قوز بالا قوز!یک نفر قوزی شبی وارد حمامی شد و دید بساط عروسی جنها برپاست. فوراً خود را در میان اندا…
انتشار: 2026/08/08 17:01 UTCدریافت: 2026/08/11 15:45 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/11 15:45 UTC
قوز بالا قوز!یک نفر قوزی شبی وارد حمامی شد و دید بساط عروسی جنها برپاست. فوراً خود را در میان انداخت و بنای رقصیدن، چاپول زدن و ادا و اصول درآوردن را گذاشت. جنها از این رفتار خوششان آمد و به پاداش آن، قوز او را برداشتند و در طاقچهٔ حمام گذاشتند. فردا خبر این واقعه در شهر منتشر شد. قوزی دیگر نیز دیگ طمعش به جوش میآید و نیمهشب داخل حمام میشود. جمعیت جنها را فراهم میبیند، بدون اینکه از کیفیت اجتماع آنها خبردار شود، مشغول دستافشانی و پایکوبیدن و لودگی کردن میگردد و خندههای بلند و قهقهههای ناهنجاری را سر میدهد. اتفاقاً در این شب جماعت جنها در حمام مجلس سوگواری داشتند و به همین جهت از رفتار وی رنجیده و به سزای بیادبی او قوز نخستین را از طاقچه برمیدارند و بر قوز او میسازند.داستانهای امثال امینینگاران؛ ادبیات و داستان.
