیشت عمومی مردمان را در درجه اول اهمیت مورد توجه قرار میدهد؛ و هم بخاطر واقعبینی از دغدغههای آرمانگرایانه خود دست برنمیدارد؛ بلکه اساسا آن واقعبینی را برای این میخواهد که بتواند آرمانش به نحو معقول پیاده شود.💢در واقع، این سوره در قبال #آرمانگرایی محض (رویکردهای امتگرایانه)، و #واقعگرایی محض (رویکردهای ملیگرایانه)، پاسخ ویژهای را برای یکی از مهمترین مسألههای معاصر ارائه میکند که حدود یک قرن است در کشور ما چالشهای شدیدی را رقم زده است (یعنی دوگانه ملیگرایان و امتگرایان): و آن پاسخ این است: #آرمانگرایی_واقعبینانه. یعنی در زمانهای که حکومت در تمامی کشورها در قالب پدیده #nation_state درآمده، برای تحقق امت اسلامی باید همبستگی و الفت در ملیت ایرانی به عنوان یک امر مورد اهتمام دین جدی گرفته و از دو گانه امت و ملت عبور شود.💢اسرائیل در جنگ ۱۲ روزهای که بر ما تحمیل کرد ضرورت جدی گرفتن #ایران به عنان یک #ملت را کاملا مشهود همگان نمود، اما متاسفانه با پایان آن جنگ بلافاصله این ضرورت در پرده غفلت رفت و کار به جایی رسید که دوباره دشمن توانست بر بستر اعتراضات طبیعی قشر عظیمی از جامعه سوار شود و شقاق نامطلوب و شکاف دردناک بین دو جریان #امتگرا و #ملیگرا را با شدتی عظیمتر تشدید کند، و البته امیدوار بود با جنگ تحمیلی بعدی بر موج این شقاق سوار شود و نه فقط جمهوری اسلامی، بلکه ایران را از روی نقشه جهان حذف کند. اما ان شاء الله «عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد» و ظاهرا تشدید روز به روز شقاوت و درندهخوییای که در این جنگ از خود نشان میدهد بتدریج دارد آن شقاق را التیام میبخشد، و امید است که این جنگ خانمانسوز از نقمتهایی باشد که در دل خود نعمت انسجام ملی را به همراه داشته باشد.💢اگر چنین شد، ان شاء الله دیگر رهنمود سوره قریش را مد نظر قرار دهیم، یعنی این سرمایه عظیم انسانی: «ایلاف ایران» [= الفت گرفتن و تحقق همبستگی اجتماعی در ایران]، آن هم ایلافی که نمودهای خود را در عرصه اقتصاد در اوضاع و شرایط مختلف کشور نمایان سازد [ایلافهم رحلة الشتاء و الصیف]، برای حرکتهای بعدی جدی گرفته شود و ملت ایران به چنان امنیت و رفاهی برسد که بتواند پرچمدار عبودیت در جهان گردد.❇️یادآوری: ضرورت و چگونگی این فراروی از دوگانه ملتگرایی-امتگرایی را در دو مقاله مختصر و مفصل تبیین کردهام که در پایان تدبرهای ذیل آیه اول (جلسه ۱۱۹۷ yekaye.ir/quraysh-106-1/) بدانها اشاره شد.@yekAaye#قریش
.1️⃣ به نظر میرسد محور سوره قریش آیه ۳ است که میفرماید «پس باید صاحب [پروردگار] این خانه را بپرستند» و از دو سو این ضرورت پرستش، با اشاره به دوگونه نعمتی که خداوند بر قریش ارزانی داشته، تبیین شده است، یکی از سوی الفتی که خداوند برای آنها ایجاد کرده که با این الفت کاروانهای مسافرتی در تابستان و زمستان راه میانداختند، و دوم به خاطر اینکه خداوند اوضاع آنان را چنان قرار داد که در آن منطقه لمیزرع غذایشان را تأمین کرده و در آن منطقه در میان بادیهنشینانی که شغل اصلیشان راهزنی بوده، امنیت آنان را برقرار فرموده است.نکته قابل توجه این است که این محور، یعنی ضرورت #عبودیت خداوند، که در واقع محور کل معارف قرآنی است، کاملا در فضای مولفههای یک زندگی متداول #عرفی قرار دارد، نه به عنوان مسیری متفاوت.نکته تخصصی دینشناسی: ضرورت #عرفیگرایی برای رهایی از #سکولاریسم!