ماهیگیری بود که هر روز صبح میرفت با دیگران ماهی میگرفت.ولی همه ماهی میگرفتند به جز او.بهش گفتند تو…
انتشار: 2026/08/19 05:36 UTCدریافت: 2026/08/19 05:55 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/19 05:55 UTC
ماهیگیری بود که هر روز صبح میرفت با دیگران ماهی میگرفت.ولی همه ماهی میگرفتند به جز او.بهش گفتند تو چیکار میکنی که ماهی نمیگیری؟گفت قلاب من یک قلاب مخصوص است نگاه کردند دیدند قلابش کج نیست راسته.گفتند خوب اینماهی نمیگیره.قلابت باید سرش کج باشه.گفت من میخواهم ماهی مخصوص بگیرم که با این قلاب میشه گرفت...هر روز از صبح تا شب میرفت ماهی بگیره و هیچ ماهی عایدش نمیشدبلاخره خبر در شهر پر شد که دیوانه ای پیدا شده که میخواهد با قلاب راست ماهی بگیرد.خبر رسید به وزیر و وکیل و پادشاه.پادشاه علاقه مند شد گفت بیاریدش نزد من تا ببینم داستان از چه قرار استبه دنبال او رفتند اما ماهیگیر گفت من فرصت ندارم و میخوام ماهی بگیرمبنابراین سلطان مجبور شد خودش به دیدن ماهیگیر برود.پادشاه از او پرسید تو چی میخوای بگیری با این قلابت؟؟؟گفت من میخواستم تورا صید کنم میخواستم تو را بکشونمت اینجا...با قلاب سر راست ادم میتونه پادشاه بگیره.ولی با قلاب کج ادم میتونه دو تا ماهی بگیره...استاد_الهي_قمشه_اي@pand_e_nab


