در این چاپی که از دیوان انوری، تصحیح استاد مدرّس رضوی، دارم، روی جلد، «به اهتمام»،در صفحهٔ ۳، «به ک…
انتشار: 2026/07/22 12:52 UTCویرایش: 2026/08/01 00:10 UTCدریافت: 2026/08/15 05:06 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 05:06 UTC
در این چاپی که از دیوان انوری، تصحیح استاد مدرّس رضوی، دارم، روی جلد، «به اهتمام»،در صفحهٔ ۳، «به کوشش»و در صفحهٔ ۴، «مترجم» (؟!) آمدهاست!t.me/joinchat/AAAAAD7Fssu7AgJ7o97tgw
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 2 بازدید تازه در ساعت در این نمونهپستهای تلگرام — مجمع پریشانی
امور خوارجه؟!!t.me/joinchat/AAAAAD7Fssu7AgJ7o97tgw
ز یاران، کینه هرگز در دل یاران نمیمانَدبه روی آب، جای قطرۀ باران نمیمانَدمیرزا طاهر قزوینی (متخلّص به «وحید»)تذکرهٔ نصرآبادی، به کوشش احمد مدقّق یزدی، ص ۲۳t.me/joinchat/AAAAAD7Fssu7AgJ7o97tgw
بزنگاههای شناخت دوست - عِندَ النّازلةِ تَعرِفُ أخاك (مَجمعالأمثال مَیدانی):هنگام سختی/رنج/حادثه دوستت را خواهی شناخت.- لا تَعرِفُ أخاكَ حَتّیٰ تُغضِبَه أو تُسافِرَ مَعَه (جَمهَرةالأمثال عسکری):دوستت را نخواهی شناخت مگر هنگامیکه او را برآشفته کنی یا با او به سفر بروی.- لا تَعرِفُ أخاكَ إلّا عِندَ الحاجةِ إلَیه (البیان و التّبیین جاحظ):دوستت را هنگام نیازمندی خواهی شناخت.t.me/joinchat/AAAAAD7Fssu7AgJ7o97tgw
دریغا زریاب و دریغا فرهنگ ایرانی! (محمدرضا شفیعیکدکنی) دریغا زریاب و دریغا فرهنگ ایرانی! جز این چه میتوانم گفت؟ در این راستهبازار مدرکفروشان با ارزِ شناور، در این سیاهی لشکر انبوه استاد و دانشجو، سیاهی لشکری از خیل دانشجویان و استادان چیزی برابر تمام…دریغا زریاب و دریغا فرهنگ ایرانی(شفیعی کدکنی)زریاب در شرایط فرهنگی عصر ما شاید والاترین مصداق کلمهٔ «حکیم» بود؛ یعنی فرزانهای که بسیار خوانده و بسیار آموخته و بسیار اندیشیده و از انبوه خواندهها و دانستههای خویش، منظومهای عقلانی برای تبیین جهان و فرهنگ ملی خویش تدارک دیده و براساس این منظومهٔ عقلانی و فرهنگی است که نگران پیرامون خویش است.بهراستی، دیگر در کجای ایران باید جست مردی را که بتواند شفا و اشارات ابنِسینا و اسفار صدرالمتألّهین و شاهنامهٔ فردوسی و صیدنهٔ ابوریحان و دیوان خاقانی و فلسفهٔ تاریخ ایران و تاریخ فلسفهٔ ایران را در عالیترین سطوح ممکن تدریس و تحقیق کند و آنگاه که دربارهٔ گوته، شیلر، کانت، هگل، صادق هدایت و مهدی اخوان ثالث سخن میگوید، سخنش از ژرفترین سخنها باشد؟نمیگویم او واپسین بود، ولی در میان واپسینها، بیگمان برجستهترین بود؛ برجستهترین چهره از آخرین پژوهندگانی که بر مجموعهٔ فرهنگ و مدنیت ایرانی احاطهٔ ژرف و اشراف کامل دارند و بدان عشق میورزند: از فلسفه و کلام و تفسیر و حدیث و فقه و اصول تا ادبیات فارسی و عربی و تاریخ و جغرافیای تاریخی تا آنچه در مغربزمین میگذرد.