از نکاتی که چهبسا این سوره به چالش میکشد، ذهنیتی درباره جایگاه دین در زندگی است که در ذهن بسیاری از افراد (اعم از متدینان و بیدینان) رسوخ کرده است؛ که آن ذهنیت این است که دینداری امری مستقل از #زندگی_عرفی و در تقابل با آن است؛ و انسان یا باید مسیر زندگی عرفی را در پیش گیرد یا مسیر دینداری را❗️این ذهنیت ناروا بقدری در جامعه ما رسوخ کرده که کلمه #سکولاریسم - که شالوده و محور آن جلوگیری از دخالت دین در امور دنیوی است- را به #عرفیگرایی ترجمه میکنند؛ گویی روی آوردن به سمت و سویی که عرف انسانها در پیش میگیرند، لازمهاش کنار گذاشتن دین است❗️این در حالی است که پدیده #عرف و آنچه متعارف در زندگی است بقدری در ادبیات قرآنی موضوعیت دارد که از واجبات دینی به #معروف تعبیر میشود و اساسا برای مهمترین راهکار توسعه رویه دینداری در زندگی از تعبیر #امر_به_معروف استفاده میشود؛ و اتفاقا از آنچه در مقابل رویههای مورد قبول دین است با #منکر (یعنی چیزی که مورد انکار عرف جامعه قرار میگیرد)یاد شده است؛ و کسانی که در عرصه فقه اسلامی کار کردهاند نیز میدانند که #عرف یکی از مهمترین منابع معتبر ذیل مدخل «عقل» است که بهویژه در تشخیص موضوعات احکام دین، حرف اول را میزند.💢این سوره نیز عملا همین را گوشزد میکند: اگر قرار است مسیر عبودیت خداوند در جامعهای در پیش گرفته شود، فلسفه این عبودیت را در اموری معرفی میکند که کاملا در زندگی عرفی و متعارف آن مردمان برایشان محسوس است:🌴اولا خداوندی را که باید بپرستند با «رب هذا البیت» (نه حتی «رب البیت») مورد توجه قرار میدهد؛ یعنی با کاری که خداوند به طور کاملا محسوس و ملموس در حق مردم آن جامعه انجام داده و جلوی چشمشان بوده، ا را معرفی میکند؛🌴ثانیا مساله را از الفت و همبستگی و پیوندی که خداوند برای زندگی عادی و عرفی آن مردم برقررا ساخته شروع میکند، که بارزترین نمود هر زندگیای در وضعیت اقتصادیای است که در آن جامعه رایج است و در آن جامعه سفرهای تجاریشان مد نظر بوده، و بقدری مساله را ملموس میکند که حتی به اینکه آنها دو سفر تجاری تابستانی و زمستانی داشتهاند نیز اشاره میکند؛🌴ثالثا به مساله خوراک، که هم یکی از نیازهای بنیادین هر موجود زندهای است و شاید مهمترین دغدغه انسانها در گذران زندگی باشد، اشاره میکند. خصوصا اگر توجه کنیم که مهمترین مسیر تأمین غذا از مسیر کشاورزی میگذرد و این برای مردم مکه که در منطقهای زندگی میکردند که زمینش لمیزرع است امکانپذیر نبوده است؛ ولی غذایشان همواره تأمین شده است.و🌴رابعا به مسأله امنیت اشاره میکند، که شاید بنیادیترین نیاز هر جامعهای برای بقا باشد؛ که باز برای مردم دیاری که پیرامون آنها بادیهنشنانی زندگی میکردهاند که مهترین شغلشان راهزنی بوده است اهمیت مضاعفی پیدا میکند.📝تاملی با خویشآیا واقعا ما دینداری را این اندازه در مسیر زندگی عرفی و متعارف انسانها تعقیب میکنیم یا هواره انتظار داریم که دینداری مسیری غیر از مسیر زندگی متعارف داشته باشد تا حدی که غالبا با کلماتی مثل #متعالی را که اقتضای زندگی دینی است در مقابل #عرفی قرار میدهیم؟!@yekAaye#قریش
.2️⃣ «فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هذَا الْبَيْتِ»تعبیر «رَبَّ هذَا الْبَيْتِ» در این آیه بسیار جالب توجه است بهویژه اگر آن را با تعبیر «ربک» که در سوره فیل آمد مقایسه کنیم. چرا آنجا «ربک» آورد (با اینکه همه میدانیم که دفع اصحاب فیل برای حفظ خانه کعبه بود) اما اینجا «رب هذا البیت» آورد؟در تدبر۴ ذیل آیه «اَلَمْ تَرَكَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِاَصْحابِ الْفيلِ» ۵ احتمال درباره اینکه چرا «ربک» آورد بیان شد.