🔵از دولت رانتی-توزیعی تا سرمایه داری خویشاوندی: درس سوریه برای ایران✍آرش رییسی نژاددر بحث درباره زمینههای اقتصادی بحران سوریه، معمولاً دو روایت مطرح میشود: یک روایت، اقتصاد دولتمحور بعثی، یارانههای گسترده، بنگاههای ناکارآمد و فساد بوروکراتیک را عامل اصلی میداند؛ روایت دیگر، اصلاحات بازارگرایانه دوره بشار اسد، کاهش حمایت های اجتماعی و گسترش بخش خصوصی را برجسته میکند. اما تجربه سوریه را نمیتوان صرفاً با دوگانه سوسیالیسم یا نئولیبرالیسم توضیح داد. مسئله اصلی را باید در تغییر نهادی ناقص جستوجو کرد: سوریه نه دولت رانتی-توزیعی سابق را حفظ کرد و نه توانست به یک اقتصاد بازار رقابتی و نهادمند گذار کند؛ بلکه به نوعی سرمایهداری خویشاوندی اقتدارگرا رسید.در دوره حافظ اسد، دولت بر نوعی قرارداد اجتماعی نانوشته استوار بود. در مقابل محدودیت رقابت سیاسی، دولت از طریق اشتغال عمومی، یارانه انرژی و مواد غذایی، حمایت از کشاورزی و ارائه خدمات عمومی بخشی از منابع را میان گروههای مختلف جامعه توزیع میکرد. این ساختار، با وجود ناکارآمدی و فساد، به رژیم امکان میداد ائتلاف اجتماعی نسبتاً گستردهای ایجاد کند. اما کاهش درآمدهای نفتی و افزایش فشارهای مالی و جمعیتی، ادامه این الگوی توزیعی را دشوار کرد.با روی کار آمدن بشار اسد، اصلاحات اقتصادی سرعت گرفت. بانکهای خصوصی توسعه یافتند، تجارت و سرمایهگذاری آزادتر شد و گذار به «اقتصاد بازار اجتماعی» در دستور کار قرار گرفت. مشکل این بود که اصلاح اقتصادی از اصلاح قواعد توزیع قدرت جلو افتاد. مالکیت خصوصی گسترش یافت، بدون آنکه حاکمیت قانون به همان اندازه تقویت شود؛ بانکهای خصوصی ایجاد شدند، بدون آنکه دسترسی به اعتبار کاملاً از روابط سیاسی مستقل شود؛ و تجارت آزادتر شد، در حالی که فرصتهای اقتصادی همچنان بهطور نامتوازن در اختیار شبکههای نزدیک به قدرت قرار میگرفت. در نتیجه، بازار گسترش یافت، اما نهادهای بازار به همان اندازه توسعه پیدا نکردند.نمونه روشن این ناهماهنگی، اصلاح یارانههای سوخت در سال ۲۰۰۸ بود. افزایش قیمت بنزین و بهویژه دیزل از منظر کاهش فشار مالی بر دولت قابل فهم بود، اما اصلاح قیمتها سریعتر از ایجاد نهادهای جبرانی و فرصتهای تولیدی پیش رفت. دولت بخشی از حمایتهای گذشته را کاهش داد، بدون آنکه شبکه ایمنی اجتماعی مؤثر، اشتغال مولد و یک بخش خصوصی مستقل بتوانند بهسرعت جایگزین آن شوند. بنابراین بخشی از جامعه هزینه اصلاحات را تحمل کرد، در حالی که منافع فرصتهای جدید اقتصادی بهطور نامتناسب در اختیار گروههای برخوردار قرار گرفت.در واقع، سوریه قبل از اصلاحات دارای رانت بود و بعد از اصلاحات نیز رانت داشت؛ آنچه تغییر کرد مکانیزم توزیع رانت بود. در نظم قدیم، بخش مهمی از رانت از طریق دولت، یارانه، اشتغال عمومی، حمایت از کشاورزی و خدمات عمومی میان گروههای گستردهتری توزیع میشد. در نظم جدید، سهم بیشتری از فرصتهای اقتصادی از طریق شبکه های پیوند خورده با قدرت توزیع شد. بنابراین آزادسازی الزاماً رانتجویی را از بین نبرد؛ بلکه در مواردی آن را خصوصیتر و متمرکزتر کرد. همزمان، ظرفیت توزیعی دولت کاهش یافت، در حالی که انحصار سیاسی و ظرفیت قهری آن باقی ماند. در نتیجه، هرچه توان حکومت برای حفظ ائتلاف اجتماعی از طریق توزیع منابع کمتر شد، وزن ابزارهای کنترل در حفظ نظم سیاسی افزایش یافت.