قابل توجه دستگاههای مربوطه در کشور:Russia and Pakistan are working to launch their first freight r…
انتشار: 2026/08/11 21:45 UTCدریافت: 2026/08/16 02:50 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/16 02:50 UTC
قابل توجه دستگاههای مربوطه در کشور:Russia and Pakistan are working to launch their first freight rail services connecting Moscow with Karachi and Faisalabad, with Belarus also being considered a potential participant, Russia’s ambassador to Pakistan, Albert Khorev, said.آلبرت خورف، سفیر روسیه در پاکستان، گفت که روسیه و پاکستان در حال همکاری برای راهاندازی اولین خدمات ریلی باری خود هستند که مسکو را به کراچی و فیصلآباد متصل میکند و بلاروس نیز به عنوان یکی از شرکای بالقوه در نظر گرفته شده است.Read more: brecorder.com/news/40434291/russia-pakist…
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 2 بازدید تازه در ساعت در این نمونهپستهای تلگرام — سیدجواد میری مینق
غلامحسین ساعدی غالباً در تاریخ معاصر ایران به عنوان نمایشنامهنویس، داستاننویس و روانپزشک شناخته شده است. اما همانگونه که پیشتر اشاره کردیم، در پسِ آفرینشهای ادبی و تکنگاریهای مردمشناختی او، یک دستگاه مفهومی و نظریهپردازی انتقادی عمیق درباره «انسان»، «هنر» و «تکنولوژی» نهفته است. تز ساعدی مبنی بر «بیبدیل بودن هر انسان» و تمایز بنیادین «جهان هنر» (به مثابه عرصه تجلی روح شگرف و خلاق) از «جهان حرفه/تکنولوژی» (به مثابه عرصه یادگیری مکانیکی)، او را در تراز متفکران بزرگ مکتب انتقادی و فلسفه اگزیستانسیال و در عِداد داستایوفسکی و سارتر و مارسل و کامو و بردایف قرار میدهد. به تعبیر توماس کوهن، اندیشه ساعدی در این ساحت دچار «کمنظریهپردازی» (Undertheorization) شده است؛ چرا که نگاه تقلیلگرایانه، آثار او را تنها در عرصه ادبیات داستانی یا درام محصور کرده و جنبههای فلسفی-جامعهشناختی اندیشه او را در سطح جهانی به بوته فراموشی سپرده است.در ادامه، سهگانه نظری ساعدی («انسان»، «هنر» و «تکنولوژی») را میخواهیم به صورت موجز مورد تحلیل قرار دهیم و سپس با متفکران و فیلسوفان برجسته جهان مقایسه کوتاهی بنماییم۱. سهگانه نظری ساعدی: انسان، هنر و تکنولوژیالف) انتولوژی انسان: استثنایی بودن و بیبدیلی (Uniqueness of Being)ساعدی انسان را موجودی قابل تکثیر یا جایگزینپذیر نمیداند. در خوانش او، هر انسان یک «استثنا» است. این نگرش، ردّ آشکار هرگونه شیءانگاری (Reification) و نگاه کالایی به انسان است. انسان در تفکر ساعدی تنها یک رزومه، نیروی کار یا ابزار تولید نیست؛ بلکه موجودی است که کلیت وجودیاش تکرارناپذیر است.ب) هنر به مثابه تجلی «روح شگرف» (The Magnificent Spirit)ساعدی هنر را از سنخ مهارت دستی یا تکنیک صرف نمیداند. هنر، عرصه فوران «روح شگرف انسانی» با تمام ظرایف و قدرت خلاقیت آن است. هنر محلی است که یگانگی انسان در آن امکان «بروز و ظهور» مییابد. این بروز و ظهور را نمیتوان تقلیل به چیز دیگری داد.