به نظر میرسد وقتی آن آیه را با این آیه مقایسه کنیم پنجمین احتمال از همه جدیتر شود، که:«چهبسا میخواهد بفرماید که این اقدام خداوند در نابود کردن اصحاب فیل را از زاویه ربوبیتی که نسبت به شخص پیامبر ص دارد ببینید؛ نه حتی از زاویه خود خانه خدا ویا از زاویه ستمکار بودن آنها. ... خداوند چون «رب پیامبر ص» بود با اصحاب فیل چنین کرد، نه چون رب البیت یا رب القریش یا رب سپاهیان ابرهه بود.» (جلسه ۱۱۹۰ yekaye.ir/al-fil-105-1/)اکنون که سراغ قریش میرود و در مقام منت گذاشتن بر آنهاست. و در اینجا تناسب دارد که بگوید اگر ما اصحاب فیل را دفع کردیم خودتان هم میدانید که مساله اصلی ما حفظ «هذا البیت» بوده و شما طفیلی این خانه هستید. پس دست از شرک بردارید و به پرستش رب این خانه روی آورید که او بود که شما را این گونه حفظ کرد.📝ثمره #سیاسی_اجتماعی💢ذیل آیات قبل اشاره شد که اصرار قرآن بر اهمیت «ایلاف» (الفت دادن و ایجاد همبستگی) قریش، میتواند اهمیت و ضرورت همبستگی و انسجام ملی در یک جامعه را مورد تأکید قرار دهد:▫️ذیل آیه اول بیان شد: «خداوند اصحاب فیل را دفع کرد، نه صرفا برای حفظ خانه خود، بلکه برای ایجاد همبستگی و الفتی در قریش؛ ولو که قریش همهشان موحد نبوده باشند.»(جلسه ۱۱۹۷، تدبر۲ yekaye.ir/quraysh-106-1/). ▫️ذیل آيه دوم بیان شد «این الفت و همبستگی که مورد تأکید خداوند بوده، نه لزوما در ابعاد معنوی و متعالی، بلکه در همین اموری است که باعث تداوم زندگی روزمره و معیشت مردمان است»(جلسه ۱۱۹۸، تدبر۲ yekaye.ir/quraysh-106-2/).💢اکنون میافزاییم که همین الفت و همبستگی وقتی برقرار شد باید از آن استفاده کرد و مردم را به سوی عبودیت خداوند سوق داد. به تعبیر دیگر، نگاه اسلامی هم نگاهی بشدت واقعبینانه است که هم انسجام ملی و جدی بودن معیشت عمومی مردمان را در درجه اول اهمیت مورد توجه قرار میدهد؛ و هم بخاطر واقعبینی از دغدغههای آرمانگرایانه خود دست برنمیدارد؛ بلکه اساسا آن واقعبینی را برای این میخواهد که بتواند آرمانش به نحو معقول پیاده شود. این همان است که بارها اشاره شد که دیدگاه اسلام نه #آرمانگرایی محض، و نه #واقعگرایی محض، بلکه #آرمانگرایی_واقعبینانه است؛ و شاید مهمترین مشکل ما در کشورمان این است که افراد در بستر تقابل آن دوگانه ملیگرایی و امتگرایی (یعنی با جدی گرفتن یک طرف و طرف مقابل را صرفا با نگاه ابزاری دیدن) میخواهند حرکت کشور را تنظیم کنند.در اینجا مقالههایی که در این زمینه به تفصیل نوشته ام اشاره شد:eitaa.com/yekaye/13890@yekAaye#%D9%82%D8%…
.2️⃣ «ايلافِهِمْ رِحْلَةَ الشِّتآءِ وَالصَّيْفِ»ذیل آیه قبل اشاره شد که این همبستگی و الفت بین قریش (آن هم قریشی که همه موحد نبودند) دلالتی دارد که از منظر قرآنی همبستگی و الفت یک ملت و یک جامعه، علیرغم تنوع و اختلافات بین افراد، حتی اختلافات عقیدتی، یک موضوعیتی دارد (جلسه ۱۱۹۶، تدبر۲).📝ثمره مهم #سیاسی_جامعهشناختی :اهمیت #ملت حتی در افق زندگی عادیاکنون این آیه اضافه میکند که این الفت و همبستگی که مورد تأکید خداوند بوده، نه لزوما در ابعاد معنوی و متعالی، بلکه در همین اموری که باعث تداوم زندگی روزمره و معیشت مردمان است مد نظر است. یعنی اگر زندگی مردمی با تجارت و مسافرتهای تجاری تأمین میشود خداوند میفرماید من دشمنی که قصد مکه را کرده بود دفع کردم که بین شما الفت و همبستگیای برقرار شود همبستگی و الفتی برای همان تجارتی که زندگی شما بدان وابسته است.البته در آیه بعد تأکید میکند که حال که زمینه این همبستگی را خداوند برای شما ایجاد کرد پس فقط او را بپرستید؛ اما گویی در این آیه میخواهد اشاره کند که تا این همبستگی و الفت در وضعیت عمومی زندگی برقرار نباشد نمیشود حتی سراغ تحقق عبودیت و اهداف توحیدی در جامعه رفت.@yekAaye#قریش_۲