🔴 شمار احکام اخراج صادرشده برای دانشجویان شریف به ۱۰ مورد رسیدبر اساس گزارشهای رسیده به دانشجویان…
انتشار: 2026/08/19 21:46 UTCدریافت: 2026/08/23 18:05 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/23 18:05 UTC
🔴 شمار احکام اخراج صادرشده برای دانشجویان شریف به ۱۰ مورد رسیدبر اساس گزارشهای رسیده به دانشجویان متحد، کمیته انضباطی دانشگاه شریف، برای سه دانشجوی دیگر این دانشگاه حکم بدوی اخراج صادر کرده است.پیش از این برای هفت دانشجو حکم اخراج صادر شده بود و تاکنون تنها حکم رضا دالمن توسط وزارت علوم نهایی شده است. با توجه به احکام صادره، تعداد دانشجویانی که حکم بدوی اخراج دریافت کردهاند به ۱۰ نفر رسیده است. اسامی سه دانشجویی که بهتازگی حکم بدوی اخراج دریافت کردهاند به شرح زیر است:آریانا کوچکی، ورودی ۱۴۰۰ کارشناسی مهندسی صنایععلی علیرضایی، ورودی ۱۴۰۲ کارشناسی علوم ریاضیآرش حاتمی، ورودی ۱۴۰۲ کارشناسی فیزیکحکم اخراج آرش حاتمی و آریانا کوچکی شامل یک سال محرومیت از تحصیل در تمامی دانشگاههای کشور و حکم اخراج علی علیرضایی شامل ۵ سال محرومیت از تحصیل در تمامی دانشگاههای کشور است.منبع: کانال دانشجویان متحد@Kaleme🔴 شمار احکام اخراج صادرشده برای دانشجویان شریف به ۱۰ مورد رسیدبر اساس گزارشهای رسیده به دانشجویان متحد، کمیته انضباطی دانشگاه شریف، برای سه دانشجوی دیگر این دانشگاه حکم بدوی اخراج صادر کرده است.پیش از این برای هفت دانشجو حکم اخراج صادر شده بود و تاکنون تنها حکم رضا دالمن توسط وزارت علوم نهایی شده است. با توجه به احکام صادره، تعداد دانشجویانی که حکم بدوی اخراج دریافت کردهاند به ۱۰ نفر رسیده است. اسامی سه دانشجویی که بهتازگی حکم بدوی اخراج دریافت کردهاند به شرح زیر است:آریانا کوچکی، ورودی ۱۴۰۰ کارشناسی مهندسی صنایععلی علیرضایی، ورودی ۱۴۰۲ کارشناسی علوم ریاضیآرش حاتمی، ورودی ۱۴۰۲ کارشناسی فیزیکحکم اخراج آرش حاتمی و آریانا کوچکی شامل یک سال محرومیت از تحصیل در تمامی دانشگاههای کشور و حکم اخراج علی علیرضایی شامل ۵ سال محرومیت از تحصیل در تمامی دانشگاههای کشور است.منبع: کانال دانشجویان متحد@Kaleme
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 23 بازدید تازه در ساعت در این نمونهنخستین مشاهده و پستهای مشابه
این برچسبها فقط زمان نخستین مشاهده متن عمومیِ همسان در این فهرست را نشان میدهند و اثباتکننده نویسنده اصلی نیستند.
