مردی چهار کس را درهمی داد، اولی فارس بود و گفت: انگوری خریم، دومی عرب بود و گفت: لا، من عنب خواهم و…
انتشار: 2026/08/17 11:23 UTCدریافت: 2026/08/17 23:17 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/17 23:17 UTC
مردی چهار کس را درهمی داد، اولی فارس بود و گفت: انگوری خریم، دومی عرب بود و گفت: لا، من عنب خواهم و سومی ترک بود و گفت: هیچ یک نخواهم، من ازم خواهم! و چهارمی رومی بود و استافیل خواست! سرانجام غافل از رازِ نام ها و فرهنگ ها، جنگی میان شان درگرفت و از سر نادانی و جهالت همی بر سر هم می کوفتند! اگر دانشمندی واقف به راز نام ها آنجا می بود پادرمیانی کرده و می گفت: من با این یک درهم آرزوی هر چارِتان برآورده خواهم کرد!اگر دل بدهید و از دشمنی دست بردارید این یک درهم کار چهار درهم را برایتان خواهد کرد و نزاع تان به اتحاد تبدیل شود. چار کس را داد مردی یک دِرَمآن یکی گفت: این به انگوری دهمآن یکی دیگر عرب بُد، گفت: لامن عِنَب خواهم نه انگور، ای دغا! آن یکی تُرکی بُد و گفت: این بَنُممن نمیخواهم عِنَب، خواهم اُزُمآن یکی رومی بگفت: این قیل راتَرک کن، خواهیم اِستافیل رادر تنازع آن نفر جنگی شدندکه ز سِرّ نام ها غافل بُدندمشت بر هم میزدند از ابلهیپُر بدند از جهل و، از دانش تهیصاحبِ سِرّی، عزیزی، صد زبانگر بُدی آنجا، بدادی صلح شانپس بگفتی او که من زین یک دِرَمآرزویِ جمله تان را میدهمچون که بسپارید دل را بی دغلاین دِرَم تان میکند چندین عملیک دِرَم تان میشود چار، اَلْمُراد! چار دشمن میشود یک، زِ اتّحاد#مثنوی#مولانا@masnavimolaviiکار اهل حکمت و معرفت ایجاد اتّحاد و برقراری صلح و برطرف کردن جنگ و نزاع های بیهوده و اعتباری است و کار جاهلان به هر یک نام و عنوان و اعتباری دادن و ایجاد اختلاف و برافروختن جنگ و نزاع !