من میخورم یونجه عسل میکنم، تو میخوری پهن میکنی!روی الاغی بار کندوی عسل گذاشته بودند. در نیمه را…
انتشار: 2026/08/14 17:15 UTCدریافت: 2026/08/17 23:55 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/17 23:55 UTC
من میخورم یونجه عسل میکنم، تو میخوری پهن میکنی!روی الاغی بار کندوی عسل گذاشته بودند. در نیمه راه پای الاغ میلغزد و یکی از کندوها میافتد و عسل از آن روان میشود. زنبورهای عسل شروع میکنند به پرواز به دور عسل و خوردن از آن. الاغ چون میبیند زنبورها عسل میخورند، میگوید: «بگذار من هم بخورم ببینم چه مزهای دارد.» کمی از آن را که میخورد، میبیند بهبه، چه مزه شیرین و طعم خوبی دارد. دوباره میخورد. یکی از زنبورها میپرسد: «برادر، چهطور است؟» میگوید: «خیلی خوب است.» زنبور میگوید: «این را من درست کردهام.» الاغ از حرف زنبور میخندد و با تمسخر میگوید: «خوب تو این را از چه درست کردهای؟» میگوید: «از همان یونجه و علفها که تو میخوری.» من یونجه میخورم، عسل میکنم، تو میخوری پهن میکنی!امثال و حکمنگاران؛ ادبیات و داستان.