- سهام نیوز · تطابق نزدیکِ متصل به نمونه مبنا — ۲۹ مرداد ۱۴۰۵، ۳:۵۵
- سایت خبری-تحلیلی کلمه · تطابق دقیق — ۳۰ مرداد ۱۴۰۵، ۱۲:۲۲
- دانشجویان متحد · تطابق نزدیکِ متصل به نمونه مبنا — ۳۰ مرداد ۱۴۰۵، ۱۸:۵۵
- اتحاد سراسری کارگران و بازنشستگان ایران · تطابق نزدیکِ متصل به نمونه مبنا — ۳۱ مرداد ۱۴۰۵، ۱:۱۰
اثر انگشت فشرده دقیق و تطابق نزدیکِ متصل به یک نمونه مبنا · زمان ناشناخته، ناموجود باقی میماند
پستهای تلگرام — سایت خبری-تحلیلی کلمه
🔴 به مردم بازگردید!✍ رحیم قمیشیحاکمیت ما شاید اسلامی باشد، اما مردمی، هرگز نتوانسته باشد. جمهوریت یک تعارف بیشتر نبوده.رئیس جمهور فریاد میزند بنزین نداریم، برق کم است، آب نیست، ایران در محاصره است باید مردم برای عبور از سختیها کمک کنند.رئیس مجلس میگوید اگر مردم نباشند با همه سلاحها و قدرت نظامی کاری از پیش نمیرود. میگوید با مردمی فقیر هرگز نمیتوانیم ادعای پیروزی و موفقیت داشته باشیم.رئیس بانک مرکزی میگوید به بانکها هجوم نیاورید، دلار و طلا نخرید، ما کوشش میکنیم ارزش پول ملی را حفظ کنیم.رئیس شرکت ملی نفت میگوید مردم نگران بنزین نباشند، ما نیاز داخلی را هر طور شده فراهم میکنیم.اما چرا کسی باور نمیکند! چرا کسی گوش نمیکند. کسی تره هم برای این صحبتها خرد نمیکند.چرا!؟ما از جمهوریت، تنها یک نام را به عاریت گرفتهایم. ما از مردمی بودن تنها شعارش را دادیم. از به فکر مردم بودن، تنها حرفش را زدیم. عمل مان چیز دیگری بود.رئیس جمهور اعلام میکند هر کس راهی برای بهتر شدن وضعیت میشناسد بیاید جلو.من یک راه خوب بلدم!"به مردم برگردید"اگر میتوانید...راستش را به مردم بگویید. بگویید بسیار کوتاهی کردهاید، بگویید چطور میخواهید جبران کنید. بگویید دستبوس تکتک مردم هستید. بگویید نمی گذارید حقشان پایمال شود و بگویید چطور نخواهید گذارد.آیا با وجود باندهای نامرئی قدرت، اصلا میتوانید؟آنکه از مردم کمک میخواهد، باید مردمی باشد، اگر اسلامی بودن برایتان کافیست، خدا لابد کمکتان میکند. دیگر از مردم چیزی نخواهید!بازگشت به مردم و صداقت، تنها راه عبور از همه بحرانهاست، عبور از خطرات خارجی و داخلی. عبور از بحرانهای اقتصادی.شما اگر مردمی باشید، کافیست بخواهید همه دو روز در هفته از خودرو استفاده نکنند، سفرهای اضافی نروند. نیمی از کشور همراهی خواهد کرد. ولی چون مردمی نیستید، حتی از مطرح کردنش هم میترسید.کافیست از مردم بخواهید مصرف برق را کم کنند، اگر درصد زیادی از مصرف پایین نیامد، یعنی مردم قبولتان ندارند!شما اگر مردمی باشید، با یک خواهشتان کلی تغییر ایجاد میشود. به میان مردم بیایید در امن و امانید، ولی چون مردمی نیستید، باید به هزار سوراخ پناه ببرید و باز هم بترسید.مرگ یک مرگ است، چرا از آن میترسید؟ما در جبهه میگفتیم "مرگ اگر مرد است، گو نزد من آی، تا در آغوشش بگیرم تنگ تنگ...چه شد که حالا مرگ شده ننگ، شده شکست!البته که هزار کار عقب افتاده داریم. البته که عقلانیت باید به مدار تصمیمگیریها برگردد. باید افراد ناتوان با افکار کهنه، همه کنار بروند، باید تنگ نظریها تمام شود، خودی و ناخودی نباشد، آزادی مردم تضمین شود، اقتصاد تقویت شود، شبح جنگ دور شود، رابطه با جهان بهتر شود. البته که کارها باید به افراد کاردان سپرده شوند، دست دزدها از خزانه قطع شود، همه چیز باید شفاف شود، رسانهها باید بتوانند همه دزدیها و ظلمها را افشا کنند...