📺تئوری های توطئه همیشه دروغ و شایعه نیست، اونهایی که واقعی درآمدن رو بشناسیم یوتیوپ──────📗 t.me/Aud…
انتشار: 2026/08/21 20:13 UTCدریافت: 2026/08/22 08:05 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/22 08:05 UTC
📺تئوری های توطئه همیشه دروغ و شایعه نیست، اونهایی که واقعی درآمدن رو بشناسیم یوتیوپ──────📗 t.me/Audiobook_p#کتاب_صوتی_وپادکست
نخستین مشاهده و پستهای مشابه
این برچسبها فقط زمان نخستین مشاهده متن عمومیِ همسان در این فهرست را نشان میدهند و اثباتکننده نویسنده اصلی نیستند.
- مدیرانصنعت · تطابق دقیق — ۳۱ مرداد ۱۴۰۵، ۲:۰۲
- سهامداران · تطابق دقیق — ۳۱ مرداد ۱۴۰۵، ۸:۰۵
اثر انگشت فشرده دقیق و تطابق نزدیکِ متصل به یک نمونه مبنا · زمان ناشناخته، ناموجود باقی میماند
پستهای تلگرام — سهامداران
📻اپیزود ۱۰۰ پادکست داکساینترنت ملی🗣️پیمان بشردوستاینترنت دیگر فقط یک ابزار برای جستوجو، ارتباط و سرگرمی نیست؛ به بخشی از زیرساخت زندگی روزمره و قدرت سیاسی کشورها تبدیل شده است. در پایان هم میپرسیم: آیا اینترنت جهانی که میشناسیم در حال تکهتکه شدن است؟ و آینده اینترنت، یک شبکه جهانی خواهد بود یا مجموعهای از اینترنتهای ملی؟#داکس──────📗 t.me/Audiobook_p#کتاب_صوتی_وپادکست
🎙️همایش عبور از بحران 🗣️بخشی از سخرانی دکتر محمد فاضلی─┅─═ ⚙️ ═─┅─🆔 t.me/sanatir 🌐کانال #مدیرانصنعت
📺داستان برند/ گیتس چگونه میلیاردر شد و ثروتش را چطور خرج میکند؟این روزها دیگر کسی نیست که نام بیل گیتس را نشنیده باشد. او سال ها پیش وقتی که جوانی کم سن بود با راه اندازی شرکت مایکروسافت به همراه دوستانش پایههای شرکتی را بنیانگذاری کرد که توانست بر کل جهان سلطه یابد و شخص او را به ثروتی هنگفت برساند. اما بیل گیتس که حالا میلیاردری بزرگ و سالخورده است این همه پول را چگونه خرج میکند؟ در این ویدئو با ما همراه شوید تا به پاسخ این پرسش برسید.#داستان_برند──────📗 t.me/Audiobook_p#کتاب_صوتی_وپادکست
🎧کتاب صوتی📚داستان های حاج آخوند جانعلیمرا رازی است اندر دل اگر گویم زبان سوزد✍️نوشته: عطاءالله مهاجرانی🗣ویرایش و گوینده: سکوت⏱زمان: ۲۶:۵۱#حاج_آخوند──────📗 t.me/Audiobook_p#کتاب_صوتی_وپادکست
🔵جایگاه ایران؛ قله آرمانی یا دره جهنمی؟ یک گزارش جامع✍️مجتبی لشکربلوکی آیا ایران بر یک قله آرمانی ایستاده؟ (آنگونه که برخی رسانههای داخلی میگویند) یا به یک دره جهنمی سقوط کرده (آنگونه که در برخی رسانههای خارجی گفته میشود)؟برای پاسخ به چنین سوالی یک راه آن است که خود را با دیگر کشورهای جهان مقایسه کنیم. به همین خاطر از ۳۲ گزارش بینالمللی و ۵۲ شاخص مقایسهای استفاده کردیم تا بفهمیم که وضعیت ایران چگونه است؟ از شاخص توسعه انسانی گرفته تا شاخص گرسنگی؛ از شکنندگی دولت تا بهبود وضعیت جامعه؛ از شادکامی روانی تا آزادی اقتصادی بررسی شدند. (گزارش جامع ۵۲ شاخص پیوست شده است).قبل از آنکه به نتایج این بررسی بپردازیم به چالشی که قطعاً بسیاری مطرح خواهند کرد، بپردازیم. آیا شاخصهای جهان؛◽️۱۰۰٪ واقعیت را بازتاب میدهند؟ خیر!◽️منصفانه و غیرسوگیرانه هستند؟ خیر!◽️با دیدگاه ما از هستی، انسان و سعادت همخوانی دارند؟ خیر!◽️همه آن چیزی که مهم است مانند اخلاق، معنویت و انسانیت را به خوبی اندازهگیری میکنند؟ خیر!پس با توجه به چهار نقص بالا آیا نباید شاخصهای جهانی را کنار بگذاریم؟ قطعاً خیر! شش دلیل در گزارش آورده شده که کنار گذاشتن شاخصهای جهانی هم غیرمنطقی است و هم فرار از واقعیت. نتایج بررسی؛ کجای جهان ایستادهایم؟آنچه از مجموع این شاخصها و گزارشها بدست میآید، آن است که ایران در ۶۳٪ موارد بدتر از میانگین جهان بوده و در ۳۷٪ شاخصها در میانه جهان یا بالاتر از میانگین جهانی ایستاده است.ایران در رقابت با دو قدرت منطقهای (عربستان و ترکیه)، فقط در یک مورد (۲٪) از شاخصهای مورد بررسی توانسته است برتری همزمان بر هر دو رقیب را کسب کند. ایران در ۷۱٪ از موارد، ضعیفتر از هر دو رقیب بوده و در ۲۷٪ باقی مانده نیز توانسته با یکی از آنها برابری کرده یا بر آن پیشی بگیرد. اگر رتبه ایران را در مقایسه با کل کشورهای مورد بررسی به صورت یک نردبان ده پلهای در نظر بگیریم، آنگاه در شاخصهای توسعهسنج (میوههای توسعه) مانند توسعه انسانی سازمان ملل، سرمایه انسانی بانک جهانی، کامیابی چندبعدی شورای آتلانتیک ما معمولاً در پله های ۵ الی ۷ از نردبان ۱۰ پلهای توسعه ایستادهایم. اما بر اساس شاخصهای توسعهساز مانند آزادی اقتصادی و سیاسی در پلههای صفر تا ۴! که این پارادوکس جذاب را در گزارش بیشتر توضیح دادهایم. خب برگردیم به سوال: ایران بر قله آرمانی یا دره جهنمی؟جواب آن است که بر اساس ۳۲ گزارش و ۵۲ شاخصی که ما بررسی کردهایم نه قله آرمانی و نه دره جهنمی، هیچ کدام تأیید نمیشود. نه باید در دام سیاهنمایی افتاد و نه فریب سفیدنمایی را خورد؛ واقعیت، جایی میان این دو روایت است. بهترین توصیف برای موقعیت ایران چنین است: دامنه لغزان!چرا دامنه؟ به خاطر آنکه بر اساس شاخصهایی که سنجشگر میزان توسعه یافتگیاند ما در میانه جهان ایستادهایم.و چرا لغزان؟ به خاطر آنکه در برخی شاخصها که کم هم نیستند، یا در جا زدهایم، یا عقبگرد داشتهایم یا از رقابت با متوسط جهان یا رقبای منطقهای جا ماندهایم. ایران در دامنه لغزان است هم به خاطر محدودیتهای برونزا مانند تحریم و هم به خاطر انباشت بحرانهای برآمده از سیاستهای غلط داخلی و این لغزندگی باعث شده که پیشرفتهایی که در برخی دههها داشتهایم را از دست بدهیم.☑️تجویز راهبردیباید این دامنه لغزنده را به رسمیت بشناسیم. در صورتی که درها بر همین پاشنه بچرخد، سیاستها همین بماند و مسیر کشورداری تغییر نکند؛ به خاطر لغزندگی، آنچه امروز داریم شاید رویای فردای ما باشد. باور نمیکنید؟ رشد اقتصادی، خانوادههای زیر خط فقر و شاخص فلاکت الان را با ۱۳۸۰ که سال فوقالعادهای هم از نظر اقتصادی نبود مقایسه کنید! همینها نشان میدهد که کار به جایی رسیده که ۱۳۸۰ برای ما یک رویا شده.باید نگران بود یا امیدوار؟جواب: همزمان هم امیدواری هم نگرانی. چرا که بر اساس شاخصها، در کنار ۸ نقطه نگرانکننده (تنهایی و حاشیهنشینی جهان، آزادی سیاسی محدود، آزادی اقتصادی نامطلوب، کارآمدی حکمرانی رو به افول، تعصبات جنسیتی (در سیاست و اشتغال)، امنیت سرمایهگذاری بسیار پایین، حقوق مالکیت نامطلوب و مشروعیت پایین حکومت) ایران ۸ نقطه امیدوارکننده دارد (موقعیت جغرافیایی، سرمایه انسانی، کاهش چشمگیر نابرابری جنسیتی (در آموزش و سلامت)، مهارتهای میانفرهنگی و انسجام اجتماعی بالا، ظرفیت بالای نوآوری، انواع قدرت (نرم، سخت و ترکیبی)، ذخایر طبیعی و جذابیتهای گردشگری و اندازه جمعیت و بازار بزرگ). ترکیب استراتژیهای اهرمساز (Leveraging) در کنار استراتژیهای آزادساز (Unblocking) میتواند نجات بخش باشد. اولی برای نقاط امیدوارکننده و دومی برای نقاط نگرانکننده.
