🔴 رسالت معلم؛ روشنگری در برابر استبداد و جهلبه نام خداوند جان و خرددر این بیابان استبدادزده، نقش معلم متعهد و متخصص، درمان بیماریهای اجتماعی و جهاد با جهل، فقر و فرهنگ تحمیلیای است که حاصل سالها استبداد بر مردم بوده است. پیامبران کهن، با روشنگری، تعلیم و تربیت، جامعه را به سوی روشنایی و آگاهی میبردند و امروز این رسالت بر دوش معلمان است. زکات علم، آموختن است و هرچه جامعه داناتر و آگاهتر باشد، مطالبات آن مدنیتر و گستردهتر خواهد بود.به گفته بزرگی: «ما به اندازه دانستههایمان مسئولیم، نه ندانستههایمان.»شاید ارسطو و فارابی نیز چشمه آب حیات را یافته بودند؛ چرا که نام معلمان و آموزگاران، بهواسطه دانش و اندیشهشان، تا بلندای تاریخ ماندگار شده است.بدبختانه، امروز افرادی هستند که تنها نام مقدس «معلم» را یدک میکشند، نه رسالت آن را؛ افرادی که کاری با مصلحتاندیشی و فدا کردن منافع عمومی برای منافع شخصی خود دارند.از سوی دیگر، هرچند اندک، معلمانی آزاداندیش، بیباک، فداکار و متحد نیز در جامعه حضور دارند که با روشنفکری و شجاعت خود باعث روسپیدی جامعه معلمان شدهاند. باید دانست که استبداد تاب و تحمل این بزرگواران را ندارد و با مشت آهنین خود آنان را سرکوب میکند؛ با حبس، تبعید، بازنشستگی پیش از موعد، مانند دوست و همکار عزیزم، سرکار خانم #خدیجه_مبارکی آورده است.اینها هزینههایی است که جامعه معلمان ایران تاکنون پرداخته و همچنان خواهد پرداخت.بد نیست یادی کنیم از معلم شهید، خالق، «ماهی سیاه کوچولو»، که جانش را برای آگاه کردن فرزندان این سرزمین نهاد.آری، خواهرم، ما در گوشه عافیت این زندان، در حال زندگی نباتی خود هستیم و از همینجا به شما شادباش میگویم.سرکار خانم خدیجه مبارکی، شما نیز برگ زرینی بر دفتر پرافتخار مقاومت معلمان ایران افزودید و قطعاً در پیشگاه تاریخ این سرزمین سرافراز خواهید بود؛ تا روزی که فرزندان ایرانزمین میوه آزادی را بچشند.در این جهان، بیماریها درمان میخواهند، نه تسکین؛ تعهد میخواهند، نه تظاهر و تزئین؛ و جامعه به طبیب غمخوار نیاز دارد، نه دلقک بیعار.#سیامک_صادقی_چهرازی۱۴۰۵/۵/۳۱زندان مرکزی اهواز #شیبانرسانه، شمایید. لطفاً با دوستان خود به اشتراک بگذارید.کانال چالش صنفی معلمان ایران 🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸t.me/kchaleshFI
🔴 #علیه_فراموشیبرای#عبدالرضا_امانیفر، دبیرکل کانون صنفی فرهنگیان استان بوشهر و بازرس شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران✍️ محسن عمرانی(صمد جنوب)رضای عزیز، رفیق و همکار سرافرازم،این روزها که جنگ و محاصره اقتصادی، تورم و فشارهای امنیتی، نفس زندگی را در جامعه به شماره انداختهاند و هراس را میتوان آشکارا در چهره مردم دید، گاهی اتفاقهای کوچکی رخ میدهد که دوباره آدم را به ادامه راه امیدوار میکند.