اما کلید همه اینها یک چیز است؛بازگشت به مردماگر توانستید اعتماد مردم را بدست بیاوریداگر توانستید با یک خواهش مردم را قانع کنید کاری کننداگر توانستید به مردم بقبولانید با آنها هستیدبه فکر آنها هستید، خود را خدمتگزار آنها میدانید. اگر توانستید در عمل نشان دهید جز بزرگی مردم ایران چیزی نمیخواهید و حاضر نیستید آن را با چیزی ولو "مصلحت تداوم نظام" و ادامه قدرتتان، معامله نکنید، شاید راهی برای نجات باشداگر نتوانستید، شما رفوزهاید.استعفا دهید محترمانه میرویدندهید، نامحترمانه!هزار سخنرانی کنید، هیچ چیز تغییر نمیکند.شما تا مردمی نشوید تا به قدرت مردم ایمان نیاورید، تا از عرش به فرش پایین نیایید، تا نیایید میان مردم، تا بابت همه کوتاهیها از آنها عذرخواهی نکنید، هرگز موفق نخواهید شد.نه خودتان را خسته کنید نه مردم را.نه برای دنیا شاخ و شانه بکشید، نه برای مردمهیچ راهی نیست، جز بازگشت به مردم...و خواهش از آنها که ببخشندو خودشان راه را تعیین کننداگر جنگ خواستند، جنگاگر صلح خواستند، صلحاگر ادامه همین راه را خواستند ادامهاگر تغییر خواستند، تغییرهر کس هر راهی پیشنهاد کند، دروغ گفتهدریای مردم را دریابیدایران مردمی بزرگ و با گذشت داردحتما میبخشنداگر ببینند حاضرید همراه آنها شویدما میدانیم راه سخت است و مقصد دورمیدانیم باید رنج و مرارت بکشیم برای استقلال و پیشرفتمیدانیم دنیا، دنیای رقابت استباید کم نگذاریمباید آجر آجر کشور را ساختاما اگر فکر میکنید با چهار تا سردار و آخوندو با دعا و استغاثه و داستانهای ماوراییمیشود کشور را ساختو به آینده امیدوار بودچقدر در اشتباهید...منبع: کانال تلگرام نگارنده@Kaleme
🔴 آقای مجتبی خامنهای، رهبر(احتمالی) جمهوری اسلامی ایران! ✍️ عبدالله ناصریدر آغاز سخنم که مخاطبان اصلی آن، مردمباشرف ایراناند، بر این نکته تأکید کنم که از آن دسته از مخالفان حکومت دینی ولیفقیه و هوادار دولت سکولارِ هماهنگ با نظم جهانی هستم که نسبت به زندگی طبیعی و یا حیات دِماغی شما تردید جدی دارد. رهبر دوم جمهوری اسلامی با معاونت شما و سپاه پاسداران نتیجهی مرحلهی اول انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۴ را تغيير داد و مسیر اصلاحات ضروری و مفید برای ایران که نطفهاش را دولت محمد خاتمی بست، غضبناک مسدود کرد. وی رهبری به قول خودش "اِستاده" بود که حین غفلت از مسائل اساسی کشور- امور زندگیبخش به مردم - در خُردترین امور اجرایی مملکت دخالتِ ناروا میکرد. آرمانهای بزرگی داشت ولی چون جهانِ واقع و نسلهای تازهی ایرانزمین را فهم نمیکرد، هزینههای گزاف و بیهوده بر کشور تحمیل کرد، مثل "رؤیاهای اتمی، عمق راهبردی، الگوی پیشرفت ایرانی اسلامی، تمدن اسلامی، ما میتوانیم, اولین قدرت منطقه" و غیر از اینها که همه ریشه در توّهماش داشت. علیالاصول جنابعالی هم همان راه را دنبال میکنید، همان مسیر متوهمانِ جاهطلبی که به سرشتِ سرنوشت کشور بیتوجهاند و انقلاب ملی ۵۷ را که رسالتش فقط برای ایران بود منحرف کردند.