ادامه یادداشت ☝️🔸غزالی هنوز تمامیِ انتظاراتش از زن را بیان نکرده است. او مینویسد: «زنان را از ضعف…
انتشار: 2026/08/26 08:22 UTCدریافت: 2026/08/27 14:40 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/27 14:40 UTC
ادامه یادداشت ☝️🔸غزالی هنوز تمامیِ انتظاراتش از زن را بیان نکرده است. او مینویسد: «زنان را از ضعف و عورت آفریدهاند. داروی ضعف ایشان خاموش بودن است و داروی عورت ایشان خانه برایشان زندان کردن است» (همان، ص ۲۴۴). اجازه بدهید چیزی در شرح این بیانات گهربار ننویسم که خود بدون هیچ شرحی گویاست.🔸غزالی در نهایت حرف آخر را در این باره مینویسد: «مزاح و بازی با زنان نباید بدان حد رسد که هیبت مرد برود، بلکه بر مرد است که اگر کاری خلاف مروت و شریعت از زن خود بیند وی را سیاست و تنبیه کند که «الرجال قوامون علیالنساء» باید که مرد بر زن مستولی باشد… چه زن باید بندهی مرد بوَد و گفتهاند که با زنان مشاورت باید کرد و برخلاف نظراتشان عمل باید نمود… چون زنی نافرمانی کند نخست مرد وی را به رفق و مدارا به حسن سلوک دعوت کند. اگر مؤثر نشد در جامهی خواب پشت سوی وی کند، اگر اطاعت نکرد سه شب جامهی خواب جدا کند. اگر سود نداشت وی را بزند… اگر سجود جز خدای را روا بودی زنان را سجود فرمودی برای مردان» (همان، ص ۲۴۴ به بعد).🔸نویسندگان دیگری هم دربارهی زنان نظرهایی ابراز کردهاند. از جمله در کتاب «سمک عیار» که جزو داستانهای عامیانهی ادبیات فارسیست به چنین جملههایی برمیخوریم: «زنِ جوان جواهر بوَد، تا دختر بوَد. دستنابسوده و جوهری نفیس. هوا گَرد بر وی نهافشانده، به دست هیچ غواصی نرسیده… خلق جهان او را طلبکار میباشند… چون به دست غواص رسید و مرد کام خویش برداشت، مهرهی سفالینه شد اگرچه حورالعین است» (فرامرز بن خداداد، سمک عیار، به اهتمام دکتر پرویز خانلری، جلد اول، ص ۲ بهبعد).🔸چنانکه بهوضوح پیداست اینان زن را تنها با نگاه جنسی میبینند، اما هیچگاه چنین نگاهی به مرد در تاریخ گذشته و امروز ما پیشینهای ندارد.خواجه نصیرالدین طوسی هم از این قافله عقب نمانده است. او در کتاب «اخلاق ناصری» از جمله اندرز میدهد که: «احتیاج به مشاورت و استمداد عقول آن بود که مشاورت با اصحاب همت و عزت تدبیر کند… با ضعفای عقول مانند زنان و کودکان البته نگوید…». (اخلاق ناصری، خواجه نصیرالدین طوسی، ص ۲۲۷ به بعد).همین پند را خواجه فضلالله رشیدی از وزرای دورهی مغول هم در پندنامهی پانزدهگانهی خود تکرار میکند: «سر گفتن با زنان به هیچ وجه اجازت ندادهاند» (مکاتبات رشیدی، ص ۷۰ به بعد).🔸خواجه نظامالملک، وزیر مقتدر سلجوقیان هم همین پند را تکرار میکند: «نباید زیردستان پادشاه زبردست گردند که از آن خللهای بزرگ متولد شود و پادشاه بیقدر و شکوه گردد، خاصه زنان که ایشان اهل سِترند و ایشان را کمال عقل نیست و غرض از ایشان گوهر نسل است که به جای ماند… وقتی که زنان پادشاه فرمان دهند، همه آن فرمایند که صاحبان غرض ایشان را شنوانند و چنانکه مردان احوال بیرون پیوسته به رأیالعین میبینند، ایشان نتوانند دید… هرگاه زن پادشاهی بر پادشاهی مسلط شده است جز فتنه و فساد و شور و شر نبوده است… همیشه پادشاهان و مردان قویرأی طریق نیکو سپردهاند و چنان گذاشتهاند که زنان و ضعیفان از راز دل ایشان خبر نداشتهاند» (سیاستنامه، به تصحیح محمد قزوینی، ص ۱۸۳ به بعد). همهی این حضرات، زن را دارای عقل ضعیف و بلکه ناقصالعقل میشمارند که هیچ سِرّی را نباید با آنان درمیان گذاشت و در هیچ امری نباید با آنان مشورت کرد و اگر از سر غفلت مشورتی صورت گرفت، حتماً خلاف آن عمل شود. گویا زن فقط و فقط آفریده شد برای لذت بخشیدن به مردان و در کنارش استمرار نسل و البته فراهم کردن آسایش مردان که راحتتر فرمان دهند و تنبیه کنند.🔸اجازه دهید آخرین جلوه از فرهنگ زنستیز را هم از متون کلاسیک ادبی بیاورم و ختم کلام: «بر زنان حرام است که به گرمابه روند مگر آنکه دارای نفاس یا بیمار باشند. اگر ضرورتی باشد با اِزار وسیعی بدن خود را بپوشانند و مکروه است که مرد هزینهی حمام زن را بدهد؛ زیرا کمک به انجام دادن مکروه است» (آیین شهرداری، نوشتهی ابن اخوه، ترجمهی جعفر شعار، ص ۱۶۰). یعنی برای پاک بودن و بهداشت زنان اهمیتی قائل نبودند و آنان تنها با عذر شرعی اجازهی گرمابه رفتن داشتند که در آن صورت هم پرداخت هزینهی حمام مکروه است. وقتی اقتصاد خانواده مردانه و در ید قدرت انحصاریِ مردان است، زنان هزینهی حمام خود را از کجا پرداخت کنند؟ از جیب شوهر بدزدند؟ یا از مردان دیگر بگیرند؟ یا در سرمای زمستان کاسهکاسه از حوض خانه آب بردارند و بر سر بریزند و غسل ترتیبی کنند؟ (اگرچه هنوز غسل ترتیبی اختراع نشده بود!). این چه نگاه زنستیزانهایست که زنان را از همهی مواهب معمول محروم میکند و همهی دنیا را فقط برای مردان میخواهد؟ادامه یادداشت 👇t.me/mardomnameh