در مراسم ختم و فاتحه، اگر کسی به سلامم پاسخ میدهد، پیش از آنکه از متوفی بگوید، میپرسد: «از جناب امانیفر چه خبر؟ آزاد شد؟ پروندهاش به کجا رسید؟»در بیمارستان و مطب دکتر، بیماری که از درد کلیه به خود میپیچد، آرام و زیرلب میپرسد: «آن معلم زندانی که بیماری کلیه داشت، آزاد شد؟»در صف بنزین، در میان هیاهوی سهمیه و کارت جایگاه و نوبت، چند راننده با صدایی بلندتر از همیشه میگویند: «بلدند فقط معلمها را بگیرند و زندان کنند؛ کاش فکری هم برای بدبختی مردم میکردند.»و روزی که برای ثبتنام دانشآموزی به اداره رفته بودم، هنوز پایم به داخل نرسیده بود که نگهبان جلوی درب پرسید: «جناب امانیفر آزاد شد؟»هر بار که از چنین اتفاقی بیرون میآیم، با غروری عجیب قدم برمیدارم، انگار زمین زیر پایم نرمتر شده است.دوباره به فردا فکر میکنم و با خودم میگویم: آری! مبارزات مدنی، اگرچه آرام و گاه دور از چشم ما پیش میروند، اما آنچنان محکم در جان جامعه ریشه میدوانند که نه هراس موشک و نه فشار اقتصادی و نه قحطی و گرانی کالاها نمیتواند آنها را از فکر و جان مردم بیرون کند.رضا جان،شاید دیوارهای زندان بتوانند تو را از کلاس، از دانشآموزانت، از همکارانت، از دخترانت و از خیابانهای این شهر دور کنند، اما هرگز نتوانستهاند نامت را از زبان مردم بگیرند.مردمی که تو را ندیدهاند، فقط به عنوان یک زندانی، تو را به عنوان معلمی میشناسند که دغدغه کودکان، زنان و حقوق صنفی همکارانش را داشته است.همین پرسشهای ساده مردم، همین نگرانیهای بینامونشان، همین که بیماری در میان درد خودش سراغ تو را میگیرد و رانندهای در صف بنزین از زندانی شدن معلمها گلایه میکند، نشان میدهد که آنچه برایش ایستادهای، دیگر فقط مسئله تو و چند همکار نیست، بلکه بخشی از وجدان جامعه شده است.من تو را آزاد میخواهم.آزاد تا دوباره به کلاس برگردی، کنار کودکان این سرزمین بایستی و برای فردایی انسانیتر قدم برداری.اما اگر این آزادی دیرتر از آنچه میخواهیم فرا برسد، باز هم تو بازنده این کارزار نابرابر نیستی.تو پیش از آنکه پشت این دیوارها قرار بگیری، در دل مردم این شهر، چون شرجی و گرما جا گرفتهای.تو سروی راستقامتی هستی که دیوار زندان نتوانسته شاخههایت را کوتاه کند. شاخههایت از فراز دیوار بیرون آمده و برای رهگذران دست تکان میدهد، برای کودکان سایه میشود و به آنان میگوید هنوز میتوان به فردا امید داشت.رفیق عزیزم،ما چشمانتظار روزی هستیم که دوباره در کنار هم بایستیم؛ نه فقط برای آزادی تو، که برای آزادی اندیشه و برای حرمت معلم، برای حقوق کودکان و زنان و برای جامعهای که در آن هیچکس به خاطر خواستن زندگی بهتر پشت میلههای زندان نرود.تا آن روز بدان که بیرون از زندان، نام تو زنده است؛ در پرسشهای مردم، در نگرانی همکارانت، در نگاه کودکان و در امید کسانی که هنوز باور دارند میتوان این راه را ادامه داد.سربلند بمان، ای فرزند سرزمین دلیران تنگستان.