فهم سیاسی و قدرت سازماندهی پدر خيلی زیاده از شما بود ولی راه به جایی نبرد. علی خامنهای اگر برای حذف مخالفش، قانونی و مدنی عمل میکرد و قتلی(مثل قتلهای زنجیرهای) را مرتکب نبود و فراجناحی رهبری میکرد و خود رئیسِ یک جریان سیاسی نمیشد و از فساد ساختارمند سپاه و نهادهای حکومتی پشتیبانی نمیکرد و خویشتن را به ازای اختیارات بیحدودش پاسخگو میدانست، امروز اگر هم زنده نمیبود، در تاریخ ایران، خوشنام مینمود. شرایط اقتصادی و جهانی کشور و مخالفت اکثریت مطلق جامعه با جمهوری اسلامی نویدبخش عمر خیلی کوتاه حکومت است اگر در توهم پیروزی جنگهای با آمریکا نباشیم. جوی خونی که میان مردم و حکومت است و طیّ دو روز در دیماه گذشته با دستور حاکمِ مقتول دریا شد، هیچ چیزی جز اضمحلال جمهوری اسلامی و محاکمهی عادلانه عاملان، آن را محو نخواهدکرد. البته مرزبندی این کمینه با فرصتطلبانِ دور از عقل سیاسی که چشم امید به آمریکا و اسرائیل داشتند روشن است. فراموش نکنید خشم و غضبِ دو دولتِ متجاوز به ایران جز با تحریک سپاه پاسداران پدیدار نمیشد، همان شهادتطلبانی که "جهل مقدس" ، پندارشان و ایران دوستیشان دروغ است. پدرتان تحقق سند چشمانداز بیست ساله را دودهه پیشتر خواهان بود ولی غافل از این امر مهم که تحقق آن، فقط با تدبیرِ علمی و مدیریت رایج در جهان و همان دانشی که که حاکمان کره، مالزی و ترکیه از آن بهرهمنداند عملی است. علی خامنهای اعتقادی به مدیریت مرسوم در جهان نداشت و همین عارضهی مَرَضی، موجب مهاجرت نخبگان و مدیرانِ دانشمند شد.وی اصرار داشت سادهترین مطالبهی مردم را با بیشترین هزینهی ملی پاسخ دهد. مثالروشن آن، انتخابات سال ۸۸ است که جنبش "رآی من کو" به انقلاب "سرنگونی جمهوری اسلامی" بدل و تقاضای ابطال انتخابات از سوی رهبر جنبش سبز به زندان و کشتار مخالفان منجر شد و رهبران جنبش به حصرِ ظالمانه درآمدند. اکنون مهمترین مسئله برای مردم ایران اینهاست: مصالحه با آمریکا، توقف اعدام معترضان دیماه، ّبستهماندن پوشهی حجاب اجباری. از مصیبت کبرای معیشت مردم غافل نیستم ولی راه حل این مشکل فقط توافق با آمريکا و رفع تحریمهااست. بیشتر مردم ایران شما و حکومت سپاه پاسداران را نمیخواهند. اینک دو راهپیشِ رو دارید، يکی پذیرش توصیهی مشفقانه میرحسین موسوی مبنی بر رفراندوم و تشکیل مجلس موسسان که یقینا در تاریخ و بر خلافِ پدر، خوشنام خواهید بود و دیگری واگذاری همهی امور مهم کشور و از جمله پیشبرد تفاهمنامهی اسلامآباد به همین رئیسجمهورِ کنونی و دور ماندن از تبعات آن. در پایان آرزو میکنم ملت بزرگ و در رنجِ ایران پس از سالها مقاومت مدنی و خشونتپرهیز هرچه زودتر جشن آزادی ایران را ببینند. @Kaleme
🔴 مبارزه با فساد را به ابزار تسویهحساب سیاسی تبدیل نکنید!اعتراض حزب مجمع ایثارگران به اظهارات غیرواقعی و غیرمستند معاون رئیسجمهور علیه اصلاحطلبانبسمالله الرحمن الرحیمدکتر پزشکیان، رئیسجمهور محترم، بارها بر ضرورت شنیدن صدای جامعه، نقد عملکرد مسئولان و فراهم بودن امکان اظهارنظر و مطالبهگری برای همگان تأکید کردهاند. بر همین اساس، حزب مجمع ایثارگران نیز خود را محق میداند که در چارچوب همین رویکرد، نسبت به اظهارات اخیر آقای سقاب اصفهانی، معاون رئیسجمهور، موضع روشن و صریح خود را بیان کند.