از منظر نهادی، مسئله اصلی همین فاصله میان تضعیف نظم قدیم و ساختهشدن نظم جدید بود. سازوکارهای توزیعی پیشین تضعیف شدند، اما نهادهایی مانند رقابت واقعی، تأمین اجتماعی مؤثر، دسترسی برابر به اعتبار، حقوق مالکیت امن و پاسخگویی با همان سرعت شکل نگرفتند. قواعد رسمی اقتصاد تغییر کردند، اما روابط قدرت و قواعد غیررسمی دسترسی به منابع کمتر تغییر کردند. نتیجه، ترکیبی نامتوازن از بازار، رانت و اقتدارگرایی بود. به همین دلیل میتوان تجربه سوریه را در یک جمله خلاصه کرد: قیمتها سریعتر از نهادها آزاد شدند و رانت سریعتر از آنکه قدرت سیاسی محدود و غیرشخصی شود، خصوصی شد.البته این فرایند را نباید علت مستقیم جنگ و فروپاشی سوریه دانست. تغییر نهادی ناقص بیش از هر چیز آسیبپذیری اقتصادی و اجتماعی نظام و ضعف آن در جذب شوک و مدیریت نارضایتی را افزایش داد. تبدیل این آسیبپذیری به جنگ داخلی و سپس فروپاشی به عوامل سیاسی، نظامی و مداخلات خارجی نیز وابسته بود.تجربه سوریه برای ایران یک پیشبینی نیست، بلکه یک هشدار نهادی است. نهادها را نمیتوان بهصورت منفرد اصلاح کرد. اصلاح یارانه انرژی، نرخ ارز، بانکها یا خصوصیسازی زمانی میتواند پایدار باشد که با افزایش رقابت، کاهش انحصار، تقویت حقوق مالکیت، دسترسی برابرتر به اعتبار، تأمین اجتماعی مؤثر و ایجاد فرصتهای مولد همراه شود.─┅─═ ⚙️ ═─┅─🆔 @sanatir 🌐کانال #مدیرانصنعت
🔵آغاز پذیرش و انتقال کالا در قالب کالای ملوانی از مبدأ جزیره کیشطرح پذیرش و انتقال کالا در قالب کالای ملوانی(کالاهای تهلنجی) از امروز سه شنبه در جزیره کیش آغاز شد.به دنبال پیگیری انجام شده و معرفی جزیره کیش به عنوان مبدا ارسال کالا در قالب رویه ملوانی، انتقال اولین بخش کالاهای رسوبی از مبدأ جزیره کیش به سرزمین اصلی در قالب کالای ملوانی از امروز اجرایی شد.─┅─═ ⚙️ ═─┅─🆔 t.me/sanatir 🌐کانال #مدیرانصنعت
🔵آیاستپ و جای جدید ایران در معماری اقتصادی، کریدوری و امنیتی منطقه ✍️صادق الحسینیمقالهای که جاناتان شنزر دیروز در مجله کامنتری نوشته، با همه ایرادهایش مقاله مهمی است. تکلیف را همان اول روشن کنیم: نویسنده عضو بنیاد دفاع از دموکراسیها (افدیدی) است، همان اندیشکدهای که کارش توجیهسازی برای حمله دوباره به ایران است و باید متن را با این عینک خواند. اما فارغ از این نیت، مقاله یک واقعیت مهم را لو میدهد. و آن اینست که عربستان پروژه آیمک را متوقف و به سوی پروژه استپ رفته است. نویسنده استدلالش اینست که اگر آمریکا ایران را شکست قاطع ندهد، آیمک شکست خواهد خورد.صورت مسئله: دو معماری رقیبخاورمیانه میان دو پروژه رقیب دو نیم شده است: از یک سو آیمک (کریدور هند–خاورمیانه–اروپا) با محوریت آمریکا، اسرائیل، امارات و هند و با احتمال ورود عربستان و از سوی دیگر استپ با محوریت عربستان، ترکیه، مصر و پاکستان. حرف اصلی متن این است که ریاض دیگر به آیمک اعتماد ندارد. نه به شدنی بودنش، نه به پایداریاش، و همین بیاعتمادی استپ را از دل تردید بیرون کشیده است.آیمک چه بود و چرا مهم بود؟آیمک قرار بود یک کریدور بزرگ ترانزیتی و انرژی باشد که هند را از راه خلیج فارس و شبهجزیره عربستان به اسرائیل و از آنجا به اروپا وصل کند. اهمیتش صرفا اقتصادی نبود. این پروژه یک ابزار ژئوپلیتیک بود برای دو هدف: اول دور زدن ایران و بیرون گذاشتن تهران از مسیرهای اصلی تجارت و انرژی منطقه و دوم، تثبیت اسرائیل بهعنوان یک گره حیاتی در نقشه اقتصادی خاورمیانه و گرهزدن سرنوشت کشورهای عربی به عادیسازی رابطه با اسرائیل. به بیان دیگر، آیمک نقشهای بود برای ساختن نظمی که در آن ایران حذف و اسرائیل مرکز باشد.استپ چیست و چرا اهمیت دارد؟