به روز مرگ چو تابوت من روان باشدگمان مبر که مرا درد این جهان باشدبرای من مگری و مگو «دریغ دریغ»به د…
انتشار: 2026/08/01 15:41 UTCدریافت: 2026/08/17 23:17 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/17 23:17 UTC
به روز مرگ چو تابوت من روان باشدگمان مبر که مرا درد این جهان باشدبرای من مگری و مگو «دریغ دریغ»به دوغ دیو درافتی دریغ آن باشدجنازهام چو ببینی مگو «فراق فراق»مرا وصال و ملاقات آن زمان باشدمرا به گور سپاری مگو «وداع وداع»که گور پردهٔ جمعیت جنان باشدفُروشدن چو بدیدی برآمدن بنگرغروب شمس و قمر را چرا زیان باشد؟!تو را غروب نماید ولی شروق بودلحد چو حبس نماید خلاص جان باشدکدام دانه فرورفت در زمین که نَرُست؟!چرا به دانهٔ انسانت این گمان باشد؟!کدام دلو فرورفت و پر برون نآمدز چاه یوسفِ جان را چرا فغان باشد؟!دهان چو بستی از این سوی آن طرف بگشاکه هایهوی تو در جوّ لامکان باشد#غزلیات#مولانا@masnavimolavii