تلهی انتظار؛ زندگی در اتاقِ انتظارِ روزهای ایدهآلخیلی وقتها، بدون اینکه حتی خودمان حواسمان باشد،…
انتشار: 2026/07/30 12:33 UTCدریافت: 2026/08/01 00:05 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/01 00:05 UTC
تلهی انتظار؛ زندگی در اتاقِ انتظارِ روزهای ایدهآلخیلی وقتها، بدون اینکه حتی خودمان حواسمان باشد، زندگی را روی دور «توقف» گذاشتهایم. در یک اتاق انتظار نامرئی نشستهایم و منتظریم؛ منتظر روزی که بالاخره همهچیز آرام شود، بحرانها بگذرند، دغدغهها رنگ ببازند و حالمان کاملاً خوب شود تا تازه آنوقت، «زندگی کردن» را شروع کنیم.در اتاق درمان، این یکی از پرتکرارترین و البته دردناکترین الگوهایی است که میبینم. روان ما، گاهی مثل یک والدِ بیشازحد نگران، مدام در گوشمان میخواند که: «الان وقتش نیست، اول بگذار این دوره سخت تمام شود، اول این اضطراب را حل کن، بعد به رابطهات برس یا برنامههایت را شروع کن.»اما واقعیتِ گسِ ماجرا این است که آن «روز ایدهآلِ بینقص» یک سراب است. ما به امیدِ رسیدن به یک آرامشِ مطلق و بیدردسر، زمانِ حال را یعنی تنها سرمایه واقعیمان میسوزانیم.نگاهی که در رویکرد پذیرش و تعهد (ACT) وجود دارد، دقیقاً روی همین نقطه دست میگذارد. ما آدمها یاد گرفتهایم که باید با غم، ابهام یا استرس بجنگیم تا آنها را از روانمان پاک کنیم و بعد حرکت کنیم. اما زندگی، منتظرِ پاکسازیِ روانِ ما نمیماند. رنج و اضطراب، بخشهای جداییناپذیرِ تجربه انسان بودن هستند، نه موانعی که پیششرطِ زندگی کردن، حذفِ آنها باشد.راهِ خروج از این فلجِ روانی، جنگیدن با افکار تاریک یا تلاش برای ایجادِ یک حسِ خوبِ مصنوعی نیست. راهش این است که تسلیمِ لحظه اکنون شویم؛ نه یک تسلیم منفعلانه، بلکه پذیرشی از جنسِ آگاهی. اینکه به خودمان بگوییم: «بله، من در این لحظه بهشدت مضطربم، شرایط هم مبهم و سخت است، اما آیا میتوانم همین اضطراب را در کولهپشتیام بگذارم و فقط یک قدمِ کوچک، در مسیرِ چیزی که برایم ارزشمند است بردارم؟»نیازی نیست حتماً انگیزه بالایی داشته باشید تا کاری را شروع کنید. انگیزه، معمولاً پاداشی است که بعد از حرکت به دست میآید، نه پیشنیازِ آن. وقتی ذهنتان شروع میکند به بهانهتراشی و میگوید «تو الان توانش را نداری»، به جای اینکه حرفش را وحیِ منزل بدانید، فقط نگاهش کنید. فاصلهای بین خودتان و آن فکر ایجاد کنید و بگویید: «ذهن من الان دارد این فکر را تولید میکند که توان ندارم.» و بعد، با وجودِ همان فکر و همان خستگی، قدم کوچکتان را بردارید.زندگی در انتظارِ فرا رسیدنِ روزهای بینقص شکوفا نمیشود. زندگی در میانهی همین لحظاتِ پر از ابهام، ترکخورده و واقعی است که نفس میکشد. هنر ما این است که ظرفیتِ روانمان را آنقدر وسعت دهیم که استرسها و زخمهایمان را در یک دست، و ارزشها و معنای زندگیمان را در دست دیگر نگه داریم و با هر دو، رو به جلو قدم برداریم.#آپولو👥 گفتوگوی آگاهانه، نقطه آغاز درمان است.™️ #گروه_روانشناسی_و_مشاوره@Psychologyandcounseling