🔵درباره اثرات محاصره دریایی بر زندگی مردم✍ فریدون مجلسیادامه محاصره دریایی آمریکا علیه ایران در تنگه هرمز، بیش از آنکه یک مسئله صرفاً نظامی یا امنیتی باشد، به مسئلهای مستقیم برای زندگی مردم تبدیل شده است. استفاده از مسیرهای زمینی و راهآهن نیز نمیتواند جای خالی تجارت دریایی را پر کند. نتیجه را هم نمیتوان انکار کرد: از زمان برقرار شدن محاصره، کشور با تورمی بیسابقه روبهرو شده و مسئله بنزین برای بخشهایی از جامعه به بحرانی حاد تبدیل شده است. اما پرسش اساسی این است که این وضعیت تا کجا باید ادامه پیدا کند؟استقلال یک کشور فقط به داشتن موشک و توان نظامی خلاصه نمیشود. کشوری که حق عبور و مرور دریایی نداشته باشد، کشوری که نتواند با جهان رابطه بانکی برقرار کند، نتواند صادرات و واردات داشته باشد و نتواند ارزش پول خود را حفظ کند، در عمل با محدودیت جدی در استقلال اقتصادی مواجه است.استقلال یعنی بتوانیم تجارت کنیم، تولید کنیم، ارزش پولمان را حفظ کنیم و مردممان بتوانند با درآمد خود زندگی شرافتمندانهای داشته باشند. چگونه است که در یکصد سال گذشته، حتی با وجود نوسانات ناشی از جنگهای جهانی، ارزش پول کشور قابل حفظ بود، اما در سالهای اخیر، پول ملی چنان بیارزش شده که حتی سکه از مدار واقعی مبادلات خارج شده و سخن از ضرب سکههایی با ارزش اسمی بسیار بالا به میان میآید؟هیچ اقدامی به اندازه باز شدن این محاصره نمیتواند به ترمیم وضعیت اقتصادی ایران کمک کند.اما مشکل فقط محاصره نیست؛ «آمادهباش دائمی» نیز هزینههای سنگینی بر کشور تحمیل کرده است. چرا باید نیروهایی که میتوانند در کارخانهها، مزارع و مراکز تولیدی کار کنند، دائماً درگیر فضای نظامی و تبلیغاتی باشند؟ آیا تصور میکنیم شعارهایی که صرفاً برای مخاطب داخلی طراحی شدهاند، جهان را خواهد ترساند؟وقت آن است که عقلای کشور، تصمیمی متفاوت بگیرند: توافق اسلامآباد را که اجرا شد و سپس در اثر پرتاب موشک به هم خورد، دوباره زنده کنند و به آن پایبند بمانند و روابط با کشورهای منطقه و جهان را ترمیم کنند. تنگه هرمز ممکن است در شعارهای وطنپرستانه جذاب باشد، اما این تنگه یک آبراه بینالمللی است. حاکمیت ایران بر سرزمین، نفت، بستر دریا و منابع خود محترم است، اما این حاکمیت نباید به معنای انکار حقوق عبور و مرور دیگر کشورها باشد. ایران قرار نیست با ایستادن در دروازه تنگه، حق دیگران را به زور بگیرد.سؤال ساده است: چرا ترکیه تحریم نیست؟ چرا کشتیهای پاکستانی محاصره نمیشوند؟ چرا بسیاری از کشورهای جهان گرفتار چنین وضعیتی نیستند؟ چرا باید دائماً در حال دشمنی با آمریکا، اردن، عمان، امارات و دیگران باشیم؟حتی امارات که سالها یکی از بزرگترین شرکای اقتصادی ایران بود، اکنون روابط بانکی و معاملاتی خود را قطع کرده است. کسانی که از همین مناسبات ثروتمند شدهاند، در امارات دفتر و خانه دارند، اما هزینه قطع این رابطه را مردم ایران میپردازند.باید عادی شویم. عادی بودن خلاف استقلال نیست؛ مقتضای عقل، انصاف و رفتار سیاسی است. ادامه جنگ و ستیز، هرقدر هم دشمنان جمهوری اسلامی را خوشحال یا ناراحت کند، در نهایت اگر به تضعیف ایران منجر شود، برای ملت ایران زیانبار است. جنگ مزمن یعنی خونریزی مزمن، ضعف مزمن و لزوم درآمدن تدریجی. ایران بیش از نیم قرن است که هزینه این وضعیت را میپردازد. زمان آن رسیده است که عقلا برای پایان دادن به این جنگ مزمن تصمیم بگیرند و به مردم فرصت بدهند کار کنند، درآمد داشته باشند و دیگر نگران قیمت بنزین، سیب زمینی، جو و ابتداییترین هزینههای زندگی نباشند. نجات ایران شاید بیش از هر چیز در یک تصمیم خلاصه شود: رفع مزاحمت از زندگی مردم و بازگرداندن کشور به مسیر عادی تجارت، تولید و آرامش.─┅─═ ⚙️ ═─┅─🆔 @sanatir 🌐کانال #مدیرانصنعت