ج) نقد تکنولوژی و تکنسینیسم (Critique of Technologization)ساعدی میان «حرفه/صنعتگری» (Craftsmanship/Technology) و «هنر» مرزی صلب میکشد. در صنعتگری و تکنولوژی، منطق شاگرد-استادی و انتقال مکانیکی مهارت حاکم است؛ یعنی یک کارآموز میتواند با تمرین دست، جای استاد را بگیرد چون فرآیند، «قابلیت تکرار و جایگزینی» دارد. اما در هنر، هیچ کس نمیتواند جای دیگری را بگیرد، زیرا روح و تجربه زیسته انسانها قابل کپیبرداری نیست. او پرویز فنیزاده که هنرمندی بیبدیل بود را به عنوان یک مثال مطرح میکند تا به اهل نظر بگوید هر انسانی استثنائی است و نمیتوان او را جایگزین کرد. اما نظم بوروکراتیک میخواهد چنین توهمی را در آدمیان ایجاد کند و ما را از هنرمند به "کارمند" تقلیل دهد تا از ما "دلقک" بسازد و ساعدی این را به خوبی درک کرده بود و نام این نظم را "دیکتاتوری بوروکراسی" میخواند. (ساعدی، ۱۴۰۴. ۲۲۶)منابعساعدی، غلامحسین. محاکمه میرزا رضای کرمانی. انتشارات نگاه، ۱۴۰۴. بخش دومسیدجواد میری@seyedjavadmiri
گفتوگو با سیدجواد میری:نارضایتی داخلی میتواند به فروپاشی بینجامد پترودلار راه نجات نیست سیاستهای جمهوری اسلامی، پهلویگرایی را تقویت کرده استدر خانهی سیدجواد میری با او دربارهی یک پرسش اساسی گفتوگو کردیم: آیا ایران در «بنبست ثبات» قرار گرفته است؟ این گفتوگو به بررسی وضعیت کنونی ایران در دو حوزهی سیاست داخلی و خارجی اختصاص داشت؛ وضعیتی که به باور بسیاری، با چالشهای جدی برای تثبیت و بازسازی روبهروست.میری در این گفتوگو تأکید کرد: «تداوم نارضایتی داخلی میتواند به فروپاشی بینجامد؛ از این رو بازسازی داخلی و حفظ ساختارها ضرورتی اجتنابناپذیر است.» او دربارهی سیاست خارجی گفت: «با تداوم سیاست پترودلار نمیتوان به همین شکل ادامه داد. باید به بازسازی سیاست خارجی و چرخش اقتصاد به سمت شرق فکر کرد.»میری میان وضعیت موجود و وضعیت مطلوب تفاوت گذاشت و افزود: «در وضعیت مطلوب، باید سیاست امحای اسرائیل کنار گذاشته شود و به جای آن، سیاست مهار در پیش گرفته شود.» او همچنین دربارهی سیاست داخلی بر ضرورت تغییر در رویکرد امنیت ملی تأکید کرد و گفت: «مباحث دینی باید به مفروضاتی برای تقویت امنیت ملی تبدیل شوند، نه آرمانهایی برای ساخت قدرت.»بخش دیگری از این گفتوگو به مسئلهی بازگشت نگاه مثبت به دورهی پهلوی اختصاص داشت. میری معتقد است یکی از عوامل اصلی این روند، عملکرد جمهوری اسلامی است؛ عملکردی که به گفتهی او، با ارائهی تصویری کاملاً سیاه از دورهی پهلوی و قرار دادن آن ذیل مفهوم «طاغوت»، در نهایت به بازتولید نگاه قدسی به آن دوره انجامیده است.🎧 نسخهی صوتی گفتوگوی «چراغ سامان» با سیدجواد میری را از اینجا بشنوید. 🔽🔽🔽@cheraghesaman
بازخوانی غلامحسین ساعدی به مثابه نظریهپرداز انتقادیمقدمهغلامحسین ساعدی، به عنوان یک نظریهپرداز اجتماعیِ منتقد، درباره «انسان» چنین استدلال میکند که: «هر انسانی منحصربهفرد است؛ هر انسانی یک استثناست. هرگز کسی مانند او نخواهد آمد و هیچکس نمیتواند همتای او پا به عرصه وجود بگذارد.»سپس او استدلال میکند که این گزاره درباره منحصربهفرد بودنِ هر فردِ انسانی، «بهویژه در قلمرو هنر صادق است؛ زیرا جهان هنر، همچون جهانِ پیشهوری و صنعتگری نیست؛ جهانی که در آن، برای مثال، شاگردِ یک صافکارِ خودرو ممکن است سرانجام با کسب مهارت و یادگیری و صرفاً با تکیه بر کارِ دست، جای استاد خود را بگیرد.»