آقای سقاب رئیس سازمان بهینهسازی که این روزها متولی اجرای طرح جدید درباره بنزین شده است، به تازگی مدعی شد که هر دو جناح کشور در قاچاق سوخت دست دارند و اگر بخواهم دکان آنها را تعطیل کنم، شیشههایم را خرد میکنند.اظهارات ایشان درباره جریانهای سیاسی، بهویژه اصلاحطلبان و نسبت دادن اتهاماتی نظیر «قاچاق» به یک جریان سیاسی ریشهدار و شناختهشده، موضوعی نیست که بتوان آن را صرفاً یک اظهارنظر شخصی یا اختلافنظر سیاسی تلقی کرد. هنگامی که چنین سخنانی از سوی یک مقام دولتی و در جایگاه معاون رئیسجمهور بیان میشود، گوینده باید نسبت به واژهها، ادعاها و تبعات سیاسی و حقوقی سخنان خود مسئول باشد.اصلاحطلبان یک جریان سیاسی ریشهدار در جمهوری اسلامی ایران هستند و احزاب و شخصیتهای این جریان، مانند هر جریان سیاسی دیگری، میتوانند مورد نقد قرار گیرند؛ اما اتهام، بدون ارائه سند و مستندات معتبر، نه نقد سیاسی است و نه مبارزه با فساد.بنابراین مطالبه حزب مجمع ایثارگران روشن است:اگر آقای سقاب اصفهانی برای اتهامات مطرحشده مستنداتی در اختیار دارند، موظفاند مستندات خود را شفاف و رسمی ارائه کنند تا افکار عمومی و مراجع قانونی درباره صحت و اعتبار آن قضاوت کنند.اما اگر چنین مستنداتی وجود ندارد، انتظار میرود ایشان صریحاً سخنان خود را اصلاح و بابت طرح چنین اتهاماتی عذرخواهی کنند و رئیسجمهور محترم نیز متناسب با جایگاه و مسئولیت ایشان، درباره توبیخ و ادامه مسئولیت وی تصمیم مقتضی اتخاذ کند.معاون رئیسجمهور نمیتواند از یک سو در جایگاه رسمی دولت سخن بگوید و از سوی دیگر، مسئولیت سیاسی و حقوقی سخنان خود را با عنوان «نظر شخصی» کنار بگذارد.نکته مهمتر آنکه دولت آقای پزشکیان با حمایت بخش مهمی از جریان اصلاحطلبی روی کار آمده است؛ اما از میان ۱۹ عضو کابینه، ۱۵ نفر از آنان از نیروهای اصولگرا هستند. با این وصف، شایسته نیست در چنین دولتی، یک مقام ارشد اجرایی، جریان اصلاحطلبی یا هر جریان سیاسی دیگری را بهصورت کلی و بدون ارائه هیچ مستندی، هدف اتهام قرار دهد.اگر قرار است مبارزه با فساد صورت گیرد، باید فراگیر، شفاف، قانونی و بدون تبعیض باشد؛ نه اینکه مبارزه با فساد به ابزاری برای تسویهحساب سیاسی و تخریب جریانهای رقیب تبدیل شود و بیش از همه مقامات انتظامی و رسمی کشور باید پاسخگو باشند زیرا قاچاق سوخت عملا از مرزهای زمینی و دریایی انجام میشود.حزب مجمع ایثارگران صریحاً اعلام میکند که نهتنها مخالف مبارزه با فساد نیست، بلکه از برخورد جدی و بدون ملاحظه با هرگونه فساد، رانت و تخلف، فارغ از وابستگی سیاسی، جناحی و سازمانی حمایت میکند.از این رو، اگر دولت واقعاً اختیار و عزم جدی برای مبارزه با فساد دارد، پیشنهاد میکنیم مسئولیت پیگیری و مطالبهگری در این زمینه را به حزب مجمع ایثارگران واگذار کند. ما آمادگی داریم با همان صراحتی که امروز نسبت به اتهامزنی علیه اصلاحطلبان و سایر جریانها اعتراض میکنیم، هرگونه فساد، تخلف و رانت را، فارغ از اینکه متهم متعلق به کدام جریان یا جناح باشد، پیگیری کنیم.مسئله ما دفاع جناحی از اصلاحطلبان نیست؛ مسئله، دفاع از اخلاق سیاسی، حقوق شهروندی، حیثیت جریانهای سیاسی، قانون و اصل پاسخگویی مسئولان است.