دلگير شبي در زد ، فتانه نمي خواهي ؟بي قصّه دل خود را ، افسانه نمي خواهي ؟ بي حوصله دل گفتا ، شوريده مکن ما راگفتم به سر گنجي ، دردانه نمي خواهي ؟ اي بر سر سجاده ، دور از مي و از بادهلب ريز ِ شراب آمد ، پيمانه نمي خواهي ؟ دل بار دگر بامن ، او گر شودت دشمن !گوش ات به نصيحت کن ، فرزانه نمي خواهي ؟ اي دل نکند خوابي ، برخيز که بر آبياي خانه خراباتي ، حنانه نمي خواهي ؟ گر دير شود حسرت ، خم تا نشدت قامتآن موي پريشان را ، بر شانه نمي خواهي ؟ شايد شده اي عاقل ، هشيار شو اي غافلچرخي بزن اين ميدان ! مستانه نمي خواهي ؟ او برشب تاران شد ، شمعي نه فروزان شدخود سوز ِچه بي حاصل ، پروانه نمي خواهي ؟ دل باز خروشان شد ، چون چشمه ي جوشان شدزنجير گسست آمد ، ديوانه نمي خواهي ؟ بي نام و نشان خندان ، از دور تر ِ ميدانصيّاد دلي ما را دزدانه نمي خواهي ؟ #شمس_الدين_عراقي🌱🌹
رفت و غزلم چشم به راهش نگران شددلشوره ی ما بود، دل آرام جهان شددر اوّل آسایش مان سقف فرو ریختهنگام ثمر دادن مان بود خزان شدزخمی به گل کهنه ی ما کاشت خداونداینجا که رسیدیم همان زخم دهان شدآنگاه همان زخم، همان کوره ی کوچک،شد قلّه ی یک آه، مسیر فوران شدبا ما که نمک گیر غزل بود چنین کردبا خلق ندانیم چه ها کرد و چنان شدما حسرت دلتنگی و تنهایی عشقیمیعقوب پسر دید، زلیخا که جوان شدجان را به تمنّای لبش بردم و نگرفتگفتم بستان بوسه بده، گفت گران شدیک عمر به سودای لبش سوختم و آهروزی که لب آورد ببوسم رمضان شدیک حافظ کهنه، دو سه تا عطر، گل سررفت و همه ی دلخوشی ام یک چمدان شدبا هر که نوشتیم چه ها کرد به ما گفتمصداق همان وای به حال دگران شد#حامد_عسکری🌱🌹
گاهے وقتا بعضے از اهنگ ها بعضے از عڪس ها ، بعضے از مڪان ها حڪم ماشین زمانو دارند ! دستو میگیرن میبرنت یه دنیاے دیگه از جایے ڪه هستے میبرنت تو گذشته ها !گاهے وسط یه خاطره خوب رهات میڪنند گاهے هم وسط یه خاطره اے ڪه یه عمر جون ڪندے برا فراموشیش..🌱🌹
با غزلهایی که در وصف تو انشا کرده امدر تن شیرین خود ،بس شور برپا کرده ام بعد از این با عشق میگویم حدیث عشق را جمع هر نامحرم از این حلقه، منها کرده ام بی تو کل این جهان سودش زيان محض بودسعی باطل تا کنون در کار دنیا کرده ام خو گرفتم با همین تنهایی ام کنج قفس گرچه روز خویش را چون شام یلدا کرده ام روز محشر صور اسرافیل کی برپا کند؟این قیامتها که در چشمت تماشا کرده ام عکس تو در صورت آیینه جا مانده و یا_من به اوراق دلم نقش تو را جا کرده ام در خیالت تنگ کردی حلقه ی دار مرا در خیالم با خیالت عاشقی ها کرده ام منکه وحشت داشتم یک عمر از حوض حیاطبی هوا یکدم هوای موج دریا کرده ام #رحیم_اسماعیلزاده🌱🌹