به نظر میرسد او نه تنها نظریهای درباره انسان به عنوان موجودی یگانه در هستی دارد، بلکه نظریهای نیز درباره هنر و تمایز آن از فناوری مطرح میکند. با این حال، نظریات او پیرامون انسان، هنر و فناوری، و همچنین موضع انتقادیاش نسبت به «فناوریزدگیِ» زندگی، هنوز بهدرستی واکاوی نشدهاند؛ از این رو، اگر بخواهیم از اصطلاح توماس کوهن در حوزه تاریخ و فلسفه علم وام بگیریم، میتوان گفت که نظریات او همچنان «کمنظریهپردازیشده» (یا فاقد بسط و تبیین کافی) باقی ماندهاند. چرا چنین میاندیشم؟ زیرا غلامحسین ساعدی بر این باور است که:«در جهان هنر، این روحِ باشکوهِ انسانی است — با تمام ظرافتها و قدرت خلاقانهاش — که در کار است.» (غلامحسین ساعدی، ۱۴۰۳: ۲۲۷).به عبارت دیگر، او معتقد است که انسان از روحی باشکوه برخوردار است و مهمتر آنکه، این روح در قلمرو هنر است که فعلیت مییابد و خود را آشکار میسازد. بدین ترتیب، در اینجا با نظریهپرداز اجتماعیِ منتقد و پیچیدهای روبرو هستیم که دیدگاههایش درباره انسان، هنر و تکنولوژی هنوز در سطح جهانی مورد بررسی و واکاوی قرار نگرفته است. شاید بتوانیم این مباحث را بهتفصیل بررسی کنیم و ایدههای او را درباره انسان، هنر و تکنولوژی با آراء متفکران، نظریهپردازان، فیلسوفان و نظریهپردازان اجتماعیِ برجسته در سطح جهانی مقایسه نماییم تا مشخص شود دیدگاههای ساعدی چگونه با اندیشههای بزرگِ دیگران در تاریخِ اندیشه، شباهت یا تفاوت دارند. به نظرم از این منظر به منظومه فکری ساعدی کمتر پرداخته شده است.بخش اولسیدجواد میری@seyedjavadmiri
هر انسانی تک است، هر انسانی استثنائی است. هیچوقت نظیرش پیداشدنی نیست، بهوجودآمدنی نیست. به خصوص در عالم هنر، چرا که عالم هنر، عالم صنعت نیست که فیالمثل شاگرد گلگیرسازی در اثر مهارت و یادگیری، جای استادش بنشیند، و اینجا تنها دستها کار میکند و در دنیای هنر، روح عظیم انسانی با تمام ظرایف و قدرت خلاقهاش. (غلامحسین صادقی، ۱۴۰۳. ۲۲۷)."بازیگری همهفن حریف" در کتاب محاکمه میرزا رضای کرمانی؛ گردآوری حمید تبریزی، انتشارات نگاه. @seyedjavadmiri
Iran understands its geographic advantages. The U.S. and Israel may have air superiority, but that superiority must be spread out over an area roughly three times the size of Ukraine. Put simply, the U.S. and Israel are overwhelmed by the number of potential targets and the long air-leg logistics.Similarly, U.S. bases in the Persian Gulf states are easy targets for Iranian air forces because of their proximity and the flat landscape. It is impossible to accumulate hardware and manpower there without being detected or becoming vulnerable to massive Iranian missile and drone strikes.Iran is also aware of its current strategic advantages and so wants to exercise them to their full capacity. This knowledge forces Tehran to treat the situation as existential. The current imperative is that even if Iran were weakened by air strikes, it could still rely on its economically active borderlands in the east and north, as well as on pragmatic relations with Muslim countries. -Andrew Davidson and Ridvan Bari Urcosta
