من تو را نفرین نمیکنم...نه از سرِ بخشش،نه از سرِ بیدردی؛فقط چون باور دارم من جای خدا ننشستهام.نفر…
انتشار: 2026/08/19 16:23 UTCدریافت: 2026/08/23 05:45 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/23 05:45 UTC
من تو را نفرین نمیکنم...نه از سرِ بخشش،نه از سرِ بیدردی؛فقط چون باور دارم من جای خدا ننشستهام.نفرین، کارِ من نیست.من فقط دلم شکسته و خستهاماز اینکه چیزی که برای من اینهمه معنا داشت،به اینجا رسید.تو گفتی نفرینت کنم،اما شاید بهتر بود یکبار از خودت میپرسیدیچه شد که دلِ یک نفر،به جای گلایه، به خدا پناه برد...من نه قاضیام،نه صاحبِ حسابِ آدمهاخدا خودش میداندچه کسی چه کرد،چه دلی را شکست،چه اعتمادی را از بین بردو چه حرفهایی پشتِ سکوت ماندمن کیام که برای تو حکم بدهم؟تا وقتی خدایی هستکه نه فقط حرفها،که نیتها و دلهای شکسته را هم میبیندپس نه نفرینت میکنم،نه چیزی از خدا میخواهم...فقط تو را به همان خدایی میسپارمکه جای حق نشستهو هیچ چیز از نگاهش دور نمیماند؛همان خدایی که عادل استو بهتر از هر دوی مامیداند پایانِ هر قصهسهمِ چه کسی بوده است.