سالها پیرُویِ مذهبِ رندان کردمتا به فتویّ خِرَد حرص به زندان کردممن به سرمنزلِ عَنْقا نه به خود بُ…
انتشار: 2026/07/25 18:35 UTCدریافت: 2026/08/12 10:40 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/12 10:40 UTC
سالها پیرُویِ مذهبِ رندان کردمتا به فتویّ خِرَد حرص به زندان کردممن به سرمنزلِ عَنْقا نه به خود بُردم راهقطعِ این مرحله با مرغِ سلیمان کردمسایهای بر دلِ ریشم فِکَن ای گنجِ روانکه من این خانه به سودایِ تو ویران کردمتوبه کردم که نبوسم لبِ ساقی و کنونمیگَزَم لب که چرا گوش به نادان کردمدر خِلافآمدِ عادت بطلب کام! که منکسب جمعیت از آن زلفِ پریشان کردمنقش مستوری و مستی نه به دستِ من و توستآن چه سلطانِ ازل گفت بکن، آن کردمدارم از لطفِ ازل جنَّتِ فردوس طمعگرچه دربانی میخانه فراوان کردماین که پیرانهسَرَم صحبتِ یوسف بنواختاجر صبریست که در کلبهٔ احزان کردمصبحخیزی و سلامت طلبی چون حافظهر چه کردم همه از دولتِ قرآن کردمگر به دیوانِ غزل صدرنشینم چه عجب؟سالها بندگیِ صاحبِ دیوان کردم#غزلیات#حضرت_حافظ @masnavimolavii