در یک نظام سیاسی مبتنی بر قانون، هیچکس نباید به صرف برخورداری از مقام دولتی، مصون از پاسخگویی باشد و هیچ جریان سیاسی نیز نباید صرفاً به دلیل اختلاف سیاسی، هدف اتهامات اثباتنشده قرار گیرد.اتهام بدون سند، مبارزه با فساد نیست؛ تخریب سیاسی است و اگر اتهامی مستند است، باید در برابر قانون و افکار عمومی پاسخگو بود.از رئیسجمهور محترم انتظار میرود همانگونه که بر حق اظهارنظر و مطالبهگری تأکید کردهاند، در برابر اظهارات مسئولان دولت نیز اصل پاسخگویی را عملیاتی کنند و اجازه ندهند جایگاه رسمی دولت، محمل طرح اتهامات اثباتنشده علیه جریانهای سیاسی کشور شود.ما بر این باوریم که دولت وفاق ملی، بیش از هر چیز به صداقت، شفافیت، مسئولیتپذیری، پاسخگویی و احترام به همه جریانهای سیاسی کشور نیاز دارد.حزب مجمع ایثارگرانچهارم شهریور 1405@Kaleme
🔴 پیروزی بر روی ویرانهها؛ وقتی واقعیت مردم با روایت قدرت فاصله دارد✍️ علیرضا کفاییبا این فقر و فلاکت، با کوچک شدن سفره مردم، کاهش قدرت خرید و فرسایش امید اجتماعی، چگونه میتوان همچنان از "پیروزی" سخن گفت؟پیروزی را نمیتوان تنها با ادبیات نظامی و تبلیغاتی تعریف کرد. اگر قرار است پیروزی متعلق به ملت باشد، باید اثر آن در زندگی مردم دیده شود؛ در امنیت، آرامش، اقتصاد، امید به آینده و امکان ساختن یک زندگی شایسته.ممکن است در میدان جنگ کسی خود را پیروز بداند، اما اگر حاصل آن برای مردم، فقر بیشتر، ناامنی اقتصادی، ویرانی زیرساختها و آیندهای مبهم باشد، باید در معنای این پیروزی تأمل کرد.پرسش اصلی این نیست که چه کسی روایت پیروزی می سازد؛ پرسش این است که پیروزی برای چه کسی و با چه هزینهای؟امروز بیش از هر زمان دیگری، کشور به تفاهم، گفتوگو و دیپلماسی نیاز دارد، نه به بازتولید ادبیات جنگ و تهدید.تفاهمنامه و هر سازوکار دیپلماتیکی که بتواند راه گفتوگو را باز کند، از شدت تنش بکاهد، مانع شعلهور شدن دوباره جنگ شود و زمینه رفع فشارهای اقتصادی را فراهم آورد، نباید با نگاه جناحی و سیاسی یک گروه اقلیت جدامانده از جامعه تخریب شود.تفاهم، عقبنشینی نیست؛ گاهی عاقلانهترین شکل پیروزی است.کشوری که سالها تحت فشار اقتصادی و تحریم بوده و مردمش هزینه سنگینی پرداختهاند، نمیتواند هر راهی را که به کاهش تنش و جلوگیری از جنگ منجر میشود، با برچسب ضعف و سازش کنار بگذارد.جنگ، هنگامی که آغاز شود، فقط در میدان نظامی رخ نمیدهد؛ جنگ به سفره مردم، مدرسه، بیمارستان، تولید، سرمایهگذاری، امنیت روانی و آینده نسل بعد نیز سرایت میکند.بنابراین پرهیز از جنگطلبی، نه نشانه ترس، بلکه نشانه مسئولیتپذیری در برابر جان و آینده مردم است.هیچ سیاستمداری حق ندارد هزینه جنگ را بر دوش مردمی بگذارد که پیش از آن نیز با گرانی، فقر و فرسایش قدرت خرید دستوپنجه نرم میکنند و سپس نام این هزینه را پیروزی" بگذارد.در سیاست خارجی نیز مانند سیاست داخلی، باید نتیجه را با زندگی مردم سنجید.آیا مردم پس از تفاهم، آرامش بیشتری خواهند داشت؟آیا خطر جنگ کاهش مییابد؟آیا فشار اقتصادی کمتر میشود؟آیا امکان بازسازی اقتصاد و برقراری روابط عادیتر با جهان فراهم میشود؟اگر پاسخ مثبت است، چرا باید از تفاهم هراسید؟تفاهم، تسلیم نیست؛ تفاهم یعنی ترجیح عقل بر هیجان، دیپلماسی بر تهدید و آینده مردم بر منافع کوتاهمدت اقلیت های سیاسی.