تصوّف و عقبماندگی جوامع اسلامیمخالفان تصوّف دو گروهاند: آنها که تصوّف را بدعتی در شریعت میشمارند و از دید عقاید مذهبی با آن دشمنی میورزند.گروه دیگر آنها که از دیدگاه اجتماعی و سیاسی با آن مخالفاند و برآنند که عامل اصلی عقبماندگی جوامع اسلامی، عرفان و تصوّف است.برای گروه اول نیازی به آوردن نمونه وجود ندارد ولی از گروه دوم اگر یک تن را در عصر خودمان بخواهیم انتخاب کنیم، بیگمان باید سیداحمد کسروی (۱۲۶۹-۱۳۲۴)، مورِّخ بزرگ و زبانشناس عظیمالشأن ایران در نیمهٔ اول قرن بیستم را، مورد توجه قرار دهیم... .من نیز با کسروی درین نکته موافقم که یکی از علل و شاید هم تنها علّت در عقبماندگی جوامع اسلامی تصوف است؛ اما به مانند کسروی نمیخواهم این «علّت بدبختی» را با دشنام و ستیزهجویی از میان بردارم، زیرا برای من به مانند روز، روشن است که عرفان و تصوّف، با مخالفتهایی از نوع مخالفت کسروی هرگز از میان برداشته نخواهد شد.ابنِجوزی (م ۵۹۸) هشتصد سال قبل از او این کار را به بهترین وجهی [در کتاب تلبیس ابلیس] انجام داد و به هیچ نتیجهای نرسید.محمدرضا شفیعی کدکنی، زبان شعر در نثر صوفیّه، ص ۱۸-۱۹t.me/joinchat/AAAAAD7Fssu7AgJ7o97tgw
کی از چه کتابی خوشش میآد؟(دکتر احمدرضا بهرامپور عمران)اسرافیل: سمفونیِ مردگانمدّاح: مصیبتنامهمولوی: حمامِ روحچریک: من هم چهگوارا هستمخرسِ قطبی: خوابِ زمستانیشکارچی: شوهرِ آهوخانمفمینیست: زنان بدونِ مردانمؤمنِ شکمو: فرشته با بوی پرتقالحیوانآزار: سگِ ولگردعیّاش محتاط: تفریحاتِ سالمکلیمی: سفر به ولایتِ عزرائیلافلاطون: فرار از فلسفهشیفتگانِ ساعدی: عموغلامخودشیفته: باغِ آینهفرزندمرده: سنگی بر گوریپشتِکنکوری: در جستجوی زمانِ ازدسترفتهفضول: اسرارنامهپرندهباز: منطقالطّیرهیتلر: تاریخِ جهانگشاپوتین: یک آدم چقدر زمین میخواهد؟ایرانی: رازهای سرزمینِ منتازهداماد: با عشق در حوالیِ فاجعهسلیمان: لغتِ مورانمتأهل: گاهی دلم برای خودم تنگمیشودخلافکارِ ترسو: جنایات و مکافاتبازپرس: کشفالمحجوبزن و شوهر: جنگ و صلحعاشقِ بیتجربه: دستورِ زبانِ عشقعتیقهفروش: تاریخ در ترازوفوتبالیستِ بامرام: اخلاقِ ناصریمسیح: تولدی دیگرشکارچیِ ناکام: سایههای شکارشدهمعتاد: خاکسترِ هستیدهنلق: از سیر تا پیازجهاندیدهٔ دروغگو: ضدّخاطراتجهانسومی: افسانهٔ دولتازخودراضی: التّعریفاتفردوسی: رستمالتّواریخزندانی: گشایش و رهایشآدمِ وقیح: چشم دربرابرِ چشمخوشخیال: تاریخِ بیداریِ ایرانیانزنِ قهرو: چمدانچنگیزخان: فرهنگِ جهانگیریمفتخور: خوانِ الإخوانپستهخور: لبابالألبابجوجه لکلک: بابالنگدرازدیکتاتور: هیس!/ به صیغهی اول شخصِ مفردجنگجوی شکمو: سربازِ شکلاتیبیهودهگو: نصیحةالملوکرضاشاه: کشفالمحجوبمنبع:از گذشته و اکنون t.me/azgozashtevaaknoon


