بهترین جواب به موضوع انشا دوران ابتدایی هممون رو شکسپیر اینجوری داده : داشتن علم بهتر از داشتن ثروت…
انتشار: 2026/08/23 15:45 UTCدریافت: 2026/08/23 16:20 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/23 16:20 UTC
بهترین جواب به موضوع انشا دوران ابتدایی هممون رو شکسپیر اینجوری داده : داشتن علم بهتر از داشتن ثروت است؛ ولی نداشتن ثروت بدتر از نداشتن علم است ...!@pand_e_nab
پستهای تلگرام — 🌹👌سخنان ناب و پند آموز👌🌹
شما بدون تسلط بر خودنمیتوانید فاتح دیگران باشید!!@pand_e_nab
از هیچکس انتظار نداشته باش انتظارداشتن از دیگران تو را وابسته میکند...پرتوقع میکند...@pand_e_nab
هرگز تسلیم نشو ...معجزه هر روز رخ میدهد..شاید فردا ،روز تو باشد !!!@pand_e_nab
اولين تلفن بي سيم توسط خدا اختراع شد و خداوند نام "دعا" رو براش انتخاب کرد. هيچ وقت سيگنالش نميره و لازم نيست دوباره شارژش کنيد. هر جا هستيد ازش استفاده کنيد.@pand_e_nab
" شاید در بهشت بشناسمت!"این جمله سرفصل یک داستان بسیار زیبا و پندآموز است که در یک برنامهی تلوزیونی مطرح شد.مجری یک برنامهی تلوزیونی که مهمان او فرد ثروتمندی بود، این سوال را از او پرسید: مهمترین چیزی که شما را خوشبخت کرد چه بود؟فرد ثروتمند چنین پاسخ داد: چهار مرحله را طی کردم تا طعم حقیقی خوشبختی را چشیدم.در مرحلهی اول گمان میکردم خوشبختی در جمعآوری ثروت و کالاست، اما این چنین نبود.در مرحلهی دوم چنین به گمانم میرسید که خوشبختی در جمعآوری چیزهای کمیاب و ارزشمند است، ولی تاثیرش موقت بود.در مرحلهی سوم با خود فکر کردم که خوشبختی در به دست آوردن پروژههای بزرگ مانند خرید یک مکان تفریحی و غیره است، اما باز هم آنطور که فکر میکردم نبود.در مرحلهی چهارم اما یکی از دوستانم پیشنهادی به من داد. پیشنهاد این بود که برای جمعی از کودکان معلول صندلیهای مخصوص خریده شود، و من هم بیدرنگ این پیشنهاد را قبول کردم.اما دوستم اصرار کرد با او به جمع کودکان رفته و این هدیه را خود تقدیم آنان کنم. وقتی به جمعشان رفتم و هدیهها را به آنان تحویل دادم، خوشحالی که در صورت آنها نهفته بود واقعا دیدن داشت! کودکان نشسته بر صندلی خود به شادی و بازی پرداخته و خنده بر لبهایشان نقش بسته بود.اما آن چیزی که طعم حقیقی خوشبختی را با آن حس کردم چیز دیگری بود!هنگامی که قصد رفتن داشتم، یکی از آن کودکان آمد و پایم را گرفت! سعی کردم پای خود را با مهربانی از دستانش جدا کنم اما او درحالی که با چشمانش به صورتم خیره شده بود این اجازه را به من نمیداد!خَم شدم و خیلی آرام از او پرسیدم: آیا قبل از رفتن درخواستی از من داری؟این جوابش همان چیزی بود که معنای حقیقی خوشبختی را با آن فهمیدم...او گفت: میخواهم چهرهات را دقیق به یاد داشته باشم تا در لحظهی ملاقات در بهشت، شما را بشناسم. در آن هنگام جلوی پروردگار جهانیان دوباره از شما تشکر کنم!@pand_e_nab
وقتی غمگین هستید، دنیا شما را به سخره میگیرد.وقتی خوشحالید، دنیا به شما لبخند میزند.اما وقتی دیگران را خوشحال میکنید،دنیا به شما تعظیم میکند..چارلی_چاپلين@pand_e_nab