امروز ایران بیش از هر چیز به سیاستی نیاز دارد که از جنگ فاصله بگیرد و راه گفتوگو را باز نگه دارد. تفاهمنامهها باید فرصتی برای حل اختلاف باشند، نه قربانی منافع جناحی خاص.جامعهای که دائماً با زبان دشمن و جنگ اداره شود، دیر یا زود هزینه آن را مردم میپردازند.پیروزی واقعی آن نیست که جنگ را تا بینهایت ادامه دهیم و سپس نام ایستادگی را بر ویرانی بگذاریم؛ پیروزی واقعی آن است که پیش از آنکه جنگ دوباره آغاز شود، راه تفاهم را پیدا کنیم.امروز باید شجاعتِ صلح داشت.باید از تفاهم دفاع کرد.باید جنگطلبی را کنار گذاشت.و باید یک بار برای همیشه فهمید که:اگر مردم فقیرتر، خستهتر و نگرانتر شوند، هیچ عنوانی نمیتواند شکست در زندگی آنان را به پیروزی تبدیل کند.ایران به جنگ بیشتر نیاز ندارد؛ایران به آرامش، تفاهم، دیپلماسی و فرصتی برای نفس کشیدن نیاز دارد.منبع: کانال تلگرام نگارنده@Kaleme
🔴 امید به پایان نظم سیاسی مستقر✍ مرضیه حاجی هاشمیسوم شهریور ۱۳۲۰ (۲۵ آگوست ۱۹۴۱)، نیروهای «شوروی» از شمال و نیروهای «بریتانیا» از جنوب و غرب وارد ایران شدند. ایران کشوری بیطرف در جنگ جهانی دوم بود و این مداخله، نقض آشکار حاکمیت آن محسوب میشد؛ اما این تجاوز با مقاومت روحانیت و جامعه سنتی و مذهبی، مواجه نشد. آیا این عدم مقاومت و حتی رضایت و در مواردی اظهار شادمانی از حضور اجنبی به معنای «بیوطنی» یا «وابستگی» تلقی می شود؟واقعیت اجتماعی این بود که برخی سیاستهای «رضاشاه» چون محدود کردن نهادهای سنتی، یکسان سازی های نظام آموزشی و قضایی، کنترل شدید روحانیت، سیاست کشف حجاب و برخی محدودیتهای مذهبی، میان دولت و روحانیت و بخشهایی از جامعه مذهبی و سنتیِ تحت نفوذ آنها شکاف عمیق ایجاد کرده بود. از این رو، سقوط رضاشاه برای بسیاری از آنها، حتی در شرایط اشغال کشور، با احساس رهایی همراه شد. به لحاظ جامعه شناختی، واقعیتی وجود دارد که یک جامعه یا بخشی از آن در عین حال که کشور را متعلق به خود می داند، همزمان، حکومت را متعلق به خود نداند. در چنین شرایطی، شکست حکومت میتواند به عنوان شکست «دیگری» تجربه شود؛ نه شکست ملت. فرد ممکن است از ورود ارتش بیگانه خشنود نباشد؛ اما از اینکه ورود آن به پایان حکومتی منجر شده که او آن را عامل سرکوب و تحقیر خود میداند، احساس رضایت کند. کنش روحانیون در آن مقطع نمونهای از این واقعیت اجتماعی بود. به عنوان نمونه «سید ابوالقاسم کاشانی» که سابقه مبارزه علیه بریتانیا در عراق را در کارنامه خود داشت و روحانی سیاسی بود، چند هفته پس از اشغال، در ۱۶ مهر ۱۳۲۰ (۸ اکتبر ۱۹۴۱)، نامهای به نخستوزیر «محمدعلی فروغی» نوشت که محور آن اعتراض به سیاستهای مذهبی دوره رضاشاه بود، مانند اجرای قوانین شرعی، وضعیت مدارس دینی و رفتار پلیس با زنان محجبه و روحانیون.