اما استپ درست در جهت مخالف حرکت میکند و اهمیتش را باید در سه لایه دید. از نظر اقتصادی استپ مسیرهای جایگزینی از دل ترکیه و مصر و پاکستان پیشنهاد میکند که انرژی و کالای چینی را بدون عبور از اسرائیل به بازارهای جهانی برساند. یعنی معماری اقتصادی منطقه دیگر گروگان عادیسازی با تلآویو نخواهد بود. از نظر امنیتی، این کشورها (بجز مصر) با نوشتن یک موافقتنامه دفاعی مشترک عملا اعلام کردهاند که دیگر نمیخواهند امنیتشان را به چتر بیثبات آمریکا بسپارند و دنبال یک سازوکار دفاعی خودبنیاد منطقهایاند. از نظر ژئوپلیتیک، استپ یعنی چرخش وزن قدرت از محور غربگرای آیمک به سمت یک بلوک اسلامی مستقلتر که در آن آنکارا و اسلامآباد و قاهره و ریاض همپیمان میشوند. تحولی که کل توازن منطقه را جابهجا میکند.استپ بدون ایران کامل نمیشودبه نظر من این شرایط برای ایران بک تحول بزرگ است. جذابیت آیمک بهطور محسوس افت کرده و عملا از دور خارج میشود، و در مقابل استپ باید شکل بگیرد و پیش برود. اما نکته کلیدی اینجاست: این چهار کشور در طول مسیر ناگزیر به ایران نیاز پیدا میکنند، چون بدون تهران هیچ معماری امنیتی و انرژی و کریدوری در این منطقه پایدار نمیماند. یعنی استپ به آیاستپ تبدیل میشود؛ یعنی ایران عضو پنجم میشود.معماری امنیتی، نه فقط اقتصادیایران نباید صرفا حلقهای در یک کریدور اقتصادی باشد، بلکه باید جزئی از معماری امنیتی منطقه هم بشود. همان موافقتنامه دفاعی که میان عربستان و پاکستان و ترکیه بسته شده، اگر روزی به ایران هم گشوده شود، خودش نشانه تولد این نظم تازه است. حدس من این است که دقیقا همین مسیر را خواهند رفت؛ چون منطق موازنه قدرت، دیر یا زود آنها را به سمت گنجاندن ایران هل میدهد.جمعبندی: نویسنده نتیجه میگیرد که تنها یک پیروزی قاطع آمریکا و شکست ایران میتواند عربستان را به آیمک بازگرداند. اما اگر همین گزاره را وارونه بخوانیم، پیام واقعی متن این است: آمریکا نتوانست ایران را زمین بزند، ولی میزان ریسک را براب همه آشکار کرد و این پنجره ای برای یک معماری امنیتی و اقتصادی تازه با محوریت ایران باز کرده است که باید هوشمندانه استفاده کنیم.📎 منبع
🎥 قالیباف: افزایش قیمت بنزین توسط دولت تدبیر حسابشده نیستکاهش مصرف بنزین باید با شیوههایی صورت گیرد که بیشترین عدالت و کمترین نارضایتی را در مردم ایجاد کند.حل مشکل کمبود بنزین باید با برنامهریزی جامع و بسیار هوشمند انجام شود.دشمن برای سوءاستفاده از اقدامات دولت جهت کاهش مصرف بنزین برنامه ریزی کرده است.#بنزین─┅─═ ⚙️ ═─┅─🆔 t.me/sanatir 🌐کانال #مدیرانصنعت
📊هوش مصنوعی تعداد افرادی که در هر سال به جمع میلیاردرها افزوده میشوند را شتاب بخشید و نسبت به سال ۲۰۲۲، تعداد میلیاردرهای جدید تقریبا سالی ۲ برابر شده استدر سال ۲۰۲۲ در جهان ۳۵ نفر با ثروت ۷۴ میلیارد دلار به جمع میلیاردرها اضافه شدند اما ۲۰۲۵ تعداد میلیاردرهای جدید ۲۸۷ نفر با ثروت ۶۸۴ میلیارد دلار بود.| باشگاه خبرنگاران جوان─┅─═ ⚙️ ═─┅─🆔 t.me/sanatir 🌐کانال #مدیرانصنعت
📻 سرمقاله ۲۷ مرداد دنیای اقتصادنبرد با اسلحه اقتصادی ✍️ مجید حیدریدر جنگهای نوین، اقتصاد جایگزین میدانهای نظامی کلاسیک شده است. اکنون سرنوشت رویاروییها نه با قدرت نظامی، بلکه با مدیریت بهینه هزینهها، ثبات ارزی و تابآوری داخلی تعیین میشود.در تقابل ایران و آمریکا، هر دو طرف بر این باورند که زمان به نفع آنهاست، اما تجربه نشان میدهد جنگ فرسایشی برای هر دو پرهزینه است.مهمترین آسیبپذیری اقتصاد در این جنگ، نه فقط تحریمهای خارجی، بلکه تورم مزمن و ضعفهای داخلی است. تحریمها زمانی اثرگذار میشوند که با نااطمینانی های داخلی همراه باشند. از این رو، مهار تورم یک ضرورت راهبردی برای حفظ معیشت خانوار و تابآوری کشور است که تنها از طریق انضباط مالی دولت، اصلاح نظام بانکی و ثبات در سیاستگذاری حاصل میشود.علاوه بر این، روانسازی تجارت خارجی و ایجاد پیشبینیپذیری در قوانین، کلید افزایش قدرت مانور کشور است.─┅─═ ⚙️ ═─┅─🆔 t.me/sanatir 🌐کانال #مدیرانصنعت