از دو سوی دیوار با هم میخوانیم:جهاز جهاز جرمننسرتاسرش همه خننهلل یوس هل یوسابیس جهازن صد بغلعلم زده بالای دکلهلل یوس هل یوساجهاز اومد برد جتیماییم سیاه و پاپتیهلل یوس هل یوساما میکشیم او از چهابنمیکنیم کار غرابهلل یوس هل یوسابس که کردیم اسکرابجرمنی خونت خرابهلل یوس هل یوسا📍جرمنی = ژرمنی _ آلمانیجهاز = کشتیغراب = کشتیدیوارها ماندنی نیستند،اما بذرهایی که در دل جامعه کاشتهاید، جوانههای زندهاند….رسانه، شمایید. لطفاً با دوستان خود به اشتراک بگذارید.کانال چالش صنفی معلمان ایران 🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸t.me/kchaleshFI
🌅 علیرضا کاظمی، وزیر آموزش و پرورش:«گفتیم مدارس حضوری بازگشایی میشود؛ نگفتیم حضوری هم ادامه پیدا میکند.»♦️ بر اساس توضیحات جدید وزیر، آغاز فعالیت حضوری مدارس به معنای قطعی بودن تداوم آموزش حضوری در تمام طول سال تحصیلی نیست و نحوه ادامه فعالیت مدارس میتواند متناسب با شرایط و تصمیمهای بعدی تعیین شود.🔹 تصمیمهای بعدی درباره نحوه فعالیت مدارس، با توجه به شرایط کشور و تصمیم وزارت آموزش و پرورش اعلام خواهد شد.قضاوت با شما ⁉️⁉️⁉️🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸کانالی برای پوشش کنش های صنفی معلمان و فعالان صنفی و نیز آگاهی افزایی عمومی🆔 @kchaleshFI
🌅 علیرضا منادی، رئیس کمیسیون آموزش مجلس:🔹 در مجلس برنامههای بزرگی برای ارتقای جایگاه شغلی و علمی معلمان پیشبینی کردهایم.🔹 هدف، ایجاد یک مسیر پیشرفت برای معلمان از رتبههای پایه تا رتبههای عالی مانند استاد-معلم است.🔹 قانون رتبهبندی نیز با هدف ایجاد رقابت مثبت و بهبود جایگاه معلمان طراحی شده و قرار است مسیر ارتقای شغلی معلمان مدارس مشابه ساختار دانشگاهها دنبال شود.#پی_نوشت جناب منادی میشود محض رضای خدا یک بار هیچ تصمیمی نگیرید واین آموزش و پرورش نگون بخت را رها کنید شاید با عدم تصمیمات فشل شما ها یک نفس راحتی بکشد ⁉️⁉️🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸کانالی برای پوشش کنش های صنفی معلمان و فعالان صنفی و نیز آگاهی افزایی عمومی🆔 @kchaleshFI
✅ هر کە او بیدارتر، پُر دردتر✍️ کمال حسینی، معلم بازنشسته #سنندجخداوند در سورەی قریش برای عبودیّت و بندگی خویش، انجام دو وظیفە و مسئولیت مهم و اساسی را نسبت بە بندگان بر خود لازم و ضروری می داند: ١-تٲمین معاش و هزینەی زندگی بندگان: تٲمین اقتصادی ٢- تٲمین امنیّت و پرهیز از تخویف بندگان: فالیع٘بُدوُا ربَّ هذاالیتِ الّذی ٲط٘عَمَهُم مِن جوع و آمَنَهُم مِن خَو٘فخداوند رزق و روزی و زندگی بهای( نان وحقِّ حیات و معیشت) بندگانش را چە مسلمان چە کافر، خواە خاطی خواە مُصیب را می دهد و نان کسی را سیاە نمی کند:[خداوند] پردەی ناموس بندگان بە گناە فاحش ندَرَد و وظیفەی روزی بە خطای مُنکَر نَبُرَد گلستان سعدیفرهنگ اسلامی و ادبی و عرفانی ما مشحون از توجە بە حقِّ حیات (معیشت) بندگان و رزق و روزی آنهاست:تذکرةالاولیای عطار: هر کس کە در این سرا درآید،نانش دهید و از ایمانش مپرسید چە آن کس کە بر درگاە باری بە جان ارزد البتە بر خوان ابوالحسن بە نان ارزد: ابوالحسن خرقانیحضرت ابراهیم(ع) بە مهمان نوازی معروف بود. روزی پیری گبر بت پرست مهمانش شد. ابراهیم خوان گسترد. پیرِ گبر بدون نام خدا بە خوان دست برد، ابراهم او را بە خواری از درگاە خود براند. سروش غیبی از سوی خدا بیامد و ابراهیم را عتاب کرد کە:سروش آمد از کردگار جلیل/ بە هیبت، ملامت کنان، کای خلیلمنَش دادە صد سال روزیّ و جان/ تو را نفرت آمد ازو یک زمان؟گر او می برد پیش آتش سجود/ تو واپس چرا می بری دستِ جود؟ بوستان سعدیروزی سعدی در کشتی همنشین شیخ شهاب الدین سهروردی است او این دیدار را این گونە شرح می دهد:مرا شیخ دانای مرشد شهاب/ دو اندرز فرمود بر روی آبیکی آن کە در جمع بدبین مباش/ دوم آن کە در نفس خودبین مباششنیدم کە بگریستی شیخ زار/ چو برخواندی آیات اصحاب یارشبی دانم از هول دوزخ نخفت/ بە گوش آمدم صبحگاهی کە گفت:چە بودی کە دوزخ ز من پر شدیمگر دیگران را رهایی بُدی بوستان سعدیهیچ فلسفەای در مورد پذیرش دیگری و اخلاق مداری و نوعدوستی بدون توجە بە فکر و اندیشە و دین و مذهبی تا این حد مستحکم نیست. ( بیت آخر)پس عقل و خرد حکم می کند کە مسئولان امر با توجە بە فرهنگ غنی اسلامی و عرفان ایرانی در برخورد با منتقدان دلسوز و معلمان آگاە و مطالبەگر، راە مدارا پیش گیرند و بە پیروی از راە و روش خداوند حقّ حیات( معیشت) آنان را محترم دارند و از تخویف و تهدید، بازداشت زندانی نمودن و اخراج آنان بپرهیزند و گرنە تبلیغات آنان مبنی بر پیروی از قرآن و تبعیت از فرامین خداوند، ادّعایی بیش نیست.شیوەی برخورد نهادهای امنیتی و دستگاە قضاوت با مطالبەگران و برابری خواهانِ آموزشی و معلمان آگاە، رنج و زحمت این کنشگران خردمند را دوچندان کردەاست:هر کە او بیدارتر،پُر دردترهر کە او آگاەتر، رخ زردترجان همە روز از لگدکوبِ خیالوز زیان و سود وز خوفِ زوالنی صفا می ماندش نی لطف و فَرنی بە سوی آسمان راەِ سفربر اربابان قدرت و دستگاە قضاست کە تا دیر نشدە، مطالبەگری،برابری خواهی آموزشی، عدالت طلبی معیشتی، رایگان خواهی آموزش برای دانش آموزان، تغییرطلبی محتوای کتابهای درسی بە ویژە در حوزەی عمومی، علوم انسانی و ادبیات، فریاد حق طلبی معلمان و …. را بە رسمیت بشناسند و در حکم #زندانی فرهیختەها و خواستارها، #اخراج سیاەپورها، نعمتی ها و…دەها معلم دیگر تجدید نظر کنند…مطمئن باشید آیندە از آنِ این معلمان آگاە است.ریاست بە دست کسانی خطاستکە از دستشان دستها بر خداستای زَبَردستِ زیردست آزارتا کی گرم بمانَد این بازار؟ سعدیرسانه، شمایید. لطفاً با دوستان خود به اشتراک بگذارید.کانال چالش صنفی معلمان ایران 🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸t.me/kchaleshFI