مشکل " داریوش" نیست، مشکل " آینه" استمجتبی نجفی داریوش اقبالی آهنگی خوانده که اتفاقا من به عنوان یک…
انتشار: 2026/08/19 14:36 UTCدریافت: 2026/08/20 23:45 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/20 23:45 UTC
مشکل " داریوش" نیست، مشکل " آینه" استمجتبی نجفی داریوش اقبالی آهنگی خوانده که اتفاقا من به عنوان یکی از طرفداران هنر او از نوجوانی تا اکنون ارتباط ضعیفی با آن برقرار میکنم؛ به عبارتی فاصله کیفی آهنگ با کارهای برجسته اش زیاد است. اما چرا یک عده ای او را آماج حملات قرار داده اند؟ این همان جایی است که من به داریوش نه صرفا به عنوان یک هنرمند مستقل که به عنوان شهروند کنشگر مدنی علاقه مند میشوم.او خواننده یکی از سیاه ترین دورانهای تاریخ ما یعنی دهه شصت بوده. انقلابی که در همان نقطه آغازین با سیاست حذف و اعدام شکست خورد و آهنگ داریوش، روایت این تاریکی و افشاگر تاریکخانه هایی است که در آنها " انسان" رعایت نشد. صدای داریوش در آن دوران یکی از محکم ترین و مستقل ترین راویان ستم است. همین داریوش بعدها ایران " گشته ویران"، " تشنه آزادی"" خسته از شلاق استبدادی" خواند و از بچه ها خواست رهایی این گربه از استبداد را چشم انداز فردای خود قرار دهند و یا جایی گفت" کی میاد دست توی دستم بذاره تا بسازیم این خونه رو دوباره" و اینجا ایران به مثابه خانه غمها و شادهای گذشته و امید آینده پدیدار شد.و داریوش ما فقط داریوش سیاسی نبود، او زیباترین آهنگها را برای عشقهای شکست خورده، حسرت های به دل مانده، زخم های نوشونده خواند. " شقایق جای تو دشت خدا بود، نه تو گلدون نه توی قصه ها بود" و اونجا که میخوند اونکه رفته دیگه هیچوقت نمیاد" بیان عالی از تجربه های بسیاری بوده. و اهمیت صدای او همین است که به تجربه های شکست و ناامیدی، امید و رویای سوژه ایرانی پیوند خورده و صدای او در قلب زندگی ماست.داریوش فقط از سیاهی و اعدام نمیگفت یکجا هم امید بود، عشق به آینده بود، به خصوص جایی که فریاد " دوباره میسازمت وطن" را سر داد. صدای داریوش بیان همه ساحتهای سیاسی و عاطفی زندگی ایرانیان بوده و هست، روایت غم، عشق، امید، شکستهای فردی و جمعی، و مهم تر از همه وطن پرنده در خون، خانه ویران شده، چشم انتظار ایستادگی ایرانیان بازنمایی شده. داریوش در اعتیاد فرورفت و علیه اعتیاد مبارزه کرد و در " بنیاد آینه" دیگر نه فقط داریوش خواننده ساحتهای عاطفی و سیاسی مان که کنشگر مدنی، منجی بسیاری از ایرانیان اسیر اعتیاد رویت پذیر میشود. بسیاری اعتیاد سابق او را اسباب تمسخر کرده اند اما برخاستن ققنوس وارش از خاکستر اعتیاد را انکار و مهم تر تعهدش برای آزادی بسیاری از جوانان از چنگال اعتیاد را نادیده میگیرند. و چه زشت است که یک انسان را با بحرانش بکوبی و به جای تمجید از سیر تکاملی اش، او را سرزنش کنی.اما مشکل این لشکرهای مهاجم با آهنگ جدیدش چیست؟ اگر نقد فنی مانند من دارید درست، اما با محتوای آن چه مشکلی دارید؟ او گفته توهم توطئه، دشمن انگاری مخالف، عدم به رسمیت شناختن نگاههای متفاوت، فحاشی و تغذیه از آبشخورهای معرفتی استبداد، بد است. چرا به شما برخورده؟ داریوش همیشه حکومت را با آهنگهایش نواخته، اما همیشه نگاهی هم به ساختارهای منحط فرهنگی داشته و ابتذال و شبیه شدن اپوزیسیون به حکومت را هم نقد کرده. شما با این مشکل دارید؟ اگر با اینها مشکل دارید مشکلتان با داریوش نیست، با آینه ای است که زشتی هایمان را هم يادآور میشود. داریوش هم مقدس نیست، انسان است حامل اشتباه و خطا. از جمله موضع شتابزده اش درباره وکالت به رضا پهلوی. اما او یکی از مستقل ترین هنرمندانی بوده که نان صدا و هنرش را خورده تا آویزان شدن به قدرت چه داخلی یا خارجی. مشکل در همان مستقل بودن و مستقل ماندن است، در عدم دنباله روی از موجهای پوپولیستی، مخالفت توامان با جنگ و استبداد، مخالفت همزمان با ساختار منحط قدرت و ساختارهای فرهنگی که آبشخور استبدادند. گناه از داریوش نیست از استقلال داریوش از نمادهای استبداد در تاریخ ایران است. مشکل از آینه روشنگر است که با سنگ خردش میکنید.t.me/modjtabanajafifrance/2848%E2%9C%85 @mellimazzhabi