اهمیت این سند در آن است که نشان میدهد در نخستین هفتههای پس از ورود نیروهای بیگانه به ایران و کنار رفتن رضاشاه، مسئله فوری برای یک روحانی سیاسی باسابقه، بازسازی موقعیت دین و جامعه مذهبی در فضای سیاسی تازه بود، نه ایجاد بسیج عمومی علیه ارتشهای اشغالگر. البته این را نباید به معنای پذیرش اشغال تعبیر کرد. کاشانی بعدها به یکی از مهمترین چهرههای ضدانگلیسی ایران تبدیل شد و خود نیز در دوره اشغال توسط بریتانیا بازداشت شد. بنابراین میتوان یک فرایند مهم را مشاهده کرد که در لحظه نخست، سقوط نظم داخلی بر احساس تهدید خارجی غلبه می کند و هیچ مقاومتی مقابل آن شکل نمی گیرد به ویژه توسط گروه های اجتماعی موثری که در بافت جامعه خود، قدرت بسیج عمومی را دارند؛ اما به دلیل تحقیر و طرد شدگی، از این ظرفیت خود استفاده نمی کنند و اگر به طور علنی شادی هم نکنند، با سکوت و بی تفاوتی به استقبال اشغال سرزمین خود می روند. به لحاظ جامعهشناسی سیاسی، وطندوستی، مشروعیت حکومت و نگرش به قدرت خارجی سه متغیر یکسان نیستند. ممکن است فردی وطندوست باشد؛ اما حکومت موجود را نماینده وطن نداند. ممکن است از شکست حکومت خشنود شود، بدون آنکه خواهان حاکمیت بیگانه باشد و حتی ممکن است پس از مدتی، همان نیروی خارجی را که در سقوط حکومت داخلی نقش داشته، به عنوان تهدیدی علیه کشور بازتعریف کند.از این منظر، عدم مقاومت در برابر بیگانه را نباید معادل تقدیم کشور به بیگانه دانست. گاهی سکوت، انفعال یا حتی استقبالِ نه فقط یک گروه؛ بلکه بخش قابل ملاحظه ای از یک جامعه از نتیجه یک مداخله خارجی، واکنشی به بحران مشروعیت حکومت داخلی است. تاریخ ایران نشان داده در دورههای بحران مشروعیت، فاصله میان «ایران»، «دولت ایران» و «حکومت مستقر در ایران» میتواند بسیار عمیق شود. در چنین شرایطی، آنچه از بیرون «استقبال از بیگانه» دیده میشود، در ذهن کنشگر در واقع اعتراض به حکومت خودی و امید به پایان نظم سیاسی مستقر باشد.منبع: کانال تلگرام نگارنده@Kaleme
🔴 فیش حقوقی مهندس بازرگان و باقی قضایامهندس هاشم صباغیان وزیر کشور دولت موقت در خاطرهای از مهندس بازرگان مینویسد:«چند ماه از نخستوزیری مهندس مهدی بازرگان گذشته بود که فیش حقوقی ایشان از حسابداری نخستوزیری رسید. بازرگان نگاهی به آن افکند و گفت: مگر این مردم چند بار باید به من حقوق بدهند. من حقوق بازنشستگی را از دانشگاه دریافت میکنم و آن نتیجه سی سال خدمت فرهنگی اینجانب بوده است. بنابراین این مبلغ را به خزانه برگردانید و از ماه بعد دیگر فیش حقوقی به نام من صادر نکنید. پس از ترورهای گروه فرقان آقای مهندس بازرگان آمادگی پیدا کردند که حفاظت مختصری از ایشان و محل کار و خانهشان به عمل آید لذا آقای بازرگان و همسرش مدتی از دوران نخستوزیری را در یکی از آپارتمانهای دولتی که قبلاً محل زندگی نگهبانان کاخ شاپور غلامرضا در دوران طاغوت بود زندگی میکرد چون در آغاز انقلاب شب و روز به کارهای مردم و امور مملکت میرسید و نمیتوانست به خانه خود برود. غذای ایشان و همسرش مانند همه کارمندان نخستوزیری هنگام ناهار و شام در منزل و یا دفتر کار ایشان داده میشد. یک روز از من (هاشم صباغیان) پرسیدند که هر پرس غذا چقدر برای دولت تمام میشود جواب دادم باید سئوال کنم. پس از آنکه از مسئول سئوال نمودم، ایشان گفتند ۱۴۰ تومان هزینه میشود. چندماه بعد مهندس بازرگان چکی در حدود سی هزار تومان از حساب شخصی خود امضا کرد و دستور داد که به حساب خزانه دولت بریزند من با حیرت گفتم این چک را برای چه نوشتهاید؟ حواب داد:در مورد غذای خود حرفی ندارم، اما پول غذای همسرم را باید به بیتالمال بپردازم»منبع: کانال تلگرام علیرضا کفایی@Kaleme
