♦️ناتوان در تمایزگذاری بین اثر علمی و طرّاحیی هنجارین: پاسخی به کاربر تلسکوپ✍️حسن محدثیی گیلوایی۲…
انتشار: 2026/08/17 15:06 UTCدریافت: 2026/08/18 19:35 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/18 19:35 UTC
♦️ناتوان در تمایزگذاری بین اثر علمی و طرّاحیی هنجارین: پاسخی به کاربر تلسکوپ✍️حسن محدثیی گیلوایی۲۶ مرداد ۱۴۰۵برادر عزیز کاربر گرامی تلسکوپ (احتمال میدهم این تلکسوپ گرامی استثنائاً ترک، آخوند، و مذکّر باشد و این را از نثر و نوشتههایشان حدس میزنم) نقدی به نوشتهی من در بارهی کورش (احتمالا با استعانت از هوش مصنوعی! البته قبلاً از نام و یاد خدا استعانت میکردند ولی اخیراً هوش مصنوعی هم اضافه شده!) نوشته اند که بهاجمال پاسخ میدهم.مهمترین ایراد نوشتهی ایشان این است که به تمایز بین کار علمی و طرّاحی هنجارین توجّه ندارند. ایشان نگران این پرسش اند: «چرا جامعهی امروز باید کوروش را یکی از شخصیتهای مرکزی هویت ایرانی بداند؟»امّا این پرسش که ما کورش را شخصیت مرکزیی هویت ایرانی بدانیم و معرفی کنیم یا خیر، بحثی است در نظریهی اجتماعی و میدانیم که نظریهی اجتماعی باری هنجارین دارد. وقتی من در مقام نظریهپرداز اجتماعی مینویسم و بحث میکنم، این پرسش برای من هم بسیار مهم میشود و من پاسخ ام روشن است و بارها در بارهی آن نوشته ام: به جای اسطورهپردازی باید اسطورهزدایی کرد. امّا وقتی در بارهی کورش پژوهش میکنم، اینجا آرمانها و ارزشها و هنجارهایم را باید سختگیرانه کنترل و مهار کنم. لذا هر چه بیشتر سختگیر میشوم و تا جاییکه بلد باشم و در توان داشته باشم، محدثیی دارای آرمان و علایق و ارزشها و هنجارها را زندانی میکنم و محدثیی پژوهشگر را فعال میکنم و حتّا علیه تز اصلی ام در کتاب یک فصل اختصاص میدهم تا اگر شواهد نقض وجود داشته باشد، آن را به مخاطب معرّفی کنم. من وقتی میتوانم نظریهپرداز اجتماعیی توانایی باشم که نخست کارهای پژوهشیی جدّی کرده باشم. وقتی میتوانم اسطورهزدایی بکنم از فرهنگ سیاسی و غیرسیاسیی ایران که نخست با دقت یک محقق و بدون سوگیری، تاریخ ایران را خوانده باشم و شناخته باشم. لذا علاوه بر لزوم تمایز دو مقام نظریهپرداز اجتماعی و محقّق، میبایست توجه داشته باشیم که نظریهپرداز اجتماعیی موفّق کسی است که نخست محقّق دقیق بیطرفی باشد. علیی شریعتی در برابر ما است. او یک نظریهپرداز اجتماعیی دینی بود امّا وقتی به تاریخ اسلام مراجعه کردیم دیدیم که بسیاری از بحثهایش در بارهی تاریخ اسلامی معتبر نیست. در نتیجه، نظریهی اجتماعیی او هم تا حدّ زیادی بیاعتبار شد. ایراد دوم بر نوشتهی ایشان این است که گمان میکند تأکید من بر سند درجهی نخست تأکیدی غیر انتقادی است. خیر محقّق تاریخی وظیفه دارد اسناد درجهی اوّل را هم مورد نقد قرار دهد. بنابراین، بخشی از نوشتههای ایشان در این باره در کار من لحاظ شده است.اما ایراد سوم من به نوشتهی ایشان این است که آورده اند من از «سیاست انعطافپذیر نسبت به ادیان و آیینهای محلی در امپراتوری هخامنشی» سخن گفته ام، در حالیکه من بارها چنین چیزی را رد کرده ام. این یک سیاست نبوده بلکه بهطور خودجوش محصول فرهنگ دینیی چندخداپرستانه بوده است. وی ادّعای دیگران را در کنار نوشتهی من قرار داده و این دو را یکی دانسته و آورده است: «منابع ایرانیکا نیز از سیاست کوروش در حفظ و بازسازی برخی آیینها و ساختارهای محلی سخن میگویند.» بسیاری از مورّخان فهم خودشان را از رفتار سیاسی فرمانروایان امروزی به کورش نسبت داده اند و بهعبارت دیگر، ذهن کورش را خوانده اند بیآنکه سندی داشته باشند.ایراد چهارم من به نوشتهی ایشان این است که میگویند: «همان منبع تصریح میکند که دربارهی باور شخصی کوروش اطلاعات بسیار اندکی داریم و رفتار دینی او را نمیتوان بهسادگی به یک عقیدهی مشخص فروکاست».از نظر من این منابع غلط میگویند و ما اسناد خوبی در بارهی رفتار دینیی کورش و دیگر شاهان هخامنشی و نیز فرهنگ دینیی خاندان سلطنتیی هخامنشی در اختیار داریم. اکثریت آثار تاریخیی نوشته در بارهی هخامنشیان عاری از بهرهگیری از دانش دینپژوهی هستند و لذا نتوانسته اند متغیر دینداری را در سلوک کورش و دیگر شاهان هخامنشی جدّی بگیرند و برای فهم رفتار کورش، رفتار او را با رفتار فرمانروایان معاصر تطبیق داده اند و گفته اند لابد مدارای او ناشی از سیاست او بوده است. اما سخن من است این است که خیر، مدارای دینیی کورش ناشی از دینداریی چندخداپرستانهی او بوده است. بقیهی بحثهای ایشان در کار من لحاظ شده است. مثلاً آورده اند: «کوروش در ایران امروز فقط یک موضوع باستانشناختی نیست.» اگر من باور داشتم که کورش فقط امری تاریخی است و ربطی به امروز ما ندارد، سه سال وقت ام را برای تحقیق در بارهی او صرف نمیکردم. ادامه👇👇👇#کورش#تلسکوپ#هخامنشیان#بهزادـشقاقی#مداراگریـدینی#روایتهای_کورش#سید_عبدالمجید_الهامی@NewHasanMohaddesi
