🔴 امید به پایان نظم سیاسی مستقر✍ مرضیه حاجی هاشمیسوم شهریور ۱۳۲۰ (۲۵ آگوست ۱۹۴۱)، نیروهای «شوروی» ا…
انتشار: 2026/08/26 07:23 UTCدریافت: 2026/08/26 16:20 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/26 16:20 UTC
🔴 امید به پایان نظم سیاسی مستقر✍ مرضیه حاجی هاشمیسوم شهریور ۱۳۲۰ (۲۵ آگوست ۱۹۴۱)، نیروهای «شوروی» از شمال و نیروهای «بریتانیا» از جنوب و غرب وارد ایران شدند. ایران کشوری بیطرف در جنگ جهانی دوم بود و این مداخله، نقض آشکار حاکمیت آن محسوب میشد؛ اما این تجاوز با مقاومت روحانیت و جامعه سنتی و مذهبی، مواجه نشد. آیا این عدم مقاومت و حتی رضایت و در مواردی اظهار شادمانی از حضور اجنبی به معنای «بیوطنی» یا «وابستگی» تلقی می شود؟واقعیت اجتماعی این بود که برخی سیاستهای «رضاشاه» چون محدود کردن نهادهای سنتی، یکسان سازی های نظام آموزشی و قضایی، کنترل شدید روحانیت، سیاست کشف حجاب و برخی محدودیتهای مذهبی، میان دولت و روحانیت و بخشهایی از جامعه مذهبی و سنتیِ تحت نفوذ آنها شکاف عمیق ایجاد کرده بود. از این رو، سقوط رضاشاه برای بسیاری از آنها، حتی در شرایط اشغال کشور، با احساس رهایی همراه شد. به لحاظ جامعه شناختی، واقعیتی وجود دارد که یک جامعه یا بخشی از آن در عین حال که کشور را متعلق به خود می داند، همزمان، حکومت را متعلق به خود نداند. در چنین شرایطی، شکست حکومت میتواند به عنوان شکست «دیگری» تجربه شود؛ نه شکست ملت. فرد ممکن است از ورود ارتش بیگانه خشنود نباشد؛ اما از اینکه ورود آن به پایان حکومتی منجر شده که او آن را عامل سرکوب و تحقیر خود میداند، احساس رضایت کند. کنش روحانیون در آن مقطع نمونهای از این واقعیت اجتماعی بود. به عنوان نمونه «سید ابوالقاسم کاشانی» که سابقه مبارزه علیه بریتانیا در عراق را در کارنامه خود داشت و روحانی سیاسی بود، چند هفته پس از اشغال، در ۱۶ مهر ۱۳۲۰ (۸ اکتبر ۱۹۴۱)، نامهای به نخستوزیر «محمدعلی فروغی» نوشت که محور آن اعتراض به سیاستهای مذهبی دوره رضاشاه بود، مانند اجرای قوانین شرعی، وضعیت مدارس دینی و رفتار پلیس با زنان محجبه و روحانیون.اهمیت این سند در آن است که نشان میدهد در نخستین هفتههای پس از ورود نیروهای بیگانه به ایران و کنار رفتن رضاشاه، مسئله فوری برای یک روحانی سیاسی باسابقه، بازسازی موقعیت دین و جامعه مذهبی در فضای سیاسی تازه بود، نه ایجاد بسیج عمومی علیه ارتشهای اشغالگر. البته این را نباید به معنای پذیرش اشغال تعبیر کرد. کاشانی بعدها به یکی از مهمترین چهرههای ضدانگلیسی ایران تبدیل شد و خود نیز در دوره اشغال توسط بریتانیا بازداشت شد. بنابراین میتوان یک فرایند مهم را مشاهده کرد که در لحظه نخست، سقوط نظم داخلی بر احساس تهدید خارجی غلبه می کند و هیچ مقاومتی مقابل آن شکل نمی گیرد به ویژه توسط گروه های اجتماعی موثری که در بافت جامعه خود، قدرت بسیج عمومی را دارند؛ اما به دلیل تحقیر و طرد شدگی، از این ظرفیت خود استفاده نمی کنند و اگر به طور علنی شادی هم نکنند، با سکوت و بی تفاوتی به استقبال اشغال سرزمین خود می روند. به لحاظ جامعهشناسی سیاسی، وطندوستی، مشروعیت حکومت و نگرش به قدرت خارجی سه متغیر یکسان نیستند. ممکن است فردی وطندوست باشد؛ اما حکومت موجود را نماینده وطن نداند. ممکن است از شکست حکومت خشنود شود، بدون آنکه خواهان حاکمیت بیگانه باشد و حتی ممکن است پس از مدتی، همان نیروی خارجی را که در سقوط حکومت داخلی نقش داشته، به عنوان تهدیدی علیه کشور بازتعریف کند.از این منظر، عدم مقاومت در برابر بیگانه را نباید معادل تقدیم کشور به بیگانه دانست. گاهی سکوت، انفعال یا حتی استقبالِ نه فقط یک گروه؛ بلکه بخش قابل ملاحظه ای از یک جامعه از نتیجه یک مداخله خارجی، واکنشی به بحران مشروعیت حکومت داخلی است. تاریخ ایران نشان داده در دورههای بحران مشروعیت، فاصله میان «ایران»، «دولت ایران» و «حکومت مستقر در ایران» میتواند بسیار عمیق شود. در چنین شرایطی، آنچه از بیرون «استقبال از بیگانه» دیده میشود، در ذهن کنشگر در واقع اعتراض به حکومت خودی و امید به پایان نظم سیاسی مستقر باشد.منبع: کانال تلگرام نگارنده@Kaleme
نخستین مشاهده و پستهای مشابه
این برچسبها فقط زمان نخستین مشاهده متن عمومیِ همسان در این فهرست را نشان میدهند و اثباتکننده نویسنده اصلی نیستند.
- سایت خبری-تحلیلی کلمه · تطابق دقیق — ۴ شهریور ۱۴۰۵، ۱۶:۲۰
- صراط نیوز | seratnews · تطابق نزدیکِ متصل به نمونه مبنا — ۴ شهریور ۱۴۰۵، ۱۹:۳۰
اثر انگشت فشرده دقیق و تطابق نزدیکِ متصل به یک نمونه مبنا · زمان ناشناخته، ناموجود باقی میماند