گاهی آنچه «عشق» نامیده میشود، در واقع «ترس» است.مادری که مدام کنترل میکند، معمولاً از روی بیعلاق…
انتشار: 2026/08/02 06:16 UTCدریافت: 2026/08/04 20:47 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/04 20:47 UTC
گاهی آنچه «عشق» نامیده میشود، در واقع «ترس» است.مادری که مدام کنترل میکند، معمولاً از روی بیعلاقگی این کار را انجام نمیدهد؛ برعکس، اغلب از شدت نگرانی، ترس از اشتباه، ترس از قضاوت دیگران یا ترس از دست دادن فرزندش، به کنترل پناه میبرد.فرزندی که دائماً کنترل میشود، بهتدریج یاد نمیگیرد تصمیم بگیرد؛ یاد میگیرد پنهانکاری کند.یاد نمیگیرد مسئولیت بپذیرد؛ یاد میگیرد از اشتباه کردن بترسد.و گاهی حتی در بزرگسالی، برای کوچکترین انتخابهایش هم احساس گناه میکند.اثر این نوع رابطه فقط به فرزند محدود نمیشود.همسر، عروس، داماد، نوهها و حتی فضای کل خانواده، تحت تأثیر همین الگوی کنترل قرار میگیرند.چون کنترل، مرزها را از بین میبرد و آرامآرام جای صمیمیت را میگیرد.در مقابل، مادر آگاه الزاماً مادر کاملی نیست.او هم نگران میشود، اشتباه میکند و گاهی میترسد.اما تفاوتش این است که به جای کنترل کردن، تلاش میکند رابطه را حفظ کند.به جای تصمیم گرفتن به جای فرزند، او را برای تصمیم گرفتن آماده میکند.به جای وابسته نگه داشتن، استقلال را تمرین میدهد.




